برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

قیچی

/qeyCi/

مترادف قیچی: مقراض

برابر پارسی: کاز، بُرِشگر، دوکارد

معنی قیچی در لغت نامه دهخدا

قیچی. [ ق َ / ق ِ ] (ترکی ، اِ) قیچا. آلتی که بوسیله ٔ آن پارچه ، کاغذ و اشیای دیگر را برند. (فرهنگ فارسی معین ). مقراض. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مقص. کازود. دوکارد :
حکیم سوزنی آن تیز قیچی فطرت
که بوده ابره ٔ هزلش همیشه آسترم
اگرچه در فن هزل از عبید افزون بود
ولی ز هر دو به ادراک من زیاده ترم.
ملا فوقی یزدی (از آنندراج ).
بعضی اصل این کلمه را قی چین (آلتی که قی شمع را می چیند) پنداشته اند،ولی این کلمه ترکی - مغولی است. (فرهنگ فارسی معین ).
- دم قیچی ؛ خرده پارچه هایی که خیاط پس از برش لباس از پارچه جدا میکند و آنها قابل استفاده نیستند. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی قیچی به فارسی

قیچی
ماخوذازترکی، مقراض، آلتی که با آن کاغذوپارچه یاچیزدیگربریده شود
( اسم ) آلتی که به وسیله آن پارچه کاغذ و اشیائ دیگر را برند مقراض : حکیم سوزنی آن تیز قیچی فطرت که بوده ابره هزلش همیشه آسترم ... توضیح بعضی اصل این کلمه را قی چین ( آلتی که قی شمع را می چینند ) پنداشته اند ولی این کلمه ترکی - مغولی است ( قیچا ) یا دم قیچی . خرده پارچه هایی که خیاط پس از برش لباس از پارچه جدا می کند و آنها قابل استفاده نیستند .
[shears] [مهندسی مواد و متالورژی] نوعی وسیلۀ برش بزرگ که گاه شبیه به قیچی معمولی است و برای بریدن ورق های بزرگ فلزی یا ریخته پیرایی قطعات ریختگی به کار می رود
نوعی قیچی برای گرفتن سرهای شاخه های درخت .
دهی از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد .
( مصدر ) با قیچی بریدن برش دادن .
[pruning shear] [کشاورزی- علوم باغبانی] ابزاری قیچی مانند با تیغه ای کوتاه برای برش های مختلف در باغبانی
( مصدر ) قیچی زدن .
( اسم ) کج و معوج .

معنی قیچی در فرهنگ معین

قیچی
(قِ) [ تر. ] (اِ.) ابزاری که به وسیلة آن پارچه ، کاغذ و اشیاء دیگر را می برند و دارای دو شاخة برنده است که از وسط به یکدیگر وصل شده اند، مقراض .
(چَ. اَ دَ. قِ) (اِمر.) (عا.) کج و معوج .
(دَ. قِ) (اِمر.) قطعه های کوچک اضافی که در جریان برش پارچه ، کاغذ و مقوا و غیره به وجود می آید.

معنی قیچی در فرهنگ فارسی عمید

قیچی
وسیله ای با دو تیغۀ دسته دار برای بریدن کاغذ، پارچه، و مانند آن.
* قیچی زدن (کردن): (مصدر متعدی) چیزی را با قیچی برش دادن.

قیچی در دانشنامه ویکی پدیا

قیچی
قِیچی ابزاری است که به وسیله آن پارچه، کاغذ، مو و اشیاء دیگر را می برند و دارای دو شاخه بُرنده است که از وسط به یکدیگر وصل شده اند، قیچی معمولاً ابزاری آهنین و مرکب از دو تیغه برنده که به واسطه میخ یا پیچی آن دوتیغه روی هم قرار می گیرند و هر چیز جامدی را به کمک آن می برند.
قیچی های خانگی: این نوع قیچی ها تیغه هایی با طول کوچک تر از ۱۵ سانتیمتر دارند و دسته های آن ها نیز همین اندازه است و جاانگشتی های تقریباً هم پهنا دارد. قیچی های سلمانی و آشپزخانه از این نوع هستند.
قیچی های کار: این نوع قیچی ها تیغه هایی بلندتر از ۱۵ سانتیمتر دارند و معمولاً سوراخ جاانگشتی یکی از دسته های آن ها گشادتر است و برای چند انگشت جا دارد در حالی که دستهٔ دیگر آن ها سوراخی یک انگشتی دارد. قیچی های باغبانی و صنعتی (آهنبری) از این نوع هستند.
قیچی از ترکیب دو نوع ماشین ساده یعنی گوه و اهرم تشکیل می شود.
نام های اصیل فارسی آن دوکارد، گاز و ناخن پیرای بوده که مدتی با نام عربی مقراض و در دورهٔ جدید در ایران با نام ترکی قیچی (در اصل قیچا) نامیده می شود. البته برخی ریشهٔ این واژه را قی چین یعنی ابزاری که قی شمع را می چیند دانسته اند.
امروزه به خاطر کاربرد روستایی آن، واژهٔ دوکارد تنها برای اشاره به قیچی پشم چین به کار می رود. در اصطلاح خیاطان خرده پارچه هایی را که خیاط پس از برش لباس از پارچه جدا می کند و دیگر قابل استفاده نیست «دَم قیچی» می نامند. حالت فعلی از نام واژه قیچی به کمک فعل های کردن و زدن درست می شود.
عکس قیچی
قیچی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
قیچی (فیلم ۱۳۹۴)
قیچی (فیلم ۱۹۹۱)
قیچی فیلمی به کارگردانی و نویسندگی کریم لک زاده و تهیه کنندگی احسان فولادی فرد محصول سال ۱۳۹۴ است.
عباس غزالی
سروش صحت
بهزاد دورانی
محمدرضا داوودنژاد
رابعه مدن ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قیچی در جدول کلمات

قیچی
مقراض
قیچی پشم زنی
دوکارد
قیچی مطبوعات
سانسور
قیچی مطبوعاتی
سانسور

معنی قیچی به انگلیسی

tweezers (اسم)
خارچینه ، قیچی ، موچین
scissors (اسم)
قطع ، قطع کننده ، قیچی ، مقراض ، چیز برنده
snips (اسم)
قیچی ، قیچی اهن بری

معنی کلمه قیچی به عربی

قیچی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عذرا
در زبان فارسی قاف وجود ندارد. و در زبان عربی حروف گچپژ وجود ندارد.هر کلمه ایی که هم قاف و هم یکی از حروف گچپز را داشته باشد .99% ترکی است. مثل قیچی، چاق، قاچاقچی، قارچ، پاتوق، چوچاق، آلاچیق،قشنگ،توپوق.......
عذرا
حروف ح ث ع ص ض ذ ط ظ مخصوص زبان عربی است.و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. قاف و غین حروف مشترک بین زبان عربی و ترکی است.که تلفظ مخصوص به خود دارند. مثلاوقتی ما ترکها می گوییم قوقوش(پرنده ی قو) یک فارس زبان آنرا گوگوش می شنود.و یا وقتی ما میگوییم قند آب یک فارس زبان آنرا گندآب می شنود.ولی وقتی یک فارس زبان قندآب را تلفظ می کند. ما آنرا غندآب می شنویم.چون فارسها قاف را شبیه عربها تلفظ می کنند.
عذرا
حرف قاف در ترکی کاربرد زیادی دارد. مثلا آخر خیلی از روستاها و دهکده ها در ترکی قاف است .مثل زرنق،نودوزق، ایلانق، سرین درق، سویوق درق، شیرین درق، کلوانق،النجق، اوچ درق،اویلق،مردق، فیروق(خوی)، نیارق(نمین اردبیل)،بافق(یزد)،برندق(اردبیل)،الوانق،کرنق(خلخال)،چاراویماق..........
پ ص ر
دوتیغ
علی باقری
قیچی یک واژه ترکی است .اما در ترکی به چه معناست سخنان زیادی در مورد آن گفته شده ولی به نظر هیچ کدام درست به نظر نمی رسد . به نظر می رسد که به مرور زمان این واژه تغییراتی در ساختمان آن به وجود آمده . به نظر می رسد این واژه در اصل قیلچالان بوده به معنی مو چین که امروزه از ابزار شبیه به قیچی در چیدن پشم و موی حیوانات استفاده می شود .قیل در ترکی به معنی مو یا پشم و چالان پسوند آلت یا ابزار. چون در فارسی کاربرد این پسوند وجود نداشته در کار برد فارسی این واژه از قیل چالان به قیچی تغییر کرده.
واژگان لری( بختیاری)
فعل قرچیدن و قرچینیدن در مَنای بریدن و بریدن چیزی خشک به کار می رود.
در مثل بُز که شاخه درختان را می خورد می گویند شاخه را قرچیده و یا قرچنیده است.
و صدایی که از بریدن چیزی خشک بیرون می آید را در گفتار لری قِرچ و قُرچ می گویند که در فارسی به آن قِچ و قُچ می گوییم.

قیچی در گفتار لری قِرچی( با اِ کشیده) یا قیرچی گفته می شود.
که نشان می دهد از واژه قرچیدن که یک واژه باستانی می باشد گرفته شده است.

حرف های (غ، خ، ق، گ) بسیار به‌جای هم بکار می روند و هیچ رپتی به عربی یا ترکی یا... بودن واژه ندارد.
شاید در جایی بگویند غرچیدن در جای دیگری بگویند خرچیدن در جای دیگری هم بگویند قرچیدن ولی در نوشتار رسمی قرچیدن نوشته شود.
.
قیچی :scissor
بریدگی ,بریدن,قطع:Scissor
شایلین سماوات
انگلیسی : scissors
فارسی : قیچی
فرانسوی : ciseaux

My mom cut my hairs with scissors
مامانم با قیچی موهام رو کوتاه کرد.
کیان
وسیله ای است که با آن اشیا را می برند
مثل پارچه
دو تیغ دارد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مقراض و قیچی در جدول   • قیچی تلگرام   • معنی قیچی   • فیلم قیچی   • قیچی آرایشگری   • قیچی به انگلیسی   • سایت قیچی   • معنی مقراض و قیچی در جدول   • مفهوم قیچی   • تعریف قیچی   • معرفی قیچی   • قیچی چیست   • قیچی یعنی چی   • قیچی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قیچی

کلمه : قیچی
اشتباه تایپی : rd]d
آوا : qeyCi
نقش : اسم
عکس قیچی : در گوگل

آیا معنی قیچی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )