کاشان. ( اِ ) کاشانه. خانه : بسته پیشت کمر دوپیکروار بت مشکوی و لعبت کاشان.
مسعودسعد.
|| منزل زمستانی. ( ناظم الاطباء ). کاشان. ( اِخ ) شهری است بسیارنعمت... و از آنجا دبیران و ادیبان بسیار خیزند و اندر وی کژدم بسیار خیزد. ( حدود العالم ص 143 ). شهری است در ماوراءالنهر و وادی اخسیکت دم دروازه آن واقع شده. ( معجم البلدان ). نسبت بدان کاشانی و کاشی هم آمده است. از سمرقند بسی کس بدعای تو شدند بزیارتگه کاشان و عبادتگه اوش.
سوزنی.
و رجوع بماده ذیل شود. کاشان. ( اِخ ) ( شهرستان ) کاشان یکی از شهرستانهای استان دوم و حدود آن به شرح زیر است :از طرف شمال و شمال باختری به شهرستان قم. از طرف خاور و شمال خاوری بدشت کویر. از طرف جنوب خاوری به بخش اردستان. از طرف جنوب به دهستانهای مورچه خورت و ده حق علوی از شهرستان اصفهان. از طرف باختر به شهرستانهای گلپایگان و محلات. قسمت باختری منطقه کوهستانی و قسمت خاوری جلگه است که منتهی بدشت کویر میگردد. آب و هوا: هوای شهرستان کاشان مانند سایر شهرستانهای مرکزیکشور نسبت به پست و بلندی متغیر است بدین معنی که قسمت های مرتفع، سردسیر و دامنه ها معتدل و جلگه مخصوصاً حاشیه کویر گرمسیر است. آب قراء کوهستانی از چشمه سار و قنات و آب قراء جلگه آن از قنات بوده ونزدیکی های کویر کمی لب شور است. ارتفاعات : در این شهرستان دو سلسله جبال مشاهده میشود،سلسله جبال اول دنباله ارتفاعات مرکزیکشور است که تقریباً از وسط این شهرستان گذشته به ارتفاعات اردستان نائین متصل میگردد. جهت اصلی سلسله مذکور از شمال باختری ، به جنوب خاوری بوده دهستانهای اردهال ، قمصر، نطنز در دامنه و دره های خاوری و دهستان های نراق ،جوشقان ، میمه در دامنه دره های باختری این سلسله واقع است. مرتفعترین قلل این سلسله از شمال باختر بجنوب خاور عبارتند از: قله واقع در خاور قریه نیاسر به ارتفاع 3600 گز،قله گرکش واقع در جنوب قریه برزوک به ارتفاع 2515گز. کوه هفت کتل در باختر قریه خمب بارتفاع 3003 گز و قله مهم کوه کرکس واقع در باختر نطنز به ارتفاع 3898 گز است. ارتفاع شهر کاشان 945، نطنز 1372، قمصر 1830، مشهد اردهار 1770، طرق 2100، آران 930 گز است. سلسله جبال دوم تقریباً موازی با سلسله اول در قسمت باختری میمه و دلیجان واقع است و خط الرأس آن حد طبیعی شهر کاشان با شهرستان گلپایگان است و راه شوسه طهران به اصفهان بین رشته اول و دوم کشیده شده است. مرتفعترین قلل سلسله دوم بنام صالح کوه در حدود جنوب قریه لوشاب به ارتفاع 3132 گز میباشد. ارتفاع قصبه میمه از سطح دریا 2012، قصبه جوشقان 2226،گردنه قرقچی 2165 گز است.بیشتر بخوانید ...
فرهنگ فارسی
۱ - شهرستان کاشان . یکی از شهرستانهای مرکزی ایران و محدود است : از طرف شمال و شمال غربی بشهرستان قم از مشرق و شمال شرقی بدشت کویر از جنوب بدهستانهای مورچه خورت و ده حق علوی ( شهرستان اصفهان ) و از مغرب بشهرستانهای گلپایگان و محلات . قسمت غربی منطقه کوهستانی و قسمت شرقی جلگه است و منتهی بدشت کویر میگردد. هوای شهرستان مرکزی کشور نسبت به پست و بلندی متغیر است بدین معنی که قسمتهای مرتفع سردسیر و دامنه ها معتدل و جلگه و مخصوصا حاشیه کویر گرمسیر است . آب قرای کوهستانی از چشمه سار و قنات و آب قرای جلگه آن از قنات تامین میگردد . آبهای مجاور کویر کمی شور است . دراین شهرستان دو سلسله جبال مشاهده میشود : سلسله جبال اول دنباله ارتفاعات مرکزی ایران است که تقریبا از وسط این شهر میگذرد و بارتفاعات اردستان ( نایین ) متصل میگردد . جهت اصلی سلسله مذکور از شمال غربی بجنوب شرقی است . دهستانهای اردهار قمصر نطنز در دامنه و دره های سلسله مذکور از شمال غربی بجنوب شرقی عبارتند از : قله واقع در مشرق قریه نیاسر بارتفاع ۳۶٠٠ متر قله مهم کوه گرکش واقع در جنوب قریه برزوک بارتفاع ۲۵۱۵ متر کوه هفت کتل در مغرب قریه خمب بارتفاع ۳٠٠۳ متر و قله مهم کوه کرکس واقع در مغرب نطنز بارتفاع ۳۸۹۸ متر است . سلسله جبال دوم تقریبا موازی با سلسله اول و در قسمت غربی میمه و دلیجان واقع است و خط الراس آن حد طبیعی شهر کاشان با شهرستان گلپایگان است . راه شوسه تهران باصفهان بین رشته های اول و دوم کشیده شده است . مرتفعترین قلل سلسله دوم بنام صالح کوه در حدود جنوب قریه لوشاب بارتفاع ۳۱۳۲ متر میباشد . رودخانه مهمی درین شهرستان وجود ندارد . تنها خشکرودهایی از شمال غربی بجنوب شرقی وجود دارند که عبارتند از : رودخانه های دهنار سار وادقان کله اردهار نابر قمصر قهرود جهق تتاج وش هنجن نطنزرود طرق رود برزورود ( از ابیانه تا خلط آباد ) رودخانه سه - مرادند کپرکن میمه رباط ترک . بجز رودهای مذکور خشک رودند . ولی قسمت عمده قنوات آبادیها در طول رودها احداث گردیده . سرچشمه های معروف شهرستان کاشان ازین قرارست : چشمه فین چشمه نیاسر چشمه نابر چشمه شاه چشمه جهق بالا چشمه باری کرسف چشمه میلاجرد کرش ابیاته پنداس . کویر نمک کاشان در قسمت شمال شرقی شهرستان واقع است و ارتفاع سطح کویر نسبت بدریا ۸٠٠ متر است . ساکنان قری و مزارع حاشیه کویر مانند چهار طاقی کدیش کلوبو و غیره از این دریاچه نمک را استخراج و در قصبه آران انبار می کنند و بداخله کشور حمل می نمایند . سطح دریاچه پوشیده از نمک وزیر نمک آب و باتلاقی است لذا عبور از حوالی کویر بدون بلد خطرناک است . شهرستان کاشان مرکب است از پنج بخش ذیل : بخش مرکزی ۳۹ آبادی ۲۳٠٠٠ تن سکنه بخش آران ۷ آبادی ۳۲٠٠٠ تن بخش قمصر ۴٠ آبادی ۳۲٠٠٠ تن بخش میمه ۲۲ آبادی ۱۷٠٠٠ تن بخش نطنز ۴۹ آبادی ۴۴ / ٠٠٠ تن جمع آبادیهای شهرستان ۱۵۸ و جمع نفوس آن حدود ۱۹۳٠٠٠ تن است . ۲ - شهر کاشان . مرکز شهرستان کاشان و یکی از قدیمترین شهرهای ایران است و آن در ۲٠۵ کیلومتری جنوب قم و ۲۵۲ کیلو متری جنوب تهران در دامنه شرقی سلسله جبال مرکزی کشور واقع است . جمعیت آن به موجب صورت اداره آمار ۵۴ ۶۶٠ تن است ولی در سالهای اخیر گروهی در تهران سکونت گزیده اند و فعلا بیش از ۵٠٠٠٠ تن جمعیت ندارد . چند رشته قنات کم آب وجود دارد که عموما اولین چاه آنها در قسمت مغرب و جنوب غربی شهر است و در طول شهر در عمق یک تا پنج متر از خانه ای بخانه دیگر میگذرد و اغلب بواسطه کم آبی بمحله هایی که طبق مدارک قدیم حق آبه ندارند نمیرسد . چاههای آب شهر کاشان بعمق ۲٠ تا ۳٠ متر است . بناهای ذیل از ابنیه قدیم کاشان محسوب اند : محل معبد دوره سلوکی مناره مسجد جمعه ( سلجوقی ) مناره زین الدین مقبره امام زاده سلطان میراحمد امام - زاده حبیب بن موسی ( عهد صفویه ) مدرسه سلطانی ( قاجاریه ) ( اسم ) خانه کاشانه : [ بسته پیشت کمر دو پیکر وار بت مشکوی و لعبت کاشان ] . ( مسعود سعد ) ده کوچکی از دهستان احمدی شهرستان بندرعباس
فرهنگ عمید
=کاشانه
دانشنامه عمومی
کاشان (اهر). کاشان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان گویجه بل بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شده است. این روستا ۹۹ نفر جمعیت دارد. [ ۱] [ ۲] این روستا، زادگاه شهید اباذر حسن زاده کاشانی می باشد.
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف
پیشنهاد کاربران
اقای بختیاری کاشان شهری فارسی زبان یا گویشور به زبان های قدیم اصفهان است که البته در نایین و خور و بیابانک و ورزنه و کوهستان و روستاهای اصفهان همچنان پرگویشور هستند. روستای ابیانه هم تابع نطنز است نه کاشان و مردمش به زبان پهلوی اصفهانی سخن میگویند نه لری. زبان ایشان به نایینی ها و خوری ها و بیابانکی ها و اردستانی ها نزدیک است و پس از آن به کردی و مازنی و بلوچی و گیلکی نزدیک است. چرا که این زبان ها ایرانی شمال غربی هستند ( برخلاف فارسی و لری و لاری و. . . که جنوب غربی هستند. ) ... [مشاهده متن کامل]
لباس ابیانه ای به لری مانستگی هایی دارد ولی این به خاطر نیای مشترک اصفهانیان و لران بختیاری است که ریشه در ایرانیان باستان یا دیگر مردمان ایرانی تبار دارند، نه اینکه لر باشند. در ضمن همان لباس زنانه ابیانه ای در سراسر اصفهان و حتی یزد و کرمان پوشیده میشده و هنوز در مراسم ها میشود، در روستاهای زرتشتی یزد هم لباس ها همین است درحالی که لر نیستند. ( زبان زرتشتیان یزد هم به اصفهانی نزدیک است، مخصوصا با زبان نایینی فهم دوسویه بالایی به نظر میرسد دارد. که البته شوربختانه نایینی یک زبان رو به مرگ است و گویشوران غالبا کهنسالش بیش از چندهزار تن نیستند. ) لباس مردان ابیانه هم مانند چوخای بختیاری نیست، تنها بخش شبیهش شلوارهای ویژه آنهاست که میتوان گفت تا پیش از مدرن سازی پهلوی در سراسر ایران مردم همین شلوارها را می پوشیدند.
