برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1401 100 1

مشهور

/maShur/

مترادف مشهور: اسمی، بنام، زبانزد، خنیده نام، پرآوازه، بلند نام، سرشناس، سمر، شهره، شهیر، معروف، نام آور، نامدار، نامور، نامی، نبیه

متضاد مشهور: گمنام

معنی مشهور در لغت نامه دهخدا

مشهور. [ م َ ] (ع ص ) معروف. ج ، مشاهیر. (مهذب الاسماء). شناخته. (دهار). شهیر. (منتهی الارب ). معروف. جای مذکورو بزرگ و نام آور. ج ، مشاهیر. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). آشکارشده و معروف گشته و شهرت کرده شده و نیک شناخته شده و فاش کرده شده و شایعشده و روشناس گشته و نامدار و نامور و صاحب جلال و بزرگوار. (ناظم الاطباء). نامی. نیک شناخته شده. بنام. نام بردار. شهیر. بلندآوازه.و با کردن و شدن و گردیدن و گشتن و بودن صرف شود. ج ، مشاهیر، مشهورین. (از یادداشت مؤلف ) :
هرگز نشود خسیس و کاهل
اندر دو جهان به خیر مشهور.
ناصرخسرو.
ای بزرگی که بر سپهر شرف
رأی تو آفتاب مشهور است.
مسعودسعد.
زهی پادشاهی که ملک شرف
به نظم تو گشته ست مشهورنام.
سوزنی.
نماندحاتم طایی ولیک تا به ابد
بماند نام بلندش به نیکویی مشهور.
(گلستان ).
مقامات او در دیار عرب مذکور بود و به کرامات مشهور. (گلستان ). مالداری را شنیدم که به بخل اندر چنان مشهور بود که حاتم طایی در کرم. (گلستان چ قریب ص 109).
هرکه مشهور شد به بی ادبی
دیگر از وی امید خیر مدار.
سعدی.
- مشهور عالم ؛ آنکه همه ٔ عالم وی را میشناسند. وخنیده. (ناظم الاطباء).
|| (اصطلاح حدیث ) حدیثی که پیش اهل حدیث خاصه یا پیش ایشان و پیش دیگران شهرت یافته باشد، و این منقسم میشود به متواتر همچو واقعه ٔ بدرو به غیرمتواتر همچون اعمال بالنیات. (نفایس الفنون ). در اصطلاح اهل حدیث و روایت «حدیث مشهور» آن باشد که شایع باشد. جماعتی از اهل حدیث ، روایت کرده باشند.(از درایه از فرهنگ علوم تألیف سجادی ). || شمشیر برکشنده از نیام. (ناظم الاطباء).

معنی مشهور به فارسی

مشهور
نامی، نامدار، بنام، معروف میان مردم، مشاهیر جمع
۱- (اسم) نیک شناخته شده شهرت یافته : گرد دیوانگان عشق مگرد که بعقل عقیله مشهوری . ( حافظ ) ۲- ( صفت ) نام آور نامی معروف . ۳- حدیثی که شایع باشد که جماعتی از اهل حدیث آنرا روایت کرده باشند جمع : مشهورین .
( مصدر ) شهرت یافتن شناخته شدن نامبردار گشتن .
( مصدر ) مشهور شدن : نه تن بودند ز آل سامان مذکور گشته بامارت خراسان مشهور ... ( لباب الالباب )
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
خبریست که بحد تواتر نرسد و در کفر منکرش اختلاف است .

معنی مشهور در فرهنگ معین

مشهور
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) پرآوازه ، نامور.

معنی مشهور در فرهنگ فارسی عمید

مشهور
معروف میان مردم، نامی، نام دار، بنام.

مشهور در جدول کلمات

مشــهور
نامی
مشهور و بلندآوازه
نامور
مشهور و پر آوازه
بنام
مشهور و زبانزد
نامی
مشهور و سرشناس
ناماور
مشهور و معروف
بنام
مشهور و نامدار
اسمی
این الماس معروف توسط میرزا محمد میرجمله وزیر مشهور ایرانی عبدالله قطب شاه به شاه جهان پادشاه گورکانی هند تقدیم شد و سرانجام به دست نادرشاه رسید
کوهنور
برجی مشهور در پاریس
ایفل
پزشک مشهور ایران در دربار هارون الرشید
ابن ماسویه

معنی مشهور به انگلیسی

celebrated (صفت)
ستوده ، مشهور
grand (صفت)
جدی ، بزرگ ، با وقار ، عظیم ، عالی ، مشهور ، مجلل ، والا ، بسیار عالی با شکوه
well-known (صفت)
ستوده ، مشخص ، پیش پا افتاده ، مشهور ، واضح ، معروف ، نیکنام
popular (صفت)
محبوب ، مشهور ، متداول ، عمومی ، عوامانه ، خلقی ، ملی ، توده پسند ، نامدار ، وابسته بتوده مردم
famous (صفت)
ستوده ، مشخص ، عالی ، برجسته ، مشهور ، سربلند ، معروف ، نامی ، نبیه ، بلند اوازه ، اعظم
reputable (صفت)
مشهور ، قابل اطمینان ، قابل شهرت
famed (صفت)
ستوده ، مشهور ، سربلند
reputed (صفت)
مشهور ، خوشنام
far-famed (صفت)
ستوده ، مشهور
well-thought-of (صفت)
معتبر ، مشهور ، نیکنام ، به نیکنامی یاد شده

معنی کلمه مشهور به عربی

مشهور
تاريخي , عالي , کبير , مشهور
شهرة , صية
غول

مشهور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم قاسمی
معروف
کرامت
نامور
ایمان
سرشناس
جمشید احمدی
پُرنام = پر نام
اصغر بیگدلی
بلند آوازه
یاسی
شهیر شهرت معروف
محمد صادقی
آدم شناخته شده
علی دوستی نوگورانی
نام آور
سهیل نظری
شهره به چم نامدار پارسیست ارب این واژه را گرفته و‌مشهور را ساخته
حمیدرضا دادگر_فریمان
اسمی، بنام، زبانزد، خنیده نام، پرآوازه، بلند نام، سرشناس، سمر، شهره، شهیر، معروف، نام آور، نامدار، نامور، نامی، نبیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مشهور در جدول   • افراد مشهور   • معنی محشور   • سلبریتی   • مشهور به انگلیسی   • مفهوم مشهور   • تعریف مشهور   • معرفی مشهور   • مشهور چیست   • مشهور یعنی چی   • مشهور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مشهور
کلمه : مشهور
اشتباه تایپی : lai,v
آوا : maShur
نقش : صفت
عکس مشهور : در گوگل

آیا معنی مشهور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )