لمور

/lemor/

معنی انگلیسی:
lemur

فرهنگ عمید

پستاندار آدم نما، با پوزه ای باریک شبیه روباه، دم دراز و چشمان درشت که درجنگل های ماداگاسکار یافت می شود و در روی درختان به سر می برد. نوعی از آن به اندازۀ موش است و در تنۀ درختان لانه می کند.

دانشنامه عمومی

لمورها گروه ویژه ای از نخستی سانان هستند که تنها در ماداگاسکار و جزایر کومورو یافت می شوند. بیش از ۶۰ گونه لمور وجود دارد که ۱۷ گونه از آن در فهرست گونه های در معرض خطر قرار گرفته است. آن ها جانورانی اجتماعی هستند. آن ها دست و پایی دراز، پنجه ها و انگشتانی انعطاف پذیر و پوزه ای بلند دارند.
امروزه بزرگ ترین خطر برای لمورها از دست دادن زیستگاه است زیرا انسان ها جنگل های بومی آن ها را برای ساخت مزرعه از بین می برند.
لمور یک نوع نخستی است یعنی از وابستگان انسان و میمون های بی دم می باشد ولی این را هرگز از ظاهر آن ها نمی توانید متوجه شوید. انواع بسیار متفاوتی از لمورها وجود دارد اکثر آن ها پوزه ای بلند و نوک تیز دارند که به حس بویایی قدرتمند آن ها کمک می کند. هر نوع از لمورها بسیار متفاوت به نظر می رسد. آن ها رنگ های متفاوتی از قهوه ای مایل به سرخ تا خاکستری تیره دارند و در تمام اندازه ها یافت می شوند. کوچک ترین لمور، لمور موشی کوتوله است و تنها ۶۰ گرم وزن دارد اما بزرگ ترین لمورها یعنی ایندری و لمورهای سیفاکا به اندازهٔ یک گربه هستند.
لمورها از حس بویایی برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده می کنند. این نخستی ها بر روی پای خود غده های عطری دارند که رایحه ای خاص در سطحی که لمور از آن عبور می کند باقی می گذارد. اگر لمور دیگری از آنجا عبور کند با استشمام آن رایحه متوجه می شود که لمور دیگری قبلاً آنجا بوده است. لمورها دم پر پشت و بلندی دارند که آن را در هوا نگاه می دارند و به آن موج می دهند که این کار به نوبهٔ خود روش دیگری برای برقراری ارتباط به شمار می رود. این دم بزرگ همچنین به لمور این امکان را می دهد که در هنگام پرش از درختی به درخت دیگر بتواند تعادل خود را حفظ کند.
اکثر لمورها درخت زی هستند و بیشتر وقت خود را بر روی درختان و بوته ها سپری می کنند. آن ها قدرت زیادی برای آویزان شدن از شاخه ها دارند. فقط لمور دم حلقه ای بیشتر وقت خود را بر روی زمین می گذراند. معمولاً لمورهایی که در روز بیدار و فعال هستند به صورت گروهی زندگی می کنند. آن ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر علاوه بر رایحه و دم از ایجاد سر و صدا نیز بهره می برند. لمورهای شب زی که در شب فعال هستند. میل دارند تنها زندگی کنند.
همهٔ لمورها تنها در ماداگاسکار ( جزیره ای در کرانهٔ آفریقا ) و جزایر کومورو یافت می شوند. اما لمورها در این جزایر در مناطق مختلفی زندگی می کنند. برخی از آن ها در جنگل های بارانی مرطوب زندگی می کنند در حالی که برخی دیگر در مناطق بیابانی و خشک به سر می برند.
عکس لمورعکس لمور
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

دانشنامه آزاد فارسی

لِمور (lemur)
لِمور
هر یک از چندین نخستیان شب فعال متعلق به خانوادۀ لمورها. در ماداگاسکار و جزایر کومور یافت می شوند. حدود ۱۶ گونه دارند. محدودۀ اندازۀ آن ها از اندازۀ موش تا سگ متغیر است. لمور موش کوچک (Microcebus myoxinus)، با وزن ۳۰ گرم، کوچک ترین نخستیان؛ و دیادمد سفاکا، با وزن ۷ کیلوگرم، بزرگ ترین گونۀ لمور است. لمورها درخت زی و برخی از گونه ها شبگردند. دم روباه مانند طویلی دارند و از میوه جات، حشرات و جانوران کوچک تغذیه می کنند. برخی از آن ها به سبب تخریب زیستگاه های جنگلی شان یا به سبب شکار در معرض انقراض اند. در سال ۲۰۰۰، محققان ۳ گونۀ جدید لمور موشی را در ماداگاسکار شناسایی کردند.

پیشنهاد کاربران

لَم دادن لمیدن لمور ؛ این اصطلاح در زمانی که انسان برای تجدید قوا در حالت درازکش یا لمور باشد استفاده می شود.
درک بهتر مفهوم نهفته در این کلیدواژه در متن تحلیل شده ی زیر تبیین شده است ؛
لامپ ؛ این کلیدواژه از اون دست کلماتی است که ساختمانش دارای باب خروج می باشد ولی باب ورود به مفهوم کلمه را نیاز به نصب دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

حرف ( پ ) در این کلمه باب خروج کلمه می باشد.
علت استفاده از حرف ( پ ) با نماد سه نقطه که قابل تبدیل به حرف ( ب ) نیز می باشد به خاطر تشعشع و پخش و بخار شدن نور منطبق با واقعیت و کاربرد این وسیله می باشد.
ریشه ی اصلی کلمه ی لامپ، لَم و لام به مفهوم مالامال بودن و پُر بودن می باشد که اگر افزونه ی حرف ( ع یا آ ) را به کلمه ی لم به عنوان باب ورود به کلمه اضافه کنیم کلمه ی عِلم به معنی معلوم شدن و روشن شدن و روشنایی قابل مشاهده می شود.
لومَن ؛ واحد شدت سنجش نور نیز از همین کلمه به نام لاما یا لومَن می باشد.
لاما ؛ پرگوشت و چاق
ملامت ؛ مهر ورزیدن انرژی دادن مالامال کردن نصیحت کردن
پُلُمب ؛ اصطلاح پلمپ یا پلمب کردن که از حرف باب خروجی برای باب ورودی در ساختمان کلمه استفاده شده است منشعب از کلمه ی لامپ به معنی از نور انداختن از جریان انداختن و. . . می باشد.
لامائیسم ؛ حتی از کلمه ی لاما با اصطلاح لامائیسم به عنوان نوعی از طریقت در دین و مذهب رایج می باشد.
لامان ؛ از کلمه ی لامان به عنوان یک اصطلاح برای کتاب ها و مطالب مفید به عنوان غذای روح و روشن شدن تفکر یا غذاهای مفید و انرژی زا و نیروبخش نیز قابل استفاده است.
لومّوندَن ؛ یا لومبوندن لقمه زدن ، غذا خوردن
لوموند ؛ ثروتمند ، دانشمند ،
لَمس ؛ از کلیدواژه ی لام و لم در کلمه ی لامپ در زبان فارسی کلیدواژه ی لمس به مفهوم دریافت و درک فیزیکی نیز در حال استفاده می باشد.
لُمْپَن ؛ انسان باسواد و روشنفکر. اصطلاح رایج اینکه گفته می شود لُمْپَن بازی در نیار یعنی ادای روشن فکرها رو در نیار.
لُمْپه ؛ اصطلاح لُمْپه به افراد چاق و قسمت های چربی دار و برآمده ی بدن گفته می شود
المپوس ؛ ( Mount Olympus ) بلندترین کوه یونان
المپیک ؛ مسابقات ورزشی سطح بالا و بین المللی
المپیاد ؛ مسابقات علمی سطح بالا و بین المللی
آلمان ؛ سرزمین علم و هنر
الموت ؛ کوه علم شده و مرتفع
لَمپا ؛ چراغ روشنایی فیتیله دار
لُمُّری و لُمْ زدن ؛ برای حالتی که آب دارای یک موج ملایم و برآمده باشد و یا جوشیدن آب از کف دریاچه که حالت برآمدگی در سطح آب ایجاد کند اصطلاح لُم زدن استفاده می شود.
لَم دادن لمیدن لمور ؛ این اصطلاح در زمانی که انسان برای تجدید قوا در حالت درازکش یا لمور باشد استفاده می شود.
اَلَم ؛ درد شدید و زیاد
الم شنگه ؛ شلوغی و سروصدای زیاد، داد و قال
اِلِمِنت ؛ سوزاننده یا ایجاد کننده ی حرارت و نور
الماس ؛ پرارزش گران قیمت.
عَلَم ؛ تیر یا چوب یا میله با طول زیاد. اصطلاح عَلَم کردن به مفهوم راست کردن یا عمود کردن.
لَمینت laminate ؛ این اصطلاح در صنعت برای زمانی استفاده می شود که با مواد کامپوزیت چسبنده قصد افزایش گوشت لوله با ورقه گذاری جهت تقویت ورق لوله را داشته باشیم استفاده می شود.
لُمعه لُمعان ؛ درخشنده نورانی
لمبرگ ؛ مکان پرجمعیت
دیشلمه ؛ یا تیشلمه به مفهوم چای آتش دار یا پرحرارت و داغ
کلمبیا ؛ یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه ی کال بعلاوه لُمب به معنی کال پرآب یا مکان پرجمعیت یا اقلیم جنگلی و بارانی
کُلُمب ؛ با اصطلاح رایج کُلمبه به معنی چاق یا ثروتمند. قابل استفاده در نامگذاری مثل کریستوف کلمب.
این مفهوم در کلمات زیادی در ابعاد کاربردی مختلف در حال استفاده می باشد مثل ملت ملات ملال ملک ملکه ملایر مُلّا مُلّاع مَلَاء معلم لُمعه لمعان علامه علائم علی عالی مُعَلّی و. . .
همچنین برای نامگذاری روی افراد با کلماتی مثل لامار لامانتن لامارتین لامارک لامارش و. . .
اگر از زاویه ی قانون تغییر شکل حروف، کلمه ی ریشه ای لَم را مورد بررسی قرار دهیم حرف ( ل ) در این کلمه در قوانین ایجاد کلمات قابل تبدیل به حرف ( ر ) می باشد و انشعابات زیادی از کلمات را در همین راستا ایجاد می کند مثل رام آرام رمیدن رمباندن و فراوان از این دست کلمات که هر کدام در جایگاه کاربردی خودشان تحلیل و تفسیر خاص خودشان را دارند.
در قوانین نگارش زبان عربی، افزونه ی حرف ( ال ) به کلمات در قانون معرفه و نکره، معرفه می باشد و اشاره به اون چیزی که وجود دارد و دیده می شود و موجود است یا شناخته شده و معین است.

بپرس