برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

مالک

/mAlek/

مترادف مالک: ارباب، دارا، دارنده، صاحب، صاحبخانه، ملک دار، موجر، آقا، مخدوم، خداوند، خدایگان، ذی حق

متضاد مالک: مستاجر

برابر پارسی: دارنده، توانمند، سرمایه دار

معنی اسم مالک

اسم: مالک
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: mālek) (عربی) آن که صاحب مِلک یا املاکی است، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، از نام ها و صفات خداوند، (در ادیان) ملک الموت گیرنده ی جان، (در اعلام) نام یکی از یاران امیرالمؤمنین علی (ع) مشهور به مالکِ اشتر - ارباب، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، نام فرشته ای که نگهبان دوزخ است، از نامهای خداوند

معنی مالک در لغت نامه دهخدا

مالک. [ ل ِ ] (ع ص ) خداوند. (ترجمان القرآن ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). کسی که دارای چیزی باشد و بتواند در آن تصرف کند. خداوند و صاحب و متصرف و دارنده. (ناظم الاطباء). خداوند. رب. دارا. دارنده. ج ، مالکین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ج ، مُلاّک ، مُلَّک. (منتهی الارب ) (آنندراج ) : هربنده ای از بندگان که در بندگی من است... در وقت گویایی من به این قسم یا مالک آن خواهم شد بعد از این همه آزادند در راه خدا. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 315).
تویی مملوک و هم مالک تویی مفضول و هم فاضل
تویی معمول و هم عادل تویی بهرام و هم کیوان.
ناصرخسرو (دیوان ص 362).
با بخیلی مجوی ره که نبود
هیچ دین دار مالک دینار.
سنائی.
مالک دین نشد کسی که نشد
از سر جود مالک دینار.
سنائی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
چگونه بسلامت تواندبود کسی که مالک نفس خود نتواند بود. (کلیله و دمنه ).
در جهان مالک جهان سخن
مادح حضرت مبارک تست.
خاقانی.
مالک ملک جلال الدین کاندر تیغش
آتش و آب به هم بی ضرر آمیخته اند.
خاقانی.
و او را... مالک مرکبات سفلی کرد. (سندبادنامه ص 2).
ازبهر خدا که مالکان جور
چندین نکنندبر ممالیک.
سعدی.
چه کند مالک مختار که فرمان ندهد
چه کند بنده که سر بر خط فرمان ننهد.
سعدی.
خدای تعالی مرامالک این مملکت گردانیده. (گلستان ).
بس مالکان باغ که دوران روزگار
کرده ست خاکشان گل دیوارهای باغ.
سعدی.
مالکترین کسی بر علم عمل کننده ٔ علم است. (منسوب به هوشنگ ، از تاریخ گزیده ).
- مالک تحریر ؛ کسی که مالک و متصرف بنده است و حق آزاد کردن او را دارد :
رسم است که مالکان تحریر
آزاد کنند بنده ٔ پیر.
(گلستان ).
- مالک رقبه ؛ (اصطلاح فقهی ) کسی که مالک عین غیر منقولی است. در فقه وغیر آن گاهی این اصطلاح در مقابل کسی بکار می رود که حق انتفاع در آن دارد و یا حق دیگری در آن دارا باشدمانند حق وثیقه در رهن و بیع شرط. (ت ...

معنی مالک به فارسی

مالک
فرشته موکل بر دوزخ و دربان جهنم .
صاحب، خداوند، کسی که صاحب چیزی باشدوبتوانددر آن تصرف کند، ملاک جمع
( صفت ) کسی که چیزی را دارا باشد و تواند در آن تصرف کند خداوند دارا صاحب جمع : مالکین : خطی طلب که توی مالک ممالک قرب کجا بری دم مردن قبال. املاک ? ( وحشی . چا . امیر کبیر.۲۲۶ )
پیغام
[owner] [مدیریت-مدیریت پروژه] شخصی که از حق انحصاری استفاده از یک دارایی یا واگذاری آن برخوردار است
[ گویش مازنی ] /maalek/ انگل - صاحب ملک – ملاک
[managing owner] [حمل ونقل دریایی] یکی از شریک های کشتی که از طرف دیگر شرکا تمامی اختیارات به او تفویض شده است و تمامی امور کشتی از قبیل تحویل کالا و دریافت اجاره و انتخاب نماینده را انجام می دهد
دهی از دهستان دو آب شهرستان شهرکرد
از اصحاب خاص امیر المومنین علی علیه السلام ( مقت. ۳۷ ه. ) فرزند حارث بن عبد یغوث . در جنگ یرموک شرکت کرد . و چشم او از دست رفت . در جنگ جمل و صفین با علی علیه السلام بود و شجاعتها نشان داد . علی ( ع ) او را بحکومت مصر گماشت در راه رفتن مصر به توطئه معاویه بن ابی سفیان مسموم شد .
( اسم ) بوتیمار غمخورک .
مرغی از مرغابی آبی
مالک رقاب : از راه بر ولطف تویی مالک القلوب وز روی امر و نهی تویی مالک الرقاب . ( رشید وطواط )
مالک رقاب
خداوند امتها صاحب اختیار امتان : خداوند عالم سلطان عادل اعظم ..... ولی النعم مالک رقاب الامم .
ابن عبدالله بن سنان بن سرح الخثعمی
مالک ...

معنی مالک در فرهنگ معین

مالک
(لِ) [ ع . ] (ص .) ۱ - صاحب ، دارنده . ۲ - حاکم ، پادشاه . ۳ - نگهبان دوزخ .
(لِ کُ لْ حَ) [ ع . ] (اِ.) بوتیمار.
( ~. رِ) [ ع . مالک الرقاب ] (ص مر.) مهتر، سرور.

معنی مالک در فرهنگ فارسی عمید

مالک
۱. کسی که صاحب چیزی باشد و می تواند در آن تصرف کند.
۲. کسی که دارای زمین کشاورزی، کارگر و رعیت بسیار است، ارباب.
۳. از نام های خداوند.
۴. [قدیمی] نگهبان جهنم، مالک دوزخ.
۵. [قدیمی] عزرائیل، ملک الموت.
بوتیمار، غم خورک.
۱. مالک رقاب، صاحب و مالک گردن ها.
۲. [مجاز] بزرگ و صاحب اختیار مردم.
مالک قلوب، خداوند دل ها.
کسی که دارای آب و زمین مختصری است و خود در آن کشت وکار می کند.

مالک در دانشنامه اسلامی

مالک
معنی مَالِکَ: صاحب - مالك
معنی مَا لَکَ: تو را چه شده - برای تو چه اتفاقی افتاده - نيست براي تو
معنی لَا يَمْلِکُ: مالک نیست
معنی مَا أَمْلِکُ: مالک نمي شوم
معنی مَا يَمْلِکُونَ: مالک نیستند
معنی تَمْلِکُونَ: مالک شويد
معنی لَا تَمْلِکُ: مالک نيست (اختيار ندارد)
معنی لَا تَمْلِکُونَ: مالک نیستید
معنی لَا يَمْلِکُونَ: مالک نیستند
معنی مَّمْلُوک: آن که دیگری مالک و صاحب اختیار اوست
معنی لَا أَمْلِکُ: ندارم - مالك نيستم
معنی رَبُّ: پروردگار - پرورش دهنده - مالکِ مدبر
ریشه کلمه:
ملک‌ (۲۰۶ بار)
مالک بن حارث، معروف به اشتر متوفای ۳۹ق. از یاران ویژه امیر مؤمنان (ع) و از رؤسای نیرومند عراق و امیران لشکر امیر مؤمنان (ع) که در سیاست مردی دوراندیش و در جنگ فرماندهی توانمند بود. او در جنگهایی از جمله جمل و صفین شرکت داشت و سرانجام از طرف امام علی (ع) به استانداری مصر منصوب شد ولی قبل از رسیدن به مصر به شهادت رسید. عهدنامه معروف مالک اشتر، پیمان نامه ای است که امام علی (ع) خطاب بدو هنگام فرستادنش به مصر نگاشت.
نسب مالک اشتر طبق گفته ابن ابی الحدید چنین است: مالک بن حارث بن عبد یغوث بن مسلمة بن ربیعة بن خزیمة بن سعد بن مالک ابن نخع بن عمرو بن علة بن خالد بن مالک بن أدد. ابراهیم فرزند مالک از یاران مختار ثقفی در انتقام از کشندگان امام حسین(ع) بود.
از یمن تا کوفه
تاریخ و مکان ولادت مالک اشتر، نامشخص است اما شکی نیست که وی در سرزمین یمن بزرگ شده است و سپس در سال ۱۱ یا ۱۲ق. (۶۳۲ یا ۶۳۳م.) از آنجا مهاجرت کرده است. وی از امیران و از دلیران بزرگ و رئیس قومش بود و جاهلیت را درک کرد. در کوفه ساکن شد و از پشت او نسلی در کوفه زیستند. او در جنگ یرموک شرکت کرد، و در این جنگ بود که چشم خود را از دست داد. در همه جا با علی (ع) بود. و در جنگ جمل، محمد بن طلحه را کشت. همه تذکره نویسان او را ستوده اند. او را اشعاری است که در منابع ثبت شده است.
تدفین ابوذر
ابن ابی ا ...


مالک در دانشنامه ویکی پدیا

مالک
مالِک خازِنِ جهنم یکی از فرشته های نگهبان و دربان دوزخ است، که در قرآن و احادیث شیعه و سنی به آن اشاره شده است. فرشته های موکل بر جهنم نوزده تن اند، که آن ها را زبانیة می نامند.
مولوخ
در آیه ۷۷ و ۷۸ سوره زخرف بیان شده که در آخرت جهنمیان خازن جهنم را صدا می زنند و می گویند:
وَ نَادَوْاْ يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكمُ مَاكِثُونَ، لَقَدْ جِئْنَاكمُ بِالحَْقّ ِ وَ لَكِنَّ أَكْثرََكُمْ لِلْحَقّ ِ كَارِهُونَ: و فریاد می کشند: ای مالک! پروردگارت ما را بکشد، می گوید: شما ماندگار خواهید بود؛ زیرا وقتی حقیقت برایتان آورده شد، ولی اکثرتان از حق کراهت داشتید.
در آیه ۳۰ و ۳۱ سوره مدثر، در مورد جهنم آمده است:
«مالک» (انگلیسی: Maalik (1972 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۷۲ منتشر شد.
۳ نوامبر ۱۹۷۲ (۱۹۷۲-11-۰۳)
مالک آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مالک آباد (طبس)
مالک آباد (کوهرنگ)
مالک آباد، روستایی از توابع بخش دستگردان شهرستان طبس در استان خراسان جنوبی ایران است.
این روستا در دهستان دستگردان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
مختصات: ۳۳°۰۲′ شمالی ۵۰°۰۹ ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مالک در جدول کلمات

مالک
دارنده
مالک بودن
تملک
مالک شدن
شرا
مالک گردانیدن
تملیک
مالک وصاحب
ذا,ذو
به فرموده امام صادق)ع( کسی که مالک ••• خود نباشد | مالک خرد خود نیست
خشم
ملکی که از تعلق مالک بیرون آمده
مصادره شده

معنی مالک به انگلیسی

have (اسم)
مالک
lord (اسم)
ارباب ، سید ، خداوند ، مالک ، خدیو ، لرد ، صاحب ، شاهزاده
landowner (اسم)
ملاک ، مالک ، صاحب ملک
landlord (اسم)
ملاک ، مالک ، موجر ، صاحبخانه
possessor (اسم)
دارا ، مالک ، متصرف
owner (اسم)
خواجه ، مالک ، دارنده
proprietor (اسم)
مالک ، متصرف ، صاحب حق طبق کتاب
landed proprietor (اسم)
مالک
proprietress (اسم)
مالک

معنی کلمه مالک به عربی

مالک
صاحب الملک , له , لورد , مالک , ملاک
له
تابع
رث
غائب
تابع

مالک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر حیاتی
ذا
Man
ارباب
شهریار آریابد
در پارسی " داشتار " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
اشکان
این واژه و همه واژه های همخانواده آن ریشه ایرانی دارند چون :
ریشه واژه مال به معنای گنجینه در لغتنامه سکایی-ختنی در لغت malysaka* به معنای خزانه دار سلطنتی royal treasurer ثبت شده است.



*پیرس:

Dictionary of Khotan Saka by Harold Walter Bailey
اشکان
زبان عربی آمیخته ای از زبان های ایرانی و عبری و سریانی و حبشی و رومی و یونانی است و یک زبان جعلی است که ساخته ایرانی ها و ... در روزگار نخستین اسلام است
محمدرحیم ریگی
مالک :خداوند
خداوندمغازه: صاحب مغازه(کلمه خداوندبه معنای صاحب درحال حاضردرزبان بلوچی رذایج است)
مازیار ایرانی
پیشنهاد بنده واژه زیبای خاوند و خدیو و همچنین داشتار میباشد ک از واژگان بسیار زیبا و البته فراموش شده پارسی سره میباشد و بویژه واژه خاوند
جمال پیام
زمین دار
ایرزاد
مالِک
اَفزون بر واژه ی داشتار و با درنگری به این که مال از بُنیاد واژه ای ایرانی یا ایری است واژه های زیر هم پیش نهاده می شود :
دارَنده : مالِک (در ریختار فاعِل)
دارِشمَند : دارِش- مَند( مانند : دانشمند ، روشمند...)
دارِش = مال ، دارایی و - مَند = زاب دارندگی و داشتاری
مالدار یا مالتار : مال- دار/ تار
دار / تار : پسوند کُنندگی یا دارندگی است مانند :
پرستار ، کفتار ،پاسدار ، شهردار...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مالک اشتر دانشگاه   • مرگ مالک اشتر   • زندگی نامه مالک اشتر   • معنی مالک   • ابراهیم بن مالک اشتر   • شیوه مبارزه مالک اشتر   • مالک در جدول   • شرایط ورود به دانشگاه مالک اشتر   • مفهوم مالک   • تعریف مالک   • معرفی مالک   • مالک چیست   • مالک یعنی چی   • مالک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مالک

کلمه : مالک
اشتباه تایپی : lhg;
آوا : mAlek
نقش : اسم
عکس مالک : در گوگل

آیا معنی مالک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )