گرمسار
/garmsAr/
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
خار در گویش سمنانی و طبری به معنای خوب می باشد معمولا در احوال پرسی برای خوب بودن حال کسی از کلمه ی خار در این گویشها استفاده می شود البته خار به معنی خورشید یا دامنه ی آفتاب گیر هم هست مانند خار ( گرمسار
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
) ، خراسان، دامنه آفتابگیر کوه نیزوا در شمال سمنان با نام خاریه، چون که به دامنه ی آفتاب گیر، خار دیم و به دامنه ی پشت آفتاب و سایه، نسوم می گویند.
شهر گرمسار یا همان شهر قشلاق
ودشت گرمسار یا همان دشت خوار
در جنوب فیروزکوه و شرق استان تهران واقع شده است ودر قدیم مرکز اقوام تبعیدی الیکایی از مازندران، اصانلو از زنجان، زندی از لرستان و پازوکی از کردستان بوده است.
ودشت گرمسار یا همان دشت خوار
در جنوب فیروزکوه و شرق استان تهران واقع شده است ودر قدیم مرکز اقوام تبعیدی الیکایی از مازندران، اصانلو از زنجان، زندی از لرستان و پازوکی از کردستان بوده است.
رودهایی گرم