برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1439 100 1

عصر

/'asr/

مترادف عصر: دور، دوره، روزگار، زمانه، زمان، عهد، وقت، بعدازظهر، پسین، پسینگاه، فشار، افشردن، فشردن

برابر پارسی: ایوار، پس از نیمروز، پسین، روزگار، زمان

معنی عصر در لغت نامه دهخدا

عصر. [ ع َ ] (ع مص ) فشار دادن ، و به دست خود فشوردن چیزی را. (از منتهی الارب ). افشردن انگور و زیتون و جز آن. (تاج المصادر بیهقی ). افشردن انگور و جز آن و شیره کردن. (دهار). فشردن و شیره کردن. (ترجمان القرآن جرجانی ): عَصرَ العنب ؛ آب انگور را بیرون آورد. عصر الثوب ؛ آب آن لباس را بوسیله ٔ پیچاندن آن بیرون آورد. عصر الدمل ؛ چرک و ریم دمل را بیرون آورد. (از اقرب الموارد). فشردن.گرفتن آب میوه و جز آن را. (فرهنگ فارسی معین ). || بازداشتن. (منتهی الارب ). منع کردن. (از اقرب الموارد). || پناه گرفتن. و از آن جمله است گفته ٔ خداوندتعالی : «فیه یغاث الناس و فیه یعصرون » (قرآن 49/12)؛ یعنی نجات می یابند، و آن از عصرة است به معنی منجاة. (از منتهی الارب ). || رستن. (منتهی الارب ) (دهار). || دوشیدن شتر وجز آن. || عطیه دادن. (از منتهی الارب ): عصر فلاناً؛ او را عطیه داد. || به عرق آوردن : عصر الرکض ُ الفرس َ؛ دویدن اسب را عرقناک کرد. || خشک گردانیدن. (از اقرب الموارد). || حبس کردن. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || (اِمص ) فشارش. (فرهنگ فارسی معین ).

عصر. [ ع َ ] (ع اِ) روز. (منتهی الارب ). یوم.(اقرب الموارد). || شب. (منتهی الارب ). لیل. (از اقرب الموارد). || آخر روز تا سرخ شدن آفتاب. (منتهی الارب ). عَشی ّ تا سرخ شدن آفتاب. (از اقرب الموارد). || آخر روز تا هنگام غروب. (فرهنگ فارسی معین ). پسین. (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی ). دیگر. (مهذب الاسماء). آخر روز. (غیاث اللغات ) (دهار). دشم. (ناظم الاطباء). عبرانیان برای هر روز دو عصر قرار میدادند، عصر اول وقتی است که آفتاب شروع به فرورفتن مینماید یعنی از ساعت نهم از روز شروع میشود، و شروع عصر دوم حقیقی از غروب صحیح آفتاب است. (از قاموس کتاب مقدس ) : و العصر، اًن الانسان لفی خسر (قرآن 1/103 و 2)؛ سوگند به عصر که انسان در زیانکاری است.
چو از شب گشت مشکین روی آن عصر
ز مشکو رفت شیرین سوی آن قصر.
نظامی.
- صلاة (نماز) عصر ؛ نماز دیگر. (مهذب الاسماء). نماز پسین. نماز دوم. (ناظم الاطباء). نماز بعد پیشین. (یادداشت مرحوم دهخدا). در حدیث است : «صلاة العصر حین صار ظل کل شی ٔ مثله »؛ یعنی نما ...

معنی عصر به فارسی

عصر
روز، شب، آخرروزتاهنگام غروب آفتاب، ونیزبه معنی دهر، روزگار، فشردن چیزی برای گرفتن آب یاشیره آن
۱ - ( مصدر ) فشردن گرفتن آب میوه و جز آن را . ۲ - ( اسم ) فشارش . ۳ - ( اسم ) فشار .
ابن عوف بن عمرو از بنی افصی بن عبدالقیس جدی است جاهلی و بسیاری بوی نسبت دارند از آن جمله است منذر بن عائذ صحابی که به اشج عصری شهرت دارد و خلید بن حسان عصری
[age] [باستان شناسی، زمین شناسی] [باستان شناسی] دوره ای خاص در تطور فرهنگی انسان که با دستیابی او به فنّاوری ویژه ای مشخص می شود [زمین ] کوچک ترین واحد زمین گاه شناختی
ده از دهستان رستاق بخش اشکذر شهرستان یزد
[Iron Age] [باستان شناسی] سومین عصر پس از عصر سنگ و عصر مفرغ در تقسیم بندی سه گانۀ اعصار که در آن برای ساختن بخشی از ابزارها و رزم افزارها از آهن استفاده می کردند
[Bone Age] [باستان شناسی] دوره ای از فرهنگ پیش ازتاریخ انسان که وجه مشخصۀ آن استفاده از استخوان و شاخ در ابزارسازی است
[information age] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] شرایط اجتماعی و اقتصادی جهان امروز که حاصل رشد و گسترش فنّاوری اطلاعات در اواخر قرن بیستم است
[Pyramid Age] [باستان شناسی] ← پادشاهی کهن
[Stone Age] [باستان شناسی] کهن ترین و طولانی ترین دورۀ شناخته شدۀ فرهنگ انسان در تقسیم بندی سه گانۀ اعصار که در آن بیشتر از ابزارهای سنگی استفاده می کردند
[Middle Stone Age] [باستان شناسی] ← میان سنگی
...

