عالم ناسوت

لغت نامه دهخدا

عالم ناسوت. [ ل َ م ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) دنیای فانی و این جهان که ناپایدار است. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دنیای فانی و این جهان که ناپایدار است

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مراد از این عالم، همان عالم طبیعت و شهادت و مُلک است یعنی جهان جسمانی و اجسام و ماده و مادیات که در آن حرکت و زمان و مکان نقش دارد. عالم ناسوت مانند پوست است نسبت به عالم ملکوت یعنی قشر عالم ملکوت است.
پرسشی که اینجا مطرح می شود این است که مسلم است که عالمی برتر و مافوق عالم طبیعت وجود دارد امّا آیا می توان گفت عالمی پائین تر از طبیعت و ناسوت وجود ندارد؟ جوابی که فلاسفه داده اند این است که خیر زیرا اولاً وجود عالمی پائین تر از طبیعت مستلزم این است که ماده طبیعی قادر بر ایجاد یک شیء از عدم محض باشد و به دلائلی ثابت می کنند که تاثیر جسم و طبیعت از نوع تحریک است نه از نوع ایجاد ثانیاً عالم طبیعت عالم قوه و فعل و ماده و صورت و حرکت و زمان و مکان است. موجودی ضعیف تر از قوه و ماده و... که در آنها وجود و عدم آمیخته است قابل تصور نیست.

[ویکی شیعه] عالَم ناسوت به معنای جهان مادی و طبیعت است. این عالم، گذرگاهی برای رسیدن به عوالم بالاتر همچون جبروت، ملکوت و لاهوت به شمار می رود. این واژه اغلب در آثار عرفانی و فلسفی به کار گرفته شده است. عالم ناسوت پایین ترین مرحله در سیر کمالی انسان است و تغییر و نیستی از وِیژگی های بارز آن محسوب می شود.
آثار لغت شناسی و همچنین تالیفات فلسفی، عرفانی و کلامی به مفهوم شناسی ناسوت پرداخته اند که شاید بتوان تمام این تعاریف را در مساوی دانستن این واژه با عالم دنیا و مادیات دانست.
برخی از لغت شناسان، اصل ناسوت را از ناس می دانند که همانند ملکوت برای مبالغه به آخر آن واو و تاء اضافه شده است. برخی دیگر، ناسوت را لغتی با ریشه عبرانی و در مقابل لاهوت و مختص به انسان می دانند. از این رو در آثار لغت شناسی معاصر نیز ناسوت به معنای سرشت انسانی و مشتق از ناس قلمداد شده است.

[ویکی اهل البیت] فلاسفه، حکما و عرفا معتقدند که هستی و عالم، طبقات و مراتب چهار گانه ای دارد که عبارتند از: عالم ناسوت، عالم ملکوت، عالم جبروت و عالم لاهوت.
ناسوت بمعنای طبیعت، عالم مادی. و عالم ناسوت، یعنی عالم ماده و حرکت وزمان و مکان، و به عبارت دیگر عالم طبیعت و محسوسات یا عالم دنیا.
عالم ناسوت پست ترین و نازل ترین عوالم است. فلاسفه وجود عالمی پایین تر از طبیعت را به این دلیل منتفی می دانند که اولاً وجود عالمی پائین تر از طبیعت مستلزم این است که مادة طبیعی قادر بر ایجاد یک شیء از عدم محض باشد و به دلائلی ثابت می کنند که تأثیر جسم و طبیعت از نوع تحریک است نه از نوع ایجاد. ثانیاً عالم طبیعت عالم قوه و فعل و ماده و صورت و حرکت و زمان و مکان است. موجودی ضعیف تر از قوه و ماده و... که در آنها وجود و عدم آمیخته است قابل تصور نیست.

پیشنهاد کاربران

صرف نظر از تعاریف و تفاسیر گوناگون ارائه گردیده از چیستی عوالم لاهوت، جبروت، ملکوت و ناسوت، شاید مفید، ثمربخش و راهگشا باشد بدانیم که پس از مرگ چه اتفاقاتی برای هرکدام از ما افراد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) خواهند افتاد؟!.
...
[مشاهده متن کامل]

از دیدگاه و یا بر اساس بینش و باور فردی من در لحظه ی مرگِ جسم، کالبد، تن و یا بدن تثلیثی مادی - روانی روحی - یا به زبان علمی بدن اتمی - ملکولی متشکل از انرژی و جرم و خلاء در بستر امن، آرام، ساکن، پیوسته و فراگیر زندگی بخش جان خدای حقیقی و واقعی ( و نه خدای کلمه ای دینی ) نه روان و نه روح هیچکدام از ماده جدا نمیگردند و نه جان شیرین از قفس تنگ خاکی می پرد بلکه نفس مجرد یا من هر فرد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) در نفس مجرد یا من مطلق، واحد و بیکران خدای حقیقی و واقعی ( و نه در نفس یک موجود خیالی - اوهامی تحت نام آدم ملقب به ابوالبشر ) به خواب سنگین، ژرف و شیرین فرو میرود و بدن تثلیثی یا اتمی را ترک میکند و به رهائی و رستگاری کامل میرسد و به موازات آن در طی حالت برزخ در بخش وسیع متافیزیکی در پشت پرده ی ضخیم و نفوذ ناپذیر همین دنیای فیزیکی به کمک حواس، غرایز، خواست و قوای ادراکی فهم و عقل بیکران خدای حقیقی و واقعی از مشاهده و تجربه ی عشق و زندگی رویائی بهمراه توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین برخوردار میگردد و آنهم بطور مطلق مستقل از کلیه پندارها، گفتارها، رفتارها یا اعمال نیک و بد دنیوی و بدون کوچکترین تبعیض و استثنائی بین افراد انسانی و آنهم همیشه در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی و تا پایان آن، تا لحظه ی بسته شدن مجدد نطفه در رحم مادر و بیداری و تولد دوباره ( همیشه حدود نُه ماه پس از بیداری ) در همین دنیا و در بطن و بهمراه آن در مداری برتر و کمال یافته تر از قبل و نه تا وقت رسیدن به معاد و برپائی قیامت کبری و فصل برداشت محصول در آخرت بر اساس تصویر آسمانی - وحیانی - قرآنی در قالب سه کلمه به شکل《دنیا - برزخ - آخرت》 که یک راه بسیار کوتاه و میان بُر بیش نبوده و نمیباشد.
تصویر زنده یا فیلم مستند کلی و جزئیاتی نظام احسن و اشرف آفرینش سرمدی، مبدئی و معادی، ازلی و ابدی یا اولیه در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین و کلیه ی مراحل میانی آن یعنی مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی در طی سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی بین دو بهشت برین متوالی در خاطره ی مطلق و بیکران خدای حقیقی و واقعی یکبار برای جاودانگی طوری ثبت و ضبط گردیده است که هرگز کوچکترین خللی در آن ایجاد نمیشود و یک نقطه ی ناچیز از لوح آن پاک نمیگردد. محتوای غیبی - ملکوتی - برزخی یا متافیزیکی خاطره ی خدای حقیقی و واقعی در طول زندگی دنیوی خارج از تیررس بُرد شعاع حواس پنجگانه ( مسلح و غیر مسلح ) افراد انسانی قرار دارد و به کمک تجربه غیر قابل شناخت میباشد و فقط پس از مرگ در قالب رویاهای حقیقی و روشن قابل مشاهده و تجربه خواهد بود.
نتیجه ی کلی اینکه هیچ فرد انسانی در طول تاریخ پیدایش انسان روی کره ی زمین تاکنون منجمله انبیا و اولیا دینی به ویژه آبراهام یا ابراهیم در طول زندگی دنیوی خود نتوانسته و نمی تواند حتا یک تصویر، یک صدا، یک بو، یک مزه و یک لمسیات از عالم غیب در قالب وحی به کمک حواس پنجگانه و سمع و بصر دل دریافت نموده باشد یا بنماید.
یک نکته ی بسیار مهم دیگر برای انسان امروز و آینده و به ویژه خود ما ایرانیان اینست که پس از مرگ، هیچگونه تله یا دام مخوف و هولناکی در انتظار هیچ فرد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) در کمین ننشسته است از قبیل شئول ( Scheol ) دین یهود؛ آتش روبنده و جاروب کننده ی ( Fegefeuer ) دین مسیحیت در پیشخوان آسمان؛ گودال های جهنمی ( hoelische Gruben ) در عالم میانی تحت عنوان برزخ دین اسلام و غیره و غیره و اعم و ذالک.
کلمات مندرج در پرانتز به زبان آلمانی میباشند.
در دایره ای که میدان آمدن ها و رفتن ها و باز گشتن های فراوان و متوالی حکیم عمر خیام و ماست/ اورا هم بدایت و هم نهایت هردو همیشه و هر بار در پایان هر دوری بهشت برین متوالی هاست/.

عالم ناسوت، یعنی عالم ماده و حرکت و زمان و مکان، و به عبارت دیگر عالم طبیعت و دنیا به عبارت دیگر خلقت جهان به صورت جسم یعنی آفرینش بیجان، گیاه حیوان، انسان و جن