برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1468 100 1

گیاه

/giyAh/

مترادف گیاه: رستنی، سبزه، علف، نامی، نبات، بوته

معنی گیاه در لغت نامه دهخدا

گیاه. (اِ) گیا. گیاغ. (از برهان ) (انجمن آرای ناصری ). حشیش و نبات. (فرهنگ شعوری ج 2 ص 314). رستنی کوچک از علف و بوته در مقابل درخت. (فرهنگ نظام ). علف سبز و سبزه و نبات و علف خشک. (ناظم الاطباء). رُستنی. روییدنی. نامی. نامیه :
سپاهی بیامد به درگاه شاه
که چندان نبد بر زمین بر گیاه.
فردوسی.
چو کاسموی گیاهان او برهنه ز برگ
چو شاخ رنگ درختان او تهی از بار.
فرخی.
آب حیوان از دو چشمش بدوید و بچکید
تا برست از دل و از دیده ٔ معشوق گیاه.
منوچهری.
باد سخت گیاه ضعیف را بیفکند. (کلیله و دمنه ).
بر خود آن را که پادشاهی نیست
بر گیاهیش پادشامشمار.
سنایی.
دید امروز که در جنب تو هستند همه
رنگ حلوای سر کوی و گیاه لب بام.
انوری.
مرثیت های او مگر دل خاک
بر زبان گیاه میگوید.
خاقانی.
فتنه شدن بر گیاه خشک نه مردی است
خاصه به وقتی که تازه گل به برآید.
خاقانی.
پشّه آمد از حدیقه وز گیاه
وز سلیمان نبی شد دادخواه.
مولوی.
تا بریزد بر گیاه رسته ای
تا بشوید روی هر ناشسته ای.
مولوی.
سَرَب یا سَرِب ؛ گیاه. سَدیر؛ گیاه. تَنقُل ؛ گیاه خشک. دِمدِم ؛ گیاه خشک. دِندِم ؛ گیاه کهنه ٔ سیاه. ضَعَة. گیاه شور. عُشب. گیاه تر. عَم ؛ حشیش [ گیاه خشک ]. عَیشومَة؛ گیاه خشک. غَفر؛ گیاه ریزه. وَدیس ؛ گیاه خشک. وَراق ؛ گیاه. هَشیم ؛ هر گیاه خشک. یَعموم ؛ گیاه دراز. (منتهی الارب ).
- مهرگیاه . رجوع به ذیل همین ترکیب شود.

معنی گیاه به فارسی

گیاه
هررستنی که اززمین بروید، علف، نبات، گیاوگیاغ وکیاغ نیزگفته شده
( اسم ) نام عام آن دسته از موجودات زنده که ظاهرا حرکتی ندارند و در یک جا ثابت هستند و مواد معدنی را مستقمیا از محیط اطراف خود ( خاک یا آب ) جذب میکنند و بوسیل. عمل کربن گیری که بوسیل. ذرات کلروفیل در برابر خورشید انجام میشود مواد آلی قابل استفاده ای برای تغذی. سلولهای خود بوجود میاورند . باید دانست که در بین گیاهان فقط قارچها هستند که چون فاقد کلروفیل میباشند قادر بجذب کربن در برابر نور خورشید نیستند بدین جهت یا غالبا بر روی بقایای آلی سایر موجودات زنده میزیند و یا طفیلی موجودات زنده میشوند . در صورت اول آنها را گندروی و در حالت دوم انگل ( طفیلی ) نامند رستنی نبات گیا جمع : گیاهان گیاهها . یا گیاه تر انجبین . ( تر انگبین ) خارشتر . یا گیاه ترکی . وج . یا گیاه تورنسل . گیاهی است از تیر. فرفیون که از عصارئ آن تورنسل معمولی را که یک معرف شیمیایی است استخراج میکنند غبیرا نیل . توضیح تورنسل یا آفتاب گردان یک معرف شیمیایی است که محلولش در حالت خنثی بنفش رنگ است و در برابر باز ها آبی رنگ و در برابر اسید ها قرمز رنگ میشود . این ماده از گیاهان مختلف دیگر از جمله نوعی لیخن ( گلسنگ ) بنام روسلا تنکتوریا و گل آفتاب پرست نیز بدست میاید . یا گیاه حساس . درختچه ایست از تیر. پروانه واران و از دست. گل ابریشمها که در موقع لمس برگهایش روی یکدیگر میخوابند . گلهای این گیاه کوچک و گل آذینش سنبله و یا کلاپرک است . میوه اش بشکل غلاف ( شبیه باقلا ) میباشد . در حدود ۳٠٠ گونه از این گیاه شناخته شده که متعلق بنواحی گرم کر. زمین هستند حساسه مختشیه مستحیه . یا گیاه عقرب . گل آفتاب پرست . توضیح از این گیاه تورنسل که یک معرف شیمیایی است نیز بدست میاورند . یا گیاه مریم . علف مریم . یا گیاهان . ( جمع گیاه ) رستنیها نباتات گیاه . یا از آهن گیاه روییدن . عملی غیر ممکن اتفاق افتادن : نادر افتد اهل این ماخولیا منتظر که روید از آهن گیا . ( مثنوی )
گیاغ . حشیش و نبات
گیاهی است که بدان شیشه را جلا دهند .
[ph ...

معنی گیاه در فرهنگ معین

گیاه
[ په . ] (اِ.) هر رستنی که از زمین بروید.
(ش ) (اِ.) علمی که موضوع آن تحقیق دربارة گیاهان و رستنی هاست .

معنی گیاه در فرهنگ فارسی عمید

گیاه
هر رستنی که از زمین بروید، علف، نبات.
گیاهی که انگل گیاه دیگر شود و از شیرۀ آن تغذیه کند.
= گیاچر
هر جانوری که انرژی مورد نیاز خود را با مصرف گیاهان به دست آورد، خورندۀ گیاه، علف خوار.
جایی که گیاه بسیار دارد، علفزار، مرغزار.
متخصصی که انواع، ظاهر و ویژگی های گیاهان را بشناسد.
علمی که دربارۀ چگونگی گیاهان مختلف بحث می کند، شناختن انواع گیاهان، بتانیک، معرفة النبات.
= گیاشیر
گیاه مانند، مانند گیاه.
= اکلیل الملک
زارع، برزگر.
۱. (زیست شناسی) مخلصه، تریاق کوهی.
۲. نوعی پادزهر.

گیاه در دانشنامه ویکی پدیا

گیاه
جلبک سبز
سبزتباران
سنگ خزه تباران
رویان داران (embryophytes)
†Nematophytes
گیاهان گروه بزرگی از گونه های زنده شامل موجوداتی مانند درختان، علف، سرخس ها و خزه گیان است.
عکس گیاه
گیاه آب دار یا گیاه گوشتی یا گیاه ساکولنت (نام علمی: Succulent plant)، گیاهانی هستند که با ذخیره آب در برگ های گوشتی، ساقه و ریشه، خود را با شرایط زیستی مناطق گرم و خشک تطبیق داده اند و به همین دلیل توانایی تحمل گرما و کم آبی های طولانی را دارند.. گیاهان آب دار را نباید با کاکتوس اشتباه گرفت؛ کاکتوس ها گیاه آب دار هستند اما همه گیاهان آب دار، کاکتوس نیستند. تفاوت اصلی کاکتوس ها با سایر گیاهان آب دار، وجود آرئول است. سایر گیاهان آب دار با وجود داشتن خار (در برخی گونه ها) فاقد آرئول هستند.
SucculentCity.org
Drought Smart Plants
Cacti & Succulent Picture Gallery
Cactus and Succulent Field Number Database
Definition of a Succulent
Cactus and Succulent website with plenty of information
گیاه آبزی گیاهی است که با زیست در آب (آب شور یا آب شیرین) سازگار شده است. این گیاهان اندام های سازگار ویژه ای برای زیست در زیر آب یا سطح آب دارند. معمول ترین اندام سازگار شده آئرانشیم نام دارد، ولی برگ های غوطه ور بر روی آب نیز از جمله دیگر اندام سازگار معمول هستند. گیاهان آبزی فقط می توانند در آب یا در خاکی که همیشه از آب اشباع شده است زندگی کنند و برای همین این گیاه بخشی از زیست بوم سرزمین های مرطوب است.
گیاه افزایی یا ازدیاد نباتات روند و فرایند ایجاد گی ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گیاه در دانشنامه آزاد پارسی

گیاه (plant)
موجود زندۀ ظاهراً غیر متحرک، دارای توانایی فتوسنتز، دیوارۀ یاخته ای سلولزی، و یاخته های پیچیده. برخی از گیاهان انگل توانایی فتوسنتز را از دست داده اند، ولی هنوز گیاه محسوب می شوند. گیاهان خود خوراک ساز (اتوتروف)اند، به این معنی که با استفاده از آب و دی اکسید کربن کربوهیدرات می سازند و در همۀ زنجیره های غذایی اولین تولیدکننده اند. بنابراین، همۀ شکل های حیات به آن ها وابسته اند. گیاه در چرخۀ کربن نقش حیاتی دارد و دی اکسید کربن اتمسفر را مصرف و اکسیژن آزاد می کند. گیاه شناسی علم بررسی گیاهان است. ساده ترین گیاهان یک پیکر با نام ریسه (تالوس) دارند که روی آن اندام های تولیدمثلی تشکیل می شود. ساده ترینِ همۀ آن ها جلبک های رشته ای، مانند اسپیروژیرند که از زنجیری از یاخته ها تشکیل شده است. جلبک ها، خزه ها، و جگرواشان حالت های پیشرفته تری دارند، بدین معنی که پیکره های سادۀ پریاخته ای با مناطق تغییریافتۀ ویژه دارند که اندام های تولیدمثلی روی آن ها پدپد می آیند. سرخس ها، پنجه گرگیان، و دم اسبیان (سرخس گیاهان) از لحاظ ریخت شناسی در رتبۀ بالاتر قرار دارند. سرخس برگ یا فروندهای برگ مانند ایجاد می کند که در سطح زیرین آن ها هاگدان های حاوی هاگ پدید می آید. هاگ ها پس از رها شدن و جوانه زنی، پیکرهای کوچک مستقلی ایجاد می کنند که حامل اندام های جنسی اند؛ بنابراین، سرخس مانند سایر نهان زادان آوندی و برخی جلبک ها در چرخۀ زندگی خود دارای دو نسل کاملاً متفاوت است (← تناوب نسل ها). نهان زادان آوندی دارای بافت های اختصاصی هدایت کنندۀ آب اند که باعث می شود در زمرۀ گیاهان آوندی گنجانده شوند. گیاهان آوندی شامل همۀ گیاهان دانه دار، یعنی بازدانگان (مخروطیان، سرخدارها، سیکادها و ژینکو) و نهان دانگان (گیاهان گلدار)، می شود. گیاهان دانه دار بزرگ ترین گروه و از نظر ساختاری پیچیده ترین گیاهان اند. هر گیاه معمولاً سه قسمت دارد: ریشه، ساقه، و برگ. ساقه به سمت بالا و گاهی زیر زمین رشد می کند. ساختار یاخته ای ساقه به نحوی طراحی شده است که در آن آب و املاح از ریشه به برگ ها در درون آوند آبکشی، و قندها از برگ ها به ریشه درون آوند آبکشی حرکت می کند. برگ با فتوسنتز برای گیاه غذا تولید می کند. محل این فرآیند کلروپلاستها در یاخته های برگی است. گل و مخروط برگ های تغییرشکل یافته ...

ارتباط محتوایی با گیاه

گیاه در جدول کلمات

گیاه
نبات
گیاه برگ زینتی
اکلونما
گیاه بوته ای از نوع خیار
دستنبو
گیاه بیابانی با خارهای سه پهلو
خارخسک
گیاه پر شاخ و برگ کم ارتفاع
بوته
گیاه پروتئینی
سویا
گیاه پنیرک
ورتاج
گیاه پیچنده
رازک
گیاه پیچک
لبلاب
گیاه تاجریزی
لما

معنی گیاه به انگلیسی

herb (اسم)
بوته ، علف ، گیاه ، شاخ و برگ گیاهان ، رستنی
herbage (اسم)
شاخ و برگ ، علف ، گیاه ، رستنی
vegetable (اسم)
نبات ، سبزی ، گیاه ، رستنی
plant (اسم)
دستگاه ، ماشین ، نبات ، کارخانه ، گیاه ، رستنی ، نهال ، ماشینالات کارخانه

معنی کلمه گیاه به عربی

گیاه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسرا
نبات
ندازمانی
ورمه
فریبرز باغشمالی
گياه (Plant): مترادف آن در زبان فارسی ’رستنی‘ است. بطور کلی دارای خصوصیات زیر می باشند:
1. موجودی زنده و از جانداران هو هسته ای (یوکاریوت) می باشد.
2. دارای ریشه، ساقه، و برگ می باشند. فقط گیاهان آوندی دارای قسمت های نام برده شده می باشند.
3. فاقد اندام حسی و حرکتی ارادی هستند.
4. غذای خود را از طریق فرآیند شیمیایی فتوسنتز با استفاده از مواد آلی نور خورشید آب، تولید می کند.
ایام خوش
گیاه گادما یا گادمه به فارسی چه میشود لطفا واژه فارسی اش رابرام بفرمایید.تشکر
علی باقری
گیاه: دکتر کزازی واژه ی گیاه را با واژه ی جان هم ریشه می داند و در مورد واژه ی جان می نویسد :(( جان در پهلوی گیان gyān بوده است . این ریخت هنوز در کردی به کار برده می شود . ریشه ی اوستایی واژه ی گیه gaya به معنی زندگی است و ستاگی است که در ریخت زی در زیستن مانده است .)) بنابراین به نظر می رسد که واژه ی گیاه تغییر یافته ی "گیه " که همان جان می باشد و در کل گیاه معنی موجود زنده معنی می دهد .
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 168 )
حمیدرضا دادگر_فریمان
رستنی، سبزه، علف، نامی، نبات، بوته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گیاه در جدول   • دسته بندی گیاهان   • انواع گیاهان   • گیاه چیست   • معنی گیاه   • تعریف گیاه   • گیاهان گلدار   • نام دیگر گیاه   • مفهوم گیاه   • معرفی گیاه   • گیاه یعنی چی   • گیاه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گیاه
کلمه : گیاه
اشتباه تایپی : 'dhi
آوا : giyAh
نقش : اسم
عکس گیاه : در گوگل

آیا معنی گیاه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران