فرانسیسکو خاویر اوخنیو د سانتا کروز وای اسپخو ( انگلیسی: Eugenio Espejo؛ ۲۱ فوریهٔ ۱۷۴۷ – ۲۸ دسامبر ۱۷۹۵ ) یک نویسنده، وکیل، پزشک از تبار مستیزو اهل اکوادور بود. با اینکه او یک دانشمند و نویسنده برجسته بود ولی او به یک فرد مجادله گر در قضیه استقلال کیتو شناخته می شود. او یکی از مهم ترین شخصیت های اکوادور در زمان استعمار توسط اسپانیا بود. وی اولین روزنامه نگار کیتو و اولین فرد فعال در زمینه بهداشت در کیتو بود. [ ۱]
وی در نقش یک روزنامه نگار ایده های زیادی را در عصر روشنگری در مورد قشرها سلطنتی مردم منتشر کرد و در مقام یک بهداشت گر او یک رساله مهم در مورد شرایط بهداشت در اکوادور جمع آوری کرد که شامل مسائل جالبی در مورد میکروبها و انتشار امراض بود.
اسپخو در عصر خود به عنوان یک طنزپرداز شناخته می شد. فعالیت های طنز او شامل مواردی همچون فلسفه عصر روشنگری، عدم تحصیل رأیت کیتو، شیوه به کارگیری اقتصاد در جامعه، وجود فساد در مقامات و نقش فرهنگ در جامعه بودند؛ زیرا این مسائل اسپخو را خیلی رنج می دادند و سرانجام به دلیل فعالیت در این زمینه ها قبل از مرگش اندکی هم زندانی شد.
در تاریخ ۲۹ اوت ۱۵۶۳ خاندان سلطنتی کیتو، توسط شاه فیلیپ دوم اسپانیا ایالتی را تشکیل دادند. این کار توسط دادگاه سلطنتی اسپانیا انجام گرفت. حوزه قضایی این دادگاه فراتر از مناطق ویژه نایب الملک نشین پرو و تا بعد از قلمرو سلطنت نیابتی نیو گرانادا ( که هم اکنون اکوادور و بخش هایی از پرو، کلمبیا و برزیل را تشکیل می دهند ) بود. خاندان سلطنتی کیتو یک حوزه اداری قوی تا فراتر از قلمرو خود ایجاد کردند تا بر تمامی مردم شامل سفیدها و بومیها حکومت کنند و قانون وضع کنند.
در قرن هجدهم میلادی کم کم مشکلات اقتصادی خاندان سلطنتی کیتو شروع به پیدایش کردند. مشکلاتی مانند:محدودیت ارتباطات و معاملات به دلیل عدم وجود جادهها و اینکه ابراج ها ( نوعی کارخانه نساجی ) تولید شغل می کردند ولی در آن زمان خود را در رکود و کاهش توانایی دیدند. دلیل عمده این مسئله این بود که پدیده قاچاق در سراسر اروپا به شدت در حال سرکوب بود و یک سری حوادث طبیعی موجب ایجاد مشکل می شدند. ابراج ها جایگزین زمین ها و ملک ها شده بودند و اغلب گروه کارآفرینان به استفاده و بهره برداری از نیروی کار بومی ادامه می دادند.
پس از سرکوب انجمن عیسی مسیح وضعیت تحصیل در خاندان سلطنتی بدتر شده بود. فقط مقداری از مردم آموزش دیده و تحصیلکرده در کیتو ماندند تا شاید بتوانند این خلأ را پر کنند. اکثریت مردم هیچ کدام به خوبی خواندن و نوشتن بلد نبودند. از سوی دیگر چند نفر دیگری که می توانستند برای تحصیل وارد دانشگاه شوند، به صورت شدیداً نظری و حفظی تعلیم داده می شدند. فلسفه مدرسی که به شدت شیوه رو به افولی بود، هنوز استفاده می شد و دانش آموزان بیشتر وقتشان را صرف مباحث متافیزیک می کردند. در نتیجه مردم متفکر کیتو ( که بسیاری از آن ها روحانی بودند ) بیان بسیار مؤثری داشتند. درحالیکه هیچگونه ایده جدیدی نداشتند. علاوه بر این در سال ۱۷۹۳ در کیتو فقط دو پزشک در دسترس بودند که یکی از آن ها اوخنیو اسپخو بود. اکثریت مردم توسط کوراندروها ( نوعی پزشک سنتی ) درمان می شدند. در آن زمان در کیتو تعصبات قومی رایج بود و از این رو اکثریت مردم به رسته های اجتماعی تقسیم شدند که تقسیم بندی آن ها بر اساس منشأ نژادی آن ها بود. از این رو کرامت فردی و شرافت مردم با این تعصبات نژادی آسیب جدی دید.





این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفوی در نقش یک روزنامه نگار ایده های زیادی را در عصر روشنگری در مورد قشرها سلطنتی مردم منتشر کرد و در مقام یک بهداشت گر او یک رساله مهم در مورد شرایط بهداشت در اکوادور جمع آوری کرد که شامل مسائل جالبی در مورد میکروبها و انتشار امراض بود.
اسپخو در عصر خود به عنوان یک طنزپرداز شناخته می شد. فعالیت های طنز او شامل مواردی همچون فلسفه عصر روشنگری، عدم تحصیل رأیت کیتو، شیوه به کارگیری اقتصاد در جامعه، وجود فساد در مقامات و نقش فرهنگ در جامعه بودند؛ زیرا این مسائل اسپخو را خیلی رنج می دادند و سرانجام به دلیل فعالیت در این زمینه ها قبل از مرگش اندکی هم زندانی شد.
در تاریخ ۲۹ اوت ۱۵۶۳ خاندان سلطنتی کیتو، توسط شاه فیلیپ دوم اسپانیا ایالتی را تشکیل دادند. این کار توسط دادگاه سلطنتی اسپانیا انجام گرفت. حوزه قضایی این دادگاه فراتر از مناطق ویژه نایب الملک نشین پرو و تا بعد از قلمرو سلطنت نیابتی نیو گرانادا ( که هم اکنون اکوادور و بخش هایی از پرو، کلمبیا و برزیل را تشکیل می دهند ) بود. خاندان سلطنتی کیتو یک حوزه اداری قوی تا فراتر از قلمرو خود ایجاد کردند تا بر تمامی مردم شامل سفیدها و بومیها حکومت کنند و قانون وضع کنند.
در قرن هجدهم میلادی کم کم مشکلات اقتصادی خاندان سلطنتی کیتو شروع به پیدایش کردند. مشکلاتی مانند:محدودیت ارتباطات و معاملات به دلیل عدم وجود جادهها و اینکه ابراج ها ( نوعی کارخانه نساجی ) تولید شغل می کردند ولی در آن زمان خود را در رکود و کاهش توانایی دیدند. دلیل عمده این مسئله این بود که پدیده قاچاق در سراسر اروپا به شدت در حال سرکوب بود و یک سری حوادث طبیعی موجب ایجاد مشکل می شدند. ابراج ها جایگزین زمین ها و ملک ها شده بودند و اغلب گروه کارآفرینان به استفاده و بهره برداری از نیروی کار بومی ادامه می دادند.
پس از سرکوب انجمن عیسی مسیح وضعیت تحصیل در خاندان سلطنتی بدتر شده بود. فقط مقداری از مردم آموزش دیده و تحصیلکرده در کیتو ماندند تا شاید بتوانند این خلأ را پر کنند. اکثریت مردم هیچ کدام به خوبی خواندن و نوشتن بلد نبودند. از سوی دیگر چند نفر دیگری که می توانستند برای تحصیل وارد دانشگاه شوند، به صورت شدیداً نظری و حفظی تعلیم داده می شدند. فلسفه مدرسی که به شدت شیوه رو به افولی بود، هنوز استفاده می شد و دانش آموزان بیشتر وقتشان را صرف مباحث متافیزیک می کردند. در نتیجه مردم متفکر کیتو ( که بسیاری از آن ها روحانی بودند ) بیان بسیار مؤثری داشتند. درحالیکه هیچگونه ایده جدیدی نداشتند. علاوه بر این در سال ۱۷۹۳ در کیتو فقط دو پزشک در دسترس بودند که یکی از آن ها اوخنیو اسپخو بود. اکثریت مردم توسط کوراندروها ( نوعی پزشک سنتی ) درمان می شدند. در آن زمان در کیتو تعصبات قومی رایج بود و از این رو اکثریت مردم به رسته های اجتماعی تقسیم شدند که تقسیم بندی آن ها بر اساس منشأ نژادی آن ها بود. از این رو کرامت فردی و شرافت مردم با این تعصبات نژادی آسیب جدی دید.






wiki: اوخنیو اسپخو