فروید و فلسفه (کتاب). فروید و فلسفه: مقاله ای در باب تفسیر ( به فرانسوی: De l'interprétation. Essai sur Sigmund Freud ) کتابی است دربارهٔ زیگموند فروید، بنیان گذار روان کاوی که توسط فیلسوف فرانسوی پل ریکور در سال ۱۹۶۵ نوشته شده است. در کتاب فروید و فلسفه، ریکور کار فرویدی را بر حسب هرمنوتیک، نظریه ای که بر تفسیر یک متن خاص حاکم است، و پدیدارشناسی، مکتبی از فلسفه که توسط ادموند هوسرل بنیان شد، تفسیر می کند. ریکور به سؤالاتی مانند ماهیت تفسیر در روان کاوی، درک ماهیت انسان و رابطه بین تفسیر فروید از فرهنگ در میان دیگر تفاسیر می پردازد. این کتاب اولین بار در فرانسه توسط ادیشن دو سویل و در ایالات متحده توسط انتشارات دانشگاه ییل منتشر شد.
ریکور آنچه را که به نظر او تنشی در کار فروید می داند، بین تأکید بر «انرژی» که پدیده های روان شناختی را بر حسب مقادیر انرژی توضیح می دهد، و تأکید بر هرمنوتیک را بررسی می کند. او فروید را با فیلسوفان کارل مارکس و فردریش نیچه مقایسه می کند که این سه گانه را «مکتب سوءظن» توصیف می کنند و شباهت ها و تفاوت های بین روان کاوی و پدیدارشناسی را بررسی می کند. او همچنین ایده های فروید را با ایده های فیلسوف گئورگ ویلهلم فردریش هگل مقایسه می کند و ایده های خود را در مورد نمادهایی که در اثر قبلی اش، سمبولیسم شر ( ۱۹۶۰ ) بررسی شده بود، توسعه می دهد. در پاسخ به انتقاد از وضعیت علمی روان کاوی توسط فیلسوف ارنست نیگل، ریکور استدلال می کند که روان کاوی را نه به عنوان یک علم مشاهده ای، بلکه به عنوان یک «تفسیر» که به تاریخ شبیه است تا روان شناسی، درک کرده است. او از روان کاوانی انتقاد می کند که این را به عنوان پاسخی به استدلال هایی مبنی بر غیرعلمی بودن روان کاوی قبول نمی کنند.
یکی از مشهورترین آثار ریکور، فروید و فلسفه، با اروس و تمدن فیلسوف هربرت مارکوزه ( ۱۹۵۵ ) ، زندگی در برابر مرگ اثر نورمن او. براون ( ۱۹۵۹ ) ، فروید اثر جامعه شناس فیلیپ ریف، ذهن اخلاق گرا ( ۱۹۵۹ ) و دانش و علایق انسانی فیلسوف یورگن هابرماس ( ۱۹۶۸ ) مقایسه شده است. مفسران بحث های ریکور دربارهٔ نظریه های روانکاوی فروید، کاوش او در جنبه های معمولاً نادیده گرفته شده کار فروید، مقایسه فروید با هگل، مارکس و نیچه و بحث او دربارهٔ پدیدارشناسی را ستوده اند. این اثر ژاک لاکان روان کاو را خشمگین کرد، که ریکور را متهم کرد که ایده هایش را بدون ذکر اسناد نوشته است. اگرچه برخی از دانشمندان این اتهام را رد کردند. فروید و فلسفه پس از انتشار نسخه انگلیسی آن در سال ۱۹۷۰، بازخوردهای مثبتی دریافت کرد. این کتاب به عنوان یکی از مهم ترین بحث های روانکاوی توصیف شد و ریکور به دلیل بحث در مورد نمادها مورد تحسین قرار گرفت. او همچنین به انتقاد از دیدگاه های فروید در مورد نمادها و مذهب اعتبار داشت. با این حال، برخی از منتقدان استدلال کرده اند که دیدگاه های ریکور بر عدم امکان ارزیابی علمی روان کاوی دلالت دارد.



این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفریکور آنچه را که به نظر او تنشی در کار فروید می داند، بین تأکید بر «انرژی» که پدیده های روان شناختی را بر حسب مقادیر انرژی توضیح می دهد، و تأکید بر هرمنوتیک را بررسی می کند. او فروید را با فیلسوفان کارل مارکس و فردریش نیچه مقایسه می کند که این سه گانه را «مکتب سوءظن» توصیف می کنند و شباهت ها و تفاوت های بین روان کاوی و پدیدارشناسی را بررسی می کند. او همچنین ایده های فروید را با ایده های فیلسوف گئورگ ویلهلم فردریش هگل مقایسه می کند و ایده های خود را در مورد نمادهایی که در اثر قبلی اش، سمبولیسم شر ( ۱۹۶۰ ) بررسی شده بود، توسعه می دهد. در پاسخ به انتقاد از وضعیت علمی روان کاوی توسط فیلسوف ارنست نیگل، ریکور استدلال می کند که روان کاوی را نه به عنوان یک علم مشاهده ای، بلکه به عنوان یک «تفسیر» که به تاریخ شبیه است تا روان شناسی، درک کرده است. او از روان کاوانی انتقاد می کند که این را به عنوان پاسخی به استدلال هایی مبنی بر غیرعلمی بودن روان کاوی قبول نمی کنند.
یکی از مشهورترین آثار ریکور، فروید و فلسفه، با اروس و تمدن فیلسوف هربرت مارکوزه ( ۱۹۵۵ ) ، زندگی در برابر مرگ اثر نورمن او. براون ( ۱۹۵۹ ) ، فروید اثر جامعه شناس فیلیپ ریف، ذهن اخلاق گرا ( ۱۹۵۹ ) و دانش و علایق انسانی فیلسوف یورگن هابرماس ( ۱۹۶۸ ) مقایسه شده است. مفسران بحث های ریکور دربارهٔ نظریه های روانکاوی فروید، کاوش او در جنبه های معمولاً نادیده گرفته شده کار فروید، مقایسه فروید با هگل، مارکس و نیچه و بحث او دربارهٔ پدیدارشناسی را ستوده اند. این اثر ژاک لاکان روان کاو را خشمگین کرد، که ریکور را متهم کرد که ایده هایش را بدون ذکر اسناد نوشته است. اگرچه برخی از دانشمندان این اتهام را رد کردند. فروید و فلسفه پس از انتشار نسخه انگلیسی آن در سال ۱۹۷۰، بازخوردهای مثبتی دریافت کرد. این کتاب به عنوان یکی از مهم ترین بحث های روانکاوی توصیف شد و ریکور به دلیل بحث در مورد نمادها مورد تحسین قرار گرفت. او همچنین به انتقاد از دیدگاه های فروید در مورد نمادها و مذهب اعتبار داشت. با این حال، برخی از منتقدان استدلال کرده اند که دیدگاه های ریکور بر عدم امکان ارزیابی علمی روان کاوی دلالت دارد.




wiki: فروید و فلسفه (کتاب)