برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1634 100 1
شبکه مترجمین ایران

قورباغه

/qurbAqe/

مترادف قورباغه: چغر، غوک، وزغ

برابر پارسی: وزغ، غوک

معنی قورباغه در لغت نامه دهخدا

قورباغه. [غ َ / غ ِ ] (ترکی ، اِ) غورباغه. قُرباغه. قُرباقه. قورباغا. قوربغا. قوربغه. جانوری است از رده ٔ ذوحیاتین های بی دم که اندام های خلفیش بقدر کافی طویلند و موجب جهش حیوان در حرکت میباشند و بعلاوه حیوان در آب بوسیله ٔ آنها بخوبی شنا میکند. نوزاد قورباغه در موقع خروج از تخم بصورت ماهی کوچکی با سر مدور و بزرگی است که در آبهای راکد میزید و کاملاً آبزی است زیرا دارای برانشی میباشد و پس از دگردیسی بصورت قورباغه ٔ بالغ درمی آید و میتواند زندگی خاکی نیز داشته باشد. قورباغه بشکل بالغ کاملاً هوازی است و برای تنفس باید بسطح آب بیاید، معذلک مدت چند دقیقه میتواند زیر آب بماند و اکسیژن محلول در آب را از راه پوست بدن جذب نماید. قورباغه حیوان بسیار پرخوری است و از حشرات و ماهیهای کوچک تغذیه میکند. در حدود 117 گونه از این جانور شناخته شده که در سراسر کره ٔ زمین پراکنده اند.قورباغه را نباید با وزغ اشتباه کرد، زیرا دومی حرکتش بوسیله ٔ راه رفتن است و جهش ندارد و بعلاوه دارای مردمک چشم عمودی است در حالی که مردمک چشم قورباغه گرد است. از سوی دیگر قورباغه در فک فوقانیش دارای دندان است ، ولی وزغ غالباً فاقد دندان میباشد. قورباغه برنگهای مختلف قهوه ای و سبز و خرمائی و صورتی و لک و پیس دار مشاهده میشود. نوعی قورباغه ٔ عظیم الجثه با صدای موحش در ممالک متحده ٔ امریکا وجود دارد که به آن قورباغه ٔ گاوی گویند و طولش به پنجاه سانتیمتر میرسد. ضفدع. غوک. (فرهنگ فارسی معین ). ج ، قورباغگان.
- امثال :
آب که بالا میرود قورباغه شعر میگوید. (فرهنگ نظام ).
آوازه خوان ماهی قورباغه است . (فرهنگ نظام ).
قورباغه آوازه خوان شده بیات گاو میخواند. (امثال و حکم دهخدا).
مار که پیر شد قورباغه کونش میگذارد. (فرهنگ نظام ).
رجوع به غوک شود.

معنی قورباغه به فارسی

قورباغه
( اسم ) جانوری است از رده ذوحیاتین های بی دم که اندامهای خلفیش بقدر کافی طویلند و موجب جهش حیوان در حرکت می باشند و به علاوه حیوان در آب به وسیله آنها به خوبی شنا می کند . نوزاد قورباغه در موقع خروج از تخم به صورت ماهی کوچکی یا سر مدور و بزرگی است که در آبهای راکد میزید و کاملا آبزی است زیرا دارای برانشی می باشد و پس از دگردیسی به صورت قورباغه بالغ در می آید و می تواند زندگی خاکی نیز داشته باشد . قورباغه به شکل بالغ کاملا هوازی است و برای تنفس باید به سطح آب بیاید مع ذلک مدت چند دقیقه می تواند زیر آب بماند و اکسیژن محلول در آب را از راه پوست بدن جذب نماید ٠ قورباغه حیوان بسیار پر خوری است و از حشرات و ماهیهای کوچک تغذیه می کند ٠ در حدود ۱۱۷ گونه از این جانور شناخته شده که در سراسر کره زمین پراکنده اند ٠ قورباغه را نباید با وزغ اشتباه کرد زیرا دومی حرکتش به وسیله راه رفتن است و جهش ندارد و به علاوه دارای مردمک چشم عمودی است در حالی که مردمک چشم قورباغه گرد است ٠ از سوی دیگر قورباغه در فک فوقانیش دارای دندان است ولی وزغ غالبا فاقد دندان می باشد ٠ قورباغه برنگهای مختلف قهوه یی و سبز و خرمایی و صورتی لک و پیس دار مشاهده می شود ٠ نوعی قورباغه عظیم الجثه با صدای موحش در ممالک متحده آمریکا وجود دارد که به آن قورباغه گاوی گویند و طولش به ۵٠ سانتیمتر میرسد ضفدع غوک جمع : قورباغگان . قورباغگان ۱ - راسته ای از ذوحیاتین که فاقد دم هستند ذوحیاتین که فاقد دم هستند و وزغ ها را نیز شامل می شوند غوکان ضفادع ٠ توضیح در برخی ماخذ کلمه قورباغگان مرادف با ذوحیاتین ها به کار رفته است ٠
[rerailing frog, humpback, car frog, butterfly frog, wrecking frog, greenback, rerailer] [حمل ونقل ریلی] ابزاری هدایت کننده از جنس فولاد سخت یا چدن که چرخ های ازخط خارج شدۀ قطار را به روی ریل بازمی گرداند
[Hydrocharis] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای آبزی از تختِ قورباغه ایان با گل های منظم و برگ های قلبی شکلِ شناور بر سطح آب که گل های آن دارای سه کاسبرگ و سه گلبرگ و یک تا سه پرچم یا بیشتر و یک مادگی تک حجره ای تحتانی است
...

معنی قورباغه در فرهنگ معین

قورباغه
(غِ)(اِ.) جانور دوزیست از تیرة غوکان ، معمولاً آبزی که دم و گردن ندارد دارای پوست صاف و دست و پای پره دار با جهش سریع .

معنی قورباغه در فرهنگ فارسی عمید

قورباغه
۱. (زیست شناسی) جانوری از ردۀ دوزیستان با پاهای قوی و پره دار که در آب تخم می ریزد. برخی از انواع آن از بدن خود مایعی رقیق و سمّی جدا می کند. نوزاد بی دست وپای آن دارای سر بزرگ، دُم دراز، و آبشش است، غوک، وزغ، چغز، کلا.
۲. (ورزش) نوعی شنا مانند حرکات قورباغه در هنگام شنا کردن.

قورباغه در دانشنامه ویکی پدیا

قورباغه
کهن غوکان (Archaeobatrachia)میان غوکان (Mesobatrachia)نوغوکان (Neobatrachia)-فهرست خانواده های بی دمان
قورباغه سبز
وزغ سبز
وزغ بیلچه پای
قورباغه نیزه سمی
ریزغوک
قورباغه، وَک یا غوک یا چغز به فارسی افغانستان بقه جانوری است دوزیست از راسته بی دمان (نام علمی: Anura).
رایج ترین دوزیستان جهان قورباغه ها و وزغ ها هستند. نوع بالغ قورباغه ها عموماً بدون دم و چمباته زده هستند، آن ها پاهای بلند عقب برای پریدن و زبان بلند چسبناک برای گرفتن طعمه دارند. معمولاً قورباغه ها بدن نرم و مرطوب دارند و در نزدیکی آب ها زندگی می کنند. وزغها اما پوست خشک و زگیل مانند دارند و عمدتاً روی خشکی زندگی می کنند.
قورباغه ها و وزغها هر ساله به محل تولید مثل (محل تولد) خود بازمی گردند. عموماً نرها زودتر از ماده ها به آبگیرها می رسند و محدوده جفت گیری خود را مشخص می کنند. هنگامی که ماده ها به محل می رسند، نرها به وسیله آوازهای مخصوص آن ها را به درون آبگیر دعوت می کنند. در صورتی که ماده ها به آواز نرها جواب بدهند، نرها به وسیله پاهای جلویی آن ها را می گیرند. وقتی ماده ها تخم ریزی می کنند، نرها به وسیله اسپرم تخمها را بارور می کنند.
عکس قورباغه
گفته ای رایج است که می گوید زمانی که قورباغه را داخل یک ماهیتابهٔ پر از آب قرار می دهند، و آب آن را به تدریج داغ می کنند، قورباغه نمی تواند متوجهٔ افزایش تدریجی حرارت شود. او آنقدر می نشیند تا بمیرد.
از این مثل برای اشاره به این امر استفاده می شود که بسیاری از مردم، مثل قورباغه، نمی توانند تغییرات تدریجی و کشنده در تمدن مدرن را متوجه شوند.
در قرن ۱۹ این طور تصور می شد که این مثل به خاطر خونسرد بودن قورباغه ها صحیح است؛ ولی تحقیقات اخیر نشان می دهد که قورباغه های واقعی به محضی که بتوانند از ماهیتابه داغ فرار می کنند.
زمینهٔ روان شناسی هیلگارد، ویراست ۱۵، سوزان نولِن-هوکسِما. ترجمهٔ دکتر حمزه گنجی، نشر ساوالان ۱۳۹۰
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قورباغه در دانشنامه آزاد پارسی

قورباغه (frog)
هر یک از دوزیستان راستۀ بی دمان. حدود ۲۴ خانوادۀ متفاوت از قورباغه ها، مشتمل بر بیش از ۳,۸۰۰ گونه شناسایی شده است. هیچ قانون مشخصی برای جداسازی قورباغه ها و وزغ ها وجود ندارد. قورباغه ها معمولاً بدنی قوز کرده دارند. پاهای عقبی آن ها برای پریدن، و پنجه های پرده دار آن ها نیز برای شناکردن سازش یافته اند. بیشترِ قورباغه ها در آب، یا نزدیک آن زندگی می کنند، هرچند در سن بلوغ تنفس از هوا برایشان ممکن می شود. چند گونه از قورباغه ها در خشکی، یا حتی روی درختان زندگی می کنند. رنگ جنس Rana معمولاً سبز است، اما سایر اعضاء خانوادۀ قورباغه ها رنگ هایی درخشان دارند، ازجمله سیاه و نارنجی، یا زرد و سفید. بسیاری از قورباغه ها از زبان بلند و قابل اتساع شان برای صید حشرات استفاده می کنند. چشم قورباغه ها درشت و برآمده است. اندازۀ قورباغه ها متفاوت است، طول قورباغۀ علفی کوچک امریکای شمالی Limnaoedus ocularis دوازده میلی متر، و طول قورباغۀ آبی غول پیکر Telmatobius culeus، ساکن دریاچۀ تی تی کاکای امریکای جنوبی، ۵۰ سانتی متر است. قورباغه ها پراکندگی وسیعی دارند و در تمام قاره ها، جز جنوبگان، یافت می شوند. این جانوران برای زندگی در شرایط محیطی متفاوت، ازجمله در بیابان ها، جنگل ها، علفزارها، و حتی ارتفاعات بالا سازش یافته اند. برخی از گونه ها، در ارتفاعات بالای ۵هزار متر کوه های آند و هیمالیا زندگی می کنند.جفت یابی و تولیدمثل. در بسیاری از گونه ها، نرها معمولاً با غورغورکردن در جمع های بزرگ ماده ها را جلب می کنند. در برخی از گونه های نواحی استوایی، کیسۀ متسع شده ممکن است از بقیه بدن بزرگ تر باشد. سایر رفتارهای جفت یابی عبارت اند از ضربه زدن به زمین، و رقص. برخی قورباغه ها تخم های خود را به صورت توده های بزرگ در آب می گذارند. مادۀ ژله ای اطراف تخم ها باعث حفاظت و گرم نگه داشتن تخم ها می شود. برخی قورباغه های امریکای جنوبی آشیانه هایی از گل ولای می سازند، و قورباغه های درختی افریقایی از مخاط مترشحه از خود آشیانه هایی از حباب می سازند. در سایر گونه ها، تخم ها در کیسه هایی واقع بر پشت جانور ماده حمل می شوند، یا جانور نر آن ها را در کیسۀ صدای خود نگهداری می کند. تخم های وزغ قابلۀ اوراسیایی Alytes obstetricans، تا زمان بازشدن، دور پای عقبی حیوان نر بقچه بندی می ش ...

نقل قول های قورباغه

قورباغه یا وَک یا غوک جانوری است دوزیست از راسته بی دمان رایج ترین دوزیستان جهان قورباغه ها و وزغ ها هستند.
• «افسانه هایی که از قول یک قورباغه یا سوسک بالدار نقل شده، بیش از کلمات حکما در مغز مردم نفوذ می کند.»
• ژان دو لافونتن
• «قورباغه درون چاه چه می داند که جهان اطرافش چه قدر وسیع است.»
• کیم وو چونگ
• «در حوضی که ماهی نیست، قورباغه سپهسالار است.»
• «آب که سر بالا می ره، قورباغه ابوعطا می خونه.»
• «اگر قورباغه سبز روی درخت بخواند می گویند باران می آید.»
• «مار که پیر شد قورباغه سوارش می شود.»
• «قورباغه با آب چاق نمی شود.»
• «شهر که شلوغ بشه قورباغه هفت تیر کش میشه.»

قورباغه

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> قورباغه
ماشین فولکس

ارتباط محتوایی با قورباغه

قورباغه در جدول کلمات

قورباغه
داروک
قورباغه جدول
وک
قورباغه درختی
وک, واروک
آب که ••••میره قورباغه ابوعطا میخونه
سربالا

معنی قورباغه به انگلیسی

frog (اسم)
قلاب ، قورباغه ، وزغ ، غوک ، خرک ویلن
greenback (اسم)
اسکناس ، قورباغه ، پشت سبز

معنی کلمه قورباغه به عربی

قورباغه
ضفدع
ضفدع

قورباغه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرش
در اصل احتمال دارد که غور آوا باشد که در گردش ایام و تغییر زمان به غور باغه تغییر کرده است. غور آوا به معنی کسی که سدای غور می دهد.
الته ممکن است باغه از کلمه باغ گرفته یعنی سدای غوری که در باغه است.
فریبرز باغشمالی
قورباغه (Frog) که مترادف فارسی آن ’غوک‘ است. از فرمانرو ’جانوران‘ شاخه ’طنابداران‘، رده ’دوزیستان‘، و راسته ’بی دمان‘ مي باشد. پاهای بلند عقب برای پریدن و زبان بلند چسبناک برای گرفتن طعمه دارد. معمولاً قورباغه‌ها بدن نرم و مرطوب داشته و در نزدیکی آب‌ها زندگی می‌کنند.
بهمن
برای بیشتر کلمات فارسی شما نمی توانید در زبان فارسی ریشه یابی کنید.
برای فهم آنها باید به زبان تورکی، خصوصا تورکی با لهجه های مخالف آشنایی داشته باشید.
کلمه 'باغا' که در لهجه عثمانی 'باغه' گفته شده، به معنی حیوان دوزیست است.
از این ریشه گول باغا، کاپلوم باغا، سو باغا، توس باغا و... می توان اشاره نمود.
eski turkcede kaplumbağa turu hayvanlar icin kullanilmis genel isim. ingilizce batrachian ve chelonian karsiligidir.
gunumuzde hem suda hem karada yasayan amfibi hayvanlarin isminde kullaniyoruz.
tosbağa, kaplumbağa, kurbağa, otlu bağa (siyah renkli kurbağa), su bağasi (su kaplumbağasi)Osmanlıca s�zl�k Baga anlamı nedir, manası ne demek
Osmanlıca s�zl�k Baga anlamı nedir, manası ne demek

باغه - bağa ingilizce anlamı, باغه - bağa osmanlıca ne demek. İngilizce osmanlıca s�zl�kte باغه - bağa kelimesi nasıl ge�iyor. bağa osmanlıca nasıl yazılır. bağa nedir, bağa ne demek arapca yazılışı.
علی سیریزی
گُک (در گویش شهر سیریز )
نگین
وُک
مجید ترکستانی
قورباغه واژه‌ای پارسی است و نیازی به برابرنهاده و هاوَند(معادل) ندارد.
همریشه است با لری و لکی " قُروا و کُرواخه" و کُردی بق، ژاژا بَق یا ژوژا بَه
علی باقری
قورباغه ( اصطلاح خیاطی ) هنر گشودن بخیه.
علی دوستی نوگورانی
غوک
امیر
قور یا گور در ترکی به معنی مردآب هست و باغا یا باغه به معنی موجود دو زیست (آبی و خشکی)و عملا قورباغه به معنی حیوان دو زیست داخل مرداب ریشه ترکی دارد .
علی رضایی
ترکیه در ترکی به لاکپشت کاپلومباغا یا توسباغا یا تیسباغا در ترکمنی پیشباغا در بعضی لهجه ها تاشباغا
سید غزان
قورباغه در فارسی ب معنی چغول است
ستایش نعیمی
قورباغه در فارسی ب معنی چغول است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قورباغه نقاشی   • چرخه زندگی قورباغه   • غذای قورباغه   • قورباغه زهرآگین   • قورباغه در جدول   • قورباغه تلگرام   • قورباغه کارتونی   • قورباغه پروفایل   • معنی قورباغه   • مفهوم قورباغه   • تعریف قورباغه   • معرفی قورباغه   • قورباغه چیست   • قورباغه یعنی چی   • قورباغه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قورباغه

کلمه : قورباغه
اشتباه تایپی : r,vfhyi
آوا : qurbAqe
نقش : اسم
عکس قورباغه : در گوگل

آیا معنی قورباغه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )