برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1467 100 1

هلیم

/halim/

معنی هلیم در لغت نامه دهخدا

هلیم. [ هََ ] (اِ) به فارسی عبارت از مرق و گوشت و گندم مهراء پخته است و در افعال مانند هریسه. (حکیم مؤمن ). خوراکی است که از بلغور و گوشت پزند و در ضمن پختن پیوسته به هم زنند تا لعاب گیرد و سپس بر آن روغن و گونه ای از ادویه ٔ معطر (بیشتر دارچین ) ریزند.

هلیم. [ هََ ] (ع ص ) چسبنده از هر چیزی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || گل لاصق بشی ٔ. (مخزن الادویه ) (حکیم مؤمن ).

معنی هلیم به فارسی

هلیم
(اسم ) غذایی لذیذ که ازگندم پوست کنده وگوشت پزند.توضیح هلیم بروزن رغیف دراصل ((هلام )) بروزن طعام یا ((هلام )) مانندغراب است (اقرب الموارد) . نوشتن این کلمه بصورت ((حلیم )) غلط است .
(صفت ) آنکه هلیم طبخ کند.
شغل وعمل هلیم پز ۲- (اسم ) دکان هلیم پز
[helium burning] [نجوم ] فرایند گداخت هسته های هلیم و تبدیل آنها به کربن در هستۀ ستاره
[helium flash] [نجوم ] سوختن سریع و انفجارگونۀ هلیم در هستۀ واگِن (degenerated) ستاره های کم جِرم

معنی هلیم در فرهنگ معین

هلیم
(هَ) (اِ.) نک هریسه .

معنی هلیم در فرهنگ فارسی عمید

هلیم
عنصر گازی سبک، بی رنگ، بی بو، که برای پُر کردن بالن ها و در جوش کاری کاربرد دارد.

هلیم در دانشنامه ویکی پدیا

هلیم
هلیوم (Helium) با نشان شیمیایی He یک عنصر شیمیایی با عدد اتمی ۲ و وزن اتمی ۴٫۰۰۲۶۰۲ است. این عنصر، بی بو، بی رنگ، بی مزه، غیرسمّی، از دیدگاه شیمیایی بی اثر و تک اتمی است که در جدول تناوبی در بالای گروه گازهای نجیب جا دارد. دمای ذوب و جوش این ماده در میان دیگر عنصرها بسیار پایین است به همین دلیل در دمای اتاق و البته در بیشتر موارد به صورت گازی است مگر شرایط بسیار ویژه ای بر آن گذرانده شود.
ن
هلیم بعد از هیدروژن دومین عنصر سبک کیهان است و از لحاظ فراوانی هم باز بعد از هیدروژن در جایگاه دوم قرار می گیرد گرچه باوجود کاربردهای بسیار مهم و حیاتی که دارد بر روی زمین بسیار کمیاب است. نزدیک به ۲۴٪ از جرم گیتی سهم این عنصر است که این مقدار بیش از ۱۲ برابر ترکیب تمام عنصرهای سنگین است. هلیم به همان صورت که در خورشید و مشتری یافت می شود در جهان پیدا می شود و این به دلیل انرژی بستگی (به ازای هر هسته) بسیار بالای هلیم-۴ نسبت به سه عنصر دیگر پس از آن در جدول تناوبی است. بیشتر هلیم موجود در گیتی، هلیم-۴ است و گمان آن می رود که در جریان مه بانگ پدید آمده باشد. امروزه با کمک واکنش های همجوشی هسته ای در ستاره ها، گونه های تازه ای از هلیم ساخته شده است.
ب
واژهٔ هلیوم از واژهٔ یونانی هلیوس به معنای «ایزد خورشید» گرفته شده است. زمانی که هنوز هلیم شناخته نشده بود، ستاره شناس فرانسوی ژول ژانسن در جریان خورشیدگرفتگی سال ۱۸۶۸ برای نخستین بار در طیف سنجی نور خورشید، خط زرد طیفی هلیم را دید; برای همین، هنگامی که از نخستین کسانی که هلیم را شناسایی کردند یاد می شود نام ژول ژانسن در کنار نام نورمن لاکیر جای می گیرد. در جریان همان خورشیدگرفتگی، نورمن لاکیر پیشنهاد کرد این خط زرد می تواند به دلیل یک عنصر تازه باشد. دو شیمیدان سوئدی با نام های پر تئودر کلیو و نیلز آبراهام لانگلت در سال ۱۸۹۵ این عنصر را شناسایی و اعلام کردند. آن ها هلیم را از سنگ کلویت که معدن اورانیم است بدست آوردند. در سال ۱۹۰۳ منابع بزرگ هلیم در میدان های گازی ایالات متحده پیدا شد که یکی از بزرگترین منابع این گاز است.
و
یکی از کاربردهای مهم هلیم در سرماشناسی است. نزدیک به یک-چهارم هلیم تولیدی در این زمینه بکار می رود. ویژگی خنک سازی هلیم به ویژه در خنک کردن آهن رباها ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هلیم در دانشنامه آزاد پارسی

هَلیم
(در تداول عامه: حلیم) از معروف ترین غذاهای ایرانی (← آشپزی_ایرانی،_مکتب)، فراهم آمده از گوشت مغز پخت کوبیدۀ گوسفند یا مرغ یا بوقلمون، گندم پوست کندۀ خیسانده، دارچین، کره، شکر یا نمک. برخی به این مواد، نخود نیز می افزایند (هلیم قزوینی). هلیم، که بیشتر برای صرف در صبحانه پخته می شود، از غذاهایی است که به نذرانه، به ویژه در صبحِ روزهای تاسوعا و عاشورا و ۲۸ صفر، پخته و پخش می شود. نوع دیگر هلیم، معروف به هلیم بادنجان، است که آن را با بادنجانِ پوست گرفتۀ حلقه حلقه، گوشت و استخوان، عدس، پیاز چهارقاچ و خردکرده، کشک ساییده، نعناع داغ، روغن، و نمک فراهم می آورند و با سیرداغ، گردوی کوبیده، و زعفران حل شده در آب داغ، تزیین می کنند.

ارتباط محتوایی با هلیم

هلیم در جدول کلمات

هلیم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
هلیم : تحریف کلمه لحیم عربی به معنای پرگوشت.
توحيد
هوالعلیم

هلیم : غذائی که با گندم و گوشت میپزند و بیشتر با شکر ودارچین میخورند. چنانچه شیر بدان بیفزایند ، هلیم شیر گویند.

حلیم : از صفات باریتعالی است ؛ بردبار ؛ شکیبا. .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هلیم یا حلیم   • تاثیر گاز هلیم بر صدا   • کاربرد گاز هلیم   • خطرات گاز هلیوم   • تنفس گاز هلیم   • تغییر صدا با گاز هلیم   • گاز هلیم چیست   • کاربرد گاز کربن دی اکسید   • معنی هلیم   • مفهوم هلیم   • تعریف هلیم   • معرفی هلیم   • هلیم یعنی چی   • هلیم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هلیم
کلمه : هلیم
اشتباه تایپی : igdl
آوا : halim
نقش : اسم
عکس هلیم : در گوگل

آیا معنی هلیم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران