ازارقه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] در دهه های اول ظهور اسلام در میان مسلمانان گروه هایی بوجود آمدند که حاصل نگاه ناصحیح و افراطی آنان به دین بوده است. کج اندیشی، حماقت و نادانی آنان تا جایی پیش رفت که منجر به کناره گیری از سپاه صفین و جنگ با حضرت علی (علیه السّلام) و سرانجام شهادت آن حضرت به دست این گروه ها شد. در جریان خروج خوارج از سپاه حضرت علی (علیه السّلام) اختلافاتی میان آنان بوجود آمد و گروهی راه اعتدال را در پیش گرفتند و گروهی بر تندروی های خوارج باقی ماندند. مسلمانان نیز برای تشخیص این افراد هر گروه را به نام رهبر آن گروه می شناختند. مثلا پیروان عبدالله بن اباض را اباضیه و پیروان نافع ابن ازرق را ارازقه نامیدند. شاخصه اصلی جدایی ازارقه از دیگر گروه های خوارج تندروی آنان در محکوم ساختن قعود و وجوب قیام به شمشیر و برخورد با دیگر مسلمانان است. با اینکه در مدت کوتاه حضور ازارقه افرادی اهل دانش و ادب و شعرا و خطباء بزرگ در میان آنها دیده می شود ولی آنچنان درگیر جنگ و خونریزی بودند که فرصتی برای تدوین تعالیم دینی و اعتقادات خود نیافتند و بیش از آنکه یک فرقه دینی باشند یک گروه جنگی هستند.
موضع گیری خوارج در هنگام خروج از سپاه حضرت علی (علیه السّلام) در جنگ صفین و بعد از شکست در جنگ نهروان در سال ۳۷ هـ. ق به دو گرایش اصلی و مقابل هم تبدیل شد. گروهی که قیام به شمشیر را واجب می دانستند و گروهی که از آنان به عنوان قعده یا نشستگان یاد شده که تقیه و عدم جنگ را نیز با شرایطی جایز می دانستند. شورش ها و خروج این فراد بر ضد حکومت علوی باعث شده بود که حاکمان عراق به طورکلی نسبت به آنان سخت گیری داشته باشند. نقطه اوج این سخت گیری ها در زمان حکومت عبید الله بن زیاد است که بعد از مدتی که با آنان همراهی می کرد، ناگهان دست به قتل عام آنان زد و ابوبلا مرداس را که رهبر فکری خوارج و از اهل قعود بود ولی مورد قبول هر دو گروه قرار داشت به قتل رساند. این برخورد ابن زیاد باعث شد که در زمان انتقال قدرت از بنی امیه به مروان مواضع سیاسی خوارج تندرو به میانه رو نزدیک تر شود. با قیام ابن زبیر در مکه علیه حکومت، خوارج بصره علی رغم همه اختلافات اصولی که با هم داشتند، ائتلافی سیاسی را تشکیل دادند و به کمک و همراهی ابن زبیر پرداختند که در راس آنها نافع بن ازرق قرار دارد. اما با آمدن خبر مرگ یزید و بازگشت سپاه شام دوباره پای اختلافات به میان آمد و نافع و یاران او به بصره بازگشتند. در میان حوادث سال ۶۴ هـ. ق که بصریان درگیر منازعات قومی خود بودند و جنگ ها و کشتارهای وسیعی به راه انداخته بودند، نافع و پیروان او بیشترین استفاده را برده و یک اردوی قوی در بصره سرو سامان دادند. بعد از پایان درگیری های بصره و توافق قبایل، نافع که ماندن در بصره را صلاح نمی دانست به همراه یارانش با یک حرکت دسته جمعی به اهواز، هجرت کرد و بدین ترتیب اولین هسته قوی و نیرومند ازرقی را در اهواز بوجود آورد که سرآغاز رشد ازرقیان شد. نافع در سال ۶۵ هـ. ق با نیروهای خود به بصره حمله کرد و قسمت هایی از بصره را تصرف کرد ولی با مقاومت سپاه بصره مواجه شد و به دولاب «دولاب دهی است از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز (لغتنامه دهخدا)» عقب نشینی کرد و جنگ دولاب میان نافع و سپاه بصره در این منطقه در گرفت که به کشته شدن نافع و بعضی از سران ازارقه انجامید.
اعتقادات ازارقه
این فرقه منحرف مخالفین خود را به صراحت تمام تکفیر می کردند.
← تکفیر مخالفان
۱. وجوب نماز و روزه بر حائض. ۲. حلال شمردن امانات مخالفین و عدم لزوم ارجاع آن. ۳. محدود کردن حد قذف به زنان محصنه و انکار آن در مورد مردان محصن. ۴. قطع دست سارق بدون رعایت نصاب معین. ۵. انکار مشروعیت رجم در زنان محصنه.
نفوذ سیاسی و اجتماعی
...
موضع گیری خوارج در هنگام خروج از سپاه حضرت علی (علیه السّلام) در جنگ صفین و بعد از شکست در جنگ نهروان در سال ۳۷ هـ. ق به دو گرایش اصلی و مقابل هم تبدیل شد. گروهی که قیام به شمشیر را واجب می دانستند و گروهی که از آنان به عنوان قعده یا نشستگان یاد شده که تقیه و عدم جنگ را نیز با شرایطی جایز می دانستند. شورش ها و خروج این فراد بر ضد حکومت علوی باعث شده بود که حاکمان عراق به طورکلی نسبت به آنان سخت گیری داشته باشند. نقطه اوج این سخت گیری ها در زمان حکومت عبید الله بن زیاد است که بعد از مدتی که با آنان همراهی می کرد، ناگهان دست به قتل عام آنان زد و ابوبلا مرداس را که رهبر فکری خوارج و از اهل قعود بود ولی مورد قبول هر دو گروه قرار داشت به قتل رساند. این برخورد ابن زیاد باعث شد که در زمان انتقال قدرت از بنی امیه به مروان مواضع سیاسی خوارج تندرو به میانه رو نزدیک تر شود. با قیام ابن زبیر در مکه علیه حکومت، خوارج بصره علی رغم همه اختلافات اصولی که با هم داشتند، ائتلافی سیاسی را تشکیل دادند و به کمک و همراهی ابن زبیر پرداختند که در راس آنها نافع بن ازرق قرار دارد. اما با آمدن خبر مرگ یزید و بازگشت سپاه شام دوباره پای اختلافات به میان آمد و نافع و یاران او به بصره بازگشتند. در میان حوادث سال ۶۴ هـ. ق که بصریان درگیر منازعات قومی خود بودند و جنگ ها و کشتارهای وسیعی به راه انداخته بودند، نافع و پیروان او بیشترین استفاده را برده و یک اردوی قوی در بصره سرو سامان دادند. بعد از پایان درگیری های بصره و توافق قبایل، نافع که ماندن در بصره را صلاح نمی دانست به همراه یارانش با یک حرکت دسته جمعی به اهواز، هجرت کرد و بدین ترتیب اولین هسته قوی و نیرومند ازرقی را در اهواز بوجود آورد که سرآغاز رشد ازرقیان شد. نافع در سال ۶۵ هـ. ق با نیروهای خود به بصره حمله کرد و قسمت هایی از بصره را تصرف کرد ولی با مقاومت سپاه بصره مواجه شد و به دولاب «دولاب دهی است از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز (لغتنامه دهخدا)» عقب نشینی کرد و جنگ دولاب میان نافع و سپاه بصره در این منطقه در گرفت که به کشته شدن نافع و بعضی از سران ازارقه انجامید.
اعتقادات ازارقه
این فرقه منحرف مخالفین خود را به صراحت تمام تکفیر می کردند.
← تکفیر مخالفان
۱. وجوب نماز و روزه بر حائض. ۲. حلال شمردن امانات مخالفین و عدم لزوم ارجاع آن. ۳. محدود کردن حد قذف به زنان محصنه و انکار آن در مورد مردان محصن. ۴. قطع دست سارق بدون رعایت نصاب معین. ۵. انکار مشروعیت رجم در زنان محصنه.
نفوذ سیاسی و اجتماعی
...
wikifeqh: فرقه_ازارقه
دانشنامه آزاد فارسی
اَزارِقه
پیروان نافِعِ بن اَزْرَق، ملقب به ابوراشد، که در اواخر سلطنت یزید بن معاویه (۶۰ـ۶۴ق) خروج کرد،از افراطی ترین فِرَق خوارج. نافعمخالفانش را مشرک خواند و کشتن زنان و فرزندان آنان را جایز شمرد. پس از نافع پیروانش به ترتیب با عُبِیدالله بن ماحوز ( ـ۶۶ق)، زُبِیر بن ماحوزی و قطری بن الفجأة بیعت کردند. در ۶۸ق، میان خوارج ازرقی به رهبری زبیر و قطری، و سپاهیان حجاج بن یوسف با فرماندهی مهلّب بن ابی صفره، نبردهایی طولانی و خونین درگرفت که گسترۀ آن از فارس تا خوزستان، رود کارون، حوالی بصره، اصفهان، سیستان و کرمان می رسید. مهلّب بسیاری از آنان را کشت و با قتل قطری ازارقه پراکنده و از آن حدود رانده شدند. این گروه که از متعصّب ترین خوارج بودند، علی (ع) را کافر و قتل او را برحق می دانستند. آنان با تکیه به اصل «لا حُکمَ اِلّا لِله»، فقط اعضای گروه خود را مسلمان واقعی می دانستند و تنها پایگاه خود را «دارالاسلام» می خواندند، سرزمین مسلمین را «دارالحرب» می دانستند. حضور در نماز جماعتشان، ازدواج با آنان و خوردن ذبیحه شان را جایز نمی شمردند و خیانت کردن در امانت ایشان را روا می داشتند. به اعتقاد آنان خون زن و فرزند خوارجی که جنگ نکنند حلال است؛ مرتکبان کبیره جملگی کافرند و به دوزخ می روند.
پیروان نافِعِ بن اَزْرَق، ملقب به ابوراشد، که در اواخر سلطنت یزید بن معاویه (۶۰ـ۶۴ق) خروج کرد،از افراطی ترین فِرَق خوارج. نافعمخالفانش را مشرک خواند و کشتن زنان و فرزندان آنان را جایز شمرد. پس از نافع پیروانش به ترتیب با عُبِیدالله بن ماحوز ( ـ۶۶ق)، زُبِیر بن ماحوزی و قطری بن الفجأة بیعت کردند. در ۶۸ق، میان خوارج ازرقی به رهبری زبیر و قطری، و سپاهیان حجاج بن یوسف با فرماندهی مهلّب بن ابی صفره، نبردهایی طولانی و خونین درگرفت که گسترۀ آن از فارس تا خوزستان، رود کارون، حوالی بصره، اصفهان، سیستان و کرمان می رسید. مهلّب بسیاری از آنان را کشت و با قتل قطری ازارقه پراکنده و از آن حدود رانده شدند. این گروه که از متعصّب ترین خوارج بودند، علی (ع) را کافر و قتل او را برحق می دانستند. آنان با تکیه به اصل «لا حُکمَ اِلّا لِله»، فقط اعضای گروه خود را مسلمان واقعی می دانستند و تنها پایگاه خود را «دارالاسلام» می خواندند، سرزمین مسلمین را «دارالحرب» می دانستند. حضور در نماز جماعتشان، ازدواج با آنان و خوردن ذبیحه شان را جایز نمی شمردند و خیانت کردن در امانت ایشان را روا می داشتند. به اعتقاد آنان خون زن و فرزند خوارجی که جنگ نکنند حلال است؛ مرتکبان کبیره جملگی کافرند و به دوزخ می روند.
wikijoo: ازارقه
پیشنهاد کاربران
اَزارَقه یکی از فرقه های اسلامی و از فرقه های خوارج است که پیروان آن دیگر مسلمانان را از خود نمی دانستند. پایه گذار این فرقه نافع بن ازرق از فرزندان حنفیه بود و برای همین پیروانش را ازارقه نامیدند. آنان غیر خود را چه مسلمان و چه غیرمسلمان کافر می شمردند و می گفتند که باید با آنان جنگید و آنها را کشت و حتی کشتن زنان و فرزندانشان را نیز جایز می شمردند. ازارقه مخالف تقیه بودند و مکر و غدر به مخالفان خود را جایز می دانستند.
... [مشاهده متن کامل]
پیروان نافع ابن ازرق، بودند. این فرقه در سپاه عظیم تر و در سرکشی شدیدتر و در ارتش چیره تر بود و همینان بودند که نخستین آسیب ها را از ابن زبیر و امویان متحمل شدند. آنان اعتقاد دارند: 1 - نه تنها مخالفانشان مومن نیستند، بلکه مشرک اند و همیشه در جهنم می مانند، از این رو جنگ با آنان رواست. 2 - منطقه مخالفان دارالحرب است و تمام آنچه در دارالحرب حلال است، درباره آنان نیز رواست؛ در نتیجه برده گرفتن از مخالفان حود و کشتن کسانی را که از همراهی در جنگ سرباز زده اند، مباح است. کودکان مخالف آنان نیز همیشه در آتش هستند زیرا این اثر گناهان کفر والدین آنان است. 3 - از اندیشه های فقهی آنان این است که حد رجم را ثابت نگه نداشته، می گویند: آنچه در قرآن وجود دارد، فقط حد تازیانه برای مردان و زنان زناکار است و حد رجم در قرآن نیامده و در نظر آنان، از سنت نیز حدیثی در این باره ثابت نشده است. 4 - آنان معتقد است که پیامبر دچار گناهان کبیره و صغیره گردد.
در جریان فتنه دوم، یکی از فرماندهان مشهور خوارج به نام قطری بن فجاه، که محبوب ترین، تحسین برانگیزترین و قدرتمندترین رهبر خوارج بود، ازارقه را که یکی از فرقه های فرعی از خوارج بود، رهبری می کرد. او لقب امیرالمؤمنین را داشت و بیش از ۱۰ سال بر جریان رادیکال ازارقه حکومت کرد. او در الخویر قطر به دنیا آمد و همچنین اولین سکه های شناخته شده خوارج را ضرب کرد که قدیمی ترین آنها به سال ۶۸۸ یا ۶۸۹ بازمی گردد.
فرقه نجدات در کافر دانستن خوارجی که از جنگ با مخالفانشان بازایستند و نیز در حلال شمردن قتل کودکان، با ازارقه مخالفت ورزیدند. همچنین با حکم اهل ذمه که با مخالفانشان همکاری میکردند نیز با ازارقه اختلاف نظر دارند.
عجارده با «ازارقه» در یک مورد اختلاف دارند و آن این است که: ازارقه بردن اموال مخالفان را روا دانند ولى عجارده گویند: بردن مال هیچ یک از آنان روا نیست مگر این که او را کشته و مالشان را به یغما بریم.



... [مشاهده متن کامل]
پیروان نافع ابن ازرق، بودند. این فرقه در سپاه عظیم تر و در سرکشی شدیدتر و در ارتش چیره تر بود و همینان بودند که نخستین آسیب ها را از ابن زبیر و امویان متحمل شدند. آنان اعتقاد دارند: 1 - نه تنها مخالفانشان مومن نیستند، بلکه مشرک اند و همیشه در جهنم می مانند، از این رو جنگ با آنان رواست. 2 - منطقه مخالفان دارالحرب است و تمام آنچه در دارالحرب حلال است، درباره آنان نیز رواست؛ در نتیجه برده گرفتن از مخالفان حود و کشتن کسانی را که از همراهی در جنگ سرباز زده اند، مباح است. کودکان مخالف آنان نیز همیشه در آتش هستند زیرا این اثر گناهان کفر والدین آنان است. 3 - از اندیشه های فقهی آنان این است که حد رجم را ثابت نگه نداشته، می گویند: آنچه در قرآن وجود دارد، فقط حد تازیانه برای مردان و زنان زناکار است و حد رجم در قرآن نیامده و در نظر آنان، از سنت نیز حدیثی در این باره ثابت نشده است. 4 - آنان معتقد است که پیامبر دچار گناهان کبیره و صغیره گردد.
در جریان فتنه دوم، یکی از فرماندهان مشهور خوارج به نام قطری بن فجاه، که محبوب ترین، تحسین برانگیزترین و قدرتمندترین رهبر خوارج بود، ازارقه را که یکی از فرقه های فرعی از خوارج بود، رهبری می کرد. او لقب امیرالمؤمنین را داشت و بیش از ۱۰ سال بر جریان رادیکال ازارقه حکومت کرد. او در الخویر قطر به دنیا آمد و همچنین اولین سکه های شناخته شده خوارج را ضرب کرد که قدیمی ترین آنها به سال ۶۸۸ یا ۶۸۹ بازمی گردد.
فرقه نجدات در کافر دانستن خوارجی که از جنگ با مخالفانشان بازایستند و نیز در حلال شمردن قتل کودکان، با ازارقه مخالفت ورزیدند. همچنین با حکم اهل ذمه که با مخالفانشان همکاری میکردند نیز با ازارقه اختلاف نظر دارند.
عجارده با «ازارقه» در یک مورد اختلاف دارند و آن این است که: ازارقه بردن اموال مخالفان را روا دانند ولى عجارده گویند: بردن مال هیچ یک از آنان روا نیست مگر این که او را کشته و مالشان را به یغما بریم.