کاشان، مرکز شهرستان کاشان در استان اصفهان می باشد. کاشان را دارالمومنین، شهر گل و گلاب، شهر خانه های تاریخی و پایتخت فرش جهان می خوانند. این شهر زادگاه یکی از کهن ترین تمدن های جهان بنام سیلک با قدمتی بیش از هفت هزار سال است. این شهر اولین تمدن یکجانشینی و شهرنشینی را دارد. کاشان با بیش از ۱۷۰۰ اثر تاریخی که ۳۳۳ اثر آن ثبت ملی و باغ فین هم ثبت یونسکو شده است. ... [مشاهده متن کامل]
کاشان در طول تاریخ سکونت گاه مردمانی از نژادها و ادیان مختلف بوده، این شهر در قرون گذشته یکی از سکونت گاه های یهودیان ایران بوده است. یهودیان کاشان عمدتاً از دسته یهودیان اخراجی از اسپانیا بودند که در این منطقه سکنی گزیدند و در دهه های بعدی به مرور زمان اکثراً مسلمان شدند. اقلیم این شهر که دارای دو بخش کوهستانی و کویریست که این ویژگی باعث شده همزمان آب و هوای متفاوتی را در مناطق اطراف آن رویت کرد. مناطق کویری در بخش شمالی و شرقی و هوایی کوهستانی در بخش جنوبی و غربی آن قرار دارد، وجود بخش گرمسیر در نزدیک کاشان باعث شده که میوه های ( چغاله بادام، گوجه سبز، زردآلو و قیصی ) آن زودتر به دست بیاید و نوبرانه راهی بازار شود، که آن را به یکی از سکونتگاه های مهم در ایران بدل ساخته است. کاشان با ۲۷۰۰ هکتار مزرعه گل محمدی بزرگ ترین تولیدکننده گل محمدی و همچنین بالاترین نرخ تولید گل محمدی با چهار تن در هکتار می باشد و در تولید بیش از ۱۵ هزار تن گلاب بزرگ ترین تولیدکننده گلاب می باشد. گلاب گیری و قالی شویان از مراسم سنتی این شهر است که سالانه بازدیدکنندگان زیادی را به خود اختصاص می دهد. مراسم گلاب گیری معمولاً از اوایل اردیبهشت ماه شروع شده و تا اواخر خرداد ادامه دارد که مقصد گردشگری تعداد زیادی از مردم ایران می باشد و مراسم قالی شویان در جمعه دوم مهرماه هر سال در کاشان برگزار می گردد. از مناطق کویری کاشان می توان راوند، خزاق، مشکات و روستای آبشیرین را نام برد. از مناطق کوهستانی کاشان نیز می توان قمصر، قهرود، کامو، نیاسر، برزک و مرق و نشلج را عنوان کرد. در مورد ریشه نام شهر کاشان مانند بسیاری از نام های دیگر اختلاف نظر وجود دارد. گفته می شود نام کاشان از قوم کاسی گرفته شده، کاسپین ها گروهی از مهاجران بودند که در این منطقه ساکن شدند کاسیان در کاشان امروزی و پین ها در منطقه فین کاشان سکونت گزیدند. گروهی کاشان را برگرفته از «کی آشیان» به معنای جایگاه حاکمان می دانند و گروهی دیگر لغت کاشان را به معنی خانه های تابستانی که با چوب و نی ساخته می شوند، دانسته اند. بر اساس نظر دیگری کاشان تحریف شدهٔ «کاسیان» و به معنای محل اسکان اقوام کاسی یا همان کاشی بوده است، و امروزه کاشانی ها را «کاشی» خطاب می کنند. در گفته های دیگر ساخت کاشی مرغوب در این منطقه را دلیل نام گذاری شهر به نام کاشیان می دانند که به کاشان تحریف شده است.
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود. ... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴ • تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴ • حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است ) • فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵ • غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶ • فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
سل
در لهجه کاشانی برای معرفه شدن اسم از پسوند - هً استفاده می شود مثلا اگر نام کسی حمید باشد و گوینده بخواهد بگوید که منظور من از حمید فلان حمید است آنرا ٍحمیدًخطاب می کند که با تانیث نام حمید تداخل ایجاد می کند. و اگر بخواهند اسم حمیده را معرفه کنند ه دیگری اضافه می شودحٍمیدًهً ... [مشاهده متن کامل]
مانند زبان انگلیس که صدایngبصورت تودماغی تلفظ می شود در لهجه کاشانی کلماتی ماندد قشنگ"قٍشًی"/پلنگ "پٍلًی"/زرنگ "زٍرًی"تلفظ میشوند. کلماتی نیز در لهجه کاشانی از انگلیسیس وام گرفته شده شیت کردن:پهن کردن
کاشان؛ زکیش و کیشیک از کیشیشانِ کیشور تا به کیشتَن زدارِ دُرِّ دریا دلِ دارایِ تاج دار، با درایت، تاژتن زراستیِ روزبهِ روستائیِ رُستم تا به رُستَن رنج ها بباید بهر تورِ گنج در دِرودن و برداشتن ... [مشاهده متن کامل]
یا به باغ، بهر باقی بقا دادن با بیل برداشتن با به زیر آسایه ی سایه دارِ درخت نیاسودن پا به پای جولیدن آب، موانع را در جویبار کولیدن شاخ و ساق و بار و برگی از درخت ساز با آب پخشیدن ( هیچ باغی با نشستن در زیر سایه ی درخت آباد نشده است )
کیش ؛ مفهوم کلیدواژه ی کیش مرتبط با توضیح مطلب زیر؛ کشور ؛ ریخت کامل تر این کلیدواژه کیشور می باشد سرزمینی که مردمانش، کیششان کشیک دادن از کشور وجودشان است. کشیک یا کیشیک دادن به مفهوم مراقبت کردن نگاهبانی کردن. و کیش و کشیش به مفهوم آیین مراقب از نفس توسط شخص کشیش یا شخص مراقب یا پاسبان پاسبانی از گوهر وجود پاسبانی از حرفهای لغو و بیهوده مراقبت از پر خوری و پر گویی پاسبانی از فطرت و طینت کیش ؛ آیین و آموزه های کشیک دادن کشیک ؛ پاسبان و مراقب کیشته ؛ میوه هایی که با خشک کردن آن از فساد آن جلوگیری و محافظت می شود. کشک ؛ جهت ایجاد فلسفه ی مفهوم کشیک برای ماندگاری بیشتر لبنیات به لبنیات خشک شده گفته می شود نوعی از فرآیند تولید محصول جهت حفظ و ماندگاری بیشتر لبنیات که با خشک کردن و رطوبت زدایی از لبنیات که عمدتاً از ماست و دوغ تهیه می شود. کوشک ؛ قلعه ی دارای محافظ کاشان ؛ سرزمین داری کیش و کشیک و کشیش و سرزمین محافظت شده کاشی ؛ روکش محافظ دیوار cache ؛ حافظه نهان کَش ؛ به مقدار زمین تحت حفاظت برای کاشت محصولات کَش گفته می شود. کش تنبان هم از این جهت که محافظ و نگهدارنده تنبان می باشد گفته می شود. کلمه ی کش با تغییر ریخت در کلمه ی آغوش با ریخت اصلی آکوش استفاده شده است با اصطلاح اینکه می گوییم بیا در آغوش من یعنی بیا تحت حفاظت من. کلمه ی کَشی یِر یا cashier نیز که در زبان انگلیسی به معنی صندوقدار ترجمه و برگردان شده است در اصل به معنی محافظ می باشد. اصطلاح کَشی یا نعلبکی که در زیر فنجان قرار داده می شود نیز به معنی محافظ فنجان دارای مفهوم می باشد. کوشش ؛ تلاش برای مراقبت و حفاظت از خود. کشکول ؛ کاسه یا ظرفی از جنس سفال یا چوب یا چرم و پارچه و غیره جهت جمع آوری و نگهداری از چیزی با ارزش. کاشتن ؛ نهادن دانه یا بذر در خاک تحت کشیک و حفاظت جهت رشد و نمو. حرف مُصَوِّت ( آ ) در کلمه ی کاشتن با ذات آوایی منطبق بر عالم واقع که دارد باعث ایجاد یک مفهوم رو به تعالی را می کند. در واقع کاشان به لحاظ مفهومی یک کلمه چند بعدی هست که از هر زاویه ای به این کلمه نگاه کنیم با توجه به قدمت و واقعیت های تمدنی این خطّه، منطبق با همان شرایط، درست از کار در می آید. ک ؛ این حرف که آوایش از ادغام مرکز سطح زبان با انحنای لطیف و ملایمی که دارد و مرکز سطح سقف دهان قابل صادر شدن است و دارای یک عینیت و انطباق بیرونی در عالم هستی نیز می باشد. حکمت و مدل نگارش و نگارگری و صورتگری این حرف در زبان فارسی دقیقا منطبق با حالتی است که از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان از همکاری زبان و سقف دهان ایجاد می شود. به عنوان مثال نمونه ی این مدل نگارگری حروف در حرف ( د ) که به صورت دو خط شکسته ی به هم رسیده می باشد نیز قابل مشاهده است. هر چند حرف ( د ) با ذات آوایی که دارد در زوایای مختلف در ساختمان کلمات نقش آفرینی خودش را دارد. نقش آفرینی حرف ( ک ) در ساختمان کلمات دارای مفاهیمی از قبیل ؛ مفهوم حفاظت و حفظ شدن و مراقبت داخلی و بیرونی را در ابعاد کاربردی مختلف در مفهوم کلمات ایجاد می کند.
عینیت این عمل که از پوشش سقف دهان بر روی سطح زبان برای صدور آوای آن ایجاد می شود به مانند کف دستی است که بخواهد بر روی دست دیگرمان پوشش ایجاد کند. و عینیت این حالت در واقعیت و در عالم واقع در کلماتی مثل ؛ ( ساک کیف کوزه کاسه کوله کندو کندک کادو کلوب کوچک کُرّه کمان کار کتاب کت کتمان مکتوم کهن کهنه کاپ کاپیتان کافه کامل کارتون کافر کارت کاغذ کالج کلت کلمه کلید کمپ کمپانی و. . . ) این حرف در هر کلمه ای که رخ نمایی می کند بسته به اینکه در کجای ساختار کلمات واقع شده باشد و آن کلمه با حرف ک شروع شده باشد یا تمام شده باشد یا در میان کلمه جانمایی شده باشد در واقع مفهوم حفاظت و یا دلیلی برای ایجاد حفاظت و مراقبت و محفوظ بودن چیزی را در مفهوم آن کلمه می رساند. البته جایگاه و جانمایی حروف در چیدمان حروف جهت ایجاد ساختمان کلمات نیز دارای تفاسیر متفاوتی است که اگر به هر کدام اختصاصا پرداخته شود مطلب خارج از حوصله برای خواندن می شود. اگر به حکمت و مدل نگارگری و صورتگری این حرف هم دقت کنیم نقاشی این حرف به حالت دو دست شخصی می باشد که بخواهد چیزی را در پشت خود یا در میان خود محفوظ نگه دارد.
کاش واژه قدیمی زبان مدیایی ( مادها ) است و به معنی سنگ است، ( ان ) نشانه جمع آوری است. کاشان یعنی مجموعه سنگ
درفارسی گاهی حرفی درکلمه بصورت ( ( و ) ) گفته میشود ولی بصورت ( ( الف= ا ) ) نوشته میشود بنابراین کاشان = کوشان، مردمان سخت کوش وتلاشگر در زمانهای قدیم وملاک اسم گذاری وضعیت کنونی یا آینده نیست
کاشانی، به فردی که اهل بحث وگفتگوهای طولانی مدت علمی باشد و بدون سند ودلیل وحکم وحجت وبرهان نظری را نپذیرد وکشش مجلس بحث او غنی وطویل باشد کاشانی گویند یعنی کاشان= محل نشستهای طولانی درمباحثات علمی وغیرعلمی بین عالمان وبین افرادعادی
- شیراز ( شیر آز ) شیر=رنگ ولعاب آز=کم. . . شیراز=شهری که رنگ ولعابش کم است. . 2 - . شیراز یکی از فراورده های شیر است. مثل دوغ. که چربی کمی دارد. 3 - گاوی که شیرش کم است و گوساله باید از سبزیجات استفاده کند
کاشان : کاش همریشه کلمه هوس انگلیسی واوشا به معنای منزل است و ( ان ) همان علامت جمع است وکاشان یعنی کاشانه ها.
تیره کاشانی طایفه شهنی ایل راکی قوم لر آریایی مردان هنوز در شهر ابیانه کاشان از شلوار دبیت و گیوه و کلاه ایل لر بختیاری استفاده می کنند شهر گوگد کاشان محل سکونت ایل لر بختیاری علی خان بختیاری قلعه گوگد را به عنوان مهریه به زن خود داد
کاسی ها اجداد قوم لر هستند
بر پایه یافته های باستانی و نوشته های کهن : کاسی ها یکی از دیرین ترین ویسهای ایرانی باشنده در کرانه های دریای کاسپیان بودند که پس از افزایش جمعیت به دو گروه کاسی و کاسپی بخش شده و گروه نخست از رزم آورترین ... [مشاهده متن کامل]
آن مردمان به سراسر ایران باستان رفته و شهرهایی را پدید آوردند که یکی از آن شهر ها " کاسان" یعنی سرزمین ویس کاسی نام گرفت و امروزه کاشان خوانده می شود.