قرارداد

/qarArdAd/

مترادف قرارداد: پیمان، پیمان نامه، عهدنامه، قولنامه، کنترات، معاهده، مقاوله، مقاوله نامه، مواضعه، میثاق

برابر پارسی: پیمان نامه، پیمان

معنی انگلیسی:
agreement, bargain, compact, concordat, contract, indenture, treaty, convention, appointment, arrangement, instrument

لغت نامه دهخدا

قرارداد. [ ق َ ] ( ن مف مرکب ، اِ مرکب )دارای پایداری. || منصوب و مقرر و برقرار. تعیین شده. قول. شرط. پیمان. || اقرار. || دستور. || قانون. || ختم عمل. || قرارنامه. ( ناظم الاطباء ).
- صلح قرارداد ؛ صلحی که بواسطه عهد و پیمان تعیین و قرار شده باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - اتفاق دو یا چند تن در امری ۲ - پیمان عهد نامه قرار نامه . یا قرار داد سیاسی . عهد نامه سیاسی پیمان سیاسی .

فرهنگ معین

( ~ . ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) پیمان ، عهد.

فرهنگ عمید

۱. تعهدی معملاً کتبی که بر اساس آن دو یا چند شخص حقیقی یا حقوقی وظایف و حقوقی نسبت به هم در نظر می گیرند.
۲. عهدنامه، پیمان.

واژه نامه بختیاریکا

پا گِری

دانشنامه آزاد فارسی

هرگونه توافق و تراضی بین دو یا چند شخص دربارۀ امری که مورد قبول ایشان باشد. موضوع قرارداد ممکن است تعهد به پرداخت وجه باشد، یا انجام دادن کار یا خودداری از انجام دادنکار. نوشتن قرارداد الزامی نیست و می تواند شفاهی باشد. مثلاً در قانون ناظر به مصرف کنندگان، قرارداد با فروش کالا تحقق پیدا می کند. قرارداد، مانند عقد، سه عنصر دارد: طرفین، رابطۀ حقوقی، موضوع یا مضمون قرارداد. قرارداد، عقد و معامله گاه به صورت مترادف استعمال می شود که نادرست نیست، لکن با اندکی دقت می توان تفاوت هایی را بین آن ها تشخیص داد. منظور از عقد، عقود معیّن نوزده گانه است که احکام و آثار آن ها در قانون مدنی آمده است. قرارداد، هرگونه تراضی و توافق است که متضمن تعهد طرفین باشد و معامله، قراردادی است که موضوع آن ها جنبۀ مالی و اقتصادی داشته باشد. به موجب مادۀ ۱۰ قانون مدنی قراردادهایی که برطبق قانون تنظیم می شود معتبر بوده و بین طرفین لازم الاجراست. شرایط صحت قرارداد، همان شرایطی است که در مورد صحت عقد وجود دارد: قصد و رضای طرفین، اهلیت طرفین، معیّن بودن موضوع قرارداد، مشروعیت جهت قرارداد یا معامله. بنابراین هر قرارداد ظاهراً صحیح، ممکن است در صورت وجود اشتباه، تدلیس، اجبار و یا فقدان شرایط قانونی در یک طرف، غیرقابل اجرا باشد. قراردادهایی که به قصد اجرای اعمال مجرمانه یا غیراخلاقی منعقد می شود، همین طور قراردادهای متضمن قمار و شرط بندی باطل اند.

مترادف ها

agreement (اسم)
توافق، پیمان، سازش، موافقت، قرار، قبول، عهد، قرارداد، معاهده، عقد، مطابقهء نحوی، معاهده و مقاطعهء، شرط، عهدنامه

contract (اسم)
پیمان، موافقت، قرارداد، عقد، مقاطعه، کنترات، پیمان بستن، هم کشیدن

treaty (اسم)
پیمان، موافقت، عهد، قرارداد، معاهده، عقد، عهدنامه، پیمان نامه

stipulation (اسم)
قرار، تصریح، قرارداد، قید، شرط ضمن عقد

convention (اسم)
قرارداد، انجمن، مجمع، هم ایش، پیمان نامه، هم ایی

indenture (اسم)
قرارداد، عهدنامه، کنترات، سند دو نسخه ای، دوتا سازی، سیاهه رسمی زدندانه گذاری

bond (اسم)
کفیل، پیوستگی، قرارداد، بند، ضمانت، قید، ضمانت نامه، اوراق قرضه، رابطه، زنجیر، قرارداد الزاماور، عهد و میثاق

فارسی به عربی

عقد ، أحَلَّ
معاهدة

پیشنهاد کاربران

شرط
[اصطلاح تخصصی ارزهای دیجیتال]
Contract
قرارداد یک توافق الزام آور بین دو طرف است.
نوشتن قرارداد در نظام اسلامی برای جلوگیری از فراموش شدن تعهّدات وقرارها . . .
نه برای جلوگیری از سوء استفاده وکلاهبرداری که در قانون موردبحث ونظر ودلایل . . . هست.
چون کلاهبردار وفریبکار ودروغگو ومحتال وخیانتکار . . . از هر قرارداد با تعمّد ونیرک وزیرگ ومانور وتقلّب و. . . فرار میکنه و قانون را دورش میزنه بهر صورت ونحوی وصورت وتبصره واستثناء . . . ممکن ونقش بازی میکنه ونقشه های شؤم میکشه . . .
...
[مشاهده متن کامل]

وهیچ چیز مانند امضاء ودوربین وشهودو. . . جلوش نمیگیره
وهیچکس حریفش نمیشه بجز مرگ است.
لذا توصیت اسلام اینکه همیشه قراردادتان وتعهدات و. . . یادداشت کنید یا مکتوب باشد یا ثبت بشه . . . وشهود حاضر بشن وفقط با افراد اهل اعتماد وتعهّد وامانتداری وثقت ووفاء . . . قرارداد ببند.
حتی با فرزند وهمسر وپدرومادر ودوست وفامیل این امر به عادت وامرضروری مبدل بشود. . .
وسهل انگاریواعتماد بی جا . . . ؛ عواقب وخیم وجبران ناپذیری دارد.
"فاکتبوه و لیکتب بینکم کاتب بالعدل"
"یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود"
اعتماد بی اعتماد!

قرارداد از دو واژه ساخته شده، قرار واژه عربی به ماناک دیدار و داد پارسی به چم قانون است ، پس بهترین جایگزین پارسی برای قرارداد میشه، دیدارداد به ماناک دیدار برای نوشتن قانون برای هر دو سو، پیمان نامه بیشتر برای جنگ و صلح بکار میره ولی همین ماناک و معنیو داره
نلگرام ما
💎@Parsik💎
قرارداد از دو واژه ساخته شده، قرار واژه عربی به ماناک دیدار و داد پارسی به چم قانون است ، پس بهترین جایگزین پارسی برای قرارداد میشه، دیدارداد به ماناک دیدار برای نوشتن قانون برای هر دو سو، پیمان نامه بیشتر برای جنگ و صلح بکار میره ولی همین ماناک و معنیو داره
نباید بین قرار و داد فاصله گذاشت یعنی باید قرارداد بنویسید نه قرار داد
Contract
کنوانسیون

بپرس