برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

غم

/qam/

مترادف غم: اندوه، تاسف، تیمار، حزن، حسرت، داغ، رنج، غصه، کرب، محنت، هم

متضاد غم: شادی

برابر پارسی: موژه، موژ، غم، زاری، اندوهگین، اندوه

معنی غم در لغت نامه دهخدا

غم. [ غ َ ] (ازع ، اِ) مخفف غَم ّ. رجوع به همین کلمه شود. این لفظ عربی است بتشدید میم ، و در فارسی بتخفیف میم استعمال کنند. بدان که در کلمه ٔ مفرد فارسی الاصل حرف مشدد هیچ جا نیامده است مگر بضرورت ادغام ، چنانکه شپر که دراصل شب پر بود نام طائر معروف ، و فرخ که در اصل فررخ بود و بندرت در نظم واقع شده ، بعادت نظم در نثر مشدد خوانند کلّه و پِلّه. اگر لفظ عربی که حرف آخرش مشدد نیز باشد در فارسی بعنوان فارسی یعنی بدون الف و لام واقع شود آن را هم در فارسی بتخفیف باید خواند، چنانکه غم و هم که بمعنی اندوه است و قد و خد و در و حر و غیر ذلک که همه مشدد هستند، و در فارسی همه را مخفف باید خواند مگر در نظم بضرورت تشدید ظاهر کنند،چنانکه در مصراع «تو آن در مکنون یکدانه ای » اما در صورت ترکیب و عربی الاسلوب اصل کلمه را رعایت کنند و ظاهر کردن تشدید انسب و اولی است ، چون : عوام الناس و خواص الملوک و حواج بیت اﷲ که در اصل عوامم و خواصص و حواجج بودند. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). صاحب آنندراج گوید: الفاظ و ترکیبات جانکاه ، جانسوز، فربه ، سنگین ، لذت و سرشت از صفات غم است. و با الفاظ افتادن ،آمدن ، رفتن ، نشستن ، داشتن ، ریختن ، زدودن ، نهادن ، خوردن ، کشیدن و گفتن استعمال شود - انتهی :
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه.
شهید بلخی.
خود غم دندان بکی توانم گفتن
زرین گشتم برون سیمین دندان.
رودکی.
پدرت از غم او بکاهد همی
کنون کین او خواست خواهد همی.
فردوسی.
همیشه تن آباد با تاج و تخت
ز رنج و غم آزاد و پیروزبخت.
فردوسی.
به آواز گفتند کای سرفراز
غم و شادمانی نماند دراز.
فردوسی.
برداشته خزینه و انباشته بزر
صندوقهای پیل و نه در دل هم و نه غم.
فرخی.
به دلْشان نماند از غم عشق تیو
به یک ره برآمد ز هر دو غریو.
عنصری.
و امیر مسعود را سخت غم آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 249). از جهت حج و بستگی راه امیر غم نموده بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 362). نیمشب بیدار شدم... غم و ضجرتی سخت بزرگ بر من دست داد. (تار ...

معنی غم به فارسی

غم
اندوهگین کردن، غعگین ساختن، حزن، اندوه
( اسم ) ۱ - اندوه حزن هم غمان غموم . یا غم عشق : عشق تو بلای دل درویش من است بیگانه نمی شود - مگر خویش من است گفتم سفری کنم ز غم بگریزم منزل منزل غم تو در پیش من است . ( منسوب به ابو سعید ابی الخیر ) یا غم افکندن ( فکندن ) . غمگین بودن . یا غم بودن دل . غمگین بودن آن . یا غم داشتن دل . غمگین کردن آن غمناک شدن .
( اسم ) جای غم و اندوه غمخانه غمکده .
( صفت ) آنکه غم و اندوه خورد .
عمل غم آشام غم خواری .
( اسم ) ۱ - غم خانه آشیان اندوه ۲ - دنیا جهان .
( صفت ) غم آلوده آهنگ غم آلودی دارد .
حالت و کیفیت غم آلوده .
( صفت ) غمناک اندوهگین حزین .
( صفت ) بیرون کننده غم غم زدای .
( صفت ) آنکه تولید غم کند غم انگیز .
( صفت ) آنچه اندوه را افزون کند غم افزاینده .
عمل و کیفیت غم افزای .
( صفت ) جمع کننده غم گرد آورنده اندوه .
( صفت ) آنکه غم را بپایان رساند غمزدا .
...

معنی غم در فرهنگ معین

غم
(غَ) [ ع . ] (اِ.) اندوه ، حزن .
( ~ . هَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) بیرون کنندة غم .
(غَ. اَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که تولید غم کند، غم آور.
( ~ . خُ رَ) [ ع - فا. ] (اِمر.) پرنده ای ا ز راستة بلندپایان که جثه ای بزرگ دارد و دارای نوکی مخروطی شکل و طویل است و گردنی بلند و عاری از پر دارد. پاهایش نیز دراز است . در کنار مرداب ها و رودخانه ها زندگی می کند. حیوانی است گوشه گیر و محتاط .
(غَ. دَ. کُ نَ) [ ع - فا. ] (اِمر.) (عا.) داریه .
(غَ. زَ دِ یا دَ) [ ع - فا. ] (ص مف .) آن که غم به وی رسیده ، محزون ، مغموم .
(ی ) (غَ. فَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که یا آن چه اندوه شخص را زیادتر کند.
( ~ . گُ) [ ع - فا. ] ۱ - (ص فا.) آن چه که غم را ببرد. ۲ - دوست ، یار، همدم . ۳ - غمخوار.
( ~ .) [ ع - فا. ] (حامص .) ۱ - غمخواری . ۲ - دلسوزی ، مهربانی .
(غَ. نِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) تسکین - دهندة غم .
( ~ . کَ دِ یا دَ) [ ع - فا. ] (اِمر.) ۱ - جایگاه غم ، غمخانه . ۲ - (کن .) دنیا، روزگار.

معنی غم در فرهنگ فارسی عمید

غم
حزن، اندوه : تا بشکنی سپاه غمان بر دل / آن بِه که می بیاری و بگساری (رودکی: ۵۱۱)، همه راز این کار با من بگوی / که تا باشمت زاین غمان چاره جوی (فردوسی: ۲/۳۳۵).
* غم بردن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * غم خوردن
* غم خوردن: (مصدر لازم) [مجاز] غصه خوردن ، اندوه خوردن: هر آن کس که فرزند را غم نخورد / دگر کس غمش خورد و بدنام کرد (سعدی۱: ۱۶۵)، غمی کز پِیَش شادمانی بَری / بِه از شادیی کز پسش غم خوری (سعدی: ۱۸۸).
* غم داشتن: (مصدر لازم) = * غم خوردن
* غم کشیدن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * غم خوردن
غم خانه ، غمکده ، جای غم و اندوه.
غم آشامنده ، غمخوار ، غمخور ، آن که غم و اندوه بخورد: غم آشامان به هم چون جام بخشند / دو عالم را به رشحی کام بخشند (ظهوری: لغت نامه: غم آشام).
۱. آشیان غم ، غم خانه.
۲. [مجاز] دنیا.
غمناک ، اندوهگین: فسرده دلان را در آرد به کار / غم آلودگان را شود غم گسار (نظامی۵: ۷۶۶).
غمگینی ، اندوهگینی.
برآورنده و بیرون کنندۀ غم ، غم آهنجنده ، غم زدا.
غم آورنده ، آنچه غم بیاورد ، غم انگیز.
۱. غم انگیزنده ، آنچه غم و غصه بیاورد ، غم آور.
۲. (اسم) (موسیقی) گوشه ای در آواز دشتی.
غم بارنده ، غم آور ، غم انگیز.
غم پردازنده ، زداینده و دورکنندۀ غم ، غم کاه ، غم زدا: نه آن غم را زدل شایست ر ...

غم در دانشنامه اسلامی

غم
معنی غَمٍّ: اندوه و سختي (در آن معناي پوشش نيز هست ، گويا کربت و اندوه روي قلب را ميپوشاند )
معنی قُمِ: برخیز (در عبارت "قُمِ ﭐللَّيْلَ "حرف میم به دلیل رسیدن به ساکن حرکت گرفته است)
معنی قُمْ: برخیز
معنی لَا تَحْزَنْ: غم مخور(حزن:اندوهي که بر دل سنگيني کند ، چه اندوه از امري که واقع شده ، و چه از آنکه بخواهد واقع شود)
معنی لَا تَحْزَنَ: تا غم نخوری(حزن:اندوهي که بر دل سنگيني کند ، از امري واقع شده ، و چه از آنکه بخواهد واقع شود)
معنی لَا تَحْزَنِي: غم مخور(مؤنث)(حزن:اندوهي که بر دل سنگيني کند ، از امري واقع شده ، و چه از آنکه بخواهد واقع شود)
معنی غَبَرَةٌ: غبار و کدورت (که در عبارت "وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ " منظور نشانههاي غم و اندوهي است که چون غباري چهره شان را فرا گرفته )
معنی غَمَامِ: ابر (در اصل از ماده غم که به معناي پرده است ، ميباشد و چون ابر نيز آسمان و آفتاب را مي پوشاند به آن غمام مي گويند )
معنی لَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ: نه از آنان مي خواهند كه عذر خواهي كنند (عتب به معناي غضب و حزن است ، وقتي گفته ميشود : فلاني بر فلاني عتب کرد معنايش اين است که غم او را خورد ، و اگر برگردد و دلجوئيش کند ميگويند عاتبه ، و اسم اين ماده عتبي است ، يعني برگشتن معتوب عليه به چيزي که ماي...
معنی يَسْتَعْتِبُواْ: که عذر خواهي کنند (عتب به معناي غضب و حزن است ، وقتي گفته ميشود : فلاني بر فلاني عتب کرد معنايش اين است که غم او را خورد ، و اگر برگردد و دلجوئيش کند ميگويند عاتبه ، و اسم اين ماده عتبي است ، يعني برگشتن معتوب عليه به چيزي که مايه رضايت عاتب باشد ، و...
ریشه کلمه:
غمم‌ (۱۱ بار)
غم نامه کربلا، ترجمه فارسی محمد محمدی اشتهاردی ، از کتاب لهوف سید بن طاووس است. این ترجمه اگرچه به لحاظ ترجمه الفاظ و عبارات از دقت قابل قبولی برخوردار است؛ اما با ادبیات عصر حاضر همخوانی نداشته، و نیازمند اصلاح و بازبینی است.
کتاب لهوف در چند فصل یا به تعبیر خود سید به چند ...

غم در دانشنامه ویکی پدیا

غم
اَندوه یا غَم نوعی احساس است که در نتیجه ازدست دادن توانایی یا بعد از احساس ضرر ایجاد می شود. غم معمولاً با اشک، کم شدن انرژی و انزوا همراه است. وجود احساس غم در افراد یک امر طبیعی است اما افزایش این احساسات همراه با تنش ها و عوامل استرس آور می تواند تبدیل به افسردگی شود، به شکلی که فرد افسرده روزها و هفته ها دارای یک احساس غمگینی مستمر و ناخوشایند است که این احساس موجب اختلال در روابط اجتماعی و تحصیلی می شود. اَندوه، می تواند باعث برهم زدن خلق و خوی و ایجاد افسردگی همچنین بی انگیزگی یا ناامیدی شود. از عوامل ایجاد غم می توان به مشکلات خانوادگی، از دست دادن دوستان یا اعضاء خانواده، تنهایی، کم بود محبت، سرخوردگی اجتماعی، فقر، شکست در عشق و غیره نام برد.
خوشحالی
عکس غم
غم نام اثری معروف از ونسان ون گوگ است که در سال ۱۸۸۲ کشیده شد.
این اثر دو سال بعد از آنکه ون گوگ تصمیم گرفت هنرمند شود، کشیده شد و یک زن ۳۲ ساله باردار را تصویر می کند. نام زن کلاسینا ماریا هورنیک است که با نام سیِن (به هلندی: Sien) شناخته می شود. این طراحی یکی از کارهای ون گوگ است که در آن سین به عنوان مدل کشیده شده است. مجموعه همه این کارها به سری سین معروف است.
« غم انگیزترین واژه بدرود است» (به انگلیسی: Goodbye's (The Saddest Word)) تک آهنگی از هنرمند اهل کانادا سلین دیون است که در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۲ (۲۰۰۲-11-۱۸) منتشر شد.
«غم بار اما واقعی» (به انگلیسی: Sad but True) ترانه ای از گروه موسیقی آمریکایی سبک هوی متال، متالیکا است که در فوریهٔ ۱۹۹۳ میلادی به عنوان پنجمین و آخرین تک آهنگ از پنجمین آلبوم آن ها، متالیکا منتشر شد.
جیمز هتفیلد، خوانند ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

غم در جدول کلمات

غم
اندوه
غم | نیز
هم
غم انگیز
حزناور
غم م غصه
,,,,,
غم و اندوه
کیارا, هم, کرب, غصه, حزن
غم و غصه
اندوه
دو نفر دارای درد و غم مشترک
همدرد
شریک در غم و غصه
همدرد
نشــانه غم و شادی
اشک
نمایش داستانی غم انگیز و خنده آور
درام

معنی غم به انگلیسی

distress (اسم)
درد ، سختی ، پریشانی ، غم ، محنت ، اندوه ، تنگدستی ، سار
care (اسم)
توجه ، غم ، بیم ، مواظبت ، سرپرستی ، تیمار ، پرستاری ، مراقبت ، پروا ، دلواپسی غم
sorrow (اسم)
مصیبت ، غم و اندوه ، غم ، فرم ، حزن ، غصه ، نژندی ، سوگ ، تاثر ، غمگینی
rue (اسم)
غم و اندوه ، غم ، پشیمانی ، ندامت ، غصه ، سداب ها
anxiety (اسم)
تمایل ، اضطراب ، نگرانی ، تشویش ، دلواپسی ، اشتیاق ، اندیشه ، غم ، ارنگ ، خوف
heartache (اسم)
سینه سوزی ، غم ، اندوه ، سار ، غصه ، درد قلب
grief (اسم)
رنجش ، غم ، اندوه ، حزن ، سار ، غصه
despondency (اسم)
غم ، خفگی ، تنگدلی ، حزن ، دلسردی ، دل گرانی
despondence (اسم)
غم ، تنگدلی ، حزن ، دلسردی ، دل گرانی

معنی کلمه غم به عربی

غم
حزن
کييب , مستبد
ثقيل , جنائزي , ماساوي , متجهم , موذ
رحيم
عناية
اسي
الم , صنوبر
حزن
کدر
عناية
مشکلة

غم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید ترکستانی
پَژاره(کُردی)
محسن کشاورز
افسردگی . فسرده . افسرده
بهزاد ایزدی
کلمه ایکه بن عربی دارد و به معنای اندوه،ناراحتی،افسوس،رنج،داغی دل،غصه،عذاب و آزردگی است.
غمگین:افسرده و دل ازرده.
متضادغمگین:شادی،نشاط،خشنودی،باصفایی، خوشحالی و خرم بودن است.
حمیدرضا دادگر_فریمان
اندوه، تاسف، تیمار، حزن، حسرت، داغ، رنج، غصه، کرب، محنت، هم،ماتم
اَرشَک
غم خودش ی واژه پارسی و توی سروده هایی که گذاشتید نمونه از سروده های فردوسی که واژه غم در اون استفاده شده بود،بود بد چرا براش برابر پارسی گذاشته بودید؟:)خواهشمندم گزینه ها نو پیوسته به رشه واژه ها که آیا این واژه پارسی هست یا نه رو بی افزایید و آرش های(معانی)پارسی رو از اربی جدا به طور همگان جدا کنید و پس از اون در دسترس بذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• غم نوشته   • غم تنهایی   • غم عکس   • غم چیست   • معنی غم   • غم دختر   • غم اهنگ   • غم عشق   • مفهوم غم   • تعریف غم   • معرفی غم   • غم یعنی چی   • غم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غم

کلمه : غم
اشتباه تایپی : yl
آوا : qam
نقش : اسم
عکس غم : در گوگل

آیا معنی غم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )