برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1570 100 1
شبکه مترجمین ایران

پوره

/pure/

معنی پوره در لغت نامه دهخدا

پوره. [ رَ / رِ ] (اِ) پور. پسر :
خرد پوره ٔ آدم چه خبر دارد ازین دم
که من از جمله ٔ عالم به دو صد پرده نهانم.
مولوی (کلیات بیت 16918).
|| بچه ٔ ملخ. || تخم ملخ. پور ملخ. رجوع به پور ملخ شود. || تنه ٔ درخت. (برهان ). جِذع. و تنه ٔ درخت خرما را عرب جذع گوید. ودر بعض لغت نامه ها به پوره معنی سر درخت داده اند. || بزبان هندی بمعنی تمام باشد. (برهان ). || فضول افیون پس از سوختن آن برای کشیدن و آن غیر از شیره و سوخته ٔ تریاک است.

پوره. [ رَ / رِ ] (فرانسوی ، اِ) بمعنی غذائی که با آرد نرم نخود، لوبیا و سیب زمینی پزند، و در فارسی بمعنی سیب زمینی یا سبزی پخته و نرم سوده است.

معنی پوره به فارسی

پوره
( اسم ) فضول افیون پس از سوختن آن برای کشیدنو آن غیر از شیره و سوخت. تریاک است .
نام آلتی مطبخی پوره کردن سبزیها و امثال آنرا
[mushy] [علوم و فنّاوری غذا] ویژگی بافت مادۀ غذایی با قوامی شبیه پوره
در تداول قزوینیان تعلل و دست دست کردن
[mushiness] [علوم و فنّاوری غذا] خاصیت حسی مواد غذایی با قوامی شبیه به پوره
( صفت ) پاره پاره
از اتباع است پاره پاره
[ گویش مازنی ] /pele poore/ تاول
اطاق خدمتگاران .
برادر زن
سنبوسه که درون آن از قند و مغز بادم نیم کوفته بود .

معنی پوره در فرهنگ معین

پوره
(پُ رِ) (اِ.) فضول افیون پس از سوختن آن برای کشیدن و آن غیر از شیره و سوختة تریاک است .
(رِ) [ فر. ] (اِ.) خوراکی است فراهم شده از حبوبات کوبیده شده و سبزیجات له شده با افزودن شیر به آن : پورة سیب زمینی ، پورة اسفناج و مانند آن .
(رَ یا رِ) (اِ.)۱ - پسر، پور. ۲ - بچة ملخ ، تخم ملخ .

معنی پوره در فرهنگ فارسی عمید

پوره
۱. پور، پسر، فرزند نرینه: خرد پورۀ آدم چه خبر دارد از این دم / که من از جملهٴ عالم به دوصد پرده نهانم (مولوی۲: ۵۸۷).
۲. (زیست شناسی) بچۀ ملخ، تخم ملخ.
نوعی خوراک که با آرد نخود، باقلا، یا سیب زمینی رنده کرده یا لوبیا و عدس له کرده درست می شود.

پوره در دانشنامه ویکی پدیا

پوره
پوره (به فرانسوی: Purée) به نوعی مادهٔ خوراکی گفته می شود که عمدتاً با خرد کردن تره بار، سبزیجات، حبوبات ومیوه خام یا پخته در مخلوط کن و سپس از الک گذراندن آن درست می شود. پوره به عنوان یک سس در شیرینی های پختنی مانند پای و تارت بر روی خمیر قرار گرفته و استفاده می شود. پوره گوجه فرنگی، آن (پوره لوبیا)، کره بادام زمینی، پوره سیب زمینی نمونه هایی از انواع پوره هستند.
پرونده های رسانه ای مربوط به پوره در ویکی انبار
عکس پوره
پوره سیب نوعی پوره شیرین است که از سیب پخته و له شده تهیه می شود. برای مزه دار کردن این پوره، آن را با شکر شیرین می کنند.
آشپزی مستعمرات سیزده گانه
آشپزی آمریکایی
پوره سیب را با انواع غذاها از جمله همراه با گوشت و همچنین با انواع دسرها مصرف می کنند. از آنجا که طرز تهیه آن راحت است، بسیار زیاد از آن استفاده می شود.
برای تهیه این پوره می توان از سیب با پوست یا بی پوست استفاده نمود و همچنین انواع ادویه جات و مواد افزودنی از جمله دارچین را به این پوره می افزایند. پوره سیب می تواند بافت نرم یا سفتی داشته باشد؛ حتی می توان از تکه های بزرگ سیب داخل آن استفاده نمود. این نوع پوره را به راحتی در خانه تهیه می کنند. البته آماده شده آن هم در بسیاری از سوپرمارکتها موجود است. از این پوره به عنوان غذا یا خوراک حاضری برای کودکان استفاده می کنند.
پوره سیبی که به آن شکر اضافه نکرده اند، به عنوان غذای کودک کاربرد دارد. گاهی برای مبارزه با اسهال، از این پوره به عنوان داروی خوراکی استفاده می کنند.
پوره سیب زمینی غذایی است که از پوره کردن سیب زمینی پخته شده درست می شود. دستور پخت این غذا تا قبل از ۱۷۴۷ وجود نداشت و اولین بار در کتاب هنر آشپزی از هانا گلس دیده شد. پودر پوره سیب زمینی و فریز شدهٔ آن نیز در بازار موجود است.
استفاده از نوع «آردی» سیب زمینی معمولاً پیشنهاد می شود، هر چند س ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پوره در دانشنامه آزاد پارسی

پورِه (nymph)
(یا: نیْمْف) در حشره شناسی، شکل نابالغ حشراتِ فاقد مرحلۀ شفیرگی، از جمله ملخ ها و آسیابک ها (سنجاقک ها). پوره ها، برخلاف لاروها، عموماً شبیه افراد بالغ، اما فاقد دستگاه تولیدمثلی رشدیافته و بالاند.

معنی پوره به انگلیسی

tendon (اسم)
وتر ، عصب ، پی ، زردپی ، پوره ، اوتار
mashed potato (اسم)
پوره
puree (اسم)
پوره

معنی کلمه پوره به عربی

پوره
وتر

پوره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا
پوره. ا. از فرانسه و انگلیسی ( puree, purée) برابر با خورکوب و هربس و هریسه تازی گشته هریس. نک. هریس و هریسه.
نوید
پالپ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پوره سیب زمینی برای نوزاد   • طرز تهیه پوره سیب زمینی رژیمی   • پوره سیب زمینی با پیاز داغ   • طرز تهیه پوره سیب زمینی kfc   • پوره سیبزمینی   • پوره سیب زمینی بدون شیر   • پوره سیب زمینی با پنیر   • پوره هویج   • معنی پوره   • مفهوم پوره   • تعریف پوره   • معرفی پوره   • پوره چیست   • پوره یعنی چی   • پوره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پوره

کلمه : پوره
اشتباه تایپی : ~,vi
آوا : pure
نقش : اسم
عکس پوره : در گوگل

آیا معنی پوره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )