طاها تمسکی

طاها تمسکی . just an english student in learning status

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



brushed١٥:٢١ - ١٣٩٩/٠٦/٣١در برخی متون میتواند به معنای به آرامی و یا بی احتیاط از کنار چیزی رد شدن باشد.گزارش
7 | 1
شارش٠٣:٠٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٩به معنای انتقال در فیزیک میباشد. برای مثال: همانطور که میدانیم اختلاف دما بین دو جسم سبب انتقال انرژی از یک جسم به جسم دیگر میشود. هم چنین اختلاف ار ... گزارش
74 | 1
justify١٣:٥٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٨بی تقصیر و گناه نشان دادن، تصدیق، دلیل آوردن و. . .گزارش
21 | 0
morally١٣:٥٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٨از نظر اخلاقی، در دیدگاه اخلاقی گزارش
23 | 0
pair work١٦:٣٨ - ١٣٩٨/١٠/١٠کار دونفره برای این کلمه بهتره ، من خودم تو امتحان زبان مدرسه نوشتم کار گروهی، معلممون غلط گرفت. از طرفی دیگه هم pair به معنای جفت هست .گزارش
64 | 1
sweethearts٠٩:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦یار ، دلبر ، معشوقهگزارش
16 | 0
ie١٥:٢٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢٣در واقع. . . ، به معنای دیگرانگونه است ، درواقع چنین است ، عملا یعنی . . I. e. and e. g. are both Latin abbreviations. E. g. stands for exempli grat ... گزارش
34 | 0
take after١٧:٥٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٦شبیه به رفتار و اخلاق کسی عمل کردن . عکس العمل شبیه به فرد یا افرادی که از رفتار آنها خوشتان می آید.گزارش
12 | 1
indicate٠٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٤نشان دادن ، مسجل کردن ، قبولاندن گزارش
18 | 1
ford١١:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/١٢ford motor company �مارک ماشین� ، آبنما ، قسمت کم عمق رودخانه گزارش
18 | 1
tolerant١٧:٠٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣٠showing a willingness to allow the existence of opinions or behavior that one does not necessarily agree withگزارش
12 | 1
mean١٨:٥٢ - ١٣٩٨/٠٥/٢٨تنگ چشم ، بخیل، تنگ نظر ، خسیس � برای صفت � معنی دادن ، منظور داشتن � فعل � گزارش
37 | 2
ambitious١٨:١٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٨بلندپرواز ، جاه طلب having or showing a strong desire and determination to succeedگزارش
32 | 1
critic٠٣:١٥ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦کارشناسگزارش
32 | 0
spotlight٠٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦a lamp projecting a narrow, intense beam of light directly on to a place or person, especially a performer on stage گزارش
16 | 1
self confident٠٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦با اعتماد به نفس trusting in one's abilities, qualities, and judgmentگزارش
28 | 1
baos٠٢:٠٧ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦a Chinese steamed bread roll with a filling of meat or vegetablesگزارش
14 | 1
briefly٠١:٥٠ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦for a short time; fleetingly using few words; conciselyگزارش
16 | 1
time off٠٨:٥٥ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠a period of time when you do not work because of illness or holidays, or because your employer has given you permission to do something elseگزارش
41 | 1
burned out٢٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠٤/٢٩to cause someone to lose energy and enthusiasm, either from stress or because the person is working too hard: They asked her to slow down because the ... گزارش
18 | 0
gigantic table٠٠:١٥ - ١٣٩٨/٠٤/٢٧a family which extends beyond the nuclear family to include grandparents and other relativesگزارش
21 | 0
violent١٦:٤٧ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦خشن ، رفتار نامتعاف ، بد اخلاقگزارش
37 | 1
entity١٥:١٥ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦شخصیت ، هویت ، اخلاق ، رفتارگزارش
28 | 1
indicate١٥:١٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦نشان دادن ، مدرک بر علیه چیزی ، ثابت کردنگزارش
32 | 1
tutorial١٤:٤١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦برنامه یا کلاس آنلاین خصوصی در وسایل الکترونیکی مانند کامپیوتر .گزارش
32 | 1
picky eater٠٢:٢٦ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦آدمی که هرغذایی را نمیخورد و در زمینه غذا سخت پسند است ، آدم بد غذاگزارش
156 | 1
gown١٦:٣٢ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠مانتو ، لباس بلند و شیک زنانه ، لباس گشاد و بلندی که ملکه ها میپوشند یا لباس خواب مجللگزارش
44 | 3
silk١٦:٣٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠ابریشمی ، نج ابریشمی یا جنس اریشمگزارش
57 | 0
back seat٢٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٤/١١a passenger in a car who gives the driver unwanted advice کمک رانندهگزارش
23 | 1
drama school٢٠:١٤ - ١٣٩٨/٠٤/١١A drama school, stage school or theatre school is an undergraduate and/or graduate school or department at a college or universityگزارش
12 | 1
اتشگر گیتی١٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠١/٣٠کنایه از روزگار آتش افروز گزارش
76 | 4
چندگانگی٢٢:١٩ - ١٣٩٧/١٠/٢٩چند شکل بودن گزارش
147 | 3
شاهد٢٢:١٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٩آن که هنگام روی دادن امری حضور دارد - گواهگزارش
37 | 1
امثال١٨:٤٣ - ١٣٩٧/١٠/٢٩فامیل ها - افرادی که مثل هم هستند - همانند ها - شبیه به همگزارش
37 | 1
پایبد بودن٢٠:٥٩ - ١٣٩٧/٠٨/٠١مقید بودنگزارش
16 | 0
odd out١٦:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩در بعضی از متن ها به معنی بیرون کشیدن می باشدگزارش
99 | 1
easy peasy١٥:٤١ - ١٣٩٧/٠٧/١٧اصطلاح : مثل آب خوردن بسیار آسانگزارش
97 | 1
diy store١٦:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/١٤abbreviation for do - it - yourself: the activity of decorating or repairing your home, or making things for your home yourself, rather than paying s ... گزارش
46 | 1
either١٤:٣٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤یا - حتی - شاید - بجایگزارش
138 | 11
casting director١٨:١٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٣the person responsible for assigning roles in a film or playگزارش
23 | 0
casting١٨:٠٥ - ١٣٩٧/٠٦/٢٣پرخاش � ریخته گری کردن �گزارش
25 | 1
critics١٥:١٩ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠کارشناسانگزارش
74 | 1
اعصاب١٤:٥٩ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠nervationگزارش
46 | 1
avatar١٤:٤٥ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠مراسم ها و رسم های هندوگزارش
21 | 1
moving film١٤:٣٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠فیلم گریه آور / فیلم احساساتیگزارش
23 | 0
animated film١٢:٥٥ - ١٣٩٧/٠٦/١٨Animation is a dynamic medium in which images or objects are manipulated to appear as moving images. In traditional animation, images are drawn or pa ... گزارش
23 | 1
dont mention١٢:١٤ - ١٣٩٧/٠٦/١٢لازم به ذکر نیستگزارش
21 | 1
generalisation١٩:٠٨ - ١٣٩٧/٠٦/١١عمومیت دادن، عمومیتگزارش
55 | 1
countryside١٦:٢٧ - ١٣٩٧/٠٦/١٠روستانشینان و مناطق روستاییگزارش
67 | 3
ban١٦:٢٣ - ١٣٩٧/٠٦/١٠ممنوعیت / منع کردن / جلوگیری / قانونی که کاری را ممنوع ویا در آن منطقه اجبار میکندگزارش
115 | 0