برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1401 100 1

عطر

/'atr/

مترادف عطر: بوی خوش، رایحه، شمیم، نکهت

برابر پارسی: بوی خوش، خوشبوی، خوشبویه

معنی عطر در لغت نامه دهخدا

عطر. [ ع َ طَ ] (ع مص ) خوشبوی شدن. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث اللغات ). || خوشبوی کردن به عطر. (المصادر زوزنی ) (از غیاث اللغات ).

عطر. [ ع َ طِ ] (ع ص ) مرد خوشبوی مالیده. مؤنث : عطرة. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || آنکه پیوسته عطر و خوشبوی بکار برد. (از اقرب الموارد).

عطر. [ ع ُ طُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عاطِر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عاطر شود.

عطر. [ ع ِ ] (ع اِ) بوی خوش. (منتهی الارب ) (دهار). خوشبو و بوی خوش. (غیاث اللغات ). ماده ٔ خوشبوی نباتی یا حیوانی و روغنی شکلی است که دراندامهای مختلف غالب گیاهان وجود دارد. (فرهنگ فارسی معین ). ج ، عُطور. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). خوشبوی و خوشبوئی و بوی خوش از هر چیز که برآید. (از ناظم الاطباء). معروف است در ایام و حالیه ، عطریات در مشرق زمین بسیار متداول و مستعمل بوده و هست و به اشخاص و به لباس و رختخواب و غیره پاشیده می شد. (قاموس کتاب مقدس ). تطیب و عطر زدن نزد اعراب جاهلی از دلایل ثروت و نجیب زادگی بوده است. (از تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان ج 5 ص 83). بوی خوش و چیزی که آن را بخور کنند چون لبان ، و این مجاز است. و با لفظ سودن و پیچیدن و افشاندن و در عطر کشیدن و به عطر مالیدن مستعمل است. (آنندراج ). عطرهای قدیم عبارت است از: مشک. عنبر. ند. غالیه. زباد. لادن. گلاب. عود. بان. عبیر. کافور. صندل. اظفارالطیب. اشنه (دواله ). زهری. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). میعة. مائعة. معتقة : خداوند زیاده چه فرماید از جامه و جواهر و عطر و رسول را معلوم است که چه دهند. (تاریخ بیهقی ص 296).
تابدین دلق ای برادر در سنائی ننگری
عطر از عود آنگهی آید که بر آذر نهیم.
سنائی.
و راست آن را ماند که عطر برآتش نهند. (کلیله و دمنه ).
با عطرهای روضه ٔ پاکش عجب مدار
گر طوبی بهشت برآرد گیای خاک.
خاقانی.
مشرق به عود سوخته دندان سپید کرد
چون بوی عطر عید برآمد ز مجمرش.
خاقانی.
سر چو آه عاشقان برکرد صبح
عطر آتش زای زان برکرد صبح.خاقانی. ...

معنی عطر به فارسی

عطر
بوی خوش، ماده خوشبوکه ازگل یاچیزدیگربگیرند
ماده خوشبوی ( نباتی یا حیوانی ) بوی خوش جمع عطور . توضیح ماده خوشبوی روغنی شکل است که در اندامهای مختلف غالب گیاهان وجود دارد . یا عطرها . عطرها موادی هستند غالبا دارای بوی مطبوع و مخلوطی از چند ماده شیمیایی که در اکثر گیاهان به صورت قطرات کوچک داخل سلولهای گیاهی ( خصوصا سلولهای بشره ) وجود دارند و چون نور را بیش از مواد دیگر سیتوپلاسم منکسر می کنند به خوبی قابل تشخیصند . مواد عطری در اندامهای مختلف اکثر گیاهان از قبیل برگ و پوسته و گل و میوه و دانه وجود دارند . ترکیب شیمیایی عطرها اختلاطی از چند ماده است که مهمترین آنها عبارتند از هیدروکربورهای ترپنی و الکلهای مختلف و اسیدهاو ستن های مختلف و گاهی هم برخی ترکیبات گوگردی . عطرها کمی در آب حل می شوند ولی در اتر و بنزین و کلروفرم و الکل به خوبی حل می گردند ولی بر خلاف چربی ها با قلیاها تولید صابون نمی کنند و به علاوه در حرارتهای ۱٠٠ تا ۱۱٠ درجه در بافتها تبخیر می شوند و از بین می روند . از این رو می توان آنها را در مجاورت بخار آب تقطیر کرده به حالت مایع به دست آورد ( طریقه استخراج عطرها ) اسانس ها روغن های عطری مواد معطره . یا برگ عطر . شمعدانی عطری . یا عطر بهار نارنج . عطری را گویند که از شکوفه ها و گل های درخت نارنج گیرند . یا عطر رازقی . عطری را گویند که از گل رازقی به دست آورند . یا عطر گل . عطر گل سرخ . عطری را گویند که از گل سرخ بدست آورند . ( گل گلاب ) و آن به علت بوی بسیار مطبوعش مورد توجه است عطر گل گلاب عطر گل یا عطر گل گلاب . عطر گل سرخ .
جمع عاطر
آمیخته به عطر عطر آمیخته
آمیختن به عطر عطر آمیختن
عطر آلودن عطر زدن
( صفت ) خوشبو معطر .
خوشبویی معطری .
...

معنی عطر در فرهنگ معین

عطر
(عِ یا عَ طْ) [ ع . ] (اِ.) بوی خوش .

معنی عطر در فرهنگ فارسی عمید

عطر
بوی خوش، مادۀ خوش بویی که از گل یا چیز دیگر می گیرند.

عطر در دانشنامه اسلامی

عطر
مادّه خوش بو را عِطر گویند.از احکام آن در بابهای طهارت ، صلات ، صوم ، خمس ، حج و نکاح سخن گفته اند.
استعمال عطر، بویژه درآغاز روز و نیز روز جمعه و سایر اعیاد مستحب است و در روایات از خوی پیامبران شمرده شده است. در میان انواع عطرها به استفاده از مشک و نیز عنبر سفارش شده است. بسیار هزینه کردن برای عطر مستحب است و اسراف به شمار نمی رود. استفاده از عطرهای دارای بوی نهان و رنگ آشکار برای زنان و عکس آن برای مردان مستحب است. بازگرداندن عطر اهدایی مکروه است.
عطر و طهارت
خوش بو کردن زن خود را برای نامحرم، حرام و پس از ارتکاب آن غسل مستحب است. عطرهایی که از کشورهای غیر اسلامی وارد می شوند در صورت عدم علم به نجاست پاک اند. در حرمت یا کراهت خوش بو کردن میّت جز با ذریره و کافور که از آن در حنوط استفاده می شود اختلاف است. البته کسی که در حال احرام مرده از این حکم مستثنا و خوش بو کردن او مطلقا، حتی با ذریره و کافور نیز حرام است.
عطر و صلات
استفاده از عطر برای نماز ، پس از وضو و برای ورود به مسجد ، استحباب ویژه دارد.
عطر و صوم
...
جام های بهشتی مهر و موم به مشک بوده و فضای زندگی مقربان در بهشت، معطر به ریحان و گیاه خوشبوی بهشتی است.
مهر جام های بهشتی، از عطر و مشک:•«یسقون من رحیق مختوم ختـمه مسک وفی ذلک فلیتنافس المتنـفسون:آنها از شراب طهور زلال دست نخورده و سربسته ای سیراب می شوند!مهری که بر آن نهاده شده از مشک است؛ و در این نعمتهای بهشتی راغبان باید بر یکدیگر پیشی گیرند!». کلمه" رحیق" به معنای شراب صاف و خالص از غش است، و به همین مناسبت آن را به وصف مختوم توصیف کرده، چون همواره چیزی را مهر و موم می کنند که نفیس و خالص از غش و خلط باشد، تا چیزی در آن نریزند و دچار ناخالصی اش نکنند.بعضی گفته اند: کلمه" ختام" به معنای وسیله مهر زدن است، می فرماید وسیله مهر زدن بر آن رحیق بجای گل و لاک و امثال آن- که در دنیا بوسیله آنها مهر و موم می کنند- مشک است. بعضی گفته اند: منظور از ختام، آخرین طعمی است که از آن شراب در دهان می ماند، می فرماید آخرین طعم آن بوی مشک است. آیت الله مک ...

عطر در دانشنامه ویکی پدیا

عطر
عطر ماده ای خوشبو است که برای خوشبوسازی بدن یا محیط و یا محصول استفاده می شود. عطر از مواد صنعتی و یا طبیعی، ترکیب و ساخته می شود. مواد اولیه معطر سازنده ی عطر از طریق استخراج از منابع گیاهی، حیوانی یا از روش های تولید مصنوعی مواد شیمیایی تهیه می گردند.
پودر عطر شامل 31٪ اسانس عطری در پودر تالک آرایشی بدون وجود الکل می باشد.
عطر یا perfume با غلظتی بین 30–40٪ از مواد معطر؛ غلیظ ترین، خالص ترین، ماندگارترین و در عین حال گران ترین نوع عطر است.
اسپریت دو پرفیوم یا ESdP شامل 15–30٪ مواد معطر، یک ترکیب که به ندرت بین عصاره عطر و ادوپرفیوم استفاده می شود.
ادو پرفیوم یا EdP به معنی «مایع عطر» با غلظتی در حدود 10–20٪ رایج ترین نوع عطر است که ماندگاری مناسبی دارد و به گرانی عطر هم نیست. این نوع عطر را با عبارت (millésime) نیز نشان می دهند.
اُدوتویلت یا EdT به معنی «مایع آرایش» در حدود 8–16٪ غلظت داشته و بوی ملایمی دارد که ماندگاری زیادی هم ندارد و برای تمدید بوی آن باید چندین بار در طول روز از آن استفاده شود.
ادوکلن یا EdC، به معنی «مایع کلن» با غلظتی در حدود 3–6٪ از مواد معطر قابل ذکر است که عبارت Original Eau de Cologne یک نام تجاری ثبت شده است.
پرفیوم میست با غلظت 3–8٪ مواد معطر در حلال غیرالکلی.
اسپلش و افترشیو (EdS) با 1–3٪ غلظت مواد معطر.
از طریق متن ها و حفاری های باستان شناسی معلوم شده است عطرها در بعضی از تمدن های اولیه انسانی وجود داشته اند. عطرسازی مدرن از اواخر قرن نوزدهم میلادی که تولید مصنوعی مواد معطری همچون وانیلین و کومارین به طور تجاری ممکن شد، شروع گردید.
هنر عطرسازی در زمان باستان از میان رودان و مصر شروع شده و درایران و روم باستان توسعه پیدا کرد. اولین شیمی دان ثبت شده در دنیا زنی بنام تاپوتی می باشد، یک عطر ساز که طبق لوحه های خط میخی در هزاره دوم قبل از میلاد در میان رودان می زیسته است. او گل ها، روغن ها و وج را با دیگر مواد معطر چندین بار متوالی تقطیر و صاف می کرده تا عطر مورد نظر را تولید نماید.
در سال ۲۰۰۵، باستان شناسان آنچه که تصور می شود قدیمی ترین عطر جهان می باشد را در پیرگوس، قبرس کشف کردند. این عطرها قدمتی بیش از ۴٬۰۰۰ سال دارند. در این مجموعه حداقل ۶۰ دستگاه تقطی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عطر در دانشنامه آزاد پارسی

عطر (perfume)
اسانسی معطر برای خوشبوکردن بدن، مواد آرایشی، و شمع. بیش از ۱۰۰ نوع مادۀ معطر طبیعی از تعداد ۶هزار نوع گل، برگ، میوه، دانه، چوب، پوست، صمغ، و ریشۀ گیاهان می توانند با یکدیگر مخلوط و همراه با تثبیت کننده های حیوانی و مواد ترکیبی گوناگون ترکیب شوند. مواد اولیۀ مطلوب عبارت اند از بَلَسان، زَباد (ماده ای خوشبو که از گربۀ زباد افریقایی می گیرند)، سنبل، یاسمن، سوسن، مشک (از آهوی ختن)، بهار نارنج، گل سرخ، و تکمه گیاه. برای کاهش هزینه ها، امروزه سلول گیاهان معطر را روی غشاهایی که دائماً در محلولی فرو می روند، کشت می دهند تا روغن های اسانس دار را استخراج کنند.

ارتباط محتوایی با عطر

عطر در جدول کلمات

عطر شیرینی
عطر مایه
اسانس
نوعی گیاه که از آن اسانس عطر می گیرند
وج
یک نوع گیاه | که از آن اسانس عطر می گیرند
وج

معنی عطر به انگلیسی

aroma (اسم)
عطر ، رایحه ، بو ، مادهء عطری ، بوی خوش عطر ، خوشبویی
perfume (اسم)
عطر ، بوی خوش ، غالیه
fragrance (اسم)
عطر ، رایحه و عطر ، بوی خوش ، چیز معطر
scent (اسم)
عطر ، رایحه ، بو ، خوشبویی ، ادراک ، رد پا ، پی
odor (اسم)
عطر ، رایحه ، بو ، شهرت ، طعم ، عطر و بوی
attar (اسم)
عطر ، عطرگل سرخ ، عطر گل
redolence (اسم)
عطر ، بو
essential oil (اسم)
عطر

معنی کلمه عطر به عربی

عطر
رائحة , طعام لذيذ , عطر
مشتم
لافندر
رائحة
رائحة

عطر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود
ادکلن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت عطر افشان   • عطر خانه   • فروشگاه عطر سفیر   • عطر مردانه   • فروش عطر لیلیوم   • قیمت ادکلن مردانه   • انواع عطر   • عطر آرا   • معنی عطر   • مفهوم عطر   • تعریف عطر   • معرفی عطر   • عطر چیست   • عطر یعنی چی   • عطر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عطر
کلمه : عطر
اشتباه تایپی : uxv
آوا : 'atr
نقش : اسم
عکس عطر : در گوگل

آیا معنی عطر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )