برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1473 100 1

نفس

/nafas/

مترادف نفس: آن، لحظه، لمحه، آه، نسمت، نسمه، تنفس، دم | خود، خویش، ذات، تن، جسد، کالبد، وجود، نفسانیات

برابر پارسی: جان، دم، دما، دمش، روان، سرشت، گوهر

معنی اسم نفس

اسم: نفس
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: عمل دو بازدم را گویند، مایه زندگی، کسی که وجودش مانند نفس کشیدن برای زندگی لازم است

معنی نفس در لغت نامه دهخدا

نفس. [ ن َ ] (ع اِ) جان. روح. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از دهار) (از مهذب الاسماء). روان. (ناظم الاطباء). قوه ای است که بدان جسم زنده ، زنده است. (از مفاتیح ) : خواهی پادشاه و خواهی جز پادشاه هر کسی را نفسی است و آن را روح گویند. (تاریخ بیهقی ص 100). در این تن سه قوه است... و هر یک از این قوتها را محل نفسی دانند. (تاریخ بیهقی ).
گفتا ز نفس جثه ٔ مردم نصیب یافت
گفتم ز نفس نامیه مردم گزیده تر.
ناصرخسرو.
گفتم مقام عاقله نفس است بی گمان
گفتا مقام نفس حیات است بی مگر.
ناصرخسرو.
خرد را اولین موجود دان پس نفس و جسم آنگه
نبات و گونه گون حیوان و آنگه جانور گویا.
ناصرخسرو.
از عقل همه هوات خواهم
وز نفس همه ثنات جویم.
خاقانی.
آدمی با شرف نفس و عزت ذات هیچ نوع از انواع حبوب نمی یافت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 296).
هلاک نفس خوی زشت نفس است
نکو زد این مثل را هوشیاری.
عطار.
حیف بود مردن بی عاشقی
تا نفسی داری و نفسی بکوش.
سعدی.
|| جوهری است مجرد متعلق به تعلق تدبیر و تصرف ، و او جسم و جسمانی نیست و این مذهب بیشتر محققان از حکما و متکلمان است. یا آنکه مجرد نیست یعنی نفوس اجسامی اند لطیف و به ذوات خود زنده و ساری در اعماق بدن که انحلال و تبدیل بدو راه نیابد و بقای او در بدن عبارت است از حیات ، و انفصال او عبارت است از موت ، و بعضی گویند نفس جزوی است لایتجزی در دل ، و بعضی برآنند که او قوتی است در دماغ که مبداء حس و حرکت است ، و بعضی گویند قوت نیست بلکه روحی است متکون در دماغ که صلاحیت قبول حس و حرکت دارد. (از نفایس الفنون ). || خود هر کسی. خود هر چیزی. (ناظم الاطباء). خویشتن : بگیر از نفس خود پیمان به آن قسمی که فرستاده شده است به سوی تو. (تاریخ بیهقی ص 313). گواه می گیرم خداوند تعالی را برنفس خود به آنچه نبشتم و گفتم. (تاریخ بیهقی ص 319). پس هر که بیعت را می شکند بر نفس خود شکست آورده. (تاریخ بیهقی ص 137).
هر آنکو نفس خود بشناخت ...

معنی نفس به فارسی

نفس
نسیم هوا، دم، هوایی که درتنفس ازبینی ودهان به ریه، داخل میشود، انفاس جمع، جان، خون، تن، جسد، نفوس
( اسم ) نفس شراع . ( کشتی رانی ) بندی استکه به شراع دوخته شده و به دستور اتصال دارد ( سواحل خلیج فارس ) .
[ گویش مازنی ] /nafs/ درون - آلت مرد
آخر نفس ٠ دم واپسین ٠ نفس باز پس ٠ نفس باز پسین ٠ نفسس وا پسین ٠
زمین در چهارم فوری. فرانسوی مطابق بیست و یکم بهمن ماه جلالی و شانزدهم بهمن نفس آشکار می کشد ٠
فیلسوف هر گاه که گوید نفس ارضی معنی آن خواهد که قوتی است که آغاز قوتها و حرکتهائ گوناگون از وی است ٠
نفس اماره
( اسم ) ۱ - حد ذات هر شئ . ۲ - مرتبه عقل فعال . ۳- نفس کلی . ۴ - عالم امر یعنی عالمی که روح و حقیقت عالم اجسام است .
حقیقت کار٠ اصل مدعا ٠ یا ثابت محقق ٠ کار واقعی ٠ یا کلم. نفس الامر یعنی حد ذات هر شیئی و بعضی گفته اند مرا مرتب. عقل فعال است و عقل اول و نفس کلیه را نیر نفس الامر نامند و عالم امر یعنی عالمی را که روح و حقیقت عالم اجسام است نفس الامر گویند ٠
نفسی که میل کند به طبیعت بدنی و امر دهد به لذت و شهوات حسی و قلب را به جهت سفلی بکشاند و آن ماوای بدی ها و منبع اخلاق ذمیه است . خواهش طبیعت انسان که بسوی لذات دینوی باشد اماره بمعنی بسیار امر کننده و سخت حکم کننده است . روح انسانی را به اعتبار غلب. حیوانیت نفس اماره گویند از جهت آنکه صاحب آنرا همواره امر به کار های بد می کند .
که نفس را قطع کند . که از دشواری یا سنگینی و گرانی رونده یا برنده را بستوه آرد : راه نفس بر . بار نفس بر .
...

معنی نفس در فرهنگ معین

نفس
(نَ فْ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - تن ، جسم . ۲ - شخص ، ذات . ۳ - جان ، خون . ۴ - حقیقت هر چیز. ۵ - روح ، روان . ج . نفوس . انفس .
(نَ فَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - دم ، هوایی که با تنفس وارد ریه می شود. ۲ - مهلت ، زمان . ج . انفاس .
(نَ فَ. کِ) [ ع - فا. ] (ص .) (عا.) جسور، دلیر، نترس .
( نَ فَ) [ فا - ع . ] (ص مر.) راستگوی .
( ~. نَ فَ) [ فا - ع . ] (ص مر.) کسی که تازه به کاری پرداخته و هنوز خسته نشده است .
(چُ. نَ فَ) (ص مر.) بی حال ، بی نیرو.
( ~. نَ فَ) (ص فا.) ۱ - دارای نفس معطر. ۲ - شیرین سخن .

معنی نفس در فرهنگ فارسی عمید

نفس
۱. حقیقت هر چیز.
۲. جان.
۳. [قدیمی] تن، جسد، شخص انسان.
۴. [قدیمی] خون.
* نفس اماره: (فلسفه) نفس شیطانی که انسان را به هواوهوس و کارهای ناشایسته وامی دارد.
* نفس لوامه: (فلسفه) [قدیمی] نفس ملامت کننده که انسان را از ارتکاب کارهای ناپسند ملامت می کند و از کردار زشت باز می دارد.
* نفس مطمئنه: (فلسفه) قوۀ روحانی که خاص پیغمبران و پیشوایان دین و زهاد و پرهیزکاران است، وجدان آرام.
* نفس ناطقه: (فلسفه) نفس ناطق، نفس انسانی.
۱. (زیست شناسی) هوایی که در حال تنفس از بینی و دهان به ریه داخل و از آن خارج می شود، دم.
۲. عمل تنفس.
۳. زمان کوتاه.
* نفس عمیق: نفسی که هوا را به اعماق ریه برساند.
* نفس کشیدن: (مصدر لازم) تنفس کردن، دم زدن.
حقیقت امر.
۱. آن که خود را دوست دارد.
۲. کسی که به میل هوا وهوس خود رفتار کند.
کسی که دچار نفس تنگی باشد.
مرضی که شخص به سبب آن به سختی نفس می کشد، ضیق النفس، نفس تنگ بودن.
۱. پرشور.
۲. پرسوزوگداز.
کسی که تازه به کاری مشغول شده و هنوز خسته نشده است، تازه دم.
کسی که مبتلا به تنگی نفس است.
۱. آن که نفسی گیرا دارد.
۲. کسی که دعایش اجابت می شود: با زنده دلان نشین و صاحب نفسان / حق دشمن خود مکن به تدبیر خسان (سعدی: لغت نامه: صاحب نفس).
آن که نفس گرم و دمی گیرا دارد.
گنده ...

نفس در دانشنامه اسلامی

نفس
"ن ف س" در اصل لغت برخروج نسیم دلالت می کند و تنفس نیز به همین معنا می باشد. واژه نفس در کتاب های لغت، بیشتر به معنی ذات و حقیقت شی آمده است، "قتل فلان نفسه" یعنی ذات و حقیقت خودش را هلاک کرد.
در مورد نفس در کلام فلاسفه دو گونه تعریف یافت می شود؛ تعریفی که به نفس از منظر علاقه اش به جسم می نگرد و تعریف دیگر از حیث اینکه جوهری مستقل و قائم به ذات است؛ در صورت اول نفس صورت جوهری برای جسم آلی است و بالتبع این دو جوهر (نفس و جسم) صورت و هیولا برای جوهر مرکبی هستند که همان موجود زنده است و در حالت دوم هر کدام از نفس و جسم جوهر مستقلی هستند. در واقع باید گفت که این نفس یک چیز بیشتر نیست، اما گاهی به جنبه متعلق بودن آن به بدن، نظر می شود و گاهی به جنبه وجود جوهری آن که امری غیر از وجود تعلق آن به بدن است. برای روشن شدن این دو جنبه مثالی می آوریم: اگر ما بخواهیم "بنا" را تعریف کنیم، لزوما می باید از مفهوم "بنا" در تعریف آن استفاده کنیم، مثلا بگوییم: بنا کسی است که بنا یا ساختمان را می سازد و علت آن اینست که بنا یک مفهوم اضافی است و لذا برای شناسایی آن در نظر گرفتن نسبت آن با متعلق اضافه (بنا) ضروری است. حال، همین شخص بنا علاوه بر این جنبه بنا بودن، انسان نیز هست. ولی آیا با شناخت تعریف بنا، ما مفهوم انسان را نیز می توانیم بشناسیم؟ نکته مهم در اینجاست که در صورتی که موجود مجردی باشد و هیچ ارتباطی با بدن نداشته باشد فلاسفه نام عقل بر آن می نهند؛ اما اگر موجود مجردی (مثل نفس) باشد که با بدن در ارتباط است، ولی نگاه ما به آن جنبه ارتباطش با بدن نباشد، این نگاه به همان ذات نفس است که به جنبه تعلقی اش به بدن نظر نشده است که در مثال ما می شود نگاه به بنا نه از جنبه بنا بودن بلکه از جهت انسان بودن وی.
دیدگاه ملاصدرا
در خصوص این مطلب صدرالمتالهین نظریه خاصی دارد؛ برخلاف سایر حکما وی معتقد است که حقیقت نفس، یک حقیقت تعلقی و اضافی است. بنابراین اصلا نمی توان به او نگاه مستقل و بی ارتباط با بدن کرد. برخلاف بنا که دارای ذاتی مستقل است. همچنین نمی توان گفت که جنبه تعلقی نفس یک چیز است و حیثیت ذات نفس چیز دیگری است، بلکه حقیقت نفس، حقیقت تعلقی است.
تعریف نفس
تعریفی که ما خواهیم آورد، ناظر به حالت تعلقی نفس است که بنابر نظر ملاصد ...


نفس در دانشنامه ویکی پدیا

نفس
نَفْس در لغت به معنی جان، روح، روان و نشاندهنده زنده بودن است. در علوم اسلامی و قرآن، به عنوان جهت دهنده حرکت و اندیشه انسان شناخته می شود و بسیاری از کردارها و رفتارهای انسان به پیروی از نفس او شکل می گیرد. در قرآن به چهار گونه نفس انسانی اشاره شده است. در تعریفی از نفس آمده است؛ نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می کند در ظاهر و باطن و نشانه اش این است که خواسته دارد.
نفس امّاره (روان بَدفَرما): در آیه ۵۳ از سوره یوسف به این نفس اشاره شده است. نفس اماره انسان را بسوی کارهای زشت هدایت می کند.
نفس لَوّامه (روان سرزنشگر): در آیه ۲ سوره قیامت به این نفس اشاره شده است. این نفس انسان را بخاطر اعمال زشتی که مرتکب می شود، سرزنش می کند. از این نفس به وجدان تعبیر شده است. بر اثر تکرار کردارهای زشت و گناهان، این نفس کارکرد خود را از دست می دهد.
نفس مُلهَمه (روان الهام گیرنده): در آیه ۷ و ۸ سوره شمس به این نفس اشاره شده است. این نفس، موجب نوعی پیوند میان انسان و عالم غیب است و از عالم غیب به آن الهام می شود.
نفس مُطمَئنّه (روان بی گمان): در آیه ۲۷ سوره فجر، به این نفس اشاره شده است. این نفس متصل به خدا است و به واسطه این پیوند، دارای اطمینان است. کسی که این نفس در او بیدار می شود، راه و روش خود را می یابد و به دنبال یقین حرکت می کند.
در نوشته های اسلامی گونه های دیگری از نفس را نیز ذکر می کنند:
از نظر فارابی، نفس دارای پنج قوه است:
نفس ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نفس (ترانه بیانسه)
نفس (فیلم ۱۳۹۵)
«نفس» یا «ایگو» (به انگلیسی: Ego) تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا بیانسه است که در سال ۲۰۰۹ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم من...ساشا فیرس هستم قرار داشت.
این تک آهنگ در چارت های جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نفس در دانشنامه آزاد پارسی

نَفْس
این واژه معناهای گوناگونی به خود گرفته است. نزد حکما، نَفْس دَم یا نفخه ای است که جسم را حیات می بخشد و از آن نبات، حیوان و انسان می سازد. جان یا اصل سازمان دهندۀ موجودات زنده را فلاسفه ای نظیر دموکریتوس، امپدوکلس، اپیکوریان و رواقیان، اصلی مادی و فیثاغورسیان و افلاطونیان، اصلی غیر مادی می دانستند. ارسطو در رسالۀ دربارۀ نفس، که مرجع تفسیر های بعدی از این مفهوم است، نفس را در کل موجودات زنده مطالعه می کند. او نفس را صورت غیر مادی پیکرهای زنده و تفکیک ناپذیر از آن ها می داند و کارکردهای مختلفی برای آن قائل است که در سلسله مراتب زیر خلاصه می شود: غاذیه که نازل ترین مرتبه است و در همۀ موجودات وجود دارد و بر نفس گیاهی دلالت دارد؛ حاسّه که در حیوانات ظاهر می شود و به «نفس حیوانی» معطوف است؛ و عاقله یا ناطقه (مبداء ادراک کلیات و تفکر) که مخصوص انسان است و در رأس قوای نفس قرار دارد. و به «نفس انسانی» دلالت دارد. حکماً گفته اند که هر نفس بالاتری متضمن قوا و اعمال نفس پایین تر هم هست یعنی نفس حیوانی که بالاتر از نفس نباتی است، علاوه بر این که مبداء حس و حرکت است، مبداء تغذیه و نمو و تولید مثل نیز هست، بنابراین در حیوان دو نفس جداگانۀ نباتی و حیوانی وجود ندارد، بلکه نفس واحدی است که عمل نفس نباتی را نیز انجام می دهد. در انسان نفس ناطقه بالاترین مرتبۀ نفس است؛ و همین مفهوم، به مثابۀ مقوله ای غیرمادی، نامیرا و روحانی در فلسفه و دین ظاهر شده است. افلاطون در رسالۀ فدون با شبیه دانستن نفسِ شناسنده به مُثُل ابدی، نامیرایی نفس را استنتاج می کند. دکارت نیز گرچه نامیرایی نفس را اثبات نمی کند، اما آن را جوهری کاملاً جدا از جسم می داند. صدرالمتألهین شیرازی، معاصر دکارت، با توجه به نظریه حرکت جوهری، نفس را جسمانیةالحدوث و روحانیةالبقا می داند و معتقد است که ماده در مرحله ای از سیر تکاملی خود، صورت غیرمادی و مجرد پیدا می کند (جسمانیَةالحدوث) که در بقاء خود نیاز به ماده ندارد (روحانیةالبقا). به بیان دیگر، نفس میوه ای است که بر درخت ماده می روید امّا در ادامه هستی نیازی به آن ندارد. بدین گونه دوگانگی موجود بین ماده و روح در فلسفه های دیگر بویژه فلسفۀ دکارت، در حکمت متعالیه صدرا ازبین می رود. فلاسفۀ اسلامی نوعاً معتقد به تجرد نفس بودند و در اثبات آن دلایل و براهین چ ...

نقل قول های نفس

نَفْس در لغت به معنی جان، روح، روان و نشاندهنده زنده بودن است.
• «بزرگترین دشمن تو، همان نفس درون توست .» -> علی ابن ابیطالب
• «کسی که بر نفس خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.» -> زرتشت

ارتباط محتوایی با نفس

نفس در جدول کلمات

نفس
عرض, ذات
نفس آدم های خسته
بط
نفس برانگیزاننده بدی
اماره
نفس برانگیزاننده به بدی
اماره
نفس بلند
اه
نفس چاق
هن
نفس حریص
هالکه
نفس خسته
هن
نفس دردمند
اه
نفس دردمندان
اه

معنی نفس به انگلیسی

air (اسم)
هوا ، باد ، جریان هوا ، فضا ، نسیم ، استنشاق ، هر چیز شبیه هوا ، نفس ، شهیق ، سیما ، اوازه ، اواز ، اهنگ ، نما
wind (اسم)
باد ، نفس ، نفخ ، انحناء ، پیچ دان
breath (اسم)
نسیم ، نفس ، رایحه ، دم ، نیرو ، جان
self (اسم)
وضع ، نفس ، شخصیت ، حالت ، جنبه ، حال ، نفس خود
ego (اسم)
نفس ، خود ، ضمیر
oneself (اسم)
نفس
snuff (اسم)
نفس ، شهیق ، دم زنی ، پف ، انفیه ، انفیهزنی ، نوک فتیله
oneself (ضمير)
نفس ، خود ، در حال عادی

معنی کلمه نفس به عربی

نفس
انا , ريح , نفس , نفسه , هواء
ربو
حث
منقطع التنفس
تنفس
منقطع التنفس
جديد
هدوء
مصاب بالربو
ربو
مصاب بالربو
هم
سلس
قتل غير متعمد
عاطفة
نکران

نفس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نفس
یعنی زندگی.
آتنا
nafas این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
سِپاب (اوستایی: سْپاوَنگْه)
دَفیژ (پهلوی: دَفیشْن)
هیناس (کردی: هه ناسه)
پَشوب (کردی: پَشوو)
شیمبا (کردی: شِنه با)
ماهان
(با سکون ف) حالت روحی و یا فکری بسیار نیرومند که با شدت و دوام تأثیر، بر رفتارهای انسان مسلط می شود و باعث آشفتگی فکری و حالت شدید لذت خواهی ، خشم و یا سودجویی می شود و فرد برای دستیابی به خواسته های خود، قوانین الهی ، اخلاقی و اجتماعی را نادیده می گیرد.
علی اصغر
nafs این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
اَنگْر (اوستایی: اَنگرَ)
اِویت evit (اوستایی: اِویتَ)
کَخوار (اوستایی: کَخوَرِذَ)
سعید
زندگی
ملیحه
مسیحا
نفس
مایه ی زندگی
زینب
زندگی
صبا
دلیل زنده بودن
سینا
زندگی
Narsis
خیلی سوسولیه ! آدم یاد اکسیژن می افته
اهورا
Narsisجان شما که میگی نفس یه اسم سوسولیه برو یه نگاه به اسم خودت بنداز :-P
نفس
چیزی که برای ادامه زندگی است،مایه زندگی
نفس
مایه زندگی،چیزی که برای زندگی نیاز است
امیر محمد ملائی
دم
برکه
مایه زندگی وکسی که مانند نفس کشیدن در زندگی لازمه
اميرمحمد
زندگي
عشق
تنفس
وانیا
نفس یعنی مایه زندگی

اصلا هم سوسولی نیست
مصطفی بابامیر
در علم حقوق به خواسته درونی متعاملین (طرفین معامله) گفته میشود
turkgiz
مایه زندگی
مهتاب
سازمان ثبت احوال ۲۰ نام دخترانه که در ۹ماهه سال ۹۷ در میان باقی اسامی بیشترین فراوانی را داشته‌اند اعلام کرده که شامل فاطمه، زهرا، حلما، زینب، یسنا، آوا، نازنین زهرا، باران، ریحانه، فاطمه زهرا، رها، مرسانا، آیلین، النا، مهرسا، بهار، رقیه، آیناز، محیا و مریم است.
نفس
عشق ... زندگی
دلیل زنده ماندن
shiva_sisi‌
دلیــل زندگیــ
علی باقری
نفس بر آوردن: دم زدن ، سخن گفتن، در باره ی گل " شکفتن و بوی خوش بخشیدن"
چون گل از کام خود بر آر نفس
کام تو عطر سای کام تو بس
هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص۴۶۲.
هنرزاده
معنی نَفس ( سکون ف) و نَفَس ( فتحه دار شدن ف) متفاوت است.
نازنین کهنگی
نفس همریشه بانوس درگویش سبزواری وانگلیسی یعنی بینی وهمریشه بنوک فارسی بنظرمیرسد .حرف =و=درنوس دراثرابدال آوایی به =ف=تبدیل میگرددمانندفول انگلیسی یعنی پر.ولوله عربی .vollآلمانی وpleinفرانسوی.چون تنفس ازطریق نوس یاهمان بینی صورت میگیرد.
نفس
شروع زندگی
فر کیانی
نَفَس = دَفِش، وَن ، هر چند که واژه ی نَفَس باید ریشه یابی شود و شاید عربی نیست! در کتاب ابوالقاسم پرتو آمده است که واژه ی نَفس که برابرهای پارسی آن روان، خون و سرشت و زادِ هر چیز است، یک لغت سُریانی یا آشوری هست که از گویش های زبان آرامی ست، در دوران شاهنشاهی هخامنشیان زبان آرامی در دستگاه دیوانی شان اسفایده می کردند. زبان آرامی بومی ایران، عراق، بحرین و ..بوده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بازیگران فیلم نفس   • نقد فیلم نفس نرگس آبیار   • خلاصه فیلم نفس   • بازیگران فیلم نفس نرگس آبیار   • دانلود فیلم سینمایی نفس   • اکران فیلم نفس   • دانلود فیلم نفس نرگس آبیار   • فیلم نفس سینما تیکت   • معنی نفس   • مفهوم نفس   • تعریف نفس   • معرفی نفس   • نفس چیست   • نفس یعنی چی   • نفس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نفس
کلمه : نفس
اشتباه تایپی : kts
آوا : nafas
نقش : اسم
عکس نفس : در گوگل

آیا معنی نفس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران