برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1396 100 1

هادی

/hAdi/

مترادف هادی: پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم، رسانا

متضاد هادی: عایق

برابر پارسی: رهبر، رهنما، پیشوا

معنی اسم هادی

اسم: هادی
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hādi) (عربی) هدایت کننده، راهنما، از نام ها و صفات خداوند، (در قدیم) دست آموز، آموخته، (در عرفان) در ادب عرفانی قطب و مرشد را هادی گویند و گاه کنایه از فیض حق است، (در اعلام) هادی از القاب امام علی النقی (ع) امام دهم است - هدایت کننده، راهنما، از نامهای خداوند، از القاب پیامبر (ص) و امام علی نقی (ع)

معنی هادی در لغت نامه دهخدا

هادی. (اِ) نام سنگی است. گویند هرکه آن سنگ را با خود دارد سگ به او فریاد نکند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || سنگی بود به رنگ طحال... چون با زاج منقی خلط کرده بر زیبق نهند آن را عقد کند. (نزهةالقلوب ). || اسم تریاق فاروق است. (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ). هو التریاق الکبیر. (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ص 343). و حکیم مؤمن در فصل تریاقات آرد:تریاق کبیر و او را تریاق فاروق و تریاق اکبر و تریاق هادی نامند. (از نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). و داود ضریر انطاکی ذیل تریاق آرد: بر هرچه دارای خاصیت پادزهری و نفع عظیم سریع باشد اطلاق شود و هم اکنون بر هادی ، یعنی تریاق اکبری که اندرومافس قدیم آن را ترکیب کرد اطلاق گردد. و رجوع به تریاق ، تریاق کبیر وتریاق اکبر شود. || اسمی است مردان را.
- امثال :
هادی ! اسمت را به ما نهادی ! از چه عیب و رسوایی خود را به من نسبت کنی. (امثال و حکم ج 4 ص 1899).

هادی. (ع ص ، اِ) راهنما. راهنماینده. (برهان ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). راهنمای. (دهار). مرشد. هدایت کننده. ج ، هادون ، هادین ، هداة. (اقرب الموارد) : بعثه سراجاً منیراً و مبشراً و نذیراً و هادیاً و مهدیاً. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 2). || (اصطلاح فیزیک ) رسانا. در اصطلاح فیزیک ، جسمی که الکتریسته یا حرارت در آن به خوبی منتشر شود. فلزات به طور کلی هادی هستند و غیر فلزات معمولاً هادی نیستند و یا عایق میباشند. سیم مسی را هادی یا رسانای الکتریسته گوییم ، در صورتی که نخ ابریشم یا نوار لاستیکی الکتریسته را منتقل نمی کنند. نخ ابریشم و نوار لاستیک را جسم عایق یا نارسانا می نامیم. اجسام عایق را «دی الکتریک » نیز می نامند. از این رومیتوان اجسام را به دو دسته تقسیم کرد: 1- اجسام هادی (رساناها)، اجسامی هستند که میگذارند بار الکتریکی از آنها عبور کند. 2- اجسام غیرهادی (نارساناها)، اجسامی هستند که نمی گذارند الکتریسته از آنها عبور کند. گازها و پاره ای از مایعات در شرایط خاصی ممکن است هادی شوند. ولی هادی شدن فلزات بدینگونه است که اتم های اغلب آنها به آسانی یک یا چند الکترون از مدار خارجی خود را از دست میدهند از این رو در داخل یک جسم هادی فلزی مانند مس از ه ...

معنی هادی به فارسی

هادی
یا الهادی الی الحق یحیی بن الحسین بن القاسم الحسنی العلوی پیشوای فرقه زیدیه فقیه بزرگ مذهب زیدیه است و چندین کتاب تالیف کرد . در سال ۲۸۳ ه.ق . در زمان خلافت معتضد عباسی قیام نمود و فرمانروای سرزمین میان صنعا و صعده شد و جنگهایی میان او و عمال بنی عباس رویداد . بالاخره در سال ۲۸۸ صنعا را متصرف شد و متصرفاتش وسعت یافت . در مکه هفت سال بنام وی خطبه خواندند و بنام وی سکه زده شد . بیشتر فرمانروایان یمن از پیشوایان زیدیه و از اعقاب او میباشند . از آثار او کتاب الصلوه و کتاب جامع الفقه است .
هدایت کننده، راه راست نماینده، رهنما، پیشوا
(اسم) ۱- راهنمایی کننده راهنما راهبر. ۲- جسمی که الکتریسیته یا حرارت در آن بخوبی منتشر شود رسانا. توضیح فلزات بطور کلی هادی هستند و غیر فلزات معمولا هادی نیستند و یا عایق میباشند. سیم مسی را هادی یا رسانای الکتریسیته گویند در صورتیکه نخ ابریشم یا نوار لاستیکی الکتریسیته را منتقل نمیکنندنخ ابریشم و نوار لاستیک را جسم عایق یا رسانا مینامیم . بنابراین اجسام را بدو دسته نقسیم کنند : ۱- اجسام هادی ( رساناها ) که اجسامی هستند که میگذارند بار الکتریکی از آنها عبور کند. ۲ - اجسام غیر هادی ( نارساناها) که اجسامی هستند که نمیگذارند که الکتریسیته از آنها عبور کند.۳- در حکمت اشراق (( فیض اول )) را گویند. ۴- نامی است از نامهای خدای تعالی .۵- از القاب محمد ابن عبدالله رسول الله صلی الله علیه و آله است . یا هادی مهدی غلم . محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله : (( هادی مهدی غلم امی صادق کلام خسروهشتم بهشت شحن. چارم کتاب . )) ( خاقانی ) ۶ - تریاق فاروق .
نامی یکی از طبقات چهارگانه که بواسطه پستی نژاد مشهورند و به ترتیب عبارتند از هادی دوم چندال بدهتو و آنان بکار هائی از قبیل پاکیزه کردن قرائ و دیگر کار های پست اشتغال میورزند و بزعم هندوان این طبقان بپدری بنام شودر و مادری بنام برهمن منسوبند و بز نامتولد شده اند.
ده دهستان قاقازان بخش ضیائ آباد شهرستان قزوین استان مرکز . در ۶۲ کیلومتری شمال ضیائ آباد . جلگه و هوای آن معتدل است ۴۱۹ تن سکنه دارد. محصولش غلات یونجه بادام قیسی انگور چغندر قند میباشد . شغل مرد ...

معنی هادی در فرهنگ معین

هادی
[ ع . ] (اِ فا.) ۱ - هدایت کننده . ج . هداة . ۲ - رسانه ، هر جسمی که جریان الکتریسیته یا حرارت را از خود عبور دهد.

معنی هادی در فرهنگ فارسی عمید

هادی
۱. هدایت کننده، راه راست نماینده، رهنما.
۲. پیشوا.
* هادی الکتریسیته: اجسامی که الکتریسیته را منتشر و هدایت می کنند، مانند فلزات، بدن انسان، حیوان، و آب.

هادی در دانشنامه اسلامی

هادی
معنی هَادِي: هدایت کننده - هادی (اصل در معني اين کلمه بازگشتن است .کلمه هدي به معناي راهنمائي به سوي مطلوب به نرمي و لطف است و اهتدا پذیرفتن هدايت و ایستادگی در راه کسب آن است)
معنی هُدًی: هادي يا هر چيزي است که مايه هدايت باشد - هدايت
معنی هَادٍ: هدایت کننده - هادی (اصل در معني اين کلمه بازگشتن است .کلمه هدي به معناي راهنمائي به سوي مطلوب به نرمي و لطف است و اهتدا پذیرفتن هدايت و ایستادگی در راه کسب آن است)
معنی کهيعص: از حروف مقطعه و رموز قرآن ((در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده که " کهيعص " معنايش اين است که" منم کافي و هادي و ولي و عالم و صادق الوعد "و بر همين اساسدعايي از امير المؤمنين (عليهالسلام) نقل شده که حضرت دعا را با اين عبارت آغاز مي کنند : "اي ...
معنی کَثِيرٍ: بسيار زياد (منظور از کلمه کثير در قرآن از عدد هشتاد (در عبارت "لقد نصرکم الله في مواطن کثيرة و عدد مواطني که خداي تعالي مسلمين را (در جنگ ها )ياري نمود طبق روايتي از امام هادي هشتاد مورد بوده است )تا عددي است که از شمار بيرون باشد ، و انتها نداشته ب...
معنی کَثِيرَةٌ: بسيار زياد (منظور از کلمه کثير در قرآن از عدد هشتاد (در عبارت "لقد نصرکم الله في مواطن کثيرة و عدد مواطني که خداي تعالي مسلمين را (در جنگ ها )ياري نمود طبق روايتي از امام هادي هشتاد مورد بوده است )تا عددي است که از شمار بيرون باشد ، و انتها نداشته ب...
ریشه کلمه:
هدی‌ (۳۱۶ بار)
"موسی" فرزند "مهدی بن منصور بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس" ملقب به "هادی" در سال 159 ه.ق به عنوان ولیعهد اول پدرش مهدی برگزیده شد. وی در 25 سالگی به خلافت رسید و کسی کوچکتر از او در بنی عباس به خلافت نرسیده است. "خیزران" مادر "هادی" و "هارون" به جهت علاقه بیشتری که به هارون داشت مصرانه از مهدی می­خواست که هارون را بر هادی مقدم گرداند. خیزران کنیزی بود که پس از تولد هادی و هارون آزاد شد و به ازدواج مهدی درآمد. مهدی در اثر پافشاری خیزران در صدد برآمد که هارون را بر هادی ...


هادی در دانشنامه ویکی پدیا

هادی
منظور از هادی ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
هادی (الکتریسیته)، ماده ای که جریان الکتریسیته را به خوبی از خود عبور دهد
هادی (فیلم)
هادی (مسجدسلیمان)
هادی (یمن)
ابومحمد موسی هادی (نام کامل وی: أبو محمد موسی الهادی بن محمد المهدی بن أبی جعفر المنصور) (۱۶۹-۱۷۰ ه.ق) چهارمین خلیفه عباسی در بغداد بود؛ او در سال ۷۶۶ میلادی در ری، ایران زاده شد. پس از مرگ پدرش در سال ۷۸۶ میلادی، هادی خلافت را برعهده گرفت ولی حکمرانی وی شدیدن تحت تاثیر قدرت و نفوذ خیزران ملکه پرنفوذ خلافت عباسیان مادر هادی بود. هادی بنا به وصیت پدرش، به جنگ با زنادقه پرداخت. او فرزند بزرگ مهدی و ولیعهد وی بود. برخی از مورخین بر این باورند که هادی به مرگ طبیعی درگذشت و برخی او را کشته شده می دانند. هادی در سال ۷۸۷ میلادی درگذشت و به اعتقاد مورخانان وی به دست مادرش خیزران مسموم شد چرا که هادی نمی خواست مادرش بر امور سیاسی دخالت مستقیم کند و تمام دستگاه خلافت عباسی را اداره کند و در نبودش بجایش حکمرانی به صورت مستقل کند به همین خاطر خیزران با کودتاهی که در دربار انجام داد و تمام افراد هادی را قتل عام کرد و در شبی که یحیی برمکی به دستور هادی قرار بود کشته شود به دستور خیزران هادی در همان شب کشته شد و برادرش هارون الرشد به سلطنت رسید.
قیام صاحب فخ: در سال ۱۶۹هجری حسین بن علی که یکی از نوازندگان حسن بود در مدینه بر ضد خلیفه قیام نمود و در همین سال به دست عمال خلیفه در نزدیکی مکه به قتل رسید.
در دوران خلافت هادی ویدوکیند سردار ساکی تسلیم فرانک ها شد و از دین عیسی پیروی کرد.
در دوران خلافت هادی در سال ۱۶۸ هجری جماعتی از طرفداران آل علی در مدینه قیام کردند و در میان ایشان کسی بود به نام ادریس بن عبدالله بن حسن بن علی بن ابی طالب. چون عمال خلفا شورش را خواباندند، ادریس به مصر فرار کرد از آنجا به مراکش رفت و در ناحیه سته سلسله علوی را تحت نام ادارسه ادریسیان تأسیس کرد.
هادی (عنوان اصلی ب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با هادی

هادی در جدول کلمات

هادی
رهنما
هادی الکتریسیته
رسانا
هادی الکتریکی
رسانا
هادی برق
رسانا
هادی جریان الکتریسیته
رسانا
از فیلم های مهدی فخیم زاده در سال 70 با بازی خودش و زنده یاد هادی اسلامی
شتاب زده
از فیلم های یداله صمدی با حضور مرحوم هادی اسلامی و حمید طاعتی
اتوبوس
از فیلمهای زند ه یاد هادی اسلامی به کارگردانی مرحوم امیر قویدل
دل نمک
تخلص ملا هادی سبزواری
اسرار
تله فیلمی ساخته منوچهر هادی با بازی بهنام تشکر و حدیث میر امینی
پاپوش

معنی هادی به انگلیسی

guide (اسم)
راهنما ، رهبر ، هادی ، کتاب راهنما
conductor (اسم)
راهنما ، رهبر ارکستر ، رسانا ، هادی ، مسئول بلیط
directrix (اسم)
سهمی ، هادی ، مدیره ، خط راهنما
steerer (اسم)
رهبر ، هادی ، شراعبان
directress (اسم)
هادی ، مدیره
directorial (صفت)
هادی ، هدایتی ، مربوط به کارگردان ، دستوری ، مدیریتی
ductile (صفت)
هادی

معنی کلمه هادی به عربی

هادی
دليل , قائد

هادی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مینا
هدایت کننده
سحر
راهنما واموخته
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
ها::جواب
دی::می دهی
Ha di

وختی بنگت اکنوم هادی::وقتی صدایت می کنم جواب بده

بنگ::بانگ.صدا
وختی ::وقتی

ها::بله.آری.
غریبه
در زبان بندری هادی به معنای بده/می دهی
اهل
هدایت کننده ی واز ریشهی ه-د-ی عربی است بر وزن فاعل یعنی انجام دهنده
هومن دبیر
رسانا،شدار
مهدی
هدایت کننده
🤗
هادی یعنی راهنما و از القاب امام علی نقی هست
:-)
های یعنی هدایت کننده
دلشکسته
یعنی هدایت کننده ی عاشق
دلشکسته
یعنی هدایت کننده ی عاشق
عسل
رهنمون
مرضیه
هادی یعنی هدایت کننده, یعنی پسر گل من ک عزیزتر از جونمه, امیدوارم ادامه دهنده راه امام هادی(ع)باشه
ونورایمان به خدا ,هرگز در دلش خاموش نشه,
هادی جونم دوستت دارم
هادی
هدایت کننده ، رهبر ، پیر عرفانی و ...
اسم هادی دارای رنگ بنفش است
خصوصیات : او فردی است که همیشه اطرافیان را امر ونهی کند و زیبا چهره وتند خو و آتشی مزاج و طبع او گرم میباشد.
رمز موفقيت در زندگي هفت‎ها گشاده ‎دلي و خود اعتمادي خواهد بود. اين افراد زياد حساس و خوش بين بوده به همه اعتماد مي‎كنند. از آنجايي كه رازدار و محافظه كار نيستند، گاه احساس فريب خوردگي مي‎كنند و نسبت به خود و ديگران بي اعتماد مي‎شوند. اين افراد اگر به خود بيايند و استعدادهاي خود را پيدا كنند، معلمين و استادان خوبي خواهند بود .
اين افراد به ظاهر خود را مستقل و خودمتكي نشان مي‏دهند، لذا گاه تصميمات تحميلي و بدون مشورت مي گيرند و اين خود بازتاب عدم اعتماد به نفس واقعي در هفت‎هاست .
انرژي هفت‎ها بيشتر متوجه درون است تا بيرون. بيشترين امكان پيشرفت براي آنان، در زمينه علوم رواني – فرهنگي و هنري است. هرگاه هفت‎ها در اين نوارد علاقه نشان دهند و تحصيل كنند به توفيقات خوبي دست خواهند يافت .
هفت‎ها وقتي به احساسات و افكار و الهامات خود توجه و اعتماد كنند و به اين حقيقت كه فطرت الهي در ذات همه انسانها و بلكه جمع مخلوقات هستي، جريان دارد، برسند. آن وقت به نوعي عشق الهي و خود دروني نزديك مي‎شوند، و گاه مي‎توانند راهنمايان خوبي براي ديگران باشند .
هفت‎ها قبل از هر چيز بايد به خود اعتماد كنند. بايد نه زياده‎ خواه، بلكه واقع بين باشند. اعتماد به نفس آنها بايستي شامل همه امور باشد. از آنجايي كه رسيدن به اهداف زندگي، مشكلات و چالش‎هاي مربوط به خود را دارند، لذا هفت‎ها قبل از رسيدن به خود اعتمادي، لازم است از اطلاعات و نصايح ديگران در زندگي بهره بگيرند تا كم كم به خود اتكايي و اعتماد به نفس لازم برسند .
اعتماد به احساسات و الهامات دروني، براي هفت‎ها يك مبارزه تلقي مي‎شود. زيرا ذهن عقل‎گراي آنان اغلب راه را به سوي ادراكات و الهامات دروني مي‎بندد. اين افراد براي آن كه از اين سد بگذرند و راه را براي بصيرت درون باز كنند، بايستي ناخودآگاه خود را نظم دهند و با ايجاد نظم در ناخودآگاه، راه همكاري را با آن بگشايند .
هفت‎ها با اعتماد به خود و اعتماد به فطرت الهي، مي‎توانند به نظم دروني برسند و از اين طريق قواي رواني و حياتي خود را آزاد سازند. اينان لازم است اعتماد به خود را از طريق تجربيات شخصي، كار و روابط اجتماعي به دست بياورند. آنان بايستي از مشكلات و چالش‎ها، به عنوان پلي براي رسيدن به درك عميق‎تر زندگي بهتر و تكامل و آموختن استفاده كنند .
هفت‎ها گاه خود را از واقعيات فيزيكي زندگي دور ساخته و به مسائل متافيزيكي روي مي‎آورند. بدين منظور بعضي از اين افراد مانند خانه به‎دوشان، به دنبال استاد روحاني مي‎گردند. اما اين افراد بايد بدانند تا وقتي كه نتوانند به درون خود نگاه كنند و دريابند كه هر چه به آن محتاجند، از جمله ايمان به خداوند، در درون خودشان است، از اين سرگرداني و سردرگمي نجات نمي‎يابند .
بيشتر هفت‎ها به طبيعت علاقمند بوده و اغلب مايلند در طبيعت و محيطي آرام زندگي كنند. يا حداقل گاه به دامان طبيعت پناهنده شوند. اين عمل تا حد زيادي روحيه آنان را متعادل مي‎كند .
هفت‎ها عموماً نياز به شريك و همدم دارند تا در زندگي به تعادل برسند. ولي يا در اين مورد وابسته و فريب خوار مي‎شوند، يا سرد و محتاط عمل مي‎كنند. لذا كمتر به اين تعادل و هماهنگي دست پيدا مي‎كنند .
بسياري از هفت‎ها استعداد آن را دارند كه به صورت متفكران – نويسندگان – عرفا يا محققين برجسته درآيند. آنان قادرند در زمينه‎هاي فلسفه – رياضيات – فيزيك – الهيات – متافيزيك و روان‎شناسي، تحقيق يا تدريس كنند .
بعضي از هفت‎ها اگر چه در ابتدا نسبت به متافيزيك بي اعتنا و گاه بي اعتقاد هستند، اما در نهايت به گرايش روي مي‎ آورد و كم و بيش راه خودشناسي را پيش مي‎گيرند .
كودكان معمولاً هفت‎ها را دوست دارند و اين محبت متقابل است. زيرا هفت‎ها عموماً قلبي رئوف و كودكانه دارند و در عميق‎ترين سطح با خداوند مرتبط هستند. آنان به گونه‎ اي خرد و دانش باطني را درك و احساس مي‎كنند و از آن بهره مي ‎برند .
س
در زبان استامبولی:زود باش
مهدی
هادی در اصل عربی است و از ریشه هَدَیَ یعنی راهنمائی نمود است.
نام یا وزن فاعل(انجام دهنده) آن میشود=هادِی که به مرور زمان شده هادی
درود بر نوه امام هادی(ع)
حمیدرضا دادگر_فریمان
پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم، رسانا،رهنما

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی هادی   • هادي نوروزی   • هادی در جدول   • معنی هادی چیست   • هادی امام   • مترادف هادی   • اسم هادی   • نام هادی   • مفهوم هادی   • تعریف هادی   • معرفی هادی   • هادی یعنی چی   • هادی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هادی
کلمه : هادی
اشتباه تایپی : ihnd
آوا : hAdi
نقش : صفت
عکس هادی : در گوگل

آیا معنی هادی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )