برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

عماد

/'emAd/

مترادف عماد: پالار، رکن، ستون، تکیه گاه، متکا

معنی اسم عماد

اسم: عماد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: emād) (عربی) ستون، (به مجاز) آن که بتوان بر او تکیه کرد، نگاه دارنده، تکیه گاه - تکیه گاه، نگاهدارنده، ستون

معنی عماد در لغت نامه دهخدا

عماد. [ ع ِ ] (ع مص ) قصد کردن بسوی کسی یا چیزی رفتن. (از متن اللغة). عَمْد. عَمَد. عُمْدة. عُمود. مَعمَد. رجوع به هر یک از مصادر فوق شود.

عماد. [ ع ِ ] (ع اِ) چوبی که خانه بر آن استوار شود. (از لسان العرب ) (از متن اللغه ).ستون. (از غیاث اللغات ) (از ناظم الاطباء). رکن. آنچه بدان تکیه شود. (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). عَمود. رجوع به عَمود شود. ج ، عُمُد (لسان العرب ) (اقرب الموارد)، عَمَد. (متن اللغة) :
عماد دولت بوسعد مایه ٔ همه سعد
که هدیه است ز گردون و تحفه ٔ عالم.
مسعودسعد.
من دنیا را بدان چاه... مانند کردم... و آن چهار مار را به طبایع، که عماد خلقت آدمی است. (کلیله و دمنه ). ابوالقاسم فقیه که عمده ٔلشکر و عماد کار بود با جمعی دیگر از وجوه قوم گرفتار آمد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). آنچه که عماد ملک و عمده ٔ دولت بود با جمعی اکابر و رؤوس عساکر گرفتار شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
پس ادب کردش بدین جرم اوستاد
که مساز از چوب پوسیده عماد.
مولوی.
|| (اِمص ) اسم است از مصدر عَمد. غسل دادن کودک را به آب تعمید. (از اقرب الموارد). || (اِ) رسیل لشکر و آنکه در جنگ موافقت او کنند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رسیل لشکر. (از تاج العروس ). رئیس لشکر. (از متن اللغة). رئیس لشکر که او را زویر نامند. (از لسان العرب ). عَمود. عُمدة. عُمدان. (از لسان العرب ). رجوع به عمود و عمدة و عمدان شود. || خانه و بناهای بلند. و مذکرو مؤنث در آن یکسان است. و یکی آن «عمادة» است. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). اما به گفته ٔ صاحب غیاث اللغات عماد به معنای مفرد و جمع هر دو آمده است. (از غیاث اللغات از کشف و منتخب ).
- ارم ذات العماد (قرآن 6/89) ؛ در وصف «اًرم » آمده است یعنی دارای ستونها یا بناهای بلند. رجوع به «ارم ذات العماد» و «ذات العماد» شود :
جهان را به فرمان چندین بلاد
ستون در تست ذات العماد.
نظامی.
- اهل العماد ؛ باشندگان خیمه ٔ بلند، یا عام است. (منتهی الارب ) (از متن اللغة). کسانی ...

معنی عماد به فارسی

عماد
( میر ) محمد بن حسین حسنی سیفی قزوینی ملقب به عماد الملک و مشهور به میر خطاط معروف ایرانی ( و . قزوین حدود ۹۶۱ - مقت. ۱٠۲۴ ه.ق .). وی مقدمات علوم و خط را در قزوین آموخت و سپس سفری به تبریز و کشور عثمانی و حجاز کرد و آنگاه بایران بازگشت و در دربار شاه عباس اول بکار مشعول شد . مردی آزادمنش و بامور مادی و مناصب درباری بی اعتنا بود . ویرا به تسنن متهم کردند و شاه عباس مقصود بیگ مسگر قزوینی رئیس شاهسونان قزوین را مامور قتل او کرد و او با گروهی در کوچه ای تاریک بر سر میر عماد ریختند و او را قطعه قطعه کردند . جنازه او را در مسجد مقصود بیگ واقع در دروازه طوقچی بخاک سپردند . میر عماد بزرگترین و معروفترین نویسنده خط نستعلیق بشمار میرود.
آنچه به آن تکیه کنند، تکیه گاهونیزبناهای بلند، واحدش عماده
( اسم ) ۱ - آنچه بدان تکیه کنند متکا تکیه گاه . ۲ - بنای مرتفع .
ابن محمود طارمی از دانایان بعلوم عقلی در قرن هفتم هجری
دهی است از دهستان محمد آباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان
دهی است جزئ دهستان غار بخش ری شهرستان تهران این ده متصل به مرکز بخش و راه شوسه است
میرزا محسن خطاط اردبیلی شیرازی ملقب به عماد الفقرائ و متخلص به حالی
محمد ابن صفی الدین ابن الفرج محمد بن نفیس الدین ابی الرجائ جامد بن محمد بن عبدالله بن علی بن محمود اصفهانی مکنی به ابو عبدالله و ملقب به کاتب و عماد الدین و معروف به کاتب اصفهانی و عماد کاتب و ابی اخی العزیز
ابو ساعد بن محمد بن احمد حنفی متوفی در سال ۴۳۲ قمری قاضی نیشابور
محمد بن محمود بن سبکتکین ملقب به عماد الدوله
عماد الدو ...

معنی عماد در فرهنگ معین

عماد
(عِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - تکیه گاه . ۲ - بنای بلند.

معنی عماد در فرهنگ فارسی عمید

عماد
۱. ستون.
۲. آنچه به آن تکیه می کنند، تکیه گاه.
۳. بناهای بلند.

عماد در دانشنامه ویکی پدیا

عماد
عماد تلفظ فارسی: /ˈeːmaːd/ نامی با ریشهٔ عربی به معنی تکیه گاه و نگاه دارنده است.
عماد افروغ (۱۳۳۵–) نویسنده، جامعه شناس و سیاست مدار ایرانی
عماد احمد (۱۹۵۵–) نخست وزیر پیشین حکومت کردستان عراق و عضو دفتر سیاسی اتحادیه میهنی کردستان
عماد بهاور، مسئول شاخه جوانان نهضت آزادی ایران و عضو دفتر سیاسی این نهضت
عماد خراسانی، عمادالدین حسنی برقعی شاعر غزل سرا و قصیده سرای معاصر
عماد رضا، بازیکن فوتبال عراقی
عماد فقیه کرمانی، از شاعران و عارفان برجسته قرن هشتم هجری
عماد عصار (۱۲۷۶–۱۳۳۶) نویسنده، روزنامه نگار، شاعر و عکاس ایرانی
عماد طبرسی، از علمای امامیه در قرن هفتم و از معاصرین محقق حلّی و خواجه نصیرالدین طوسی
عماد مغنیه، معروف به حاج رضوان، از فرماندهان نظامی حزب الله لبنان بود
عماد موسوی، شاعر و روزنامه نگار ایرانی
عماد نخستین موشک بالستیک میان برد ایران است که قابلیت هدایت و کنترل تا لحظه اصابت به هدف را دارد.
حسین دهقان وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران طراحی، ساخت و آزمایش این موشک را یک جهش فناورانه و عملیاتی در حوزه راهبردی ساخت موشک دانست و گفت: ما برای تقویت بنیه دفاعی و توانمندی های موشکی خود از کسی اجازه نمی خواهیم.
یکی از مسئولان آمریکایی در گفتگو با سی ان ان می گوید ساخت عماد توسط ایران به معنای زیر پا نهادان قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت است.
نیروی هوافضای سپاه پاسداران
خبر ساخت و آزمایش این موشک نخستین بار توسط حسین دهقان وزیر دفاع ایران در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۹۴ (۱۱ اکتبر ۲۰۱۵) منتشر شد.
به گفته وزیر دفاع ایران عماد اولین موشک دوربرد قابل کنترل و هدایت شونده ایران است که تا لحظه برخورد به هدف کنترل پذیر است و طراحی و ساخت این موشک توسط متخصصین وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح صورت گرفته است.
عماد أحمد سیفور (زادهٔ ۱۹۵۵) معاون نخست وزیر حکومت کردستان عراق در کابینهٔ اداره سلیمانیه و در کابینهٔ متحد ۵ و ۷ است. وی هم اکنون عض ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عماد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه
اعتماد
نگار
عماد به معنای ستون_تکیه گاه_پناه
علیرضا سلجوقی
عماد به معنی تکیه گاه اسم پسر منم عماد است والان12سالشه
عماد
عماد یعنی پناه
اسم منم عماده
عماد
شجاع
عماد
تکیه گاه
فاطمه
عماد یعنی مورداعتماد
Paria
تکیه گاه _فایل اعتماد
حبیب
ستون-تکیه گاه
مرتضی
عمود ستون تکیه گاه
عسل
عماد اسم زیبایی هست توی یک رمان با این اسم برخورد کردم اسم رمان چشم های پر غرور بود اگه اشتباه نکنم رمان زیبایی بود تصمیم گرفتم زمانی که بچه دار شدم و پسر بود اسمش رو بذارم عماد به معنی تکیه گاه تا بعدا که ازدواج کرد همسرش با هر بار صداش زدن یادش بیفته یکی از بهترین تکیه گاه هاش کنار هست
کوثر
ستون،تکیه گاه
اسم دوس پسرمن اسمش عماده
مرجان
تکیه گاه
هیوا
عماد یعنی امیدزندگی
اسم پسرم عماده
محمدعماد
سلام علیکم هرکی یک اسم دره مثلا فاطمه و نازنین و محمد و به اسمش افتخار میکنه ولی بنا به این نمیشه بگید نگاه کن اسم منو زدن معروف شدم من سپاه هست داخل کارم از این چیا زیاد میبینم
مهدی اخلاقی
اسم پسر منم عماد هست
عماد به معنی تکیه گاه هست
اسم قشنگیه توصیه میکنم به پدر و مادرها اسم پسرشون رو عماد بذارن اسم شیک و قشنگ و امروزی هست پشیمون نمیشن
عماد
اسم منم عماده ،اما موندم کی میخواد تو آینده بر من تکیه کنه:)))

عماد یعنی قابل اعتماد _کسی که به آن تکیه کنند

علی
اسم پسر اول من عارف هست و اسم پسر دومم رو میخوام بزارم عماد چون میخوام تکیه گاه همدیگه باشن
عماد
عماد یعنی شجاع ‌‌‌‌،تکیه گاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عماد شاد   • عماد خواننده   • معنی عماد   • اسم عماد   • عماد دختر عمو جان   • عماد موشک   • بیوگرافی عماد   • عماد ویکی پدیا   • مفهوم عماد   • تعریف عماد   • معرفی عماد   • عماد چیست   • عماد یعنی چی   • عماد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عماد

کلمه : عماد
اشتباه تایپی : ulhn
آوا : 'emAd
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس عماد : در گوگل

آیا معنی عماد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )