لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
یک کشور جمهوری است در شمال اروپا که شمال آن کشور نروژ مشرق آن روسیه و جنوب آن خلیج فنلاند و مغربش کشور سوئد و خلیج پوثینا قرار دارد .
دانشنامه اسلامی
[ویکی شیعه] جمهوری فنلاند کشوری است در منطقه اسکاندیناوی در شمال اروپا. این کشور ۵٫۴ میلیون نفر جمعیت دارد و پایتخت آن هلسینکی است.
۷۳/۹ درصد از جمعیت کشور فنلاند مسیحی لوتری، ۲۳/۵ درصد بی دین، ۱/۱ درصد مسیحی ارتدوکس و حدود یک درصد مسلمانند.
شیعیان کمتر از یک درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند و مرکز اسلامی رسالت اهل بیت (ع) در شهر هلسینکی بزرگترین مرکز و مجتمع شیعیان است.
۷۳/۹ درصد از جمعیت کشور فنلاند مسیحی لوتری، ۲۳/۵ درصد بی دین، ۱/۱ درصد مسیحی ارتدوکس و حدود یک درصد مسلمانند.
شیعیان کمتر از یک درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند و مرکز اسلامی رسالت اهل بیت (ع) در شهر هلسینکی بزرگترین مرکز و مجتمع شیعیان است.
wikishia: فنلاند
دانشنامه عمومی
فنلاند ( به فنلاندی: Suomi ) با نام رسمی جمهوری فنلاند ( به فنلاندی: Suomen tasavalta ) کشوری نوردیک در شمال اروپا است. این کشور حدود ۵٫۶ میلیون نفر جمعیت دارد و پایتخت آن شهر هلسینکی است. حدود یک میلیون نفر از جمعیت کشور در منطقه کلان شهری هلسینکی زندگی می کنند. فنلاند از شمال با نروژ، از شرق با روسیه، از غرب با سوئد مرز زمینی دارد. واحد پول این کشور یورو است.
دو زبان فنلاندی و سوئدی در این کشور رسمیت دارند. ۸۹٫۳۳ درصد از مردم کشور فنلاندی زبان هستند و سوئدی در چند منطقهٔ ساحلی در غرب، جنوب، و منطقهٔ خودگردان جزایر الند صحبت می شود.
حدود ۶۸ درصد از مردم این کشور پیرو مذهب مسیحیت لوتری هستند و ۲۸ درصد نیز مذهبی نیستند. [ ۱۱]
کشور فنلاند در زبان فنلاندی سوئومی ( Suomi ) نامیده می شود. واژه فنلاند که در فارسی به کار می رود از نام رایج این کشور در زبان فرانسه گرفته شده است.
از نظر مساحت، فنلاند هشتمین کشور در اروپا و پس از جمهوری کنگو شصت و پنجمین کشور در جهان است. فنلاند از نظر جمعیت کم تراکُم ترین کشور در اتحادیه اروپا به شمار می آید.
فنلاند از سدهٔ دوازدهم تا آغاز سدهٔ نوزدهم جزئی از سوئد بود و پس از آن در دوره ای تبدیل به یک دوک نشین بزرگ خودگردان در امپراتوری روسیه شد و این وضعیت تا انقلاب روسیه ادامه یافت.
فنلاند یکی از کشورهایی است که هر ساله در صدر جدول کیفیت بالای زندگی در جهان قرار می گیرند. این کشور همچنین از تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۹۵۵ در سازمان ملل متحد نیز عضو است. این کشور در سال ۲۰۲۳ به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو پیوست.
پیشینیان مردم کنونی فنلاند یعنی فین ها در اواخر قرن اول و در اوایل قرن دوم میلادی مهاجرت خود را از ساحل جنوبی خلیج فنلاند به سوی فنلاند آغاز کردند. تا آن زمان فنلاند تقریباً غیرمسکونی بود و فقط قوم لاپ در آن پراکنده بودند. پس از ورود فین ها، لاپ ها به سمت شمال رفتند.
در سده دوازدهم، فنلاندی ها برای حفظ خود در مقابل دشمنانشان، به ویژه روس ها، از سوئد کمک خواستند و بدین گونه فنلاند به تصرف سوئد درآمد.
فنلاند در طی جنگ های پی درپی میان روسیه و سوئد صدمات سختی دید. سوئد در سال ۱۸۰۹ فنلاند را به الکساندر یکم ( روسیه ) تسلیم کرد.
دراوائل قرن نوزدهم نهضت استقلال طلبی به رهبری کسانی چون روزنبرگ نیرو گرفت. در سال ۱۸۶۳ زبان فنلاندی رسمیت یافت. از اواخر قرن نوزدهم نهضت روسی سازی فنلاند به وسیلهٔ تزار نیکلای دوم آغاز شد ولی منجر به مقاومت شدید فنلاندی ها و اعتصابات عمومی گردید. در سال ۱۹۰۱ مردم فنلاند دارای مجلس قانونگذاری و حق رأی شدند.





این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفدو زبان فنلاندی و سوئدی در این کشور رسمیت دارند. ۸۹٫۳۳ درصد از مردم کشور فنلاندی زبان هستند و سوئدی در چند منطقهٔ ساحلی در غرب، جنوب، و منطقهٔ خودگردان جزایر الند صحبت می شود.
حدود ۶۸ درصد از مردم این کشور پیرو مذهب مسیحیت لوتری هستند و ۲۸ درصد نیز مذهبی نیستند. [ ۱۱]
کشور فنلاند در زبان فنلاندی سوئومی ( Suomi ) نامیده می شود. واژه فنلاند که در فارسی به کار می رود از نام رایج این کشور در زبان فرانسه گرفته شده است.
از نظر مساحت، فنلاند هشتمین کشور در اروپا و پس از جمهوری کنگو شصت و پنجمین کشور در جهان است. فنلاند از نظر جمعیت کم تراکُم ترین کشور در اتحادیه اروپا به شمار می آید.
فنلاند از سدهٔ دوازدهم تا آغاز سدهٔ نوزدهم جزئی از سوئد بود و پس از آن در دوره ای تبدیل به یک دوک نشین بزرگ خودگردان در امپراتوری روسیه شد و این وضعیت تا انقلاب روسیه ادامه یافت.
فنلاند یکی از کشورهایی است که هر ساله در صدر جدول کیفیت بالای زندگی در جهان قرار می گیرند. این کشور همچنین از تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۹۵۵ در سازمان ملل متحد نیز عضو است. این کشور در سال ۲۰۲۳ به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو پیوست.
پیشینیان مردم کنونی فنلاند یعنی فین ها در اواخر قرن اول و در اوایل قرن دوم میلادی مهاجرت خود را از ساحل جنوبی خلیج فنلاند به سوی فنلاند آغاز کردند. تا آن زمان فنلاند تقریباً غیرمسکونی بود و فقط قوم لاپ در آن پراکنده بودند. پس از ورود فین ها، لاپ ها به سمت شمال رفتند.
در سده دوازدهم، فنلاندی ها برای حفظ خود در مقابل دشمنانشان، به ویژه روس ها، از سوئد کمک خواستند و بدین گونه فنلاند به تصرف سوئد درآمد.
فنلاند در طی جنگ های پی درپی میان روسیه و سوئد صدمات سختی دید. سوئد در سال ۱۸۰۹ فنلاند را به الکساندر یکم ( روسیه ) تسلیم کرد.
دراوائل قرن نوزدهم نهضت استقلال طلبی به رهبری کسانی چون روزنبرگ نیرو گرفت. در سال ۱۸۶۳ زبان فنلاندی رسمیت یافت. از اواخر قرن نوزدهم نهضت روسی سازی فنلاند به وسیلهٔ تزار نیکلای دوم آغاز شد ولی منجر به مقاومت شدید فنلاندی ها و اعتصابات عمومی گردید. در سال ۱۹۰۱ مردم فنلاند دارای مجلس قانونگذاری و حق رأی شدند.






wiki: فنلاند
دانشنامه آزاد فارسی
فَنْلانْد (Finland)
33154300-2.jpg
موقعیت. جمهوری فنلاند، یا به گویش محلی سوئومی، در اروپای شمالی و در شمال غرب کشور روسیه جا دارد و از شمال به نروژ، از شرق به روسیه، از جنوب به خلیج فنلاند و دریای بالتیک، و از غرب به خلیج بوتنیو کشور سوئد محدود شده است. مساحت این کشور ۳۳۸,۱۴۵ کیلومتر مربع است و شهر هِلسینکی پایتخت آن است.سیمای طبیعی. فنلاند که به کشور دریاچه و جنگل معروف است، سرزمین هموار و مسطحی است که جز کوه های شمال غربی و تپه ماهورهای شمالی، ارتفاع درخور توجه دیگری در آن دیده نمی شود. ارتفاع میانگین این کشور بین ۱۲۰ تا ۱۸۰ متر است و کوه هالتیا تونتوری، در مرز نروژ با ارتفاع ۱,۳۲۸ متر، بلندترین نقطۀ آن است. نزدیک به ۷۵ درصد از وسعت این کشور از جنگل پوشیده شده و دریاچۀ سایما با ۱,۷۶۱ کیلومتر مربع مساحت، بزرگ ترین دریاچۀ فنلاند است و ایناری، پِیَینِه، پِیئِلینن، نَسییَروی، و اوئولویَروی و دریاچه های فراوان دیگری که شمارشان به حدود ۶۰ هزار می رسد و یک دهم از مساحت کشور را شامل می شوند، و از چشم گیرترین و مشخص ترین عوارض فنلاند به شمار می آیند. رودخانۀ اوئولو که به انتهای شمالی خلیج بوتنی می ریزد، تنها رودخانۀ قابل کشتی رانی فنلاند است و تورنیئلون، موئونیو و کِیموکی دیگر رودخانه های مهم این کشور هستند. کرانه های فنلاند تقریباً عاری از بریدگی است و جزایر آخونانما یا آلند، در دورابهای جنوب غربی فنلاند، همچنین جزیره های کیمیتو، والگروند و کارلو، در خلیج بوتنی، و حدود ۶,۵۰۰ جزیره و جزیرک دیگر، بخش هایی از این کشور را تشکیل می دهند. کشور فنلاند به دوازده استان تقسیم می شود و شهرهای مهم آن عبارت اند از هلسینکی، هَمِنلینا، یووَسکولَه، کوئوپیو، کووُلا، اوئولو، تورکو، و واسا. تقریباً یک چهارم فنلاند در شمال مدار شمالگان قرار دارد و زمستان های بسیار سرد و سخت آن در حدود شش ماه به درازا می کشد و میانگین دمای سالانۀ آن به منهای سیزده درجۀ سانتی گراد می رسد. نواحی جنوبی و جنوب غربی نسبتاً گرم تر است و میانگین دمای سالانۀ آن منهای شش درجۀ سانتی گراد است و زمستان های این نواحی سه ماه طول می کشد. تابستان های گرم و کوتاه، روزهای طولانی و بارندگی سراسری سال از ویژگی های آن است. میانگین دمای شهر هلسینکی در دی ماه منهای دو درجۀ سانتی گراد و در تیر ماه هفده درجۀ سانتی گراد است و میانگین بارندگی سالانۀ آن به ۷۰۶ میلی متر می رسد. غیر از شمالی ترین بخش فنلاند، دیگر نواحی، که وسعتشان به ۷۵ درصد از مساحت کشور بالغ می شود، از جنگل درختان سرو و کاج و صنوبر پوشیده شده و نواحی جنوبی را درختانی چون سپیدار، توسکا، افرا، و نارون مستور کرده اند. خرس، گرگ، گوزن، روباه قطبی، غاز وحشی، قو و دیگر پستانداران و پرندگان خاص نواحی سرد و قطبی، حیات وحش آن را تشکیل داده اند.
اقتصاد. فنلاند از نظر اقتصادی کشوری پیشرفته است و چوب و فرآورده های جنگلی، عمده ترین منابع طبیعی آن به شمار می آیند. کشاورزی آن منحصر به نواحی جنوبی است و وسعت کشتزارهای آن از حدود شش درصد از مساحت کشور تجاوز نمی کند. بیشتر کشتزارها و دامداری ها خصوصی اند و فرآورده های آن شامل غلات، علوفه، سیب زمینی، چغندر قند، گوشت و لبنیات است و محصول شیلات آن به ۱۶۱هزار تن در سال می رسد. صنعت فنلاند نزدیک به یک چهارم از درآمد کشور را تأمین می کند و معدن های آن کوچک و با اهمیت اند. مس، نیکل، وانادیوم، روی، کروم، و تیتانیوم ازجمله منابع معدنی این کشورند. صنعت فنلاند بعد از جنگ جهانی دوم راه ترقی پیموده و نیروی محرکۀ آن با زغال سنگ و نیروگاه های برقابی و هسته ای تأمین می شود و میزان تولید آن به ۶۵/۶۶ میلیارد کیلووات ساعت می رسد. کشتی سازی به ویژه ساخت کشتی های یخ شکن، تولید ماشین آلات، سیمان و مصالح ساختمانی، مواد شیمیایی، نفت تصفیه شده، وسایل الکتریکی و الکترونیکی، منسوجات، چوب و کاغذ، ازجمله فعالیت های صنعتی این کشورند.
حکومت و سیاست. فنلاند دارای حکومت چندحزبی با یک مجلس قانون گذاری است. رئیس جمهور را، که عالی ترین مقام اداری و رسمی فنلاند است، مردم برای دورۀ ۶سالۀ تمدیدپذیر انتخاب می کنند. مجلس قانون گذاری فنلاند یا ریکسداگ دارای ۲۰۰ نمایندۀ منتخب مردم است و دورۀ نمایندگی آنان ۴ سال است. انتخابات و پیشنهاد نخست وزیر از مسئولیت های مجلس است و مسئولیت ادارۀ کشور و امور مربوط به اتحادیۀ اروپا از وظایف نخست وزیر و سرپرستی و ادارۀ امور وزارت خارجه با مشورت هیئت دولت بر عهدۀ رئیس جمهور است. فنلاند از ۱۹۹۵ به عضویت اتحادیۀ اروپا درآمده و در پارلمان اروپا شانزده نماینده دارد.
مردم و تاریخ. جمعیت فنلاند حدود ۵,۳۹۰,۶۶۰ نفر است (۲۰۱۱) و تراکم نسبی آن به ۱۵.۹ نفر در کیلومتر مربع می رسد. روند افزایش سالانۀ جمعیت این کشور۰.۳ درصد است و فنلاندی ها۹۳.۶ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهند. ۸۸.۷درصد از آنان پیرو آیین پروتستان لوتری اند و۸۳.۵ درصدشان در شهر زندگی می کنند و زبان رسمی آنان فنلاندی و سوئدی است. میانگین امید به زندگی در فنلاند ۷۷ سال است و ۱۰۰ درصد از بزرگ سالان آن باسوادند. ساکنان اولیۀ فنلاند را شکارچیان عصر نوسنگی که، نیاکان سامیها یا لاپهای امروزی، بوده اند تشکیل داده است. آنان مردمانی منزوی بودند و با دامداری و پرورش چهارپایان روزگار می گذراندند. فینوها، که تیره ای از اوگاریکهای آسیای مرکزی بودند و در اطراف دریای بالتیک به سر می بردند، به این سرزمین وارد شدند و لاپ ها را به سوی شمال راندند. فینوها به زبان فینو ـ اویغوری گفت و گو می کردند که هیچ شباهتی به زبان های اسکاندیناویایی نداشتو طبیعتاً از نظر فرهنگی نیز ارتباطی با اروپای آن زمان نداشتند. این وضعیت تا قرن ۱۲م به همین صورت باقی ماند تا این که شاهان سوئد برای سرکوب کفار فنلاندی و هدایت آنان به راه راست و پیروی از آیین مسیح به سرزمین مزبور حمله کردند و فنلاند را در طول قرن های ۱۳ تا ۱۹ ضمیمۀ خاک سوئد کردند و فرهنگ و باورهای سوئدی را در آن سامان رواج دادند. روس ها که همواره چشم طمع به خاک فنلاند داشتند، با رو به ضعف نهادن سوئد، در آن سرزمین نفوذ یافتند و اَلکساندر اول، امپراتور روس، در ۱۸۰۹ فنلاند را به یکی از مهین دوک نشینهای دست نشاندۀ روسیه تبدیل کرد. در ۱۸۸۹، حزب سوسیال دموکرات فنلاند تأسیس شد و کشور مزبور رفته رفته به سوی نظام سوسیالیستی سوق داده شد. با انقلاب ۱۹۱۷ـ ۱۹۱۸ در روسیه، راه برای استقلال فنلاند هموار شد و کشور مزبور در ۱۹۱۷ اعلام استقلال کرد و نظام جمهوری را برای ادارۀ خود برگزید. جزایر آلند که از دیرگاه وابستگی های فرهنگی نزدیکی با سوئد داشت، در ۱۹۲۰ به فنلاند پیوست و به یکی از استان های کشور مزبور مبدل شد. اتحاد جماهیر شوروی در آغاز جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹) به موجب پیمان محرمانه ای که با دولت آلمان نازی منعقد کرده بود، از فرصت استفاده کرد و پس از نبردی سخت و خونین، بخش وسیعی از فنلاند شرقی را تصرف کرد. فنلاندی ها در حملۀ آلمان نازی به روسیه، با آلمان همکاری کردند و با شکست آلمان بقیۀ نواحی میهن خود را هم از دست دادند و این سرزمین کلاً به تصرف اتحاد جماهیر شوروی درآمد. فنلاند پس از پایان جنگ، از نیروهای بیگانه تخلیه شد و وضع اقتصادی خود را سر و سامان بخشید، با کلیۀ کشورهای اروپای شرقی و غربی، روابط دوستانه برقرار کرد و موقعیت خود را تثبیت کرد. این کشور رفته رفته در ردیف کشورهای تراز اول جهان جا گرفت و در ۱۹۹۵ به عضویت سازمان ملل متحد درآمد و در ۱۹۹۵ به اتحادیۀ اروپا پیوست.
33154300-2.jpg
موقعیت. جمهوری فنلاند، یا به گویش محلی سوئومی، در اروپای شمالی و در شمال غرب کشور روسیه جا دارد و از شمال به نروژ، از شرق به روسیه، از جنوب به خلیج فنلاند و دریای بالتیک، و از غرب به خلیج بوتنیو کشور سوئد محدود شده است. مساحت این کشور ۳۳۸,۱۴۵ کیلومتر مربع است و شهر هِلسینکی پایتخت آن است.سیمای طبیعی. فنلاند که به کشور دریاچه و جنگل معروف است، سرزمین هموار و مسطحی است که جز کوه های شمال غربی و تپه ماهورهای شمالی، ارتفاع درخور توجه دیگری در آن دیده نمی شود. ارتفاع میانگین این کشور بین ۱۲۰ تا ۱۸۰ متر است و کوه هالتیا تونتوری، در مرز نروژ با ارتفاع ۱,۳۲۸ متر، بلندترین نقطۀ آن است. نزدیک به ۷۵ درصد از وسعت این کشور از جنگل پوشیده شده و دریاچۀ سایما با ۱,۷۶۱ کیلومتر مربع مساحت، بزرگ ترین دریاچۀ فنلاند است و ایناری، پِیَینِه، پِیئِلینن، نَسییَروی، و اوئولویَروی و دریاچه های فراوان دیگری که شمارشان به حدود ۶۰ هزار می رسد و یک دهم از مساحت کشور را شامل می شوند، و از چشم گیرترین و مشخص ترین عوارض فنلاند به شمار می آیند. رودخانۀ اوئولو که به انتهای شمالی خلیج بوتنی می ریزد، تنها رودخانۀ قابل کشتی رانی فنلاند است و تورنیئلون، موئونیو و کِیموکی دیگر رودخانه های مهم این کشور هستند. کرانه های فنلاند تقریباً عاری از بریدگی است و جزایر آخونانما یا آلند، در دورابهای جنوب غربی فنلاند، همچنین جزیره های کیمیتو، والگروند و کارلو، در خلیج بوتنی، و حدود ۶,۵۰۰ جزیره و جزیرک دیگر، بخش هایی از این کشور را تشکیل می دهند. کشور فنلاند به دوازده استان تقسیم می شود و شهرهای مهم آن عبارت اند از هلسینکی، هَمِنلینا، یووَسکولَه، کوئوپیو، کووُلا، اوئولو، تورکو، و واسا. تقریباً یک چهارم فنلاند در شمال مدار شمالگان قرار دارد و زمستان های بسیار سرد و سخت آن در حدود شش ماه به درازا می کشد و میانگین دمای سالانۀ آن به منهای سیزده درجۀ سانتی گراد می رسد. نواحی جنوبی و جنوب غربی نسبتاً گرم تر است و میانگین دمای سالانۀ آن منهای شش درجۀ سانتی گراد است و زمستان های این نواحی سه ماه طول می کشد. تابستان های گرم و کوتاه، روزهای طولانی و بارندگی سراسری سال از ویژگی های آن است. میانگین دمای شهر هلسینکی در دی ماه منهای دو درجۀ سانتی گراد و در تیر ماه هفده درجۀ سانتی گراد است و میانگین بارندگی سالانۀ آن به ۷۰۶ میلی متر می رسد. غیر از شمالی ترین بخش فنلاند، دیگر نواحی، که وسعتشان به ۷۵ درصد از مساحت کشور بالغ می شود، از جنگل درختان سرو و کاج و صنوبر پوشیده شده و نواحی جنوبی را درختانی چون سپیدار، توسکا، افرا، و نارون مستور کرده اند. خرس، گرگ، گوزن، روباه قطبی، غاز وحشی، قو و دیگر پستانداران و پرندگان خاص نواحی سرد و قطبی، حیات وحش آن را تشکیل داده اند.
اقتصاد. فنلاند از نظر اقتصادی کشوری پیشرفته است و چوب و فرآورده های جنگلی، عمده ترین منابع طبیعی آن به شمار می آیند. کشاورزی آن منحصر به نواحی جنوبی است و وسعت کشتزارهای آن از حدود شش درصد از مساحت کشور تجاوز نمی کند. بیشتر کشتزارها و دامداری ها خصوصی اند و فرآورده های آن شامل غلات، علوفه، سیب زمینی، چغندر قند، گوشت و لبنیات است و محصول شیلات آن به ۱۶۱هزار تن در سال می رسد. صنعت فنلاند نزدیک به یک چهارم از درآمد کشور را تأمین می کند و معدن های آن کوچک و با اهمیت اند. مس، نیکل، وانادیوم، روی، کروم، و تیتانیوم ازجمله منابع معدنی این کشورند. صنعت فنلاند بعد از جنگ جهانی دوم راه ترقی پیموده و نیروی محرکۀ آن با زغال سنگ و نیروگاه های برقابی و هسته ای تأمین می شود و میزان تولید آن به ۶۵/۶۶ میلیارد کیلووات ساعت می رسد. کشتی سازی به ویژه ساخت کشتی های یخ شکن، تولید ماشین آلات، سیمان و مصالح ساختمانی، مواد شیمیایی، نفت تصفیه شده، وسایل الکتریکی و الکترونیکی، منسوجات، چوب و کاغذ، ازجمله فعالیت های صنعتی این کشورند.
حکومت و سیاست. فنلاند دارای حکومت چندحزبی با یک مجلس قانون گذاری است. رئیس جمهور را، که عالی ترین مقام اداری و رسمی فنلاند است، مردم برای دورۀ ۶سالۀ تمدیدپذیر انتخاب می کنند. مجلس قانون گذاری فنلاند یا ریکسداگ دارای ۲۰۰ نمایندۀ منتخب مردم است و دورۀ نمایندگی آنان ۴ سال است. انتخابات و پیشنهاد نخست وزیر از مسئولیت های مجلس است و مسئولیت ادارۀ کشور و امور مربوط به اتحادیۀ اروپا از وظایف نخست وزیر و سرپرستی و ادارۀ امور وزارت خارجه با مشورت هیئت دولت بر عهدۀ رئیس جمهور است. فنلاند از ۱۹۹۵ به عضویت اتحادیۀ اروپا درآمده و در پارلمان اروپا شانزده نماینده دارد.
مردم و تاریخ. جمعیت فنلاند حدود ۵,۳۹۰,۶۶۰ نفر است (۲۰۱۱) و تراکم نسبی آن به ۱۵.۹ نفر در کیلومتر مربع می رسد. روند افزایش سالانۀ جمعیت این کشور۰.۳ درصد است و فنلاندی ها۹۳.۶ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهند. ۸۸.۷درصد از آنان پیرو آیین پروتستان لوتری اند و۸۳.۵ درصدشان در شهر زندگی می کنند و زبان رسمی آنان فنلاندی و سوئدی است. میانگین امید به زندگی در فنلاند ۷۷ سال است و ۱۰۰ درصد از بزرگ سالان آن باسوادند. ساکنان اولیۀ فنلاند را شکارچیان عصر نوسنگی که، نیاکان سامیها یا لاپهای امروزی، بوده اند تشکیل داده است. آنان مردمانی منزوی بودند و با دامداری و پرورش چهارپایان روزگار می گذراندند. فینوها، که تیره ای از اوگاریکهای آسیای مرکزی بودند و در اطراف دریای بالتیک به سر می بردند، به این سرزمین وارد شدند و لاپ ها را به سوی شمال راندند. فینوها به زبان فینو ـ اویغوری گفت و گو می کردند که هیچ شباهتی به زبان های اسکاندیناویایی نداشتو طبیعتاً از نظر فرهنگی نیز ارتباطی با اروپای آن زمان نداشتند. این وضعیت تا قرن ۱۲م به همین صورت باقی ماند تا این که شاهان سوئد برای سرکوب کفار فنلاندی و هدایت آنان به راه راست و پیروی از آیین مسیح به سرزمین مزبور حمله کردند و فنلاند را در طول قرن های ۱۳ تا ۱۹ ضمیمۀ خاک سوئد کردند و فرهنگ و باورهای سوئدی را در آن سامان رواج دادند. روس ها که همواره چشم طمع به خاک فنلاند داشتند، با رو به ضعف نهادن سوئد، در آن سرزمین نفوذ یافتند و اَلکساندر اول، امپراتور روس، در ۱۸۰۹ فنلاند را به یکی از مهین دوک نشینهای دست نشاندۀ روسیه تبدیل کرد. در ۱۸۸۹، حزب سوسیال دموکرات فنلاند تأسیس شد و کشور مزبور رفته رفته به سوی نظام سوسیالیستی سوق داده شد. با انقلاب ۱۹۱۷ـ ۱۹۱۸ در روسیه، راه برای استقلال فنلاند هموار شد و کشور مزبور در ۱۹۱۷ اعلام استقلال کرد و نظام جمهوری را برای ادارۀ خود برگزید. جزایر آلند که از دیرگاه وابستگی های فرهنگی نزدیکی با سوئد داشت، در ۱۹۲۰ به فنلاند پیوست و به یکی از استان های کشور مزبور مبدل شد. اتحاد جماهیر شوروی در آغاز جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹) به موجب پیمان محرمانه ای که با دولت آلمان نازی منعقد کرده بود، از فرصت استفاده کرد و پس از نبردی سخت و خونین، بخش وسیعی از فنلاند شرقی را تصرف کرد. فنلاندی ها در حملۀ آلمان نازی به روسیه، با آلمان همکاری کردند و با شکست آلمان بقیۀ نواحی میهن خود را هم از دست دادند و این سرزمین کلاً به تصرف اتحاد جماهیر شوروی درآمد. فنلاند پس از پایان جنگ، از نیروهای بیگانه تخلیه شد و وضع اقتصادی خود را سر و سامان بخشید، با کلیۀ کشورهای اروپای شرقی و غربی، روابط دوستانه برقرار کرد و موقعیت خود را تثبیت کرد. این کشور رفته رفته در ردیف کشورهای تراز اول جهان جا گرفت و در ۱۹۹۵ به عضویت سازمان ملل متحد درآمد و در ۱۹۹۵ به اتحادیۀ اروپا پیوست.
wikijoo: فنلاند
جدول کلمات
پیشنهاد کاربران
واژه ی فینلاند با حروف لاتین به شکل های Finland و Finnland از دو کلمه ساخته شده یکی Fin یا Finn و دیگری لاند. واژه ی لاند ( Land ) با تلفظ لَند به زبان امروز آلمانی به معنای سرزمین و کشور میباشد. در مورد ریشه و اصل کلمه ی فین اطلاع دقیقی در دست نمی باشد. از دیدگاه فردی من این واژه از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و در پشت پرده ی ظاهر حروفی، لفظی، لغوی یا کلمه ای خود حامل رمز عددی یا کد انسانی یعنی عدد ۱۰ بوده است.
... [مشاهده متن کامل]
دو حرف ف وَ ی ( فی ) در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۲۳ و ۳۲ و قرینه چپ و راست هم در مقابل آینه میباشند و با جمع رقمی مساوی با ۱۰ و با جمع عددی برابر با ۵۵ با تلفظ پنج و پنج و یا یک ۵ و یک ۵ برابر با دو پنج مساوی با ۱۰. ن ( با تلفظ نون یا ن وَ ن ) حرف اول کلمه ی نفس به معنای من ( نه روح، نه روان، نه جان، نه جسم، نه هوش و ذهن، نه غریزه و میل و آرزو، نه احساس و اندیشه و فکر و خیال و تصور و تَوَهُم، نه فهم و عقل، نه حواس پنجگانه ی سر و دل و نه چیز دیگری ) و یا حرف اول واژه ی نفر یعنی فرد انسانی چه زن و چه مرد و یا حرف اول نقطه ی فیزیکی و یا نکته ی بی بُعد نفسانی هندسی. لذا این واژه از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجع غیبی و ناپیدا به این معنا بوده که آن سرزمین متعلق به باورمندان به نفوس مجرد یا من های دهگانه ی فرد خود و افراد دیگر انسانی میباشد که متشکل از 5 نفس مجرد یا من مردانه و 5 تا زنانه اند و جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی و جاودانه.
واژه ی سوئومی ( Su o mi ) نام محلی و قومی مردم ساکن آن سرزمین یا کشور، احتمالا دو معنا داشته؛ یکی به معنای: روی من به سوی اوست ( یعنی بسوی پرودگار یا آفریدگار ) و دیگری رمزی و عددی به شکل زیر:
حرف s در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 19 میباشد با تلفظ یک و نُه مساوی با 10 و این حرف معادل حرف س ( سین ) که در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۱۵ است. حرف o در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 15 و u با تلفظ او ضمیر سوم شخص مفرد در زبان فارسی و حرف اول کلمه ی und با تلفظ اوند به زبان آلمانی معادل حرف پیوندی واو با تلفظ وَ در زبان فارسی. پسوند می ( mi ) هم دو معنا داشته یکی متعلق به من و دیگری رمزی به شکل زیر :
حرف لاتین m معادل حرف میم در زبان فارسی که در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۲۸ با تلفظ دو و هشت و یا دو باضافه ی هشت مساوی با ۱۰. حرف i در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۹ میباشد و با تلفظ آی در زبان انگلیسی به معنای من یعنی ضمیر اول شخص مفرد در زبان فارسی و تلفظ ای؛ مخفف این یعنی ضمیر دوم شخص مفرد در زبان فارسی قدیم و دری . حال عدد ۱۰ و ۹ در کنار هم با جمع رقمی برابر با ده و جمع عددی مساوی با ۱۹ معادل عددی حرف s در ردیف حروف الفبای لاتین و o در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۱۵.
لذا این واژه در اصل و ریشه بصورت ترکیبی از حروف و اعداد به شکل زیر بوده : s او o م ۹. به معنای اشاره شده در بالا و به زبان ساده، این واژه با حروف فارسی و لاتین باهم بصورت پیوند و ترکیب ساخته شده و به این معنا که از دیدگاه انفرادی و جمعی مردم ساکن آن سرزمین هرکدام از ما افراد انسانی در آفرینش ازلی یا اولیه به شکل خانواده های ده عضوی مشتمل بر پنج مرد و پنج زن ( ۱۰ی ؛ ۵ی ۵ی ) خودی و غیر بیگانه از هم ( پنج شاه و پنج ملکه ی خودی ) آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده ایم . و یکی ( 1ی ) از آنها در این دنیا از مادر متولد شده و میشود و نُه ( 9 ) تای دیگر از آنان برای زندگان دنیوی در عالم غیب اند و در حالت برزخی و متافیزیکی بسر میبرند.
نام قدیمی دیگر آن قوم به شکل داورال و بصورت ترکیبی دا وَ ر اَل : حرف د ( با تلفظ قدیمی دا و جدید دال ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۱۰ میباشد و حرف ر ( با تلفظ راء ) در ردیف حروف الفبای عربی معادل عدد ۱۰ و پسوند اَل ( Al ) در زبان عربی حرف تعریف و تَعَیُن میباشد مانند the در زبان انگلیسی و با طنین آلِ به زبان فارسی قدیم به معنای از تبارِ، از دودمانِ، از خاندانِ و همچنین به معنای طرفدار، پیرو و یا باورمند به چیزی. ال ۱۰۱۰ : The 1010 اشاره به ابعاد ۲۰ ( 20 ) گانه ی زوج های دنیوی افراد انسانی در کنار هم داشته و آلِ ده ده به معنای باورمند به من های دهگانه ی آسمانی هرکدام از افراد انسان دنیوی چه زن و چه مرد بصورت زوجی در کنار هم.
واژه ی tasavalta بصورت تفکیکی ta s ava l ta با تلفظ تا s آوا L تا. L لاتین حرف اول کلمات Liebe و Leben در زبان آلمانی معادل کلمات love و life در زبان انگلیسی معادل کلمات عشق و زندگی در زبان فارسی. دو حرفی تا ( ta ) در آغاز و در پایان این واژه ی ترکیبی یا جمله ای در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای فارسی حامل تصویر عدد ۱۴ میباشد با تلفظ یک و چهار مساوی با ۵. و در ردیف حروف الفبای لاتین تصویر عددی ۲۱ با تلفظ یک ۲۰ یا دو ۱۰ و s معادل عدد ۱۹ ( یکی شان پیدا و نُه تای دیگرشان در برابر دیدگان سر و دل دنیوی شان ناپیدا و آوا به معنای بانگ یا صدای بلند.
لذا این واژه از طریق بازی کردن با حروف و اعداد در اصل و ریشه ترکیبی از حروف و اعداد به شکل زیر بوده:
۵ L آوا ۱۹ ۵. آوای عشق ها و زندگی های ۵ی ۵ی ؛ ۱ی۹ی ملکوتی افراد انسانی معادل با معنای واژه ی ترکیبی یا جمله ای اوستائی به شکل " آژی ده اکه" که زبان اقوام ماد بوده و به معنای زندگانی های دهگانه ی آسمانی و نه به معنای اژدها و ضحاک مندرج در شاهنامه ی حکیم فردوسی.
اعداد ۵ و ۹ و ۱۰ را شاید بتوان روی آرم یا نشان ملی ( Wappen با تلفظ واپِّن به زبان آلمانی ) آن کشور، نهفته در پشت سمبل ها مشاهده نمود.
شرح و توضیح رمز و راز نهفته در پشت پرده ی ظاهر حروفی پایتخت آن کشور یعنی هلسینکی با حروف لاتین به شکل Helsinki بصورت تفکیکی Hel s in ki و هچنین شهر ریکیاویک به عهده ی خواننده ی گرامی و گردشگر اینترنتی در فضای مجازی و بازدید کننده ی محترم این سایت ارزشمند فارسی زبان.
نتیجه ی ساده: فین یعنی ۱۰ نفس یا ده من و فینی به معنای ۱۰ منی بصورت ۵ من مردانه و ۵ من زنانه و جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی و جاودانه.
دلفی یونانیان در اصل و ریشه به معنای زیر بوده : دل ۱۰: ۵ دل مردانه و ۵ دل زنانه در کنار هم در حالت ماورائی معادل واژه ی فارسی - یونانی ایده به شکل تفکیکی ای ۱۰ مخفف این ۱۰.
... [مشاهده متن کامل]
دو حرف ف وَ ی ( فی ) در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۲۳ و ۳۲ و قرینه چپ و راست هم در مقابل آینه میباشند و با جمع رقمی مساوی با ۱۰ و با جمع عددی برابر با ۵۵ با تلفظ پنج و پنج و یا یک ۵ و یک ۵ برابر با دو پنج مساوی با ۱۰. ن ( با تلفظ نون یا ن وَ ن ) حرف اول کلمه ی نفس به معنای من ( نه روح، نه روان، نه جان، نه جسم، نه هوش و ذهن، نه غریزه و میل و آرزو، نه احساس و اندیشه و فکر و خیال و تصور و تَوَهُم، نه فهم و عقل، نه حواس پنجگانه ی سر و دل و نه چیز دیگری ) و یا حرف اول واژه ی نفر یعنی فرد انسانی چه زن و چه مرد و یا حرف اول نقطه ی فیزیکی و یا نکته ی بی بُعد نفسانی هندسی. لذا این واژه از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجع غیبی و ناپیدا به این معنا بوده که آن سرزمین متعلق به باورمندان به نفوس مجرد یا من های دهگانه ی فرد خود و افراد دیگر انسانی میباشد که متشکل از 5 نفس مجرد یا من مردانه و 5 تا زنانه اند و جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی و جاودانه.
واژه ی سوئومی ( Su o mi ) نام محلی و قومی مردم ساکن آن سرزمین یا کشور، احتمالا دو معنا داشته؛ یکی به معنای: روی من به سوی اوست ( یعنی بسوی پرودگار یا آفریدگار ) و دیگری رمزی و عددی به شکل زیر:
حرف s در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 19 میباشد با تلفظ یک و نُه مساوی با 10 و این حرف معادل حرف س ( سین ) که در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۱۵ است. حرف o در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 15 و u با تلفظ او ضمیر سوم شخص مفرد در زبان فارسی و حرف اول کلمه ی und با تلفظ اوند به زبان آلمانی معادل حرف پیوندی واو با تلفظ وَ در زبان فارسی. پسوند می ( mi ) هم دو معنا داشته یکی متعلق به من و دیگری رمزی به شکل زیر :
حرف لاتین m معادل حرف میم در زبان فارسی که در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۲۸ با تلفظ دو و هشت و یا دو باضافه ی هشت مساوی با ۱۰. حرف i در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۹ میباشد و با تلفظ آی در زبان انگلیسی به معنای من یعنی ضمیر اول شخص مفرد در زبان فارسی و تلفظ ای؛ مخفف این یعنی ضمیر دوم شخص مفرد در زبان فارسی قدیم و دری . حال عدد ۱۰ و ۹ در کنار هم با جمع رقمی برابر با ده و جمع عددی مساوی با ۱۹ معادل عددی حرف s در ردیف حروف الفبای لاتین و o در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۱۵.
لذا این واژه در اصل و ریشه بصورت ترکیبی از حروف و اعداد به شکل زیر بوده : s او o م ۹. به معنای اشاره شده در بالا و به زبان ساده، این واژه با حروف فارسی و لاتین باهم بصورت پیوند و ترکیب ساخته شده و به این معنا که از دیدگاه انفرادی و جمعی مردم ساکن آن سرزمین هرکدام از ما افراد انسانی در آفرینش ازلی یا اولیه به شکل خانواده های ده عضوی مشتمل بر پنج مرد و پنج زن ( ۱۰ی ؛ ۵ی ۵ی ) خودی و غیر بیگانه از هم ( پنج شاه و پنج ملکه ی خودی ) آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده ایم . و یکی ( 1ی ) از آنها در این دنیا از مادر متولد شده و میشود و نُه ( 9 ) تای دیگر از آنان برای زندگان دنیوی در عالم غیب اند و در حالت برزخی و متافیزیکی بسر میبرند.
نام قدیمی دیگر آن قوم به شکل داورال و بصورت ترکیبی دا وَ ر اَل : حرف د ( با تلفظ قدیمی دا و جدید دال ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۱۰ میباشد و حرف ر ( با تلفظ راء ) در ردیف حروف الفبای عربی معادل عدد ۱۰ و پسوند اَل ( Al ) در زبان عربی حرف تعریف و تَعَیُن میباشد مانند the در زبان انگلیسی و با طنین آلِ به زبان فارسی قدیم به معنای از تبارِ، از دودمانِ، از خاندانِ و همچنین به معنای طرفدار، پیرو و یا باورمند به چیزی. ال ۱۰۱۰ : The 1010 اشاره به ابعاد ۲۰ ( 20 ) گانه ی زوج های دنیوی افراد انسانی در کنار هم داشته و آلِ ده ده به معنای باورمند به من های دهگانه ی آسمانی هرکدام از افراد انسان دنیوی چه زن و چه مرد بصورت زوجی در کنار هم.
واژه ی tasavalta بصورت تفکیکی ta s ava l ta با تلفظ تا s آوا L تا. L لاتین حرف اول کلمات Liebe و Leben در زبان آلمانی معادل کلمات love و life در زبان انگلیسی معادل کلمات عشق و زندگی در زبان فارسی. دو حرفی تا ( ta ) در آغاز و در پایان این واژه ی ترکیبی یا جمله ای در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای فارسی حامل تصویر عدد ۱۴ میباشد با تلفظ یک و چهار مساوی با ۵. و در ردیف حروف الفبای لاتین تصویر عددی ۲۱ با تلفظ یک ۲۰ یا دو ۱۰ و s معادل عدد ۱۹ ( یکی شان پیدا و نُه تای دیگرشان در برابر دیدگان سر و دل دنیوی شان ناپیدا و آوا به معنای بانگ یا صدای بلند.
لذا این واژه از طریق بازی کردن با حروف و اعداد در اصل و ریشه ترکیبی از حروف و اعداد به شکل زیر بوده:
۵ L آوا ۱۹ ۵. آوای عشق ها و زندگی های ۵ی ۵ی ؛ ۱ی۹ی ملکوتی افراد انسانی معادل با معنای واژه ی ترکیبی یا جمله ای اوستائی به شکل " آژی ده اکه" که زبان اقوام ماد بوده و به معنای زندگانی های دهگانه ی آسمانی و نه به معنای اژدها و ضحاک مندرج در شاهنامه ی حکیم فردوسی.
اعداد ۵ و ۹ و ۱۰ را شاید بتوان روی آرم یا نشان ملی ( Wappen با تلفظ واپِّن به زبان آلمانی ) آن کشور، نهفته در پشت سمبل ها مشاهده نمود.
شرح و توضیح رمز و راز نهفته در پشت پرده ی ظاهر حروفی پایتخت آن کشور یعنی هلسینکی با حروف لاتین به شکل Helsinki بصورت تفکیکی Hel s in ki و هچنین شهر ریکیاویک به عهده ی خواننده ی گرامی و گردشگر اینترنتی در فضای مجازی و بازدید کننده ی محترم این سایت ارزشمند فارسی زبان.
نتیجه ی ساده: فین یعنی ۱۰ نفس یا ده من و فینی به معنای ۱۰ منی بصورت ۵ من مردانه و ۵ من زنانه و جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی و جاودانه.
دلفی یونانیان در اصل و ریشه به معنای زیر بوده : دل ۱۰: ۵ دل مردانه و ۵ دل زنانه در کنار هم در حالت ماورائی معادل واژه ی فارسی - یونانی ایده به شکل تفکیکی ای ۱۰ مخفف این ۱۰.
فنلاند ( به فنلاندی: Suomi ) با نام رسمی جمهوری فنلاند ( به فنلاندی: Suomen tasavalta ) کشوری نوردیک در شمال اروپا است. این کشور حدود ۵٫۶ میلیون نفر جمعیت دارد و پایتخت آن شهر هلسینکی است. حدود یک میلیون نفر از جمعیت کشور در منطقه کلان شهری هلسینکی زندگی می کنند. فنلاند از شمال با نروژ، از شرق با روسیه، از غرب با سوئد مرز زمینی دارد.
... [مشاهده متن کامل]
واحد پول این کشور یورو است.
... [مشاهده متن کامل]
واحد پول این کشور یورو است.
فین قومی از نژاد داورال - آلتایی . اویغورهای ساکن اروپا ساموئیتها . سوپارها چرمیشها لپارها استیاکها و واگولهای مقیم روسیه از اقوام منتسب به نژاد مذکورند . نام فنلاند ماخوذ از نام این قوم است .
فنلاند ( فن لان د ) هر کلمه ایی لان داشته باشد تورکی است. مثل گیلان، سبلان، ساوالان ( باج آلان ) ، میلان، سیلان، سهلان، ایسفهلان، یالان، پالان، بالان ( تله=گرگ بالان دیده ( گرگ باران دیه غلط است ) ، جیلان، هیلان ( رانش کوه در تورکی ) ، بیلان، الان، لانه، شیلانه