برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

فرمان

/farmAn/

مترادف فرمان: امر، امریه، توقیع، حکم، دستور، رقم، سفارش، طغرا، فرمایش، منشور، رل، سکان، اجازه، پته، پروانه، فته

معنی اسم فرمان

اسم: فرمان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: حکم، امر، دستور

معنی فرمان در لغت نامه دهخدا

فرمان. [ ف َ ] (اِ) در زبان پهلوی فرمان ، در پارسی باستان فرمانا ، در ارمنی عاریتی و دخیل هرمن ، معرب آن نیز فرمان و جمع عربی آن فرامین است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). حکم. امر. دستور. اجازه. (یادداشت به خط مؤلف ) :
به کار آور آن دانشی کت خدیو
بداده ست و منگر به فرمان دیو.
بوشکور.
ای امیر مهربان این مهرگان خرم گذار
فر و فرمان فریدون ورز با فرهنگ و هنگ.
منجیک.
همه حکمی به فرمان تو رانند
که ایزد مر تو را داده ست فرمان.
دقیقی.
من آنچه شنیدم بگفتمت راست
تو به دان کنون رای و فرمان تو راست.
فردوسی.
چو دوری گزیند ز پیمان تو
بریزند خونش به فرمان تو.
فردوسی.
نرفت ایچ با من سخن ز آشتی
ز فرمان من روی برگاشتی.
فردوسی.
قضا رفت و قلم بنوشت فرمان
تو را جز صبر کردن چیست درمان ؟
فخرالدین اسعد.
او را سوگند داده بودند که در فرمان و طاعت ما باشد. (تاریخ بیهقی ). به فرمانی که هست واجب کند که بر این نام که دارد بماند. (تاریخ بیهقی ). شمایان را فرمان نبود جنگ کردن. چرا کردید؟ (تاریخ بیهقی ).
نگاه کن که چو فرمان دیو ظاهر شد
نماند فرمان در خلق خویش یزدان را.
ناصرخسرو.
آنجا که به فرمانش پیمبر بنشستی
فرزندش امروز نشسته ست به فرمان.
ناصرخسرو.
چون توفرمان محمد را همی منکر شوی
سنت و اجماع و تعلیم جماعت چیست پس ؟
ناصرخسرو.
فرمان آمد که یا میکائیل بر زمین رو و یک قبضه خاک بیاور. (قصص الانبیاء). فرمان چیست ؟ و از کدام سو برآیم ، از جانب مغرب یا از جانب مشرق ؟ (قصص الانبیاء). طاوس گفت که فرمان نیست که کسی را در بهشت بگذارم برود. (قصص الانبیاء). که بندگان را از امتثال فرمان چاره نباشد. (کلیله و دمنه ). دمنه گفت فرمان ملک راست. (کلیله و دمنه ). با او سباع و وحوش بسیار همه در متابعت فرمان او. (کلیله و دمنه ).
چو ماندم بی زبان چون نای جان د ...

معنی فرمان به فارسی

فرمان
پرمان:امر، حکم، حکمی که ازجانب شخص بزرگ صادرشود، درعربی نیزفرمان میگویندونیزفرمان درفارسی رل اتومبیل راهم میگویند
۱ - حکمی که از جانب شخصی بزرگ صادر گردد امر حکم . یا به فرمان . به فرموده به دستور حسب الامر ۲ - توقیع پادشاه ۳ - پروانه اجازه جمع: ( بسیاق عربی ) فرامین ۴ - رل ماشین .
[command] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] دستوری به یا درخواستی از یک برنامه یا برنامۀ کاربردی یا سامانۀ عامل یا نرم افزار دیگر برای اجرای کاری خاص
[cue] [سینما و تلویزیون] اشاره یا علامتی خطاب به بازیگران یا اعضای گروه تولید، برای شروع یا خاتمۀ عمل
[ گویش مازنی ] /farmaan/ دستور فرمان
دهیست از دهستان یوسف آباد پایین ویت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد ۴ کیلومتری جنوب طیبات سرراه اتومبیل رو طیبات کرات جلگه و معتدل ۶۹۶ تن سکنه قنات محصول غت پنبه زیره شغل زراعت مالداری قالیچه بافی .
دهی است از دهستان ژان بخش درود شهرستان بروجرد .
رسیدن فرمان و حکم . امر شدن
( مصدر ) اطاعت کردن انقیاد نمودن .
اطاعت فرمان کردن . انجام دادن فرمان و دستور کسی .
( صفت ) کسی که فرمان بزرگتر را اجرا کند مطیع .
فرمان بردن . فرمان برداری کردن
قبول فرمان اطاعت .
[handling] [حمل ونقل هوایی] برداشت ذهنی هر فرد دربارۀ چگونگی پاسخ گویی هواگرد به فرمان ها
[carefree handling] [حمل ونقل هوایی] شرایطی که در آن سامانۀ ...

معنی فرمان در فرهنگ معین

فرمان
(فَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - دستور، امر، حکم . ۲ - توقیع پادشاه . ۳ - وسیلة کنترل اتومبیل ، دوچرخه ، موتورسیکلت .
( ~ . بَ) (ص فا.) ۱ - فرمانبردار، مطیع . ۲ - خادم ، خدمتکار.
( ~ . بُ دَ) (مص ل .) اطاعت کردن ، انقیاد نمودن .
( ~ . دَ) (مص ل .) حکومت کردن .
( ~ . رِ دَ) (مص ل .) ۱ - رسیدن حکم و دستور. ۲ - مجازاً: رسیدن وقت مرگ .
( ~ . رَ) (ص مر.) حاکم .
( ~ . رَ) (حامص .) حکومت .
(ی ) ( ~ . فَ) (ص فا.) فرمانروا، حاکم ، پادشاه .
( ~ . فَ)(حامص .) فرمانروایی ، حکومت .
( ~. گُ) (ص فا.) فرمانده .
( ~ . گُ) (ص مف .) فرمان پذیر.
( ~ . کَ دَ) (مص ل .) اطاعت کردن .
( ~ . تَ) (مص ل .) ۱ - دستور گرفتن . ۲ - مجازاً: مردن ، درگذشتن .
( ~ِ. فَ) [ ع - فا. ] (اِمر.) اولیاء، اولوالامر.

معنی فرمان در فرهنگ فارسی عمید

فرمان
۱. امر، دستور.
۲. حُکمی که از جانب شخص بزرگ صادر شود، حُکم.
۳. وسیله ای دایره ای شکل برای هدایت خودرو، رل.
* فرمان بردن: (مصدر لازم) [مجاز] اطاعت کردن.
* فرمان راندن: (مصدر لازم) [مجاز] حکومت کردن.
* فرمان دادن: (مصدر لازم)
۱. امر کردن، حکم کردن.
۲. [قدیمی] اجازه دادن.
* فرمان یافتن: (مصدر لازم)
۱. دریافت کردن فرمان.
۲. [قدیمی، مجاز] مردن.
= فرمان بردار
آن که فرمان کسی را می پذیرد یا اجرا می کند، مطیع.
اطاعت، فرمان بردن.
= فرمان برداری
= فرمان بردار
اطاعت، قبول فرمان.
= فرمان بردار
= فرمان برداری
فرمان دهنده، امرکننده، آمر، حاکم: هرکه او خدمت فرخندۀ او پیشه گرفت / بر جهان کامروا گردد و فرمان فرمای (فرخی: ۳۶۷).
حکمرانی، حکومت.
آن که فرمان او اجرا می شود، فرمان دهنده، حاکم.
فرمان گزارنده، اجراکنندۀ فرمان، مطیع.
= فرمان بردار
...

فرمان در دانشنامه اسلامی

برات، در اصطلاح دیوانی عثمانی گونه ای فرمان از جانب سلطان می باشد.
در اسناد دولت عثمانی؛ این برات را که به طغرای سلطان مزین بود، بیتی، برات شریف، نشانْ، نشانِ شریف، حکم و مثال نیز خوانده اند؛ علاوه بر این ها، گاه یِرلیغ، بویورولْدو، توقیع، منشور و اراده نیز به همین معنا به کار می رفته است.
مفهوم برات
با اینهمه، برات مفهوم بسیار محدودتری داشته و آن «عطا» یا «حکم انتصاب به مقام» بوده است.
انواع برات
برات انواع گوناگونی داشته است: براتِ تیمار، التزام، معافیت، مقاطعه، مالکانه، امتیاز؛ براتِ مقامات بیگلربیگی، نشانجی (مهردار)، دفترداری، وزارت؛ و برات مأموریتهای دیگری که به موجب آن ها اجازه امامتِ محل یا مسجد، خطبه خوانی، خدمتگزاری کعبه و حرم پیامبر، طبابت و جز آن داده می شد. (مُهِمّه دفتری، ص ۵۵۷، ۶۹۶و...)برات به معنای «عطا» از اصطلاحات رایج در دیوان املاک (تیمار) بود.در براتهای واگذاری تیمار (اقطاع /تیول) هویت صاحب تیمار، نام ناحیه به تیمار داده شده، و مقدار و کیفیت واگذاری آن ذکر می شد.
برات در اسناد رسمی
...
محمد ولی میرزا فرمان فرماییان در سال 1310ق1271/ش متولد گردید. پدرش میرزا فرمان فرما، نوه عباس میزرا ولی عهد فتح علی شاه و مادرش عزت الدوله دختر مظفرالدین شاه و نوه دختری امیرکبیر بود. عبدالحسین میرزا و عزت الدوله صاحب شش فرزند پسر شدند. دو فرزند کوچکتر، در سنین نوجوانی درگذشتند و دیگران که محمد ولی میرزا نیز جزء آن هاست، سرنوشت های دگرگونه ای داشتند.
خاطرات محمد ولی میرزا هم منظم و هم نامنظم است. گاهی هر روز و بی فاصله، مطالبی را یادداشت کرده و گاهی وقفه ای چند روزه بین آن ها انداخته است. گاهی هم ناگهان رشته کلام را قطع کرده، از اکنون به گذشته رفته، جسته و گریخته چیزهایی به یاد آورده و آن ها را درهم و مغشوش نوشته است.
آنچه از نوشته های او به دست ما رسیده است، حدود چهل دفتر، در ابعاد مختلف جیبی، پاکتی، پالتویی، تحریری و خشتی می شود و قدیمی ترین آن ها، با شرح وقایع سفر فارس، از سال 1338ق1299/ش آغاز می ...


فرمان در دانشنامه ویکی پدیا

فرمان
هنگامی که راننده غربیلک فرمان خودرو را به چپ یا راست می چرخاند این حرکت به وسیله پیچ بی انتهایی که در انتهای میل فرمان است دنده را حول محورش به راست یا چپ بسته به گردش چرخ فرمان می گرداند. محور این دنده به وسیله اهرم های مختلف به چرخ های جلو که چرخ های هدایت خودرو هستند حرکات سمتی می دهند.
حساسیت فرمان در خودرو نهایت اهمیت را داشته، راننده بایستی به روغن کاری اهرم های فرمان و مرتب بودن آن ها توجه داشته باشد.
امروزه کیسه های هوایی که محافظ راننده به هنگام تصادف هستند نیز در درون فرمان جاسازی می شوند. همچنین کلیدهای هشدار دهنده و برخی تنظیمات صوتی و هدایتی خودرو بر روی فرمان نصب می گردد. در سیستم های فرمان هیدرولیک بجای اهرمها و میله مارپیچ از پمپ هیدرولیک و جک های هیدرولیک استفاده می شود که ضریب امنیت و دقت را بطور چشمگیری بالا برده است. همچنین اهرمهای تعویض دنده نیز در برخی خودردهای جدید بر روی فرمان نصب می شود.
همچنین در نسل جدید خودروها علاوه بر سیستم هیدرولیکی یک سیستم برقی (EPS) نیز به آن اضافه شده است که شامل یک موتور برقی است و چرخاندن فرمان به وسیله راننده را سهولت می بخشد و به این شیوه عمل می کند که مانور فرمان به دست راننده موتور برقی را به کار انداخته و موتور نیز سیستم هیدرولیک را تحریک می کند و چرخ ها تغییر جهت می دهند.
در رایانش فرمان عبارت است از دستوری که به یک برنامهٔ رایانه ای که به عنوان نوعی مفسر عمل می کند داده می شود تا یک وظیفهٔ معین را به انجام رساند. اغلب فرمان ها را در یک مفسر خط فرمان مانند شِل وارد می کنند.
زبان شناسی صورت گرا
فهرست ابزارهای یونیکس
فهرست فرمان های داس ‏(en)‏
در ادامه برخی فرمان های واسط خط فرمانپوستهٔ یونیکس آمده است.
فرمان زیر دا ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فرمان در دانشنامه آزاد پارسی

فرمان (Command)
دستوری که یک عملکرد خاص، عملیات یا برنامه را در رایانه به اجرا درمی آورد. فرمان لازم برای انجام کاری ممکن است در رایانه ها و سیستم عامل های مختلف با هم متفاوت باشد. فرمان ها بخشی اساسی از رابط بین کاربر و رایانه هستند. در رایانه ها معمولاً دو نوع رابط کاربر وجود دارد: رابط خط فرمان و رابط گرافیکی کاربر (GUI). رابط های خط فرمان مبتنی بر متن هستند. یعنی در برنامه هایی که از رابط خط فرمان استفاده می کنند، کاربر باید فرمان مربوطه را دقیقاً برای رایانه تایپ کند و به آن بدهد. در رابط های گرافیکی کاربر، کاربر می تواند فرمان ها را از طریق کلیک کردن، یا دوبار کلیک کردن نوشته ها یا علامت های مربوطه به رایانه بدهد. وقتی کاربر یک فرمان را به رایانه می دهد، این فرمان توسط سیستم عامل خوانده می شود. سیستم عامل برنامه بزرگ و مهمی است که کنترل کارهای رایانه به عهده آن است. یکی از وظایف سیستم عامل تفسیر کردن فرمان هاست. این کار توسط برنامه خاصی به اسم مفسر فرمان که در تمام سیستم عامل ها موجود است، انجام می شود. مفسر فرمان، فرمان ها را از کاربر می گیرد، یا آن ها را از یک فایل می خواند و اجرا می کند.

فرمان در جدول کلمات

فرمان
رل
فرمان اتومبیل
رل
فرمان اداری
بخشنامه
فرمان برای حرکت چهار پا
هین
فرمان پادشاه مغول
یرلیغ
فرمان توقف
ایست
فرمان توقف حیوان
هش
فرمان خان مغول
یرلیغ
فرمان خروج غیر مودبانه
هری
فرمان خودرو
رل

معنی فرمان به انگلیسی

order (اسم)
سامان ، ساز ، امر ، سیاق ، دسته ، ترتیب ، نظم ، ارایش ، انجمن ، حواله ، خط ، دستور ، فرمان ، نوع ، مقام ، صنف ، زمره ، رسم ، ارجاع ، فرمایش ، ضابطه ، ردیف ، رتبه ، امریه ، انتظام ، ایین ، سفارش ، طرز قرار گیری ، راسته ، نظام ، ایین و مراسم ، فرقهیاجماعت مذهبی ، گروهخاصی ، دسته اجتماعی ، درمان
bill (اسم)
صورت حساب ، سند ، نوک ، اسکناس ، منقار ، لایحه ، قبض ، لایحه قانونی ، برات ، فرمان ، سیاهه ، نوعی شمشیر پهن
word (اسم)
خبر ، خطابت ، عهد ، لفظ ، حرف ، گفتار ، قول ، فرمان ، فرمایش ، سخن ، پیغام ، کلمه ، لغت ، واژه
edict (اسم)
فرمان قانون ، حکم ، فرمان ، قانون
precept (اسم)
خطابه ، پند ، امر ، حکم ، فرمان ، نظام نامه ، امریه ، قاعده اخلاقی
instruction (اسم)
دستور العمل ، راهنمایی ، فرمان ، اموزش ، سفارش
command (اسم)
فرمان ، فرماندهی ، سرکردگی ، فرمایش
decree (اسم)
حکم ، فرمان
mandate (اسم)
اختیار ، حکم ، تعهد ، فرمان ، قیمومت ، وکالتنامه
commission (اسم)
انجام ، ماموریت ، حکم ، هیئت ، تصدی ، فرمان ، حق العمل ، کمیسیون ، حق کمیسیون
errand (اسم)
ماموریت ، فرمان ، ارجاع ، پیغام
institute (اسم)
انجمن ، بنیاد ، فرمان ، بنگاه ، موسسه ، بنداد ، هیئت شورا ، اصل قانونی
sanction (اسم)
تصویب ، فرمان ، جواز ، ضمانت اجرایی قانون ، فتوای کلیسایی ، تایید رسمی ، دارای مجوز قانونی دانستن
ordonnance (اسم)
وضع ، حکم ، سبک معماری ، ترتیب ، فرمان
charter (اسم)
خط ، مزایا ، فرمان ، اجازه نامه ، منشور ، امتیاز
steering wheel (اسم)
فرمان ، رل ، چرخ فرمان ، چرخ سکان ، فرمان اتومبیل
commandment (اسم)
حکم ، فرمان ، دستور خدا
ordinance (اسم)
امر ، تقدیر ، حکم ، فرمان ، ایین
handlebar (اسم)
فرمان ، دسته دو چرخه
rescript (اسم)
رساله ، حکم ، فرمان ، دست خط ، فتوای پاپ

معنی کلمه فرمان به عربی

فرمان
انتداب , ثور , دستور , قيادة , کلمة , مرسوم , معهد , مفوضية , مقود , مهمة , نظام , وصية ، إرادة
ضابط , مر
عفو
حول
فعل
مقود
أمرمنفذ
استعصى ، استعصى الأمر
هدية
وصفة
رهن الإشارة
شقي

فرمان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آیناز
دستور
آیناز
دستور دادن امر کردن حکم کردن به کسی
امینی
اشارت
شمس
ارد
Dr.Imanalizadeh
حکم
علی باقری
فرمان :
دکتر کزازی در مورد واژه ی فرمان می نویسد : (( فرمان در پهلوی فَرمان framān بوده است ، به همان سان که " فرزند " فرَزند frazand و "فَرْوَهَر" frawahr ))
پرستنده باشیّ و جوینده راه؛
به ژرفی؛ به فرمانْش کردن نگاه.)
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 179 )
حمیدرضا دادگر_فریمان
امر، امریه، توقیع، حکم، دستور، رقم، سفارش، طغرا، فرمایش، منشور، رل، سکان، اجازه، پته، پروانه، فته
علی باقری
فرمان ( Handlebars):ب[ قطعات دوچرخه ] رای انتقال نیرو از چرخ جلو به دستها و از دستها به چرخ جلو بکار می رود.که در دو نوع فرمان قوس دار(Riser Bar ) و فرمان صاف (Flat Bar) هستند .
همیلا
فرمان خالی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرمان خودرو در جدول   • فیلم فرمان   • فرمان خواننده   • فرمان بازی   • معنی فرمان خودرو   • فرمان در جدول   • نام دیگر فرمان خودرو   • انواع فرمان خودرو   • مفهوم فرمان   • تعریف فرمان   • معرفی فرمان   • فرمان چیست   • فرمان یعنی چی   • فرمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرمان

کلمه : فرمان
اشتباه تایپی : tvlhk
آوا : farmAn
نقش : اسم
عکس فرمان : در گوگل

آیا معنی فرمان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )