مبانی تفسیر موضوعی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] موضوعی نیز مانند سایر دانش ها دارای مبانی و پیش فرض های خاص خود است.
بعضی محققان برای تفسیر موضوعی مبانی ای معرفی کرده اند که در واقع ناظر به اصل تفسیر قرآن اعم از موضوعی و ترتیبی اند؛ همچون توانمندی زبان قرآن در القای استنباط های علمی، حق بودن گزاره های قرآن، سازگاری و همسخنی میان آیات قرآن و سازگاری آیات قرآن با واقعیات عینی خارج از متن قرآن، جامعیت و کارآمدی قرآن و ذووجوه بودن آیات قرآن، با این حال ممکن است ابعادی از این پیش فرض ها و مبانی فقط در تفسیر موضوعی مورد توجه بوده یا آن که در تفسیر موضوعی از اهمیت ویژه ای برخوردار باشند؛ برای مثال ذووجوه بودن آیات قرآن در تفسیر موضوعی از این جهت قابل توجه است که ممکن است آیه ای از قرآن در تفسیر ترتیبی و در سیاق آیات یک سوره حامل پیامی باشد؛ اما همین آیه با خارج شدن از سیاق و انضمام آن به آیه ای دیگر حامل معنایی دیگر گردد. افزون بر مبانی ناظر به اصل تفسیر موضوعی بعضی از موضوعات از قبیل موضوعات ناظر به احکام تشریعی قرآن نیز ممکن است نیازمند مبانی خاصی باشند؛ اما باید توجه داشت که لازم نیست این مبانی نیز مختص به تفسیر موضوعی باشند، بلکه با وجود اشتراک این مبانی میان تفسیر موضوعی و ترتیبی و ناظر بودن آن ها به استنباط احکام شرعی از قرآن، در تفسیر موضوعی به طور ویژه باید بر این مبانی تأکید شود. خلف الله در مقدمه القرآن و مشکلات حیاتنا المعاصر به این مبانی اشاره کرده است: اصل در اشیا اباحه است و تحریم تنها از طریق نص ثابت می شود، حلال و حرام گرداندن افعال و اعمال آدمی دو حق از حقوق الهی اند، احکام اجتهادی که نص صریحی درباره آن ها وارد نشده با تغییر زمان و مکان تغییر می کنند، مصالح عمومی در صورت تضاد و تعارض با نص ، بر نص مقدم اند و قضایایی از این قبیل که اصل این مبانی یا حدود آن می توانند قابل گفت و گو باشند؛ برای مثال قضیه اخیر که مصالح عمومی را مقدم بر نص معرفی می کند پذیرفته نیست، زیرا اگر حکیمانه بودن نص پذیرفته شود در این صورت یا هرگز مصالح عمومی با نص تعارض پیدا نمی کنند یا اگر تعارضی پیدا شود باید در تشخیص مصالح عمومی تجدید نظر شود.

پیشنهاد کاربران

بپرس