♡Abolfazl♡

♡Abolfazl♡

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



اسب ها١٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤پر نکن به درک. من و امثال من تا آخر عمر این برنامه رو لغو نمیکنیم تا چشم شماها دربیاد. 😏گزارش
2 | 1
coure٢٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠١کورس و. . . ^ - ^گزارش
0 | 0
climb early٢٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٣١درابتدای کوهنوری و. . . ^ - ^گزارش
0 | 0
weed١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/٣١کندن علف های هرز^ - ^گزارش
0 | 0
town١٥:٤٧ - ١٤٠٠/٠٣/٣١شهرک. شهر کوچک و. . . ^ - ^گزارش
5 | 1
turn right١٥:٤٤ - ١٤٠٠/٠٣/٣١رفتن به سمت راست و. . . ^ - ^گزارش
14 | 1
use the atm١٥:٤٣ - ١٤٠٠/٠٣/٣١استفاده کردن از دستگاه خودپرداز ( عابربانک ) ^ - ^گزارش
7 | 1
newspaper١١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٣١روزنامه. مجله و. . . ^ - ^گزارش
2 | 1
make a phone call١١:٤٦ - ١٤٠٠/٠٣/٣١برقرار کردن تماس تلفنی. تماس گرفتن با یک تلفن و. . . ^ - ^گزارش
12 | 1
get a haircut١١:٣٣ - ١٤٠٠/٠٣/٣١به آریشگاه رفتن. به سلمانی رفتن و. . . ^ - ^گزارش
5 | 1
wonderful١١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٣/٣١شگفت انگیز. حیرت آور . حیرت انگیز. عالی و. . . ^ - ^گزارش
2 | 0
far١١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٣/٣١دور دست. دور از. آن طرف. آن سو. دراز و. . . ^ - ^گزارش
9 | 0
crowded١١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٣/٣١شلوغ. پر جمیعت. جایی که افراد زیاردی در آنجا است. افراد زیاد و. . . ^ - ^گزارش
9 | 0
donut١١:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/٣١شیرنی. قنادی. پیراشکی و. . . ^ - ^گزارش
2 | 0
tissue٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠دستمال کاغذی و. . . ^ - ^گزارش
9 | 1
game١٦:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠بازی. سرگرمی. تفریح. سرحال. شوخی. و. . . ^ - ^گزارش
2 | 0
go on ride١٦:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠سوار شدن در چرخ فلک ویا. . . ^ - ^گزارش
12 | 0
across from١٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠روبه روی. جلوی. مقابله ( چیزی ) و. . . ^ - ^گزارش
5 | 1
dart١٥:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠پرتاپ کردن تیر یا توپ کوچک که معمولا در شهربازی ها است و جایزه هم دارد. ^ - ^گزارش
2 | 1
present simple١٥:٢٠ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠حال ساده و. . . ^ - ^گزارش
7 | 0
threw١٥:١٧ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠پرتاب کرد. انداخت. ویران کرد. ( چیزی ) و. . . ^ - ^گزارش
0 | 1
throw١٥:١٦ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠پرتاب کردن. ویران کردن انداختن ( چیزی ) و. . . ^ - ^گزارش
0 | 0
stump١٥:١٠ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠تنه بریده شده ی درختی که هنوز در زمین هست ^_^گزارش
2 | 0
ball١٥:٠٤ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠توپ بازی. توپ ورزش و. . . .گزارش
5 | 0