مدال‌های سید محراب میرکریمی

بازدید
١٣,٦١٤
امتیاز کل
١,٩٢٠,٤٩٥
کل مدال ها
٢٣,٢٩٥
طلا
٢,٥٥٥
نقره
٨,٥١٣
برنز
١٢,٢٢٧
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
intellectualism: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
integrity: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
integrally: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
participative: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
navigate: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
navigationally: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
navigably: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست از سر کچل برداشتن: get off somebody's back
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تا تنور داغه نون رو بچسبون: strike while the iron is hot
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
به ساز هر کسی رقصیدن: dance to somebody's tune
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خودت پذیرایی کن: help yourself
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stylisation: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stylised: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اصلا بهتره که: better yet
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
همان موقع: just then
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
همون موقع: just then
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اون موقع: just then
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ان موقع: just then
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
در ان موقع: just then
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کسی را سر به نیست کردن: finish somebody off
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کار کسی را ساختن: finish somebody off
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کار کسی را تمام کردن: finish somebody off
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کلک چیزی را کندن: finish something off
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کسی را تنها گذاشتن: run out on somebody ( informal )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تنها گذاشتن: run out on somebody ( informal )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earn your keep: a ) to do jobs in return for being ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earn its keep: a ) to do jobs in return for being ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
base slave: برده بی بند و بار و فرومایه ( برده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تحت فشار قرار دادن: put pressure on sb ( to do sth )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فشار اوردن: put pressure on sb ( to do sth )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فشاراوردن بر: put pressure on sb ( to do sth )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرفم را پس می گیرم: I take back my word I eat my word
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرف خود را رسما پس گرفتن: take back one's word eat one's wor ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرف خود را پس گرفتن: take back one's my word eat one's ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اینو تو کله ات فرو کن: get it into your head
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خوشحالی بال دراوردن: to be over the moon
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hypodermis: 🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گل به خودی زدن: اصطلاح گل به خودی زدن یعنی به خود ض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به خود ضرر زدن: shoot oneself in the foot
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به خود ضرر رساندن: shoot oneself in the foot
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از تک و تا افتادن: run out of steam
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از تب و تاب افتادن: run out of steam
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در راس امور: in the driving seat
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب در هاون کوبیدن: flog a dead horse
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بادمجان واکس زدن: flog a dead horse
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بادنجان واکس زدن: flog a dead horse
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گرگ در لباس میش: دقیقا معادلِ این اصطلاح در انگلیسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مثل کبک سر خود را زیر برف کردن: bury/ hide your head in the sand
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
انگشت اتهام به سمت کسی گرفتن: point a/​the finger ( at somebody )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با جان خود بازی کردن: dice with death
٢ سال پیش