برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1614 100 1
شبکه مترجمین ایران

کوره

/kure/

مترادف کوره: آتشگاه، تنور، شهرستان، شهر، ناحیه، آبکند، مسیل

معنی کوره در لغت نامه دهخدا

کورت. (اِ) کوزه ٔ گردن باریک را گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء). این صورت در جهانگیری و رشیدی نیامده ، ظاهراً «کوزه » را «کورة» خوانده اند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).

کورت. [ رَ ] (معرب ، اِ) کورة. بلد. بلده. شهر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ولایت پارس پنج کورت است هر کورتی به پادشاهی که نهاد آن کورت به آغاز او کرده است بازخوانده اند... و هر کورتی از این پنج کورت چند شهر و نواحی است. (فارسنامه ابن البلخی ص 121). و از آثار وی [ کیقباد ] آن است که در ولایتها قسمت حدود کرد و کورتها کرد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 40). و رجوع به کورة ش-ود.

کوره. [ رَ / رِ ] (اِ) آتشگاه آهنگری و مسگری. (برهان ). به معنی آتشدان زرگر و آهنگر و امثال آنها. (آنندراج ).آتشگاه آهنگری و مسگری و زرگری و جز آن. (ناظم الاطباء). آتشدان آهنگر. کلانه ٔ آهنگر. تنور آهنگر. اتون. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در اوراق مانوی (پهلوی ) کورک (تنور، کوره )، اکدی کورو و در عربی «کور...کوره ٔ آهنگران از گل » و مقایسه شود با گیلکی کوری (اجاقهای گلی ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
و هرگه که تیره بگردد جهان
بسوزد چو کوره شودبادغر.
خسروی.
چنان آهنگری کز کوره ٔ تنگ
به شب بیرون کشد رخشنده آهن.
منوچهری.
اگر صد بار در کوره گدازی
همانم باز وقت بازدیدن.
ناصرخسرو.
ای سوزنی تنت اگر از کوه آهن است
در کوره ٔ دل آر و چو سوزن ز غم بکاه.
سوزنی.
زر اگر خاتم ترا نسزید
باز با کوره ٔ گداز فرست.
خاقانی.
منم آن کاوه که تأیید فریدونی و بخت
طالب کوره و سندان شدنم نگذارند.
خاقانی.
چون به یکی پاره پوست ملک توانی گرفت
غبن بود در دکان کوره و دم داشتن.
خاقانی.
مرا در کوره ٔ آتش نشاندند
به جایی این چنین ناخوش نشاندند.
نظامی.
دهی وآنگه چه ده چون کوره ای تنگ
که باشد طول و عرضش نیم فرسنگ.
نظامی.
ندارم طاقت این کوره ٔ تنگ
خلاصی ده مرا چون لعل از سنگ.
نظامی.
همچو ...

معنی کوره به فارسی

کوره
شهر و بندریست در ژاپن واقع در جزیره هونشو دارای ۲۳۵/٠٠٠ تن سکنه و مرکز بزرگ صنعتی .
آتشدان، جای افروختن آتش، جای گداختن شیشه یا آهن، جای پختن سفال و آجروگچ، حصه، بخش، قسمتی ازمملکت، خره وخوره هم گفته شده
( اسم ) شهرستان ناحیه جمع : کور .
بنقل حدود العالم از مسکو کاتی بوده است که در سلابور از شهر های هندوستان رایج بوده است .
[Fornax, For, Furnace] [نجوم] صورت فلکی کم نوری در نیمکرۀ جنوبی آسمان میان دو صورت بزرگ نهر و قیطُس
[ گویش مازنی ] /koore/ لایه ی چرک - کوره ی آتش، بخاری & محل افروختن آتش آهنگران و هر چیزی که آتش را در آن جز به قصد آشپزی افروزند
آجر پز . آهک پز
جایی که در آن خشت خام را پزند و آجر کنند و یا گچ و آهک در آن پزند.
( اسم ) جایی که در آن خشت خام را پزند و آجر کنند و یا گچ و آهک در آن پزند .
کار و عمل کوره پز
[baking , stoving] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] خشک کردن و سخت کردن مادۀ پوششی به کمک گرما
تابنده کوره . افروزنده کوره
[ گویش مازنی ] /koore chesh/ کوره چش
کوره آهنگری
گوزن
خطی بد و ناخوانا یا خطی که بسختی قابل خواندن است بعلت ناپختگی خط و کم سوادی نویسنده . خط کسانی که کوره سوادی دارند.
دردی که جای آن و حد آن معلوم صاحب درد نباشد و نت ...

معنی کوره در فرهنگ معین

کوره
ده ( ~ . دِ) (اِمر.) ده کم جمعیت که چندان آبادی نداشته باشد.
(رِ) (اِ.) بخش ، قسمتی از مملکت . خره و خوره هم گفته می شود.
( ~.)(اِ.)آتشدان ، تنور، اجاق سرپوشیده . ،از ~ دررفتن کنایه از: سخت خشمگین شدن .
راه ( ~ .) (اِمر.) راه باریک و ناهموار.
( ~ پَ. نِ) (اِمر.) جایی که در آن کوره هایی برای پختن فرآورده هایی مانند: آجر، گچ ، کاشی و غیره ساخته اند.
( ~ . سَ) (اِ.) سواد اندک .
(رِ یا رَ) (اِمر.) مواد مختلفی که در نتیجة ذوب سنگ های معدنی در کوره متحجر شوند و باقی مانند، اقلیمیا، کلیمیا نیز گویند.
( ~ . رِ) (ص مر.) ۱ - حیله گر، مکار. ۲ - نمک نشناس .

معنی کوره در فرهنگ فارسی عمید

کوره
ناحیه، شهرستان.
خُرد، کوچک، ناچیز: ده کوره.
۱. آتشدان، جای افروختن آتش.
۲. جای گداختن شیشه یا آهن.
۳. جای پختن سفال، آجر، و گچ، پزاوه، داش.
جای کورۀ آجرپزی، محل کوره هایی که آجر، گچ، یا آهک می سازند.
ده کوچک و کم رونق، ده کم جمعیت و دور از آبادی.
راه باریک و ناهموار، راه باریک و پرپیچ وخم در خارج شهر.
۱. گربۀ کور.
۲. [عامیانه، مجاز] حیله گر، مکار.
۳. [عامیانه، مجاز] نمک نشناس.

کوره در دانشنامه ویکی پدیا

کوره
کوره وسیله یا محلی است که در آن حرارت ایجاد می کنند. در زبان فارسی به آن آتشدان و آتشگاه نیز گفته می شود. همچنین سیستم حرارت مرکزی ساختمان ها به طور معمول بر پایه یک کوره بنا شده که در آن یک سیال در دیگ های پره دار گرم می شود. واژه کوره همچنین به اختصار به کوره های صنعتی تولید حرارت در پالایشگاه ها، برج های تقطیر، آهنگری ها، استخراج فلزات، کارخانجات سرامیک سازی و واحدهای شیمیایی به کار می رود. انرژی موردنیاز کوره گاهی به طور مستقیم از سوزاندن سوخت تأمین می شود. در برخی از کوره ها نیز انرژی مورد نیاز برای تولید گرما با استفاده از انرژی الکتریکی، خواه به روش قوس الکتریکی و خواه به روش القای الکترومغناطیسی تأمین می شود.
کوره های مصالح ساختمانی، کوره هایی هستند که به منظور ساخت مصالح از آن استفاده می شود.
سنگ گچ را بیشتر در ۳ نوع کوره می پزند:
۱.کوره تنوره ای باستانی ایرانی:سنگ گچ را در آن می چینند و تون کوره را آتش می کنند تا سنگ گچ بپزد. چنین گچی دارای جنس همگن نیست، زیرا نزدیک به ۲۰٪ آن گچ پخته ساختمانی با نیم مولکول آب و ماندهٔ آن یا سوخته یا نپخته است. در ایران، روی کوره های تنوره ای آهک پزی و آجرپزی سنگ گچ می گذارند تا در گرمای کم بپزد و آن بهترین گچ برای سفیدکاری است. ۲.کوره های تاوه ای: سنگ گچ را در سنگ شکن کلوخه کرده، آسیاب می کنند تا گرد شود. به گرد سنگ گچ در تاوه های بزرگ گرما می دهند (مانند بو دادن آرد) تا بپزد. گرد سنگ گچ درون تاوه را پیوسته هم می زنند تا همهٔ گرد سنگ یکنواخت بپزد. این روش گچ پزی با کار ناپیوسته است. ۳.کورهٔ گردنده: کار کوره گردنده گچ پزی پیوسته است. برای پختن گچ در آن، سنگ گچ را کلوخه می کنند و آن را در کوره گردننده می ریزند. به پوستهٔ فولادی کورهٔ گردنده گرما می دهند و از لولهٔ درون کورهٔ گردنده هم گاز گرم می گذارنند و بخار برخاسته از سنگ را به بیرون می مکند. این بخار آب هنگام بیرون رفتن از کوره، نزدیک به ۱۰۰ تا ۱۲۰ درجه گرما دارد. کلوخهٔ سنگ گچ پخته در کورهٔ گردنده را به نرمی خواسته شده آسیاب می کنند.
عکس کوره
کوره (ابهام ز ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کوره در دانشنامه آزاد پارسی

کورِه (furnace)
سازه ای برای تولید گرما، با کاربردهای متعدد. در کوره، برای تولید گرما از سوخت هایی مانند زغال سنگ، کک، گاز یا نفت استفاده می کنند. برای تولید آب گرم یا بخار به منظور به کار انداختن توربین ها، چرخاندن پروانۀ کشتی ها، و تولید برق نیروگاه ها، از کوره ای با دیگ بخار استفاده می کنند. برخی از بزرگ ترین کوره ها که در ذوب و تصفیۀ فلزات به کار می روند عبارت اند از کورۀ بلند، کورۀ الکتریکی، و کورۀ اجاق باز.

کوره در جدول کلمات

کوره آجر پزی
داش
کوره آزمایشگاهی
اون
کوره خشت پزی
داش
کوره نان پزی
تنور
زندان کوره های آدم پزی با یک حرف اضافه
اشویتیس
عنصر شیمیایی فلزی که در ساخت کوره های اتمی و موشک ها بکار می رود
ایتریم
مخترع کوره ذوب آهن
زیمنس

معنی کوره به انگلیسی

furnace (اسم)
دیگ ، پاتیل ، کوره ، تنور ، تون حمام و غیره ، بوته آزمایش
chimney (اسم)
دودکش ، بخاری ، کوره
stove (اسم)
بخاری ، کوره ، اجاق ، گرمخانه ، فرخوراک پزی
oven (اسم)
بخاری ، کوره ، فر ، اجاق ، تنور
kiln (اسم)
کوره ، اجاق
manhole (اسم)
کوره ، سوراخ ادم رو

معنی کلمه کوره به عربی

کوره
طباخ , فرن , مدخنة
کور الحداد
کور الحداد
موقد

کوره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین محمدنژاد
[کوردی] به معنی بخاری
علی سیریزی
به یونانی یعنی دوشیزه، الهه یا ملکه جهان زیرین.
به پرسفونه رجوع شود.
وریا صادقی
[( نار )به معنی آتش ریشه نار از نور است. ]نور هم همان روشنایی رو معنی میده.کلمات دیگر هم مثل تنور یا کوره هم ریشه مشترک دارند.خُب حالا وجه اشتراکشون چیه ? .میگیم :قدیم عرب در زمان جاهلیت وقتی که می خواستند قبایل رقیب خود رو مغلوب کنن در واقع آتشی درست میکردن و این آتش و نور نشانه ای بوده بر ای هم پیمانانشون تا جمع بشن و دشمنانشون رو نابود و از اسارت بگیرن.خب میگیم چرا به آتش رو نور و روشنایی نامیدن?میگیم چون در واقع اونا با نجات یافتن از جهل و وضع خطرناک گذشته در واقع از آتش سوزان جهنم نجات یافتن.
علی باقری
کوره: این کلمه تحریف گوره می باشد زیرا کوره های آهنگری قدیم شبیه گور ساخته می شدند این کلمه با واژه های غور عربی و غار فارسی از یک ریشه می باشد.
ناشناس
گلخن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع کوره   • کوره آزمایشگاهی   • معنی کوره   • روستای کوره   • کوره صنعتی   • کوره آجرپزی در جدول   • هاي كوره   • کوره در جدول   • مفهوم کوره   • تعریف کوره   • معرفی کوره   • کوره چیست   • کوره یعنی چی   • کوره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کوره

کلمه : کوره
اشتباه تایپی : ;,vi
آوا : kure
نقش : اسم
عکس کوره : در گوگل

آیا معنی کوره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )