جهاز
/jahAz/
مترادف جهاز: بلم، زورق، سفینه، قایق، کشتی، کلک، جهیز، عضو، سیستم
برابر پارسی: دستگاه
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
جهاز. [ ج ِ ] ( ع اِ ) رخت مرده. || رخت عروس. ( منتهی الارب ). آنچه از اثاث و ملک که عروس بخانه داماد برد.
- امثال :
زنی که جهاز نداره اینهمه ناز نداره .
|| رخت مسافر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ساز. ساز و برگ. اسباب و لوازم خانه ، مسافر، عروس. ( فرهنگ فارسی معین ). ج ، اجهزه. جج ، اجهزات. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || مجموعه اعضایی که عمل معینی را انجام دهند: جهاز تنفس. جهاز هاضمه. || کشتی. سفینه. || چرخ روغن گیری. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. اعضایی که با هم در بدن عمل معینی را انجام می دهند: جهاز تنفس، جهاز هضم.
۳. کشتی، سفینه.
۴. سازوبرگ، اسباب و لوازم.
* جهاز تنفس: (زیست شناسی ) مجموع اعضایی که عمل تنفس را انجام می دهند، از قبیل بینی، دهان، گلو، نای، و دو ریه، دستگاه تنفس.
* جهاز هاضمه: (زیست شناسی ) دستگاه گوارش که شامل دهان، حلق، مری، معده، و روده ها است و غذایی که انسان می خورد به وسیلۀ این جهاز نرم و هضم می شود.
گویش مازنی
واژه نامه بختیاریکا
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] جهاز به فتح جیم بر روی شتر می گذارند.از آن به مناسبت در باب حج و اجاره یاد شده است.
آنچه جهت سوار شدن بر شتر نهند.
احکام جهاز
برداشتن پوست، جهاز و افسار قربانی مستحب برای خود یا فروختن و یا دادن آن به قصاب به عنوان اجرت، مکروه و صدقه دادن آنها مستحب است. ظاهر عبارت برخی قدما حرمت فروختن و وجوب صدقه دادن آن است. فروختن پوست و جهاز و افسار قربانی ای که به عنوان کفاره، نذر و مانند آن بر انسان واجب شده یا برداشتن آن برای خود و یا دادن به قصاب و سلاخ به عنوان اجرت، جایز نیست و باید صدقه داده شود. بنابر مشهور، حکم قربانی حج تمتع و قران که به اشعار یا تقلید واجب شده نیز همین است. لازم است کرایه دهنده چارپا همه آنچه را که عرفاً برای سوار شدن بر حیوان مورد نیاز است از قبیل جهاز، زین، پالان و افسار در اختیار کرایه کننده قرار دهد.
آنچه جهت سوار شدن بر شتر نهند.
احکام جهاز
برداشتن پوست، جهاز و افسار قربانی مستحب برای خود یا فروختن و یا دادن آن به قصاب به عنوان اجرت، مکروه و صدقه دادن آنها مستحب است. ظاهر عبارت برخی قدما حرمت فروختن و وجوب صدقه دادن آن است. فروختن پوست و جهاز و افسار قربانی ای که به عنوان کفاره، نذر و مانند آن بر انسان واجب شده یا برداشتن آن برای خود و یا دادن به قصاب و سلاخ به عنوان اجرت، جایز نیست و باید صدقه داده شود. بنابر مشهور، حکم قربانی حج تمتع و قران که به اشعار یا تقلید واجب شده نیز همین است. لازم است کرایه دهنده چارپا همه آنچه را که عرفاً برای سوار شدن بر حیوان مورد نیاز است از قبیل جهاز، زین، پالان و افسار در اختیار کرایه کننده قرار دهد.
wikifeqh: جهاز
دانشنامه عمومی
جهاز (دریایی). جهاز یا جهازات، در اصطلاح دریانوردی سنتی در خلیج فارس و دریای سرخ و اقیانوس هند، نام عمومی انواع شناورهای چوبی منطقه است که بادبان بندی لچکی داشتند.
این نام از کلمه عربی «جهاز» می آید که گر چه عموماً به معنی وسیله یا دستگاه است اما در زمینه دریانوردی به معنی کشتی و قایق است. در زبان سواحلی واژه «جهازی» به همین معنی به کار می رود. در انگلیسی و بسیاری از دیگر زبان های اروپایی داو ( dhow ) گفته می شود، گرچه ریشه این واژه روشن نیست و معلوم نیست از چه زبانی گرفته شده است. در چند دهه اخیر به جهازهایی که به جای بادبان دارای موتور هستند در فارسی لنج گفته می شود که از واژه انگلیسی launch به معنی کشتی یا قایق کوچک و چوبی و موتوردار گرفته شده است.
پیشینه ساختن جهاز چندان روشن نیست. سنت ساختن این کشتی ها و قایق ها از زمان های دور در هند و عمان و کویت و ایران وجود داشته است.
• بوم
• بغله
• سمبوق
• شوعی
• تونی





این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفاین نام از کلمه عربی «جهاز» می آید که گر چه عموماً به معنی وسیله یا دستگاه است اما در زمینه دریانوردی به معنی کشتی و قایق است. در زبان سواحلی واژه «جهازی» به همین معنی به کار می رود. در انگلیسی و بسیاری از دیگر زبان های اروپایی داو ( dhow ) گفته می شود، گرچه ریشه این واژه روشن نیست و معلوم نیست از چه زبانی گرفته شده است. در چند دهه اخیر به جهازهایی که به جای بادبان دارای موتور هستند در فارسی لنج گفته می شود که از واژه انگلیسی launch به معنی کشتی یا قایق کوچک و چوبی و موتوردار گرفته شده است.
پیشینه ساختن جهاز چندان روشن نیست. سنت ساختن این کشتی ها و قایق ها از زمان های دور در هند و عمان و کویت و ایران وجود داشته است.
• بوم
• بغله
• سمبوق
• شوعی
• تونی






wiki: جهاز (دریایی)
مترادف ها
لوازم، ساز، دستگاه، ماشین، اسباب، جهاز، الت
هواپیما، جهاز، کشتی، ناو، کشتی هوایی، مرکوب، سفینه
ضمیمه، متعلقات، دستگاه، اسباب، جهاز، جزء، حالت ربط و اتصال
دستگاه، جهاز، ترتیب، نظم، رشته، سبک، سلسله، روش، منظومه، اسلوب، نظام، سیستم، همست، همستاد، قاعده رویه
جهاز، کابین، جهیزیه، مهریه، جهیز، ژنی
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
سماری
۱. معنی در کلیدر
در کلیدر، جهاز به معنی جل، پالان یا سازوبرگ شتر است؛ یعنی مجموعه وسایلی که روی پشت شتر قرار می دهند تا بتوان بار حمل کرد یا بر آن سوار شد.
بنابراین �جهاز� در اینجا به معنای جهیزیه نیست.
... [مشاهده متن کامل]
۲. معنی در فارسی معیار
معادل های نزدیک:
پالان شتر ⭐
جل شتر
سازوبرگ شتر
زین و تجهیزات شتر ( بسته به بافت )
۳. کاربرد
در میان شترداران، ساربانان و کاروان ها.
برای حمل بار یا آماده کردن شتر برای سفر.
امروزه بیشتر در متون تاریخی، مردم شناسی و ادبیات دیده می شود.
۴. ریشه شناسی ( Etymology )
جِهاز از واژهٔ عربی جِهَاز ( jihāz ) گرفته شده است.
در عربی، �جهاز� به معنی تجهیزات، وسایل و لوازم است. از همین ریشه واژهٔ �تجهیز� نیز ساخته شده است.
در فارسی، این واژه چند کاربرد پیدا کرده است:
جهیزیه ( وسایل زندگی عروس )
تجهیزات
و در زبان سنتی، لوازم و سازوبرگ شتر یا اسب.
معنای کلیدر از همین مفهوم کلیِ �وسایل و تجهیزات� گرفته شده است.
۵. تحول تاریخی
در گذشته، چون شتر وسیلهٔ اصلی حمل ونقل بود، �جهاز� به طور خاص به تجهیزات آن نیز اطلاق می شد. با از میان رفتن کاروان های سنتی، این کاربرد تقریباً منسوخ شده و امروزه بیشتر معنای �جهیزیه� یا �تجهیزات� در فارسی رایج است.
۶. نکات فرهنگی
در فرهنگ کاروانی، �جهاز� اهمیت زیادی داشت. اگر جهاز درست بسته نمی شد:
بار می افتاد،
شتر آسیب می دید،
یا سفر با مشکل روبه رو می شد.
به همین دلیل، بستن جهاز یکی از مهارت های مهم ساربانان بود.
۷. مثال
ساربان جهاز شتر را محکم بست.
پیش از حرکت، جهاز را از پشت شتر برداشتند.
۸. نزدیک ترین معادل های انگلیسی
بسته به بافت:
camel saddle ⭐
pack saddle
camel harness
camel tack ( مجموعهٔ لوازم شتر )
اگر منظور همهٔ وسایل باشد، camel tack یا camel gear از camel saddle دقیق تر است.
۹. واژه های مرتبط
جل
پالان
زین
ساربان
شتر
کاروان
در کلیدر، جهاز به معنی جل، پالان یا سازوبرگ شتر است؛ یعنی مجموعه وسایلی که روی پشت شتر قرار می دهند تا بتوان بار حمل کرد یا بر آن سوار شد.
بنابراین �جهاز� در اینجا به معنای جهیزیه نیست.
... [مشاهده متن کامل]
۲. معنی در فارسی معیار
معادل های نزدیک:
پالان شتر ⭐
جل شتر
سازوبرگ شتر
زین و تجهیزات شتر ( بسته به بافت )
۳. کاربرد
در میان شترداران، ساربانان و کاروان ها.
برای حمل بار یا آماده کردن شتر برای سفر.
امروزه بیشتر در متون تاریخی، مردم شناسی و ادبیات دیده می شود.
۴. ریشه شناسی ( Etymology )
جِهاز از واژهٔ عربی جِهَاز ( jihāz ) گرفته شده است.
در عربی، �جهاز� به معنی تجهیزات، وسایل و لوازم است. از همین ریشه واژهٔ �تجهیز� نیز ساخته شده است.
در فارسی، این واژه چند کاربرد پیدا کرده است:
جهیزیه ( وسایل زندگی عروس )
تجهیزات
و در زبان سنتی، لوازم و سازوبرگ شتر یا اسب.
معنای کلیدر از همین مفهوم کلیِ �وسایل و تجهیزات� گرفته شده است.
۵. تحول تاریخی
در گذشته، چون شتر وسیلهٔ اصلی حمل ونقل بود، �جهاز� به طور خاص به تجهیزات آن نیز اطلاق می شد. با از میان رفتن کاروان های سنتی، این کاربرد تقریباً منسوخ شده و امروزه بیشتر معنای �جهیزیه� یا �تجهیزات� در فارسی رایج است.
۶. نکات فرهنگی
در فرهنگ کاروانی، �جهاز� اهمیت زیادی داشت. اگر جهاز درست بسته نمی شد:
بار می افتاد،
شتر آسیب می دید،
یا سفر با مشکل روبه رو می شد.
به همین دلیل، بستن جهاز یکی از مهارت های مهم ساربانان بود.
۷. مثال
ساربان جهاز شتر را محکم بست.
پیش از حرکت، جهاز را از پشت شتر برداشتند.
۸. نزدیک ترین معادل های انگلیسی
بسته به بافت:
camel tack ( مجموعهٔ لوازم شتر )
اگر منظور همهٔ وسایل باشد، camel tack یا camel gear از camel saddle دقیق تر است.
۹. واژه های مرتبط
جل
پالان
زین
ساربان
شتر
کاروان
وردوکه. [ وَ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) جهاز عروسان بود که به خانه ی شوی آورند. ( فرهنگ جعفری )
جهاز. [ ج َ ] ( ع اِ ) رخت مرده و عروس و مسافر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به جِهاز شود. || مجموعه اعضایی که عمل معینی را انجام دهند. دستگاه. || آنچه بر پشت شتر بود از پالان و هوید و جز آن. ( مهذب الاسماء ) . پالان شتر. || فرج زن. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ) . و در مثل گوید: ضرب فی جهازه یا نفر فی جهازه ، یعنی رمید و بازنیامد و اصل آن از ستوری گرفته اند که پالان و بار او بشکم آید و برمد و روی صحرا گیرد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || کشتی. سفینه. ( فرهنگ فارسی معین ) . کشتی بزرگ. ( آنندراج ) . || چرخ روغن گیری. ( فرهنگ فارسی معین ) . رجوع به جِهاز شود.
... [مشاهده متن کامل]
جهاز. [ ج ِ ] ( ع اِ ) رخت مرده. || رخت عروس. ( منتهی الارب ) . آنچه از اثاث و ملک که عروس بخانه داماد برد.
- امثال :
زنی که جهاز نداره اینهمه ناز نداره .
|| رخت مسافر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . ساز. ساز و برگ. اسباب و لوازم خانه ، مسافر، عروس. ( فرهنگ فارسی معین ) . ج ، اجهزه. جج ، اجهزات. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || مجموعه اعضایی که عمل معینی را انجام دهند: جهاز تنفس. جهاز هاضمه. || کشتی. سفینه. || چرخ روغن گیری. ( فرهنگ فارسی معین ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
جهاز. [ ج ِ ] ( ع اِ ) رخت مرده. || رخت عروس. ( منتهی الارب ) . آنچه از اثاث و ملک که عروس بخانه داماد برد.
- امثال :
زنی که جهاز نداره اینهمه ناز نداره .
|| رخت مسافر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . ساز. ساز و برگ. اسباب و لوازم خانه ، مسافر، عروس. ( فرهنگ فارسی معین ) . ج ، اجهزه. جج ، اجهزات. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || مجموعه اعضایی که عمل معینی را انجام دهند: جهاز تنفس. جهاز هاضمه. || کشتی. سفینه. || چرخ روغن گیری. ( فرهنگ فارسی معین ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
گَلبَت = کشتی و جهاز بزرگ
وَردَک
جهاز/ djăhăz : جل، پالان شتر.
مانند: چَشم ها تنگ کرده، روی جهاز خپیده و . . .
کلیدر
محمود دولت آبادی
جَهازِ اِشتُر: پالان شتر، زین مانندی که بر پشت شتر می گذارند.
واژه نامه ی گویش تون ( فردوس )
تالیف: محمد جعفر یاحقی
مانند: چَشم ها تنگ کرده، روی جهاز خپیده و . . .
کلیدر
محمود دولت آبادی
جَهازِ اِشتُر: پالان شتر، زین مانندی که بر پشت شتر می گذارند.
واژه نامه ی گویش تون ( فردوس )
تالیف: محمد جعفر یاحقی
در لهجه عرب خمسه فارس، به پالان شتر می گویند جَهَاز و همچنین به وسایلی عم که عروس همراه خود می آورد جهاز و جهیزیه گویند.
جِهاز:[اصطلاح صید ] لنج
در پارسی " وردک " در نسک: فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
نوعی کشتی چوبی بادبانی که در زمان هخامنشیان برای نیروی دریایی ساخته میشود که بعدها برای تجارت توسط ایرانیان نیز بکار گرفته شد. تا در قرن اخیر که در جنوب ایران به موتور لنج مجهز شد و اصطلاح لنج به معنی کشتی بادبانی موتوری معروف شد.
نوعی کشتی چوبی در اندازه های مختلف که از قدیم الایام در جنوب ایران ساخته میشده است تا به امروز. برای استفاده تجاری وصیادی. جهاز در قدیم بادبانی بوده و امروزه دارای موتور است نوع بادبانی آن تا دههی چهل شمسی هنوز مورد استفاده بوده . انواع جهاز شامل . بوم سمبوک و. . . قسمتهای مختلف آن کوند و خن و سطحه است.
... [مشاهده متن کامل]
موتورهای اولیه که در جهاز به کار رفت از کارخانه ئی بوده به اسم لنج به همین علت نوع موتوری جهاز را لنج هم گویند
در واقع اشاره بوده به این که فلان جهاز موتوری است وبادبانی نیست.
... [مشاهده متن کامل]
موتورهای اولیه که در جهاز به کار رفت از کارخانه ئی بوده به اسم لنج به همین علت نوع موتوری جهاز را لنج هم گویند
در واقع اشاره بوده به این که فلان جهاز موتوری است وبادبانی نیست.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)