هادی

/hAdi/

مترادف هادی: پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم، رسانا

متضاد هادی: عایق

برابر پارسی: رهبر، رهنما، پیشوا
شبکه مترجمین ایران

فارسی به انگلیسی

conductive, conductor, polestar, guide, leader, masculine proper name, directrix

مترادف ها

guide (اسم)
راهنما، رهبر، هادی، کتاب راهنما

conductor (اسم)
راهنما، رهبر ارکستر، رسانا، هادی، مسئول بلیط

directrix (اسم)
سهمی، هادی، مدیره، خط راهنما

steerer (اسم)
رهبر، هادی، شراعبان

directress (اسم)
هادی، مدیره

directorial (صفت)
هادی، هدایتی، مربوط به کارگردان، دستوری، مدیریتی

ductile (صفت)
هادی

فرهنگ اسم ها

اسم: هادی (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: hādi) (فارسی: هادي) (انگلیسی: hadi)
معنی: راهنما، رهبر، هدایت کننده، از نام های پروردگار، لقب امام دهم شیعیان، ) هادی، در لغت به معنای راهنماست، هادی از القاب امام علی النقی امام دهم شیعیان است ) « نقی» به معنای پاک و با طهارت از القاب دیگر اوست، ) روزی پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم ) در عظمت و برکات «صلوات» سخن می گفت یکی از حضار عرضه داشت: ای کاش من آل محمد ( ص ) بودم رسول گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله وسلم ) فرمود «کل تقی و نقی آلی» هرکس که پاک و پرهیزکار باشد آن من است، ) امام هادی ( علیه السلام ) در دوران کوتاه امامت خود و فشارهای خلفای عباسی همواره در نشر حکمت علوی تلاش می نمود و قلوب پاک و مستعد را به نور امامت و ولایت میزین می ساخت و یاران خود را به سلوک باطنی و طهارت درونی سفارش می کرد و فرمودند: «الحکمه لاتنجع فی الطباغ القاسده»، ) حکمت در نهادهای فاسد اثری نخواهد داشت، هر کس را نام «هادی» یا «تقی» باشد و با این نیت در سلک طریق هدایت او قرار گیرد و بر این توجه مداومت کند، بزودی امام هادی ( علیه السلام ) مزد تلاش های او را می دهد و علائم هدایت خود را به او نشان می دهد و در مراقیه بیشتر و بهره مندی از فیوضات سحر فرمود «اسهر الذللمنام و الجوع یزید فی طیب العام»، ) بیداری سحر لذت خواب را بیشتر می کند و گرسنگی به لذت غذا می افزاید، یعنی توجه به تعالیم اخلاقی و عرفانی لذت ها و زیبائی های همین دنیا را نیز به ایشان می دهند، هر که در راه امام هادی است غرق در شور و نشاط و شادی است فارغ از بند هواو بندگی چون که او را از خدا آزادی است، از نام ها و صفات خداوند، ( در قدیم ) دست آموز، آموخته، ( در عرفان ) در ادب عرفانی قطب و مرشد را هادی گویند و گاه کنایه از فیض حق است، ( در اعلام ) هادی از القاب امام علی النقی ( ع ) امام دهم است، از نامهای خداوند، از القاب پیامبر ( ص ) و امام علی نقی ( ع )
برچسب ها: اسم، اسم با ه، اسم پسر، اسم عربی، اسم مذهبی و قرآنی

لغت نامه دهخدا

هادی. ( اِ ) نام سنگی است. گویند هرکه آن سنگ را با خود دارد سگ به او فریاد نکند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || سنگی بود به رنگ طحال... چون با زاج منقی خلط کرده بر زیبق نهند آن را عقد کند. ( نزهةالقلوب ). || اسم تریاق فاروق است. ( فهرست مخزن الادویه ) ( تحفه ). هو التریاق الکبیر. ( تذکره داود ضریر انطاکی ص 343 ). و حکیم مؤمن در فصل تریاقات آرد:تریاق کبیر و او را تریاق فاروق و تریاق اکبر و تریاق هادی نامند. ( از نسخه خطی کتابخانه مؤلف ). و داود ضریر انطاکی ذیل تریاق آرد: بر هرچه دارای خاصیت پادزهری و نفع عظیم سریع باشد اطلاق شود و هم اکنون بر هادی ، یعنی تریاق اکبری که اندرومافس قدیم آن را ترکیب کرد اطلاق گردد. و رجوع به تریاق ، تریاق کبیر وتریاق اکبر شود. || اسمی است مردان را.
- امثال :
هادی ! اسمت را به ما نهادی ! از چه عیب و رسوایی خود را به من نسبت کنی. ( امثال و حکم ج 4 ص 1899 ).

هادی. ( ع ص ، اِ ) راهنما. راهنماینده. ( برهان ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). راهنمای. ( دهار ). مرشد. هدایت کننده. ج ، هادون ، هادین ، هداة. ( اقرب الموارد ) : بعثه سراجاً منیراً و مبشراً و نذیراً و هادیاً و مهدیاً. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 2 ). || ( اصطلاح فیزیک ) رسانا. در اصطلاح فیزیک ، جسمی که الکتریسته یا حرارت در آن به خوبی منتشر شود. فلزات به طور کلی هادی هستند و غیر فلزات معمولاً هادی نیستند و یا عایق میباشند. سیم مسی را هادی یا رسانای الکتریسته گوییم ، در صورتی که نخ ابریشم یا نوار لاستیکی الکتریسته را منتقل نمی کنند. نخ ابریشم و نوار لاستیک را جسم عایق یا نارسانا می نامیم. اجسام عایق را «دی الکتریک » نیز می نامند. از این رومیتوان اجسام را به دو دسته تقسیم کرد: 1- اجسام هادی ( رساناها )، اجسامی هستند که میگذارند بار الکتریکی از آنها عبور کند. 2- اجسام غیرهادی ( نارساناها )، اجسامی هستند که نمی گذارند الکتریسته از آنها عبور کند. گازها و پاره ای از مایعات در شرایط خاصی ممکن است هادی شوند. ولی هادی شدن فلزات بدینگونه است که اتم های اغلب آنها به آسانی یک یا چند الکترون از مدار خارجی خود را از دست میدهند از این رو در داخل یک جسم هادی فلزی مانند مس از هر اتمی یک یا چند الکترون جدا میشود این الکترونها که به الکترونهای آزاد موسومند میتوانند به آزادی در فلز حرکت کنند و همین آزادی حرکت الکترونهاست که باعث انتقال الکتریسته میشود. در یک جسم عایق الکترون آزاد وجود ندارد و یا عده الکترونهای آزاد آن خیلی کم و محدود است و در نتیجه این اجسام نمی توانند وسیله انتقال الکتریسته باشند.پیدایش بار الکتریکی در نتیجه اصطکاک منحصر به اجسام عایق نیست. هر نوع جسم غیرمشابهی که بهم مالیده شود الکتریسته ظاهر میشود منتها باید توجه داشت که اگر جسم مورد استفاده هادی باشد هنگامی که آن را در دست میگیریم و به جسم دیگر می مالیم بارهایی که ظاهر می شود روی جسم مذکور نمی ماند و بلافاصله منتقل می گردد وداخل دست ما می شود. در حالی که اگر جسم مورد استفاده عایق باشد بارهائی که در محل اصطکاک ظاهر میشود روی آن می ماند، پس اگر بخواهیم یک جسم هادی را با اصطکاک الکتریزه کنیم نخست باید آن را روی یک پایه عایق از قبیل شیشه نصب کنیم. ( فیزیک عمومی الکتریسته ج 1الکترواستاتیک و الکتروسینستیک تألیف روشن صص 27-29 ). || متقدم. ( اقرب الموارد ). پیشوا. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پیشرو. || پیکان تیر. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یقال : اصابه هادی السهم ؛ ای نصله. ( اقرب الموارد ). || گردن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ، هَواد. یقال : انتصب هادی الفلق. ( اقرب الموارد ). || مقدم گردن. ( ناظم الاطباء ). || اسد. ( از اقرب الموارد ). شیر بیشه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گاوی که در مرکز خرمن بندند تا گاوان دیگر در وقت خرمن کوبی گرد آن گردند. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). گاوی که وقت خرمن کوبی او را در مرکز خرمن بندند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ، هوادی. ( ناظم الاطباء ). || اول از گله شتران پیش رو که نمایان شود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اول از شب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اول شب. ( ناظم الاطباء ). || در تداول حکمت اشراق «فیض اول ». رجوع به گنجینه نوشته های ایرانی ، مجموعه دوم مصنفات شیخ اشراق چ هانری کربن ص 276 شود.بیشتر بخوانید ...

فرهنگ فارسی

یا الهادی الی الحق یحیی بن الحسین بن القاسم الحسنی العلوی پیشوای فرقه زیدیه فقیه بزرگ مذهب زیدیه است و چندین کتاب تالیف کرد . در سال ۲۸۳ ه.ق . در زمان خلافت معتضد عباسی قیام نمود و فرمانروای سرزمین میان صنعا و صعده شد و جنگهایی میان او و عمال بنی عباس رویداد . بالاخره در سال ۲۸۸ صنعا را متصرف شد و متصرفاتش وسعت یافت . در مکه هفت سال بنام وی خطبه خواندند و بنام وی سکه زده شد . بیشتر فرمانروایان یمن از پیشوایان زیدیه و از اعقاب او میباشند . از آثار او کتاب الصلوه و کتاب جامع الفقه است .
هدایت کننده، راه راست نماینده، رهنما، پیشوا
(اسم ) ۱- راهنمایی کننده راهنما راهبر. ۲- جسمی که الکتریسیته یا حرارت در آن بخوبی منتشر شود رسانا. توضیح فلزات بطور کلی هادی هستند و غیر فلزات معمولا هادی نیستند و یا عایق میباشند. سیم مسی را هادی یا رسانای الکتریسیته گویند در صورتیکه نخ ابریشم یا نوار لاستیکی الکتریسیته را منتقل نمیکنندنخ ابریشم و نوار لاستیک را جسم عایق یا رسانا مینامیم . بنابراین اجسام را بدو دسته نقسیم کنند : ۱- اجسام هادی ( رساناها ) که اجسامی هستند که میگذارند بار الکتریکی از آنها عبور کند. ۲ - اجسام غیر هادی ( نارساناها ) که اجسامی هستند که نمیگذارند که الکتریسیته از آنها عبور کند.۳- در حکمت اشراق (( فیض اول ) ) را گویند. ۴- نامی است از نامهای خدای تعالی .۵- از القاب محمد ابن عبدالله رسول الله صلی الله علیه و آله است . یا هادی مهدی غلم . محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله : (( هادی مهدی غلم امی صادق کلام خسروهشتم بهشت شحن. چارم کتاب . ) ) ( خاقانی ) ۶ - تریاق فاروق .
نامی یکی از طبقات چهارگانه که بواسطه پستی نژاد مشهورند و به ترتیب عبارتند از هادی دوم چندال بدهتو و آنان بکار هائی از قبیل پاکیزه کردن قرائ و دیگر کار های پست اشتغال میورزند و بزعم هندوان این طبقان بپدری بنام شودر و مادری بنام برهمن منسوبند و بز نامتولد شده اند.

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ فا. ) ۱ - هدایت کننده . ج . هداة . ۲ - رسانه ، هر جسمی که جریان الکتریسیته یا حرارت را از خود عبور دهد.

فرهنگ عمید

۱. هدایت کننده، راه راست نماینده، رهنما.
۲. پیشوا.
* هادی الکتریسیته: اجسامی که الکتریسیته را منتشر و هدایت می کنند، مانند فلزات، بدن انسان، حیوان، و آب.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی هَادِی: هدایت کننده - هادی (اصل در معنی این کلمه بازگشتن است .کلمه هدی به معنای راهنمائی به سوی مطلوب به نرمی و لطف است و اهتدا پذیرفتن هدایت و ایستادگی در راه کسب آن است)
معنی هُدًی: هادی یا هر چیزی است که مایه هدایت باشد - هدایت
معنی هَادٍ: هدایت کننده - هادی (اصل در معنی این کلمه بازگشتن است .کلمه هدی به معنای راهنمائی به سوی مطلوب به نرمی و لطف است و اهتدا پذیرفتن هدایت و ایستادگی در راه کسب آن است)
معنی کهیعص: از حروف مقطعه و رموز قرآن ((در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که " کهیعص " معنایش این است که" منم کافی و هادی و ولی و عالم و صادق الوعد "و بر همین اساسدعایی از امیر المؤمنین (علیهالسلام) نقل شده که حضرت دعا را با این عبارت آغاز می کنند : "ای ...
معنی کَثِیرٍ: بسیار زیاد (منظور از کلمه کثیر در قرآن از عدد هشتاد (در عبارت "لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة و عدد مواطنی که خدای تعالی مسلمین را (در جنگ ها )یاری نمود طبق روایتی از امام هادی هشتاد مورد بوده است )تا عددی است که از شمار بیرون باشد ، و انتها نداشته ب...
معنی کَثِیرَةٌ: بسیار زیاد (منظور از کلمه کثیر در قرآن از عدد هشتاد (در عبارت "لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة و عدد مواطنی که خدای تعالی مسلمین را (در جنگ ها )یاری نمود طبق روایتی از امام هادی هشتاد مورد بوده است )تا عددی است که از شمار بیرون باشد ، و انتها نداشته ب...
ریشه کلمه:
هدی (۳۱۶ بار)

[ویکی اهل البیت] هادی (خلیفه عباسی). "موسی" فرزند "مهدی بن منصور بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس" ملقب به "هادی" در سال 159 ه.ق به عنوان ولیعهد اول پدرش مهدی برگزیده شد. وی در 25 سالگی به خلافت رسید و کسی کوچکتر از او در بنی عباس به خلافت نرسیده است. "خیزران" مادر "هادی" و "هارون" به جهت علاقه بیشتری که به هارون داشت مصرانه از مهدی می­خواست که هارون را بر هادی مقدم گرداند. خیزران کنیزی بود که پس از تولد هادی و هارون آزاد شد و به ازدواج مهدی درآمد. مهدی در اثر پافشاری خیزران در صدد برآمد که هارون را بر هادی مقدم دارد و در سال 169 ه.ق از هادی خواست که از ولیعهدی استعفا دهد، هادی که با ترکان برای انجام نبردی به گرگان رفته بود، نپذیرفت پس مهدی جهت اقناع او راهی آن دیار شد و در اثر حادثه ای در "ماسبندان" درگذشت.
با این وجود هارون که فردی با سیاست بود به محض آن که مرگ پدرش را شنید با برادرش هادی بیعت کرد و انگشتری و شمشیر و ردای پیامبر صلی الله علیه و آله را که به عنوان میراث خلیفه بعدی بود با پیکی نزد هادی فرستاد و پیام تعزیتی به مناسبت درگذشت مهدی همراه با پیام تهنیتی به مناسبت مقام خلافت و بیعت خود با او برای هادی ارسال کرد.
این پیک هشت روز پس از مرگ پدرش نزد او رسید در بغداد سپاهیان با شنیدن خبر مرگ مهدی شورش کردند و اعلام کردند که تا دو سال مقرری شان را نگیرند بیعت نمی کنند و به خانه "ربیع" حاجب مهدی حمله کردند و اموالش را غارت کردند و قصد جان ربیع را کرده بودند که وی پنهان شد. "یحیی بن خالد برمکی" برای آرام کردن شورش سپاهیان به آنان مقرری هجده ماهه داد و از آنان برای هادی بیعت گرفت.
هادی از طبرستان با سرعت به سمت بغداد حرکت کرد و با استفاده از شتران "برید" (نامه رسان) پس از بیست روز به بغداد رسید. هادی، ربیع حاجب مهدی را به عنوان وزیر خود برگزید و سرزمین های آفریقیه (شمال آفریقای کنونی) و شهرهای مغرب را که پدرش به هارون بخشیده بود در اختیار او قرار داد. هادی، "علی بن عیسی بن ماهان" را به عنوان "صاحب شرطه" و "فضل بن ربیع" را به عنوان وزیر برگزید و دایی اش "غطریف بن عطا" را به ولایت خراسان گماشت و دست مادرش خیزران را که به هارون متمایل بود از دخالت در امور کوتاه کرد و خود بر کارها تسلط یافت.
سیاست هادی در قبال "زنادقه" پیرو سیاست های پدرش بود و بنابر نقل برخی از منابع وی دو تن از هاشمیان بنام "یعقوب بن فضل" و "ابن عباس، عبدالله بن داوود" را که به زندقه متهم بودند و مهدی آنان را به بند کشیده بود و نکشته بود به دار آویخت.
هادی علویان را تحت فشار قرار داد، آنان را ترسانید، مقرری ها و بخشش هایی را که مهدی برای آنان تعیین کرده بود، قطع کرد و به والیان اطراف و اکناف نوشت که آنان را تعقیب کنند و نزد او بفرستند. در این دوران علویان منطقه حجاز به پیشوایی "حسین بن علی بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام" (صاحب فخ) قیام کردند.
بعد از کشته شدن حسین بن علی دایی او "ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی" گریخت و رهسپار مغرب شد و در ناحیه ای بنام "فاس" در نزدیکی اندلس دست یافت و گروهی از مردم آنجا را گرد خود جمع کرد پس از مرگ او نیز "ادریس بن ادریس" جای او را گرفت و سلسله شیعی «ادریسیان» در آن سرزمین به صورت یک حکومت مستقل شکل گرفت.

[ویکی فقه] هادی (قرآن). یکی از صفات قرآن هادی است.
«هادی» یکی از اسامی و صفات قرآن است: (اِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ اَقْوَمُ)؛ «این قرآن به راهی هدایت می کند که استوارترین راه ها است». آیات :۲ سوره جن و ۳۰ سوره احقاف نیز بر این مطلب دلالت دارند.
تعریف
قرآن از این جهت که هدایتگر به راه راست است و انسان را از گمراهی و ضلالت برحذر می دارد و به سرمنزل سعادت و کمال می رساند، «هادی» نامیده شده است.

دانشنامه عمومی

منظور از هادی ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
هادی (الکتریسیته)، ماده ای که جریان الکتریسیته را به خوبی از خود عبور دهد
هادی (فیلم)
هادی (مسجدسلیمان)
هادی (یمن)

هادی (خلیفه). ابومحمد موسی هادی (نام کامل وی: أبو محمد موسی الهادی بن محمد المهدی بن أبی جعفر المنصور) (۱۶۹-۱۷۰ ه.ق) چهارمین خلیفه عباسی در بغداد بود؛ او در سال ۷۶۶ میلادی در ری، ایران زاده شد. پس از مرگ پدرش در سال ۷۸۶ میلادی، هادی خلافت را برعهده گرفت ولی حکمرانی وی شدیدن تحت تاثیر قدرت و نفوذ خیزران ملکه پرنفوذ خلافت عباسیان مادر هادی بود. هادی بنا به وصیت پدرش، به جنگ با زنادقه پرداخت. او فرزند بزرگ مهدی و ولیعهد وی بود. برخی از مورخین بر این باورند که هادی به مرگ طبیعی درگذشت و برخی او را کشته شده می دانند. هادی در سال ۷۸۷ میلادی درگذشت و به اعتقاد مورخانان وی به دست مادرش خیزران مسموم شد چرا که هادی نمی خواست مادرش بر امور سیاسی دخالت مستقیم کند و تمام دستگاه خلافت عباسی را اداره کند و در نبودش بجایش حکمرانی به صورت مستقل کند به همین خاطر خیزران با کودتاهی که در دربار انجام داد و تمام افراد هادی را قتل عام کرد و در شبی که یحیی برمکی به دستور هادی قرار بود کشته شود به دستور خیزران هادی در همان شب کشته شد و برادرش هارون الرشد به سلطنت رسید.
قیام صاحب فخ: در سال ۱۶۹هجری حسین بن علی که یکی از نوازندگان حسن بود در مدینه بر ضد خلیفه قیام نمود و در همین سال به دست عمال خلیفه در نزدیکی مکه به قتل رسید.
در دوران خلافت هادی ویدوکیند سردار ساکی تسلیم فرانک ها شد و از دین عیسی پیروی کرد.
در دوران خلافت هادی در سال ۱۶۸ هجری جماعتی از طرفداران آل علی در مدینه قیام کردند و در میان ایشان کسی بود به نام ادریس بن عبدالله بن حسن بن علی بن ابی طالب. چون عمال خلفا شورش را خواباندند، ادریس به مصر فرار کرد از آنجا به مراکش رفت و در ناحیه سته سلسله علوی را تحت نام ادارسه ادریسیان تأسیس کرد.عکس هادی (خلیفه)

هادی (فیلم). هادی (عنوان اصلی به عربی: نحبک هادی‎، برگردان به فارسی: هادی دوستت داریم، به انگلیسی: Hedi) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی محمد بن عطیه و محصول کشور تونس است که در سال ۲۰۱۶ میلادی منتشر شد. فیلم در بین ۲۳ فیلم بخش رقابتی برای کسب جایزهٔ خرس طلایی در شصت و ششمین دورهٔ جشنواره بین المللی فیلم برلین جای گرفت، و در پایان، جایزه بهترین فیلم اول به «محمد بن عطیه» سازنده فیلم، اهدا شد و خرس نقره ای برای بهترین بازیگر مرد را «مجد مستوره» بازیگر تونسی از سوی هیئت داوران جشنواره برای بازی در این فیلم، دریافت کرد.
۱۶ فوریه ۲۰۱۶ (۲۰۱۶-02-۱۶) (برلین)
فیلم روایتی است از زندگیِ جوانی در میانهٔ دههٔ سومِ زندگی در تونسِ امروز، که همواره به حکمِ مادرش زندگی کرده و حالا به انتخاب او در آستانهٔ ازدواج است اما ناگهان آشنایی با دختری رها و جذاب، باعث شورش او بر مناسبات سنتی می شود.
هادی (مجد مستوره) که زندگی اش توسط افراد دیگری اداره می شود ناگهان در مأموریت کاری خود با دختری آشنا می شود ...
فیلم به داستان شخصیت خجالتی و ساکت جوانی به نام «هادی» و مواجهه با خواست های مادر اقتدارگرا، خانواده و افراد پیرامون او پس از انقلاب تونس در سال ۲۰۱۱ میلادی می پردازد.عکس هادی (فیلم)

هادی (مسجدسلیمان). هادی روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان جهانگیری قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.

هادی (نام). هادی یک نام کوچک برای مردان است.
علی النقی لقب علی ابن محمد، امام دهم شیعیان
ابومحمد موسی الهادی خلیفه ی چهارم عباسی
سید هادی محقق (زادهٔ ۱۳۵۷)، کارگردان فیلم، و فیلم نامه نویس ایرانی
افراد سرشناس با این نام عبارت اند از:

هادی (یمن). هادی به عربی ( الهادی )، روستای کوجکی در ناحیهٔ (السبان)، واعمال (ذی السفال)، از توابع استان مَحویت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان. جمعیت آن ۵۹ نفر (۴ خانوار) می باشد.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

جدول کلمات

رهنما

فارسی به عربی

دلیل , قائد

ارتباط محتوایی

مترادفپیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، مع ...متضادعایقبرابر پارسیرهبر، رهنما، پیشوافرهنگ نام هااسم: هادی ( پسر ) ( عربی ) ( مذهبی و قرآنی ) ( تلفظ: hādi ) ( فارسی: هادی ) ( انگلیسی: hadi ) معنی: راهنما ...لغت نامه دهخداهادی. ( اِ ) نام سنگی است. گویند هرکه آن سنگ را با خود دارد سگ به او فریاد نکند. ( برهان ) ( آنندراج ...فرهنگ فارسییا الهادی الی الحق یحیی بن الحسین بن القاسم الحسنی العلوی پیشوای فرقه زیدیه فقیه بزرگ مذهب زیدیه است ...فرهنگ معین[ ع . ] ( اِ فا. ) ۱ - هدایت کننده . ج . هداة . ۲ - رسانه ، هر جسمی که جریان الکتریسیته یا حرارت را ا ...فرهنگ عمید۱. هدایت کننده، راه راست نماینده، رهنما. ۲. پیشوا. * هادی الکتریسیته: اجسامی که الکتریسیته را منتش ...دانشنامه اسلامی[ویکی الکتاب] معنی هَادِی : هدایت کننده - هادی ( اصل در معنی این کلمه بازگشتن است . کلمه هدی به مع ...دانشنامه عمومیمنظور از هادی ممکن است یکی از موارد زیر باشد: هادی ( الکتریسیته ) ، ماده ای که جریان الکتریسیته را به ...حل جدولرهنما
معنی هادی، مفهوم هادی، تعریف هادی، معرفی هادی، هادی چیست، هادی یعنی چی، هادی یعنی چه، شبه جزیره عربستان، معنی هادی، هادي نوروزی، هادی در جدول، معنی هادی چیست، هادی امام، مترادف هادی، اسم هادی، نام هادی
برچسب ها: لغت نامه دهخدا، لغت نامه دهخدا با حرف ه، فرهنگ فارسی، فرهنگ فارسی با حرف ه، فرهنگ معین، فرهنگ معین با حرف ه، فرهنگ عمید، فرهنگ عمید با حرف ه، دانشنامه اسلامی، دانشنامه اسلامی با حرف ه، دانشنامه عمومی، دانشنامه عمومی با حرف ه، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف ه
کلمه: هادی
کلمه بعدی: هادی اباد
اشتباه تایپی: ihnd
آوا: /hAdi/
نقش: صفت
عکس هادی : در گوگل
معنی هادی

پیشنهاد کاربران

هدایت کننده
راهنما واموخته
در زبان لری بختیاری به معنی
ها::جواب
دی::می دهی
Ha di

وختی بنگت اکنوم هادی::وقتی صدایت می کنم جواب بده

بنگ::بانگ. صدا
وختی ::وقتی

ها::بله. آری.
در زبان بندری هادی به معنای بده/می دهی
هدایت کننده ی واز ریشهی ه - د - ی عربی است بر وزن فاعل یعنی انجام دهنده

رسانا، شدار
هادی یعنی تنها
هدایت کننده

هادی یعنی راهنما و از القاب امام علی نقی هست
های یعنی هدایت کننده
یعنی هدایت کننده ی عاشق
یعنی هدایت کننده ی عاشق

رهنمون
هادی یعنی هدایت کننده, یعنی پسر گل من ک عزیزتر از جونمه, امیدوارم ادامه دهنده راه امام هادی ( ع ) باشه
ونورایمان به خدا , هرگز در دلش خاموش نشه,
هادی جونم دوستت دارم
هدایت کننده ، رهبر ، پیر عرفانی و . . .
اسم هادی دارای رنگ بنفش است
خصوصیات : او فردی است که همیشه اطرافیان را امر ونهی کند و زیبا چهره وتند خو و آتشی مزاج و طبع او گرم میباشد.
رمز موفقیت در زندگی هفت‎ها گشاده ‎دلی و خود اعتمادی خواهد بود. این افراد زیاد حساس و خوش بین بوده به همه اعتماد می‎کنند. از آنجایی که رازدار و محافظه کار نیستند، گاه احساس فریب خوردگی می‎کنند و نسبت به خود و دیگران بی اعتماد می‎شوند. این افراد اگر به خود بیایند و استعدادهای خود را پیدا کنند، معلمین و استادان خوبی خواهند بود .
این افراد به ظاهر خود را مستقل و خودمتکی نشان می‏دهند، لذا گاه تصمیمات تحمیلی و بدون مشورت می گیرند و این خود بازتاب عدم اعتماد به نفس واقعی در هفت‎هاست .
انرژی هفت‎ها بیشتر متوجه درون است تا بیرون. بیشترین امکان پیشرفت برای آنان، در زمینه علوم روانی – فرهنگی و هنری است. هرگاه هفت‎ها در این نوارد علاقه نشان دهند و تحصیل کنند به توفیقات خوبی دست خواهند یافت .
هفت‎ها وقتی به احساسات و افکار و الهامات خود توجه و اعتماد کنند و به این حقیقت که فطرت الهی در ذات همه انسانها و بلکه جمع مخلوقات هستی، جریان دارد، برسند. آن وقت به نوعی عشق الهی و خود درونی نزدیک می‎شوند، و گاه می‎توانند راهنمایان خوبی برای دیگران باشند .
هفت‎ها قبل از هر چیز باید به خود اعتماد کنند. باید نه زیاده‎ خواه، بلکه واقع بین باشند. اعتماد به نفس آنها بایستی شامل همه امور باشد. از آنجایی که رسیدن به اهداف زندگی، مشکلات و چالش‎های مربوط به خود را دارند، لذا هفت‎ها قبل از رسیدن به خود اعتمادی، لازم است از اطلاعات و نصایح دیگران در زندگی بهره بگیرند تا کم کم به خود اتکایی و اعتماد به نفس لازم برسند .
اعتماد به احساسات و الهامات درونی، برای هفت‎ها یک مبارزه تلقی می‎شود. زیرا ذهن عقل‎گرای آنان اغلب راه را به سوی ادراکات و الهامات درونی می‎بندد. این افراد برای آن که از این سد بگذرند و راه را برای بصیرت درون باز کنند، بایستی ناخودآگاه خود را نظم دهند و با ایجاد نظم در ناخودآگاه، راه همکاری را با آن بگشایند .
هفت‎ها با اعتماد به خود و اعتماد به فطرت الهی، می‎توانند به نظم درونی برسند و از این طریق قوای روانی و حیاتی خود را آزاد سازند. اینان لازم است اعتماد به خود را از طریق تجربیات شخصی، کار و روابط اجتماعی به دست بیاورند. آنان بایستی از مشکلات و چالش‎ها، به عنوان پلی برای رسیدن به درک عمیق‎تر زندگی بهتر و تکامل و آموختن استفاده کنند .
هفت‎ها گاه خود را از واقعیات فیزیکی زندگی دور ساخته و به مسائل متافیزیکی روی می‎آورند. بدین منظور بعضی از این افراد مانند خانه به‎دوشان، به دنبال استاد روحانی می‎گردند. اما این افراد باید بدانند تا وقتی که نتوانند به درون خود نگاه کنند و دریابند که هر چه به آن محتاجند، از جمله ایمان به خداوند، در درون خودشان است، از این سرگردانی و سردرگمی نجات نمی‎یابند .
بیشتر هفت‎ها به طبیعت علاقمند بوده و اغلب مایلند در طبیعت و محیطی آرام زندگی کنند. یا حداقل گاه به دامان طبیعت پناهنده شوند. این عمل تا حد زیادی روحیه آنان را متعادل می‎کند .
هفت‎ها عموماً نیاز به شریک و همدم دارند تا در زندگی به تعادل برسند. ولی یا در این مورد وابسته و فریب خوار می‎شوند، یا سرد و محتاط عمل می‎کنند. لذا کمتر به این تعادل و هماهنگی دست پیدا می‎کنند .
بسیاری از هفت‎ها استعداد آن را دارند که به صورت متفکران – نویسندگان – عرفا یا محققین برجسته درآیند. آنان قادرند در زمینه‎های فلسفه – ریاضیات – فیزیک – الهیات – متافیزیک و روان‎شناسی، تحقیق یا تدریس کنند .
بعضی از هفت‎ها اگر چه در ابتدا نسبت به متافیزیک بی اعتنا و گاه بی اعتقاد هستند، اما در نهایت به گرایش روی می‎ آورد و کم و بیش راه خودشناسی را پیش می‎گیرند .
کودکان معمولاً هفت‎ها را دوست دارند و این محبت متقابل است. زیرا هفت‎ها عموماً قلبی رئوف و کودکانه دارند و در عمیق‎ترین سطح با خداوند مرتبط هستند. آنان به گونه‎ ای خرد و دانش باطنی را درک و احساس می‎کنند و از آن بهره می ‎برند .
در زبان استامبولی:زود باش
هادی در اصل عربی است و از ریشه هَدَیَ یعنی راهنمائی نمود است.
نام یا وزن فاعل ( انجام دهنده ) آن میشود=هادِی که به مرور زمان شده هادی
درود بر نوه امام هادی ( ع )
پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم، رسانا، رهنما
اسم داداشم هادی است به معنی هدایت کننده رهبر
چه اسمی داری داداشی خوش بحالت
مهدی جان دوست گرامی هادی واژه ای ایرانیست که از ریشه هد به مینوی سر میاد و نمونه های دیگر آن هدف است و کلاهخود ( کلاههود ) که در این واژه برای اینکه دو ه به هم رسیدند برای آسانی خ گفته شده
شاید کنون برایتان سوال باشد که چرا هد شد هاد به این مایه است که در زبانهای ایرانی سدا ها در مینوی واژگان هناینده نیستند و به همین مایه هد میتواند هاد، هود، هید، هُد و هِد شود
همانگونه که در انگلیسی هِد به مینوی سر است و واژه فرهاد، فرهود ( حقیقت ) ، شهود و. . . اینها همگی از ریشه هد استند
شهود = ش ( بیرون، نمونه ی دیگر این پیشوند آشغال ( آشگال = آش گال ) ) هود ( سر )
بَلَد
علی . حسین. مهدی. هادی. صادق یهودی هستن. به گفته یه سایت که این اسامی از یهودی امده و در اسلام هست مثل جواد که از جود گرفته شده. نمیدونم چقد صحت داره دارم تحقیق میکنم که این ناراحتی که اسمم اسلامیه کم بشه. خدا کنه یهودی باشه اینم اسمه واسم گذاشتن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما