کلوان
لغت نامه دهخدا
کلوان. [ ک ُل ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شفت است که در بخش مرکزی شهرستان فومن واقع است و 480 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
کلوان. [ ک َل ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بزچلو است که در بخش وفس شهرستان اراک واقع است و 294 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
گویش مازنی
دانشنامه عمومی
کلوان (اوکراین). کلوان ( اوکراین ) ( به لاتین: Klevan ) یک زیستگاه انسانی در اوکراین است که در استان ریونه واقع شده است. [ ۲]
کلوان ۷٬۴۷۰ نفر جمعیت دارد و ۲۱۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.



کلوان ۷٬۴۷۰ نفر جمعیت دارد و ۲۱۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.




wiki: کلوان (اوکراین)
کلوان (کرج). کلوان، روستایی واقع در دهستان آدران از توابع بخش آسارا شهرستان کرج در استان البرز ایران است.
جمعیت این روستا براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، ۵۹۲ نفر ( ۱۵۶خانوار ) بوده است.
اهالی این روستا اکثراً کشاورز و دامدار می باشند و از اقوام تات زبان هستند. [ ۲] تعداد ۵ مرغداری کوچک در کلوان فعالیت دارند؛ که گوشت مرغ همان منطقه را تأمین می کنند. تعداد ۲ استخر پرورش ماهی کوچک نیز جهت تأمین ماهی و توابع فعالیت دارند. در این روستا یک گذرگاه خیلی قدیمی سال ۹۱ بازسازی شد که مابین دو درخت تنو مند سرو قرار دارد.
قله بلند کاهار در این روستا قرار دارد. این روستا دارای معدن سنگ باریت می باشد و جزء پرآب ترین روستاها منطقه است.
جمعیت این روستا براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، ۵۹۲ نفر ( ۱۵۶خانوار ) بوده است.
اهالی این روستا اکثراً کشاورز و دامدار می باشند و از اقوام تات زبان هستند. [ ۲] تعداد ۵ مرغداری کوچک در کلوان فعالیت دارند؛ که گوشت مرغ همان منطقه را تأمین می کنند. تعداد ۲ استخر پرورش ماهی کوچک نیز جهت تأمین ماهی و توابع فعالیت دارند. در این روستا یک گذرگاه خیلی قدیمی سال ۹۱ بازسازی شد که مابین دو درخت تنو مند سرو قرار دارد.
قله بلند کاهار در این روستا قرار دارد. این روستا دارای معدن سنگ باریت می باشد و جزء پرآب ترین روستاها منطقه است.

wiki: کلوان (کرج)
کلوان (کمیجان). کلوان روستایی است از توابع شهرستان کمیجان در استان مرکزی. این روستا در دهستان اسفندان در بخش مرکزی این شهرستان قرار دارد [ ۱] .
[ ۲] .
روستای کلوان طبق تقسیمات اخیر کشوری، ازتوابع دهستان اسفندان و بخش مرکزی شهرستان کمیجان می باشد. این روستا بامختصات جغرافیایی ۴۹درجه و ۴۹دقیقه طول شرقی و۳۹درجه و۲۴دقیقه عرض شمالی در شمال غربی استان مرکزی قراردارد. فاصله روستای کلوان تا مرکز شهرستان ۵ کیلومتر می باشد. [ ۳]
طبق سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت کلوان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۸۴۷ نفر بوده است. این روستا ۱۹۳ خانوار دارد[ ۱] .
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف[ ۲] .
روستای کلوان طبق تقسیمات اخیر کشوری، ازتوابع دهستان اسفندان و بخش مرکزی شهرستان کمیجان می باشد. این روستا بامختصات جغرافیایی ۴۹درجه و ۴۹دقیقه طول شرقی و۳۹درجه و۲۴دقیقه عرض شمالی در شمال غربی استان مرکزی قراردارد. فاصله روستای کلوان تا مرکز شهرستان ۵ کیلومتر می باشد. [ ۳]
طبق سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت کلوان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۸۴۷ نفر بوده است. این روستا ۱۹۳ خانوار دارد[ ۱] .

wiki: کلوان (کمیجان)
پیشنهاد کاربران
همچنین، امروزه بن ( کِلو - ) واژه کِلیو یا کِلیف را داریم که به چیم گذرگاه تگ برای جوی آب در دیوار باغ و . . . می باشد. به گمان می رسد که این دو واژه دگرگون شده همین کِلو هستند که با گوشت زمان بسیار اینچنین گفته می شوند و شاید کِلیو نامی ساخته شده از بن کِلو باشد.
کِلوان و کلوانق ( که بهتر است درستتر کِلوانَگ ) نوشته شود واژگان پارسی پهلوی هستند که در میهنمان در استان البرز، در اراک، و در آذربایجان، و شاید جاهای دیگر یافته می شوند. این نامها به گمان با رودهای پرآب ولی دارای گذرگاه تنگ در پیوند هستند که گذر از آنها دشوار بوده است. ساختار واژه ها نیز نشان می دهد که این نامها از یک بُن کِلوان ساخته شده اند، که خود نام و صفت کُنایی از بن کِلو - است که یک بن بسیار کهن است:
... [مشاهده متن کامل]
کِلویتَن یا کِلویدَن ( کِلو - ) : به سختی گذشتن ( از آب باریک و تنگ و پر آب و تند )
کِلودار: به سختی گذشتنی ( از آب یا رود تنگ و پرآب )
کِلوین: به سختی گذشتنی ( از آب ) ، رود پر آب و باریک و تنگ
کِلویک یا کِلویگ: به سختی گذشتنی ( از آب )
کِلویتار یا کِلویدار: به سختی گذرنده ( از آب )
کِلواک یا کِلواگ: به سختی گذرنده ( از آب )
کِلوان: به سختی گذرنده ( از آب ) ؛ نام جاهایی در استان البرز و مرکزی
کِلویشن: به سختی گذشتن ( از آب )
کِلویشنیک یا کِلویشنیگ: کِلویتار؛ کِلویگ
کِلویشنیه: گذر سخت ( از آب )
کِلویشنیها: با گذشتن سخت از آب یا رود تنگ و پرآب و تند
کِلوَک یا کِلوَگ: ابزاری برای گذشتن از آب و رود تنگ و پرآب؛ گذرنده از چنین آبی تند و بسیار
کِلوینَک یا کِلوینَگ: ابزاری برای گذشتن از آب یا رود تنگ و باریک و پرآب و تند
پَدیشکِلو ( واو را ساکن بخوانید ) : کِلوینَگ
کِلوید یا کِلویت: به سختی از رود تنگ و تند و پرآب گذشت؛ به سختی گذر کرده از چنین آبی؛ بگذرید ( از چنین رودی تنگ و پرآب )
کِلویدَک یا کِلویدَگ یا کِلویتَک یا کِلویتَگ: گذر کرده از رود تنگ و تند و پرآب
اگر کِلوان را بسان یک بن به کار بگیریم ( مانند گنجیدن و گنجاندن یا گنجانیدن یا گنجینیدن، گنجان - یا گُنجین - ) خواهیم داشت:
کِلوانیدَن یا کِلوانیتَن ( کِلوان - ) یا کِلوینیتَن یا کِلوینیدَن ( کِلوین - ) : از رود تنگ و پرآب گذراندن
کِلواندار: گذرانده شدنی ( از رود پرآب و تنگ )
کِلوانین:کِلواندار
کِلویندار: کِلواندار
کِلوینین: کِلواندار
کِلوانیک یا کِلوانیگ یا کِلوینیک یا کِلوینیگ: کِلواندار؛ بسته به کِلوانیدن
کِلوانیدار یا کِلوانیتار یا کِلوینیتار یا کِلوینیدار: گذراننده از رود تنگ و پرآب
کِلواناک یا کِلواناگ یا کِلویناک یا کِلویناگ: کِلوانیتار
کِلوانان یا کِلوینان: کِلوانیتار
کِلوانیشن یا کِلوینیشن: گذراندن از رود تنگ و پرآب
کِلوانیشنیک یا کِلوانیشنیگ یا کِلوینیشنیک یا کِلوینیشنیگ: کِلوانیتار؛ کِلوانیگ
کِلوانیشنیه یا کِلوینیشنیه: گذراندن از رود تنگ و پرآب
کِلوانیشنیها یا کِلوینیشنیها: با گذراندن از رود تنگ و پرآب
کِلوانَک یا کِلوانَگ یا کِلوینَک یا کِلوینَگ: گذراننده از رود تنگ و پرآب؛ ابزاری برای گذراندن از رود تنگ و پرآب؛ نام جایی در استان آذربایجان که امروزه به نادرستی کِلوانَق نوشته می شود و چون حرف "ق" در پارسی نیست، با این شیوه نگارش نادرست، برخی به نادرستی آن را واژه تورکی می شناسند.
کِلوانینَک یا کِلوانینَگ یا کِلوینینَک یا کِلوینینَگ: کِلوانَگ
پَدیشکِلوان یا پَدیشکِلوین: کِلوانَگ
کِلوانید یا کِلوانیت یا کِلوینیتیا کِلوینید: از رود پرآب و تنگ گذراند؛ از رود پرآب و تنگ بگذرانید؛ گذرانیده از رود پر آب و تنگ؛ گذرانیده شده از رود پرآب و تنگ
کِلوانیدَک یا کِلوانیدَگ یا کِلوینیدَک یا کِلوینیدَگ: گذرانیده از رود پرآب و تنگ؛ گذرانیده شده از رود پرآب و تنگ
... [مشاهده متن کامل]
کِلویتَن یا کِلویدَن ( کِلو - ) : به سختی گذشتن ( از آب باریک و تنگ و پر آب و تند )
کِلودار: به سختی گذشتنی ( از آب یا رود تنگ و پرآب )
کِلوین: به سختی گذشتنی ( از آب ) ، رود پر آب و باریک و تنگ
کِلویک یا کِلویگ: به سختی گذشتنی ( از آب )
کِلویتار یا کِلویدار: به سختی گذرنده ( از آب )
کِلواک یا کِلواگ: به سختی گذرنده ( از آب )
کِلوان: به سختی گذرنده ( از آب ) ؛ نام جاهایی در استان البرز و مرکزی
کِلویشن: به سختی گذشتن ( از آب )
کِلویشنیک یا کِلویشنیگ: کِلویتار؛ کِلویگ
کِلویشنیه: گذر سخت ( از آب )
کِلویشنیها: با گذشتن سخت از آب یا رود تنگ و پرآب و تند
کِلوَک یا کِلوَگ: ابزاری برای گذشتن از آب و رود تنگ و پرآب؛ گذرنده از چنین آبی تند و بسیار
کِلوینَک یا کِلوینَگ: ابزاری برای گذشتن از آب یا رود تنگ و باریک و پرآب و تند
پَدیشکِلو ( واو را ساکن بخوانید ) : کِلوینَگ
کِلوید یا کِلویت: به سختی از رود تنگ و تند و پرآب گذشت؛ به سختی گذر کرده از چنین آبی؛ بگذرید ( از چنین رودی تنگ و پرآب )
کِلویدَک یا کِلویدَگ یا کِلویتَک یا کِلویتَگ: گذر کرده از رود تنگ و تند و پرآب
اگر کِلوان را بسان یک بن به کار بگیریم ( مانند گنجیدن و گنجاندن یا گنجانیدن یا گنجینیدن، گنجان - یا گُنجین - ) خواهیم داشت:
کِلوانیدَن یا کِلوانیتَن ( کِلوان - ) یا کِلوینیتَن یا کِلوینیدَن ( کِلوین - ) : از رود تنگ و پرآب گذراندن
کِلواندار: گذرانده شدنی ( از رود پرآب و تنگ )
کِلوانین:کِلواندار
کِلویندار: کِلواندار
کِلوینین: کِلواندار
کِلوانیک یا کِلوانیگ یا کِلوینیک یا کِلوینیگ: کِلواندار؛ بسته به کِلوانیدن
کِلوانیدار یا کِلوانیتار یا کِلوینیتار یا کِلوینیدار: گذراننده از رود تنگ و پرآب
کِلواناک یا کِلواناگ یا کِلویناک یا کِلویناگ: کِلوانیتار
کِلوانان یا کِلوینان: کِلوانیتار
کِلوانیشن یا کِلوینیشن: گذراندن از رود تنگ و پرآب
کِلوانیشنیک یا کِلوانیشنیگ یا کِلوینیشنیک یا کِلوینیشنیگ: کِلوانیتار؛ کِلوانیگ
کِلوانیشنیه یا کِلوینیشنیه: گذراندن از رود تنگ و پرآب
کِلوانیشنیها یا کِلوینیشنیها: با گذراندن از رود تنگ و پرآب
کِلوانَک یا کِلوانَگ یا کِلوینَک یا کِلوینَگ: گذراننده از رود تنگ و پرآب؛ ابزاری برای گذراندن از رود تنگ و پرآب؛ نام جایی در استان آذربایجان که امروزه به نادرستی کِلوانَق نوشته می شود و چون حرف "ق" در پارسی نیست، با این شیوه نگارش نادرست، برخی به نادرستی آن را واژه تورکی می شناسند.
کِلوانینَک یا کِلوانینَگ یا کِلوینینَک یا کِلوینینَگ: کِلوانَگ
پَدیشکِلوان یا پَدیشکِلوین: کِلوانَگ
کِلوانید یا کِلوانیت یا کِلوینیتیا کِلوینید: از رود پرآب و تنگ گذراند؛ از رود پرآب و تنگ بگذرانید؛ گذرانیده از رود پر آب و تنگ؛ گذرانیده شده از رود پرآب و تنگ
کِلوانیدَک یا کِلوانیدَگ یا کِلوینیدَک یا کِلوینیدَگ: گذرانیده از رود پرآب و تنگ؛ گذرانیده شده از رود پرآب و تنگ
کلوانی های نیتل قومی هستند که حدود دویست سال پیش از روستای کلوان به نیتل مهاجرت کرده و حدود سی صد خانوار جمعیت دارند کلوانی های افرسیاب کلا هم یا کلوانی های نیتل نسبت دادند و در روستای افرسیاب شهرستان نور زندگی می کنند