برد یمانی

لغت نامه دهخدا

برد یمانی. [ ب ُ دِ ی َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از جامه مخطط که از ملک یمن آرند و الف در لفظیمانی عوض یکی از دو یای مشدد است پس گفته نمیشود یمانی به الف و تشدید یا تا جمع نشود عوض و معوض مگر یمانی بتخفیف. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) :
چون زر مزور نگر آن لعل بدخشیش
چون چادر گازر نگر آن برد یمانیش.
ناصرخسرو.
برآری دست از آن برد یمانی
نمائی دستبرد آنگه که دانی.
نظامی.

فرهنگ فارسی

نوعی از جامه مخطط که از ملک یمن آرند و الف در لفظ یمانی عوض یکی بالف و با تشدید با تا جمع نشود عوض و معوض مگر یمانی بتخفیف .

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] برد یمانی نوعی جامه است. به نوعی پارچه ی گران بها که در یمن تولید می گردد برد یمانی و به نوعی دیگر از آن ،که از پنبه یا کتان است «حبره» گفته می شود. از آن به مناسبت، در باب های طهارت، صلاة و دیات ،سخن رفته است.
۱.مستحب است علاوه بر پارچه ی سرتاسری واجب، پارچه ی سرتاسری دیگری برای میّت قرار داده شود و مستحب است یکی از آن دو، برد یمانی باشد و بهتر است برد یمانی پارچه ی رویین باشد. ۲.مستحب است رنگ برد، قرمز باشد و بر آن اسم میّت، شهادتین ، اسامی ائمّه علیهم السّلام و اقرار به امامت و ولایت ایشان نوشته شود. ۳.مستحب است خطیب جمعه ردا یی از برد یمانی یا عدنی بپوشد. ۴.دیه ی قتل عمدی به چند صورت، از جمله دویست حلّه قابل پرداخت است. هر حلّه، دو پارچه از برد یمانی می باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

پیشنهاد کاربران

بُرد به معنای مسافت طی شده ی یک تیر یا پیکان پس از شلیک شدنش از یک کمان مانند کمان آرش کمانگیر و یمانی با تصویر حروفی - عددی در ردیف حروف الفبای فارسی بصورت : ۳۲ مان ۳۲ : ۵ مان ۵ ؛ پنج و پنج هایمان، و یا هرکدام از ما افراد انسانی: ۵ من و ۵ من : پنج شاه و پنج ملکه.
...
[مشاهده متن کامل]

و در ردیف حروف الفبای عربی بصورت : ۲۸ مان ۲۸ : ۱۰ مان ۱۰ : یک ۱۰ برای هرکدام از مردان و ۱۰ دیگر برای هر کدام از زنان و هرکدام به تنهائی و بطور مستقل و جدا از هم مشتمل بر ۵ ملکه و ۵ شاه خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی و جاودانه.
امید اینکه شعاع بُرد پژواکِ آوا یا صدای برآمده از این نَی نوین کلامی ( در پس طنین نوای قدیمی برآمده از نی شاکی و حاکی مولانا ) شلیک شده از این کمان قلمی در فضای مجازی به گوش گردشگران محترم اینترنتی و مراجعه کنندگان گرامی به این سایت ارزشمند فارسی زبان بطور مطلوب و گوش نواز و دلنشین برسد.
خود واژه بُرد به شکل تفکیکی بو ۱۰۱۰.
زیرا حرف ر وَ د ( راء و دال ) در ردیف حروف الفبای زبان های عربی و فارسی معادل عدد ۱۰ میباشند و در کنار هم بصورت زوج عددی ۱۰۱۰ با تلفظ ده ده.
و به شکل بُر ۱۰، به معنای ۱۰ را به بُر یا به بَر ( طراح یا برنده ی ۱۰ شو تا سرافراز گردی؛ هم خودت در این دنیا و هم نیمزوج ملکوتی و جاودانه ات با جنسیت معکوس در آن دنیا یا در دنیای خاص و ویژه ی خویش مثل همین دنیای مادی - روانی با بذر قابل رشد روحی خود تو؛ فرزند نیمزوج های آسمانی و جاودانه ی والدین یا پدر و مادر دنیوی خود تو و نه فرزند انسان های دیگر. گذشتگان و حالیان و آیندگانش هم به همین سان یا رژه ی خود تو و دیگران در طی تاریخ این طبیعت و انسان در این دنیا ) .
ما ( ضمیر اول شخص جمع ) در ردیف حروف الفبای فارسی در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود حامل تصویر عددی - حروفی زیر میباشد : ۲۸ یک با تلفظ یک ۱۰ ( یک زوج و چهار زوج مساوی با پنج زوج مشتمل بر ده نیمزوج شاهانه و ملکهانه ) و در ردیف حروف ای عربی بصورت : ۲۴ الف : ۵ الف که بیان کننده ی نیمی از الف ها یا یک های دهگانه بوده و میباشد.
مگر یا مشروط بر اینکه واژه ی ما در زبان عربی در اصل و ریشه با طنین اما یا اّما ( الف ۵ الف : یک ۵ یک ۵ همسان با ۱۵۱۵ معادل عددی نهفته در پشت پرده ی س س در ردیف حروف الفبای فارسی با تلفظ اس اس در زبان های غربی همسان با تصویر حروفی ss لاتین، برابر با ۱۰ ) تلفظ و بیان میشده.

نوعی پوشش که مغیره بن شعبه از سپاهیان مسلمانان در دیدار با یزدگرد سوم پادشاه ساسانی پیش از آغاز جنگ قادسیه داشت.