برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1434 100 1

گریه

/gerye/

مترادف گریه: اشکریزی، تضرع، زاری، مویه، ناله، ندبه

متضاد گریه: تبسم، خنده، لبخند

معنی گریه در لغت نامه دهخدا

گریت. [ گ ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش پایی شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال باختری بخش واقع و محدود است از شمال به کوه کیان و دهستان سگوند بخش زاغه ، از جنوب به دهستان سرگانه ، از خاور به کوه های خورشیدوند و دهستان کازه ، از خاور به بخش ویسیان. موقعیت طبیعی آن کوهستانی است. هوای آن دهستان قسمتی گرمسیر و قسمتی معتدل و مالاریائی است. آب آنجا از چشمه ٔ کول وی و چشمه ٔ عیسی و چشمه چنار وسراب جلدان و چشمه های مختلف دیگر تأمین میشود. مرتفعترین قلل کوه عبارتند از کوه کوفل ، کوه شبان کش ، کوه چال جرچی ، یاس کوه و کوه دیراب. این ده از 11 آبادی تشکیل گردیده. جمعیت آن در حدود 1500 تن و قراء مهم آن عبارتند از چشمه عیسی و پری مرده. ساکنین آن از طوایف پاپی هستند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).

گریه. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ ] (اِمص ) اسم مصدر گریستن.اشک ریختن. گریستن. اشک. سرشک. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). آب از چشم ریختن. (آنندراج ). بُکاء: خم ؛ گریه ٔ سخت. حَنین ؛ گریه در بینی. (منتهی الارب ) :
بمیرد چون بگرید سیر تا هشیار پندارد
که چیزی جز که گریه نیست ترکیب تن و جانش.
ناصرخسرو.
با پسر این چنین مثل زد سام
گریه بهتر ز خنده بی هنگام.
سنایی.
هیچ شک نیست اندرین گفتار
گریه آید ز خنده ٔ بسیار.
سنایی.
غمزه ٔ اختر ببست خنده ٔ رخسار صبح
سرمه ٔ گیتی بشست گریه ٔ چشم سحاب.
خاقانی.
گفت که خاقانیا آب رویت چون نماند
آب رخم هم به آب گریه ٔ زارم ببرد.
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 754).
گریه ای با صدق بر جانها زند
تا که چرخ و عرش را گریان کند.
مولوی.
زگریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است.
حافظ.
- امثال :
از پی هر گریه آخر خنده ای است .
مرد آخر بین مبارک بنده ای است.
مولوی.
گریه آید ز خنده ٔ بسیار
سنایی
گریه اش در آستین است ؛ فوراً گریان میشود. زود به گریه می افتد.
گریه ٔ به وقت بهتر از خنده ٔ بی و ...

معنی گریه به فارسی

گریه
فروریختن اشک ازچشم ازشدت اندوه وتاثر
۱ - ( اسم ) اشک ریختن گریستن مقابل خنده . ۲ - ( اسم ) اشک سرشک مقابل خنده : آخر هر گریه آخر خنده ایست مرد آخر بین مبارک بنده ایست . ( مثنوی ) یا ترکیبات اسمی : گری. آسمان . باران . یا گری. تاک . ۱ - آبی است که در موقع بریدن شاخ. تاک فرو ریزد . ۲ - شراب انگوری . یا گری. سرد . ۱ - گری. دروغین که از دل نباشد . ۲ - گریه ای که از شادی بهمرسد . یا گری. شادی . گریه از روی شوق . یا گری. شمع . ریخت. شمع اشک شمع . یا گری. شیشه . ریخته شدن شراب از شیشه در جام . یا گریه و زاری . گری. توام با ناله و تضرع . یا ترکیبات فعلی : دست گذاشتن به گریه . شروع کردن بگریستن . یا گریه از چشم گشادن . چشم را بگریه در آوردن . یا گریه اندر بر کسی شکستن . گرفتن گریه راه گلوی او را . یا گریه در چشم شکستن . گلو گیر شدن گریه . یا گریه در گلو داشتن . مهیا بودن برای گریستن . یا گریه سردادن . گریستن گریه کردن . یا گریه و زاری کردن . گریستن توام با آه و ناله شیون کردن .
کنایه از باران
گریه آلوده : تماشای گل و شبنم گوارا باد بر بلبل که بوی گل نمی ارزد بروی گریه آلودش . ( صائب )
اشک آلوده .
( صفت ) ۱ - آنچه تولید گریه کند اشک آور . ۲ - متاثر کننده .
کنایه از چشم را بگریه آوردن
( مصدر ) بگریه افتادن گریستن . یا به گریه افتادن . گریه کردن گریستن
( مصدر ) بگریه وا داشتن . یا به گریه انداختن . گریاندن .
( صفت ) ...

معنی گریه در فرهنگ معین

گریه
(گِ یِ) (اِمص .) اشک ریختن ، سرشک .
( ~ . اَ تَ) (مص م .) (عا.) گریاندن ، گریانیدن .

معنی گریه در فرهنگ فارسی عمید

گریه
فرو ریختن اشک از چشم از شدت اندوه و تٲثر.
اشک آلود.
آنچه باعث اشک ریختن شود، اشک آور، گریه آورنده.
گریان، گریه کننده.
گریان، اشک ریز.
۱. گرینده.
۲. گریان.

گریه در دانشنامه اسلامی

اگر انسان عواطف انسانی خود را از دست نداده باشد، اشک و شادی حالت روحی او را نشان می دهد. اشک، زبان دل است. گریه کردن، گاهی اعتراض به یک جنایت است. نوحه سرایی، گاهی زنده نگه داشتن یاد یک مظلومیت و افشای چهره یک ظالم است.
حادثه عاشورا که در سال ۶۱ هجری در کربلا اتفاق افتاد، یکی از بزرگ ترین جنایت های بشری درباره گروهی از پاک ترین و فداکارترین انسان ها بود، آن هم از سوی کسانی که خود را پاک و صالح می دانستند؛ اما برای حفظ قدرت خود دست به یک «قتل عام» زدند و فرزند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلّم را همراه برادران، فرزندان و یارانش کشتند؛ حتی از کشتن کودک شش ماهه هم که تشنه بود و بی تاب، چشم نپوشیدند. بعضی ظلم ها و مظلومیت ها اگر یاد نشود، فراموش می شود. بعضی از جنایت کاران اگر افشا نشوند، یک قدیس معرفی می شوند. اینجاست که وظیفه انسان های آگاه و وجدان های بیدار، دفاع و همدلی نسبت به مظلوم و مبارزه و جبهه گیری علیه ظالم است. این «یاد» و «همراهی»، به شکل های مختلف است و اشک و گریه ، یکی از این راه هاست. واقعه عاشورا چیزی است که هر کس بخواند و بشنود و بفهمد، اگر وجدان انسانی او زنده باشد، حتما متاثر می شود و اگر متعهد باشد، تاثر و ناراحتی خود را به شکلی ابراز می کند که گریه یکی از این شکل هاست.
احترام به اهل بیت
برای قدرشناسی از پیامبر، احترام و دوستی و پیوند با خاندان او وظیفه ما مسلمانان است. این چیزی است که خود حضرت محمد، از ما خواسته و ما را به دوستی با اهل بیت سفارش کرده است. در فرهنگ دینی ما، عزاداری بر مظلومیت اهل بیت، یکی از نشانه های دوستی و پیوند با آنان است. شادی کردن در تولدهای آنان و اشک ریختن در شهادت هایشان، پیوند قلبی ما را با آنان محکم تر و عمیق تر می کند. اشک ما، شاهد عشق ماست. برپاکردن مراسم عزاداری در عاشورا، نام و خاطره و یاد آنان را زنده نگه می دارد و این «احیاگری» نوعی تلاش برای خنثی کردن نقشه دشمنان آنان است که هم می خواستند کسی سراغ این خاندان نرود، هم کسی از جنایت های دشمنان نسبت به این خاندان پاک یاد نکند؛ پس عزاداری ما نوعی دفاع از حق و مبارزه با باطل و وسیله ای برای اتحاد و تجمع ما بر محور اهل بیت و عاشوراست.
پشتوانه دینی و عاطفی
س ...

نقل قول های گریه

گریه اشک ریزی در پاسخ به یک حالت احساسی در انسان است.
• «اگر تمام شب را بخاطر از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد.» -> ویلیام شکسپیر
• «به سودای روزهای دل انگیز گذشته گریه مکن، به خاطر حضور کوتاهشان لبخند بزن.» -> رابیندرانات تاگور
• «تلخ ترین گریه هایی که بر روی گورها ریخته شده است بخاطر کلمات گفته نشده و کارهای انجام نشده است.» روباه های کوچک فصل سوم -> هریت بیچر استو
• «دلتنگِ نانِ مادرم می شوم/و قهوهٔ مادرم/و نوازشِ مادرم ... / و روز به روز/ کودکی نیز در من بزرگ می شود/ و به روزهای عمرم، عشق می ورزم/ زیرا اگر بمیرم/ از اشکِ مادرم شرم می کنم! ، در «اگر باران نیستی نازنین، درخت باش»، «به مادرم»، برگرفته از نشر سخن، چاپ ۱۳۸۹، ص ۴۵ -> محمود درویش
• «زمانی که چشم به این جهان گشودی، یک روز بارانی بود. در حقیقت آنچه می بارید، باران نبود، اشک آسمان بود که به خاطر از دست دادن ستاره ای گریه می کرد.» -> آنتوان دو سنت اگزوپری
• «زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر نخست به روی بیننده تبسم می کند، اما اگر در او دقیق شوی می گرید.» -> ژری تایلر
• «دردی است که پزشکان را به درمانش فراخوانده ام/و پزشکی جز اشک ها نبود.» -> شریف رضی
• «گریه ما وقت تولد از آن رو است که به صحنه بزرگ جنون و حماقت وارد شده ایم.» -> ویلیام شکسپیر
• «با گرگ دنبه خوردن (و) با چوپان گریه کردن.»
• «پیش از روضه خوان گریه می کند.»
• «چه عزائیست که مرده شور هم گریه میکنه.»
• «خنده کردن دل خوش می خواد و گریه کردن سر و چشم.»
• «خودافتاده نگرید.»
• «سر قبری گریه کن که مرده توش باشه.»
• «عاقبت خنده، گریه است.»
• «گریه آدم را سبک می کند.»
• «گریه زن دام زن است.»
• «گریه زن مکر زن است.»
• «مهمان باید خنده رو باشد اگر چه صاحبخانه خون گریه کند.»
• «میان گریه کنندگان، گریهٔ مادر عیان است.» -> ضرب المثل عربی
• «هرکه به تقصیر خویش برزمین افتد، نباید گریه کند.» -> ضرب المثل ترکی
• «هرکه عاشقت بود، تورا به گریه می اندازد.» -> ضرب المثل اسپانیایی
• «آن که نان با غم و اندوه نخورد// یا که ...

ارتباط محتوایی با گریه

گریه در جدول کلمات

گریه
رنین
گریه آزاردهنده
عر
گریه با سوز و گداز
زاری
گریه با صدای بسیار بلند
شیون
گریه بچه
ونگ
گریه بلند
زار
گریه پر صدا و آزار دهنده
عر
گریه پرصدا
عر
گریه زورکی
ابغوره
گریه و زاری
مویه

معنی گریه به انگلیسی

cry (اسم)
خروش ، گریه ، فریاد ، بانگ ، ناله ، غریو ، زاری ، ضجه ، عجز
bawl (اسم)
داد و بیداد ، گریه ، فریاد
sob (اسم)
گریه ، هق هق ، بغض گریه
tear (اسم)
گریه ، اشک ، چاک ، سرشک ، پارگی

معنی کلمه گریه به عربی

گریه
بکاء , دمعة
حي
صيحة
ابک , اعط , اندب , بکاء

گریه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد
cry
کیمپگرل
زار زار گریه کردن=Whimper

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گریه عاشقانه   • گریه مرد   • گریه دختر   • گریه فانتزی   • گریه بی صدا   • گریه چیست   • معنی گریه   • عوارض گریه زیاد برای چشم   • مفهوم گریه   • تعریف گریه   • معرفی گریه   • گریه یعنی چی   • گریه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گریه
کلمه : گریه
اشتباه تایپی : 'vdi
آوا : gerye
نقش : اسم
عکس گریه : در گوگل

آیا معنی گریه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )