برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

چوب

/Cub/

مترادف چوب: تیر، ساقه درخت، کنده، ترکه، چماق، خیزران، شاخه بریده درخت، هیزم، هیمه

معنی چوب در لغت نامه دهخدا

چوب. (اِ) ماده پوشیده از پوست ، تشکیل دهنده ٔ درخت اعم از ساقه و ریشه و شاخه ٔ آن. ماده ای سخت که ریشه وساقه و تنه و شاخه ٔ درخت را تشکیل میدهد. (از ناظم الاطباء). ماده ای سخت که ریشه و ساقه و تنه و شاخه ٔ درخت را تشکیل میدهد و آن را برای سوزاندن و ساختن اشیاء بکار برند. خشب و خشبه. (دهار) (منتهی الارب ). مطیر. نضار. (منتهی الارب ). چوب در گیاهان مجموعه ای از آوندهای چوبی و رشته های چوبی و زنبوری چوبی است که بهم فشرده شده است و تمام این قسمتها بواسطه طبقه زاینده ریشه و ساقه ساخته میشود و هرچه ساقه ای کهن تر باشد چوبی که در آن دیده میشود بیشتر است. در چوب علاوه بر سلولز و ترکیبات نزدیک به آن مقداری لینیین یافت میشود و ممکن است موادی در آن باشد که به مصارف مختلف برسد. مانند ماده ٔ رنگین بقم که از چوب بقم گرفته میشود. (گیاه شناسی حسین گل گلاب ص 43) :
گرچه از طبعند هر دو به بود شادی ز غم
ور چه از چوبند هر دو بِه ْ بود منبر ز دار.
عنصری.
گر بد آمدت گهی ، اکنون نیک آید
کز یکی چوب همی منبر و دار آید.
ناصرخسرو.
عصای کلیم اربدستم بدی
به چوبش ادب را ادب کردمی.
خاقانی.
چوب را چون بشکنی گوید طراق
این طراق از چیست از درد فراق.
مولوی.
که تواند که دهد میوه ٔ رنگین از چوب
یا که تاند که برآرد گل صدبرگ از خار.
سعدی.
اجتراع ؛ چوب از درخت بازشکستن. (تاج المصادر بیهقی ). النجج ؛ چوب خوشبوی که بخور کنند جهت معده مسترخی نیک نافع است. تهزیع؛ شکستن چوب و جز آن. شمراخ ؛ چوب خوشه ٔ انگور. ثفروق ؛ چوب خوشه ٔ انگور، که دنباله ٔ انگور و خرما بدان پیوسته است. ج ، ثفاریق. ثقاف ؛ چوب راست کن. خُشُب ؛ چوبها. خشب ؛ چوب درشت. خشبه ؛ چوب درشت. خصله ؛ چوب خاردار. (منتهی الارب ). خفض ؛ چوب خم دادن. (تاج المصادر). خیسفوج ؛ چوب کهنه یا خاص است بچوب درخت عشر. (منتهی الارب ). سفن ؛ چوب سازی. (دهار). شریج ؛ نوعی چوب که از آن کمان سازند. شطیبه ؛ چوب به درازا بریده. غ ...

معنی چوب به فارسی

چوب
کنده، قسمت های سفت وسخت درخت، آن قسمت اززیرپوست
( اسم ) ۱ - ماده ای سخت که ریشه و ساقه و شاخ. درخت را تشکیل میدهد و آنرا برای سوزاندن یا ساختن اشیا بکار برند. ۲- واحد پول است در معاملات بازاری این اصطلاح بسته بمقدار معامله است . اگر معامله کلان باشد و در آن گفتگو از هزار ( تومان ) بود یک چوب معادل یک هزار ( تومان ) است و در غیر این صورت مراد از یک چوب یک تومان است چوق . یا پای چوب ایستادن . در اصطلاح کاسبهای میدان حاضر شدن شخصی برای خرید جنس ( دست اول )در صبح زود در میدان و منتظر قپان کردن آن شدن پس از خرید .
تلفظی از چوب
[زیست شناسی- علوم گیاهی] ← بافت چوبی
[زیست شناسی- علوم گیاهی] ← آوند چوبی
[ورزش] ← برف سُره
[ورزش] ← برف سُرۀ آسان گشت
[ورزش] ← برف سُرۀ بزرگسالان
[ورزش] ← تک سُره
[ورزش] ← برف سُرۀ مارپیچ بزرگ
[ورزش] ← برف سُرۀ مارپیچ کوچک
[ورزش] ← برف سُرۀ مسابقۀ صحرایی
[ورزش] ← برف سُرۀ موزون
چوبیست مخروطی شکل که برای بزرگ کردن و صاف کردن النگو بکار میرود ٠
که چوب ا ...

معنی چوب در فرهنگ معین

چوب
[ په . ] (اِ.) ۱ - ماده ای سخت که ریشه و ساقه و شاخة درخت را تشکیل می دهد و آن را برای ساختن اشیاء به کار می برند . ۲ - تنة بریده شدة درخت . ۳ - (عا.) واحد پول در معاملات بازار و بسته به بزرگ بودن و یا کوچک بودن معامله : ۱٠٠٠چوب یعنی ۱٠٠٠ تومان . ،~ ل
(اَ لِ) (اِمر.) (عا.) ۱ - کاغذ باریکی که لای کتاب می گذارند به نشانة اینکه تا اینجا خوانده شده . ۲ - چوب باریک .
(بَ) (اِمر.) مجموعة قطعات چوبی یا آهنی که عمودی و افقی به هم متصل سازند و در کنار دیوار نصب کنند و عمله و بنا روی آن کار کنند، داربست .
(اِمر.) عصا.
(پَ بِ) (اِمر.) نوعی چوب سبک که از پوست درختان مخصوص به اندازه های مختلف سازند، و برای بستن سر بطری و مانند آن به کار برند.
(زَ دَ) (مص م .) ۱ - کتک زدن . ۲ - (عا.) قیمت گذاشتن و تقویم اجناس از طریق حراج . ،~ حراج چیزی را زدن آن راحراج کردن یا بسیار ارزان فروختن .
(لِ) [ فا - ع . ] (ص . اِ.) ۱ - چوب - رختی . ۲ - وسیله ای به شکل میله ای منحنی متصل به قلاب برای آویزان کردن لباس .

معنی چوب در فرهنگ فارسی عمید

چوب
قسمت سفت و سخت زیر پوست درخت که در صنعت و ساختن اشیای چوبی به کار می رود.
* چوب خوردن: (مصدر لازم) [مجاز] کتک خوردن.
* چوب زدن: (مصدر متعدی)
۱. کسی را با چوب کتک زدن.
۲. [عامیانه، مجاز] قیمت گذاشتن و به فروش رساندن اجناسی از طریق حراج، حراج کردن جنس.
* چوب شدن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] خشک و ثابت شدن.
* چوب شفت: چوب دستی کلفت ناتراشیده.
۱. چوب هایی که در کنار دیوار یا درون عمارت به شکل افقی و عمودی به هم وصل کنند که کارگران ساختمانی روی آن بایستند و کار کنند.
۲. چوب هایی که زیر درخت انگور برپا کرده و شاخه های تاک را روی آن می خوابانند، داربست، تله بست.
چوب باریک و بلندی شبیه عصا برای کمک در بهتر راه رفتن به اشخاصی که پایشان آسیب دیده است.
نوعی چوب بسیارسبک و انعطاف پذیر که از پوست بعضی درختان به اندازه های مختلف می سازند و برای بستن سر بطری و ساختن برخی چیزهای دیگر به کار می رود.
= موریانه
۱. [عامیانه] کسی که کارش خرید و فروش گوسفند است، گله دار، گوسفنددار.
۲. [قدیمی] گرزدار، چوبک زن.
=سنجد
چوبی که در دست می گیرند، عصا، دستوار، دستواره.
= دنگ۳
= چوب رختی
وسیله ای دارای چند قلاب برای آویختن لباس که به دیوار با پشت در نصب می شود.
چوب ...

چوب در دانشنامه اسلامی

چوب
چوب مادّه سخت معروف است. از احکام آن در بابهای طهارت، تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
چوب ماده ای که از درخت به دست می آید.
چوب در طهارت
کف پا و ته کفش نجس با راه رفتن بر روی زمین پاک می شود؛ اما اگر زمین با چوب و مانند آن فرش شده باشد در حصول طهارت با راه رفتن بر آن اختلاف است. چوب نجسِ متصل به زمین و ساختمان با شرایطی با تابش آفتاب پاک می شود. چوب نجس اگر تبدیل به خاکستر شود پاک می گردد. در اینکه با تبدیل به زغال نیز پاک می شود یا نه، اختلاف است. مستحب است همراه میت دو چوب تر و تازه در قبر قرار دهند؛ یکی در پهلوی راست و دیگری در طرف چپ بدن او.
چوب در تجارت
در معامله، چوبهای متّصل به ساختمان به تبع ساختمان، داخل در مبیع است؛ بر خلاف چوبهای منفصل و جدای از ساختمان، هرچند در خانه مورد استفاده قرارگیرد. فروختن چوب به کسی که بت می سازد بنابر مشهور مکروه است و اگر در معامله شرط ساختن بت شود حرام و معامله باطل است.
چوب در اطعمه و اشربه
...
چوب، ماده ای سخت است که ریشه، ساقه و شاخه درخت را تشکیل می دهد و آن را برای سوزاندن یا ساختن اشیا به کار می برند.
خداوند در آیاتی از قرآن منافقان را از نظر بی عقلی و نافهمی به چوبهای پوسیده توخالی تشبیه کرده است. •واذا رایتهم تعجبک اجسامهم وان یقولوا تسمع لقولهم کانهم خشب مسندة.. «و چون آنان را ببینی هیکل هایشان تو را به تعجب وا می دارد و چون سخن گویند به گفتارشان گوش فرا می دهی گویی آنان شمعک هایی پشت بر دیوارند (که پوک شده و درخور اعتماد نیستند) هر فریادی را به زیان خویش می پندارند خودشان دشمنند از آنان بپرهیز خدا بکشدشان تا کجا (از حقیقت) انحراف یافته اند.»موریانه ها از چوب برای تغذیه و محل زندگی استفاده می کنند.•...الا دابة الارض تاکل منساته...«پس چون مرگ را بر او مقرر داشتیم جز جنبنده ای خاکی (موریانه) که عصای او را (به تدریج) می خورد (آدمیان را) از مرگ او آگاه نگردانید...»«مراد از (دابه الارض) - به طوری که در روایت آمده - حشره معروف به موریانه است ، که چوبها و پارچه ها را می خورد، و مراد از (منساه) عصا است.» آفرینش چوب آتش زنه ...


چوب در دانشنامه ویکی پدیا

چوب
چوب، از نظر گیاه شناسی، بخش جامد و سخت زیر پوست ساقه درخت یا دیگر گیاهان چوبی است که به شکل بافت آوندی وجود دارد.
چوبی که تحت تأثیر عوامل طبیعی مانند قارچ و یخ زدگی تغییر رنگ داده و شبیه به درون چوب شده باشد، «درون چوب کاذب» نام دارد.
نوعی درون چوب کاذب که بر اثر یخبندان شدید به وجود می آید و سبب ایجاد قسمت های رنگی در بخش مرکزی ساقه می شود «درون چوب یخ زاد» نام دارد.
درون چوب کاذب‍‍‍ی به رنگ مشکی یا قهوه ای تیره که معمولاً از درون چوب قابل تشخیص نیست و عمدتاً در پهن برگان مشاهده می شود، «درون سیاه» نامیده می شود.
قرمزی بارز درون چوب سوزنی برگان و برخی پهن برگان که عامل آن نوعی قارچ است را «دل قرمزی» می گویند.
گرچه در باور عموم چوب تنها در درخت و بوته یافت می شود، از نظر علمی در همه گیاهان آوندی وجود دارد. در چوب مجراهای زیر قابل مشاهده است:
مجراهای چوبی به وسیله سلول های مرده و دیواره های چوبی شده به وجود می آیند. در هر دو حال پروتوپلاسم (بخش زندهٔ سلول ) سلولی پدیدار می گردد و دیوارها به وسیله ته نشین شدن ماده لیگنین (که سختی چوب از آن است) افزایش می یابند.
سطوح تار و آوندی در نخستین سال رشد خود را در فاصله ای معین در بافت میان آوندهای چوبی و آبکشی قرار می دهند، این لایه کامبیوم نامیده می شود. کامبیوم به دو بخش درونی (آوند چوبی) و بیرونی (آوند آبکشی) تقسیم می شود. همچنانکه سلول های پیر با رشد پیوسته تنه فرو می ریزند، لایه های تازه آوند آبکشی کار خود را انجام می دهند.
عکس چوب
چوب (به انگلیسی: Timber) ترانه ای از پیت بول به همراهی کشا است که در 7 اکتبر منتشر شده است. سبک آن دنس-پاپ است. این آهنگ در سال ۲۰۱۳ ضبط شده و در ۷ اکتبر ۲۰۱۳ منتشر شد. این آهنگ توسط پیتبول و کشا نوشته شده است و توسط دکتر لاک، سیرکات . سرم استایل تهیه شده است. منتشران این آهنگ شرکت های آقای 305 رکوردز، پالاگراندز و آر سی ای هستند و در چارت ایرلند (ایرما) رتبهٔ ۶۷ را کسب کرده است.این آهنگ متعلق به هشتمین آلبوم پیتبول یعنی بحرا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

چوب در دانشنامه آزاد پارسی

چوب (wood)
بافت سخت مستقر در زیر پوست درخت (توزه) بسیاری از گیاهان چندساله. چوب متشکل از یاخته های هادی آب یا آوند چوبی پسین است و سختی و استحکام آن از رسوب لیگنین ناشی می شود. سخت چوپ ها، مانند بلوط، و نرم چوب ها، مانند کاج، ارزش تجاری دارند و به منزلۀ مصالح ساختمانی در تهیۀ وسایل چوبی به کار می روند. بخش مرکزی شاخه یا ساقه درون چوب است که عموماً تیره تر و سخت تر از چوب بیرونی است. درون چوب از یاخته های مرده تشکیل شده است. این بخش از چوب علاوه بر ایجاد استحکام ساختاری، غالباً حاوی صمغ، تانن، یا رنگیزه هایی است که باعث ایجاد رنگ ویژه ای می شوند و پایداری چوب را افزایش می دهند. برون چوب بخش فعال آوند چوبی است و هدایت آب و شیره خام را برعهده دارد. آوند چوبی پسین از کامبیوم آوندی پدید می آید. کامبیوم آوندی هر سال لایۀ جدید چوب را در سمت بیرونی چوب ایجاد می کند که در مقطع عرضی چوب به صورت حلقۀ سالیانه قابل مشاهده اند. چوب های تجاری را می توان به دو گروه اصلی تقسیم بندی کرد: یکی چوب سخت که دارای آوند چوبی است و در نهان دانگانی مثل بلوط دیده می شود، و دیگری چوب نرم که فقط حاوی تراکئید است و در بازدانگانی مثل کاج یافت می شود. چوب نرم کاملاً نرم تر از چوب سخت است، ولی همواره چنین نیست. بالسا، نرم ترین چوب شناخته شده، متعلق به نوعی درخت سخت چوب است و چوب کاج سیاه Pinus rigida بسیار متراکم و سخت و متعلق به درختان نرم چوب است. چوب فوق العاده سخت را از مخلوطی از چوب و پلاستیک به دست می آورند. برای تهیۀ این نوع چوب، پلاستیک مایع (مونومر یا تک پار) را به داخل چوب تزریق می کنند و سپس، آن را در معرض تابش پرتو گاما قرار می دهند تا پلاستیک به بسپار یا پلیمر تبدیل شود.

نقل قول های چوب

چوب بافتی ساختاری پُرمَنفذ و فیبری که در تنه ها و ریشه ها درختان و دیگر گیاهان چوب دار می باشد.
• حکاکی چوب، شاید یکی از نخستین و جهانی ترین هنرهای صنعتی است. Richard Glazier (1948). . Courier Corporation. ISBN 978-0-486-42148-3.  -> A Manual of Historic Ornament

چوب در جدول کلمات

چوب باریک ویولن نوازی
ارشه
چوب باریک ویولون نوازی
ارشه
چوب بریده شده
الوار
چوب بندی
داربست
چوب به دست مدارس قدیم
ناظم
چوب تراش
خراط
چوب خشک
خشب
چوب خشک خرما
عرجون
چوب خمیر پهن کن
وردنه
چوب خمیر صاف کن
وردنه

معنی چوب به انگلیسی

shaft (اسم)
تیر ، میل ، محور ، میله ، دسته ، خدنگ ، گلوله ، چوب ، پرتو ، بدنه ، استوانه ، دودکش ، ستون ، بادکش ، نیزه ، قلم ، چاه ، چوبه
stick (اسم)
وقفه ، وضع ، چسبندگی ، چسبناک ، چوب ، چماق ، عصا ، چوب دستی ، تاخیر ، باهو ، شلاق ، پیچ درکار
bat (اسم)
خشت ، خفاش ، چوب ، چوگان ، چماق ، شبکور ، شب پره ، عصا ، گل اماده برای کوزهگری ، لعاب مخصوص ظروف سفالی ، چوگاندار ، نیمهیاپارهاجر ، ضربت
rod (اسم)
میل ، میله ، قدرت ، چوب ، عصا ، ترکه ، برق گیر
wood (اسم)
چوبی ، چوب ، بیشه ، درختستان ، هیزم ، جنگل
timber (اسم)
تیر ، چوب ، کنده ، الوار ، درخت الواری ، صدای خشک ، طنیندار شبیهصدای زنگ
stave (اسم)
چوب ، چماق ، حامل ، بند شعر ، شیارهای نازک چوب ، شبیه لوله ، میله نردبان ، دنده بشکه
spunk (اسم)
چوب ، دلیری ، دل ، جرات ، اتش زنه

معنی کلمه چوب به عربی

چوب
خشب , عصا , عمود , مضرب
قيقب
قائمة العناوين
تسقيل
موظفون
بلوط
موظفون
سدادة , فلينة
فلينة
افتح
فلينة
خيزران
قصب
ذکر الاوز
ضربة , مفتاح , هراوة
عکاز
مقعد
ارز
شخص
بندق

چوب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محیا
تومان
طغظ
واحد پول عامیانه بین بازاری ها و یا کاسبها
سیدحسین اخوان بهابادی
چوب عموما واحد شمارش کبریت است اما در گویش شهرستان بهاباد (شاخ)واحد شمارش کبریت است مثال به جای گفتن یک چوب کبریت، گفته می شود یک شاخ کبریت و نیز تار که واحد شمارش مو است به جای آن گفته می شود شاخ مو .
علی باقری
چوب (اصطلاح بنایی) : در قدیم برای نعل درگاه و ساخت درب و پنجره و حالا برای ساخت درها و ساخت قالب استفاده می‌شود.
علی باقری
چوب : [اصطلاح صنعت چوب] ماده‏ ايست كه در ساقه , ريشه و شاخه گياهان چوبي تشكيل مي‏ شود و در علم چوب‏ شناسي قسمتي از ساقه درخت را كه از بافت زايا تا مغز ساقه قرار گرفته است , چوب مي‏ نامند .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع چوب   • چوب چیست   • چوب در معماری   • خواص چوب   • تحقیق در مورد چوب   • تاریخچه چوب   • کاربرد چوب   • چوب گردو   • معنی چوب   • مفهوم چوب   • تعریف چوب   • معرفی چوب   • چوب یعنی چی   • چوب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چوب

کلمه : چوب
اشتباه تایپی : ],f
آوا : Cub
نقش : اسم
عکس چوب : در گوگل

آیا معنی چوب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )