برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

♡Abolfazl♡

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 پر نکن به درک. من و امثال من تا آخر عمر این برنامه رو لغو نمیکنیم تا چشم شماها دربیاد.😏 ١٤٠٠/٠٥/٠٤
|

2 کورس و...^-^ ١٤٠٠/٠٤/٠١
|

3 درابتدای کوهنوری و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

4 کندن علف های هرز^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

5 شهرک. شهر کوچک و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

6 رفتن به سمت راست و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

7 استفاده کردن از دستگاه خودپرداز (عابربانک)^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

8 روزنامه. مجله و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

9 برقرار کردن تماس تلفنی. تماس گرفتن با یک تلفن و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

10 به آریشگاه رفتن. به سلمانی رفتن و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

11 شگفت انگیز. حیرت آور . حیرت انگیز.عالی و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

12 دور دست. دور از. آن طرف. آن سو. دراز و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

13 شلوغ.پر جمیعت. جایی که افراد زیاردی در آنجا است.افراد زیاد و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

14 شیرنی. قنادی.پیراشکی و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

15 دستمال کاغذی و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

16 بازی. سرگرمی. تفریح.سرحال. شوخی. و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

17 سوار شدن در چرخ فلک ویا...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

18 روبه روی. جلوی. مقابله(چیزی)و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

19 پرتاپ کردن تیر یا توپ کوچک که معمولا در شهربازی ها است و جایزه هم دارد. ^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

20 حال ساده و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

21 پرتاب کرد. انداخت. ویران کرد. ( چیزی)و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

22 پرتاب کردن. ویران کردن انداختن( چیزی)و...^-^ ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

23 تنه بریده شده ی درختی که هنوز در زمین هست ^_^ ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

24 توپ بازی.توپ ورزش و.... ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|