لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] جویندۀ علم و دانش، جویای دانش، طالب علم.
دانشنامه عمومی
دانشجو از در زبان به معنی کسی است که دانش می جوید و در اصطلاح، برای نام بردن از محصّلان در سطح تحصیلات دانشگاه و پس از آن به کار می رود. در یک نظام آموزش عالی، وقتی یک فرد می آموزد که «دیگران چه گفته اند و چه کرده اند» و برایش می گویند که «مسایل پیچیدهٔ یک علم را چگونه حل کرده اند» دانشجو است. [ ۱]
در ایران ضوابط و حقوق دانشجو در منشور حقوق دانشجویی نوشته شده است. [ ۲]
در ایران فعالیت دانشجویی قانونی و دارای مجوز از شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم در محورهای زیر خلاصه می شود:
• تشکل های سیاسی دانشجویی مانند: بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی و . . . .
• انجمن های علمی دانشجویی
• کانون های فرهنگی دانشجویی
• نشریات دانشجویی
• شورای صنفی دانشجویی
فعالیت این تشکل ها در دانشگاه ها زیر نظر معاونت فرهنگی و دانشجویی هر دانشگاه یا دانشکده تعریف شده است.
جنبش دانشجویی ۱۴۰۱ ایران بخشی از جنبش دانشجویی ایران است که در جریان خیزش ۱۴۰۱ شروع و در راستای جنبش زن، زندگی، آزادی ادامه یافت. این جنبش در پی کشته شدن مهسا امینی و شروع اعتراضات از ۲۷ شهریور ۱۴۰۱ بوجود آمد[ ۳]
۱۶ آذر در ایران روز دانشجو شناخته می شود. ۱۶ آذر سالروز واقعه کشتار چند تن از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران است. [ ۴]
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفدر ایران ضوابط و حقوق دانشجو در منشور حقوق دانشجویی نوشته شده است. [ ۲]
در ایران فعالیت دانشجویی قانونی و دارای مجوز از شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم در محورهای زیر خلاصه می شود:
• تشکل های سیاسی دانشجویی مانند: بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی و . . . .
• انجمن های علمی دانشجویی
• کانون های فرهنگی دانشجویی
• نشریات دانشجویی
• شورای صنفی دانشجویی
فعالیت این تشکل ها در دانشگاه ها زیر نظر معاونت فرهنگی و دانشجویی هر دانشگاه یا دانشکده تعریف شده است.
جنبش دانشجویی ۱۴۰۱ ایران بخشی از جنبش دانشجویی ایران است که در جریان خیزش ۱۴۰۱ شروع و در راستای جنبش زن، زندگی، آزادی ادامه یافت. این جنبش در پی کشته شدن مهسا امینی و شروع اعتراضات از ۲۷ شهریور ۱۴۰۱ بوجود آمد[ ۳]
۱۶ آذر در ایران روز دانشجو شناخته می شود. ۱۶ آذر سالروز واقعه کشتار چند تن از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران است. [ ۴]

wiki: دانشجو
مترادف ها
شاگرد، دانشجو، دانش اموز، عضو دانشکده یا دانشگاه، اهل تحقیق
دانشجو، عضو دانشکده
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
واژه ی دانشجو بصورت تحلیلی : د ا ن ش جو ، با توضیح کوتاه و فشرده به شرح زیر:
سه حرف الف نون شین ( ا ن ش ) در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۱ ۲۹ ۱۶ میباشند با جمع عددی مساوی با ۴۶ با تلفظ ۶ و ۴ یا ۴ و ۶ مساوی با ۱۰ و این سه عدد با جمع رقمی برابر با ۱۹ با تلفظ ۹ و ۱ یا ۱ و ۹ مساوی با ۱۰ و حرف د ( با تلفظ قدیمی دا و جدید دال ) در ردیف حروف الفبا معادل عدد ۱۰ میباشد و پسوند جو ریشه در مصدر یا فعل جوئیدن داشته و دارد.
... [مشاهده متن کامل]
لذا این واژه در اصل و ریشه یعنی قبل از اینکه معنای مرسوم و رایج فعلی یعنی دانشجو یا جوینده ی دانش بخود بگیرد، به احتمالا قوی یا قریب به یقین، از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، به معنای جویندگان و پویندگان دهگان ها ( ۱۰ ۱۰ ها ) بوده و آنهم نه ده امر معروف و نهی از منکر یهوه ابلاغ شده بطور کتبی روی دو لوح سنگی به موسا ( البته به قول خودی وی و بر اساس مندرجات تَورا یا تورات ) روی یکی از تپه های کوه سینا یا کوه شنود بنام تور ( تور ماهیگیری گیری یا وسیله حمل محصولات کشاورزی به خرمن جا و حمل کاه به کاهدان ) تحت عنوان هالیوودی ده فرمان موسا و نه کاتِگوری های دهگانه ی ارسطو در شرح و توضیح هستی یا وجود بیکران به کمک ده تا مفهوم ؛ یکی اصلی و نُه تا فرعی ( جوهر و عَرَض در زبان و خط حکیمان دینی خودمان و یا عنصر و صفات اسپینوزا ) و نه اعداد یک رقمی دهگانه در سیستم عددی دسیمال یا دهگان از صفر تا نُه ( ۰ تا ۹ ) که هرکدام از لحاظ عددی مساویند با تعداد انگشتان دست ها یا پاهای افراد انسانی ( به استثنای اندک قلیل شش انگشتی ها ) ، بلکه نفوس مجرد یا من های دهگانه ی هرکدام از افراد انسانی مشتمل بر ۵ من مردانه و شاهانه و ۵ من زنانه و ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی، آسمانی، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه.
یکی از آن نُه عضو غیبی، نیمزوج ملکوتی یا آسمانی و جاودانه ی همین پوینده و جوینده ی دنیوی دانش می باشد با جنسیت معکوس . در مورد آموزش دهندگان و دانش آموزان دوره های ابتدائی، راهنمائی و متوسطه هم بدین سان و بدان منوال.
یک نکته ی بسیار مهم در این زمینه این است که، هیچکدام از دانش آموزان دوره های مهدکودک، ابتدایی، راهنمائی و متوسطه و دانشجویان دور های کالج و دانشگاهی و مربیان مهد کودک ها، آموزگاران یا معلمین دبستان ها و دبیران دبیرستان ها و اساتید دانشکده ها، دانش سرا ها و دانشگاه ها و یا بطور عام هرکدام از ما افراد انسانی با یقین و اطمینان و بدون شک و تردید های رنه دکارتی ( رنه ی ده لوئی یا ۱۰ کارتی ) از نسل آدم و آدمه ی تورائی یا توراتی یعنی آدم و حوای ادیان ابراهیمی؛ یهودیت و مسیحیت و اسلام؛ بابا و ننه ی باغچه ی بهشتی حضرات نوآه یا نوح؛ آبراهام یا ابراهیم؛ موسا یا موسی؛ ایسا یا عیسی و موهّم عاد ( آد مخفف آده ) یا محمّد، ملقب به ابوالبشر ( اغلب منهای اُم البشر ) نبوده و نمی باشیم .
سه حرف الف نون شین ( ا ن ش ) در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۱ ۲۹ ۱۶ میباشند با جمع عددی مساوی با ۴۶ با تلفظ ۶ و ۴ یا ۴ و ۶ مساوی با ۱۰ و این سه عدد با جمع رقمی برابر با ۱۹ با تلفظ ۹ و ۱ یا ۱ و ۹ مساوی با ۱۰ و حرف د ( با تلفظ قدیمی دا و جدید دال ) در ردیف حروف الفبا معادل عدد ۱۰ میباشد و پسوند جو ریشه در مصدر یا فعل جوئیدن داشته و دارد.
... [مشاهده متن کامل]
لذا این واژه در اصل و ریشه یعنی قبل از اینکه معنای مرسوم و رایج فعلی یعنی دانشجو یا جوینده ی دانش بخود بگیرد، به احتمالا قوی یا قریب به یقین، از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، به معنای جویندگان و پویندگان دهگان ها ( ۱۰ ۱۰ ها ) بوده و آنهم نه ده امر معروف و نهی از منکر یهوه ابلاغ شده بطور کتبی روی دو لوح سنگی به موسا ( البته به قول خودی وی و بر اساس مندرجات تَورا یا تورات ) روی یکی از تپه های کوه سینا یا کوه شنود بنام تور ( تور ماهیگیری گیری یا وسیله حمل محصولات کشاورزی به خرمن جا و حمل کاه به کاهدان ) تحت عنوان هالیوودی ده فرمان موسا و نه کاتِگوری های دهگانه ی ارسطو در شرح و توضیح هستی یا وجود بیکران به کمک ده تا مفهوم ؛ یکی اصلی و نُه تا فرعی ( جوهر و عَرَض در زبان و خط حکیمان دینی خودمان و یا عنصر و صفات اسپینوزا ) و نه اعداد یک رقمی دهگانه در سیستم عددی دسیمال یا دهگان از صفر تا نُه ( ۰ تا ۹ ) که هرکدام از لحاظ عددی مساویند با تعداد انگشتان دست ها یا پاهای افراد انسانی ( به استثنای اندک قلیل شش انگشتی ها ) ، بلکه نفوس مجرد یا من های دهگانه ی هرکدام از افراد انسانی مشتمل بر ۵ من مردانه و شاهانه و ۵ من زنانه و ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی، آسمانی، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه.
یکی از آن نُه عضو غیبی، نیمزوج ملکوتی یا آسمانی و جاودانه ی همین پوینده و جوینده ی دنیوی دانش می باشد با جنسیت معکوس . در مورد آموزش دهندگان و دانش آموزان دوره های ابتدائی، راهنمائی و متوسطه هم بدین سان و بدان منوال.
یک نکته ی بسیار مهم در این زمینه این است که، هیچکدام از دانش آموزان دوره های مهدکودک، ابتدایی، راهنمائی و متوسطه و دانشجویان دور های کالج و دانشگاهی و مربیان مهد کودک ها، آموزگاران یا معلمین دبستان ها و دبیران دبیرستان ها و اساتید دانشکده ها، دانش سرا ها و دانشگاه ها و یا بطور عام هرکدام از ما افراد انسانی با یقین و اطمینان و بدون شک و تردید های رنه دکارتی ( رنه ی ده لوئی یا ۱۰ کارتی ) از نسل آدم و آدمه ی تورائی یا توراتی یعنی آدم و حوای ادیان ابراهیمی؛ یهودیت و مسیحیت و اسلام؛ بابا و ننه ی باغچه ی بهشتی حضرات نوآه یا نوح؛ آبراهام یا ابراهیم؛ موسا یا موسی؛ ایسا یا عیسی و موهّم عاد ( آد مخفف آده ) یا محمّد، ملقب به ابوالبشر ( اغلب منهای اُم البشر ) نبوده و نمی باشیم .
مخفف کلمه انگلیسی دانشجو چی میشه؟
مثلا مخفف دانشجوی مهندسی کامپیوتر؟؟
واسه بیو میخواستم
مثلا مخفف دانشجوی مهندسی کامپیوتر؟؟
واسه بیو میخواستم
Undergraduated به معنی دانشجو ( دانشجوی لیسانس که هنوز مدرک نگرفته )
محصّل، شاگرد، طلَبِه، تلمیذ، جویای دانایی، جویندهٔ دانش