♡Narges♡

♡Narges♡

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



guidance counselor١٦:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٥مشاوره تحصیلگزارش
5 | 0
figure١٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٣حساب کردن ، اندامگزارش
0 | 0
casual١٢:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/١٣تصادفی ، اتفاقی ، غیرجدی Casual mannerگزارش
0 | 0
volkswagen١٤:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩یک برند خارجی ( المانی ) از شرکت خودروسازیگزارش
2 | 0
aisan٢٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠به معنی ماه🌛❤🌜گزارش
0 | 0
reveal٠٧:٣٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤Make known اشکار کردن فاش کردنگزارش
2 | 0
golden oldie١٦:٤١ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣Golden oldies یعنی چیزهایی که قدیمی هستند ولی دارای محبوبیت زیادی هستند مثلا بعضی از اهنگ های قدیمیگزارش
0 | 0
conquering١٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٢Having won a victory پیروزی، فتحگزارش
0 | 0
landmark١٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥دیدنی هاگزارش
5 | 1
goof١٩:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٠Making goof سوتی دادنگزارش
2 | 0
rose out١١:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦Rose outگذشته ساده فعلrise هست یعنی افزایش پیدا کرد🌼.گزارش
2 | 0
qaulify١٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/١٦Show that you are ableگزارش
0 | 0
air steward١٧:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/١٨مهماندارگزارش
0 | 0
look foward to٢٢:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٧Lookfoward . مشتاق بودن گزارش
5 | 0
continuosly١٩:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٧به طور پشت سر هم ، داعماگزارش
0 | 0
displays١٦:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٤پشت ویترین مغازه گذاشتن Window displaysگزارش
0 | 0
have got to١٢:٠٨ - ١٣٩٩/١١/٢٣I have got to run . . من محبورم فرار کنمگزارش
5 | 1
troublemaker١٢:٣٦ - ١٣٩٩/١١/٢٠Trouble یعنی مشکل و maker یعنی سازنده پس میشه کسی که نشکل ساز هستگزارش
7 | 1
haves١١:٤٤ - ١٣٩٩/١١/٠٩People who has money , jobs , homesگزارش
0 | 0
count me in٠٠:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٠٩ من هستم ، من پایه ام گزارش
2 | 0
responsibilities٠٠:٣٦ - ١٣٩٩/١١/٠٩. وظایفگزارش
5 | 0
subsidised١٨:٠٤ - ١٣٩٩/١١/٠٧یعنی کمک مالی که دولت میکنهگزارش
14 | 0
excitments١٤:٠٠ - ١٣٩٩/١١/٠٢هیجاناتگزارش
0 | 0
coastal resort١٨:٢٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٤مکان ساحلیگزارش
0 | 0
movement upsets their stomach١٨:١٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٤حرکت باعث ناراحتی معده شان میشودگزارش
0 | 0