معنی عصر در فرهنگ معین

عصر
(عَ صْ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - غروب . ۲ - روزگار، زمان ، دوره . ۳ - هر یک از تقسیمات یک دوره از تاریخ تمدن . ۴ - سورة صدوسوم از قرآن کریم دارای سه آیه .
( ~ .) [ ع . ] (مص م .) فشردن ، گرفتن آب میوه و جز آن .

معنی عصر در فرهنگ فارسی عمید

عصر
۱. آخر روز تا هنگام غروب آفتاب.
۲. [جمع: عُصور و اَعصر و اَعْصار] دهر، روزگار.
۳. صد وسومین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای سه آیه، والعصر.
* عصر حجر: دوره ای از ماقبل تاریخ که انسان ابزارها و ادواتی از سنگ برای خود می ساخت، و بدون پوشاک در کنار رودخانه به سر می برد. این عصر را به دو قسمت تقسیم کرده اند: ۱) = پارینه سنگی ۲) = نوسنگی
* عصر فلزات: عصری که انسان برخی از فلزات را شناخته و استخراج کرده و ادوات زندگانی خود را از فلز درست کرده. این عصر را به دو دوره تقسیم کرده اند:۱) دورۀ مفرغ: در این دوره انسان آلات و ادواتی از مس و مفرغ برای خود ساخت و لباس او از پارچه های خشن بود که تکه های آن را با سیخ های چوبی یا استخوانی به هم دوخته و آن پیش از عصر آهن و در حدود پنج هزار سال پیش از میلاد مسیح بوده. ۲) عصر آهن: در این دوره انسان به استخراج آهن دست یافت و آلات و ادواتی از آهن برای خود ساخت و در روی زمین خانه بنا کرد. پارچه های لطیف برای لباس بافت و خط و سواد به ظهور رسید، وقایع زندگانی بشر ثبت گردید. ابتدای آن در حدود هزاروپانصد سال پیش از میلاد مسیح است و از اینجا دورۀ تاریخ شروع شده است. ۳) عصر اتم: عصر کنونی که انسان به نیروی اتم پی برده است. شروع آن از سال ۱۹۴۵ میلادی است.
* عصر آهن: دوره ای از تاریخ بشر که انسان آهن را کشف کرده و از آن برای ساختن ابزار و ادوات زندگی استفاده کرد.
* عصر مفرغ: دوره ای از تاریخ بشر که انسان توانست از ترکیب مس و قلع ابزار و ادوات زندگی خود را بسازد.
۱. فشردن چیزی برای گرفتن آب یا شیرۀ آن.
۲. (اسم) آب و عصاره.
هم زمان، هم دوره، معاصر.

عصر در دانشنامه اسلامی

عصر
معنی عَصْرِ: قطعه اي از زمان - عصر (در آيه "وَﭐلْعَصْرِ " منظور عصر ظهور پيامبر اسلام صلي الله وعليه وآله است يا چنانکه در بعضي از روايات آمده منظور ، عصر ظهور حضرت مهدي (عليهالسلام) است که در آن عصر حق بر باطل به طور کامل غلبه کند )
معنی أَثَرِ: اثر-جاي پا
معنی أَسْرِ: شبانه حرکت ده
معنی أَسَرَّ: پنهان داشت
معنی عُثِرَ: اطلاع حاصل شد - معلوم شد (عثور بر هر چيز ، اطلاع بر آن و يافتن آن است . )
معنی عُسْرِ: سختي - دشواري
معنی عَسِرٌ: سخت - دشوار
معنی قَرْنٍ: نسل- مردمي که در يک زمان زندگي کنند و از جهت عصر و زمان مشترک باشند
معنی قُرُونُ: نسلها ( جمع قرن به معني مردمي که در يک زمان زندگي کنند و از جهت عصر و زمان مشترک باشند )
معنی يَعْصِرُونَ: عصاره میوه می گیرند - شیر می دوشند (يعصرون از ماده عصر است که به معناي روغنکشي و آبگيري بوسيله فشار دادن است ، مانند گرفتن آب انگور و خرما جهت شيره و امثال آن ، و گرفتن روغن زيتون و کنجد جهت خوردن و يا مصرف چراغ و امثال آن ، و ممکن است مراد از آن ، د...
تکرار در قرآن: ۵(بار)
فشردن. «عَصَرَ الْعِنَبَ: اِسْتَخْرَجَ مائَهُ» . یکی از آن دو گفت من خودم را در خواب می‏بینم که انگور می‏فشارم به قولی انگور به اعتبار مایؤل الیه خمر خوانده شده از زجاج و ابن انباری نقل شده: عرب آن گاه که معنی واضح باشد شی‏ء را به اسم مایؤل الیه می‏خواند مثل آجر می‏پزم حال آنکه خشت می‏پزد تا آجر باشد. . پس از آن سالی می‏آید که در آن مردم باران داده می‏شوند و می‏فشارند. آنچه احتیاج به فشردن و آب گرفتن داشته باشد از قبیل انگور و زیتون و غیره. بعضی «یعصرون» را به صیغه مجهول خوانده‏اند. . اعصار را گردباد. بادی که غبار بلند می‏کند گفته‏اند ولی باید اعصار به معنی فشار و به هم سائیدن باشد امروز در علل آتش سوزی جنگل‏ها روشن شده که شدت باد یا گردباد باعث به هم سائیدن درختان جنگل می‏شود و در اثر آن آتش سوزی ایجاد شده و قسمت اعظمی از جنگل می‏سوزد و این از امتیازات قرآن مجید است که به علت آتش‏سوزی اشاره کرده است یعنی: آیا یکی از شما دوست می‏دارد که باغی از خرما و انگور داشته باشد و نهرها از زیر آن روان گردد... پس فشاری که ...


عصر در دانشنامه ویکی پدیا

عصر
عصر یا ایوار یا پسین (به فارسی افغانستان:دیگر)، زمان بین بعدازظهر و غروب است، در حالی که روشنی روز در حال کاهش می باشد.
در تسنن به حدود چهار ساعت پس از ظهر عصر گفته می شود، که اذان عصر و نماز عصر را می خوانند. اما در تشیع، از بعد از خواندن نماز ظهر تا هنگام غروب شرعی، عصر دانسته می شود و می توان نماز عصر را در این زمان اقامه کرد.
عکس عصر
عصر به معانی زیر به کار می رود:
عصر زمان بین بعدازظهر و غروب
عصر سوره ای از قران
عصر (زمین شناسی) واحدهای زمین شناسی
عصر هورس در تلما
عصر (رادار) ؛ نخستین رادار سه بعدی ساخت ارتش ایران.
در مذهب تلما، این باور وجود دارد که تاریخ بشریت می تواند توسط یک سری از اعصار همراه با «تجلی جادویی و مذهبی» شان تقسیم بندی گردد. نخستین عصر، عصر ایسیس بوده است که تلمیت ها بر این باورند که در ماقبل تاریخ بوده است و بشریت الهه ای بزرگ را پرستیده است؛ این عصر با خدای مصر باستان، ایسیس نمادپردازی شده است. در اعتقادات تلمایی، این ماجرا با عصر اوزیریس ادامه پیدا می کند که در دوره های قرون کلاسیک و قرون وسطی قرار گرفته است. هنگامی که بشریت یک خدای مرد یکتا را مورد پرستش قرار داد، بنابراین این دوره، دورهٔ مردسالاری بوده است؛ این عصر با خدای مصری اوزیریس نمادپردازی شده است. در نهایت عصر سوم، عصر هورس است که توسط خدای کودک اداره می شود؛ این عصر نیز با هورس نمادپردازی شده است. تلمیت ها باور دارند که در این عصر جدید، بشریت وارد دورهٔ خودشناسی و خودادراکی خواهد شد. در آیین تلما، هر کدام از این اعصار برای بیان فرول جادویی استفاده می شوند که برای درک جادوی تلمایی بسیار مهم و بنیادی می باشند.
ویکی پدیای انگلیسی
شکل هورس (رع) خدای خورشید در سایر تمدنها: همان خدای هست که در آئین ایرانیان میترائیسم یا مهرپرستی (میترا (mitra)) که علامت آن قوج ویا گاو نر، در یونا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عصر در دانشنامه آزاد پارسی

عصر (زمین شناسی)(epoch)
(یا: دور) جزء کوچک تری از یک دورۀ زمین شناختی، در مقیاس ازمنۀ زمین شناختی. اعصار گاهی نامی مخصوص به خود دارند؛ مثلاً پالئوسن، ائوسن، اُلیگوسن، میوسن، و پلیوسن که دورۀ ترشیاری را تشکیل می دهند. گاهی نیز در دوره ای معین، اعصار به صورت بخش های پسین، پیشین، یا میانی نام گذاری می شوند؛ مانند عصر کرتاسه پسین یا عصر تریاس میانی. ازمنۀ زمین شناسی به واحدهای زمین گاه شناختی تقسیم شده اند که عصر یکی از این تقسیمات است. مراتب تقسیمات زمین گاه شناختی عبارت اند از اِئون، دوران، دوره، عصر، سن و زمان (گاه). عصر جزء کوچک تری از دوره، و سن جزء کوچک تری از عصر است. سنگ های مبینِ یک عصر از ازمنۀ زمین شناسی یک سری را تشکیل می دهند.

عصر در جدول کلمات

عصر
دهر
عصــر حجر
دوران ما قبل تاریخ
عصر حجر قدیم
پارینه سنگی
عصر و دوره
زمانه
عصر و روزگار
زمانه
عصر و هنگام غروب
ایوار
از فلاسفه عصر صفوی
میرداماد
از قبائل عصر جاهلیت اعراب
اوس
از قبایل عرب در عصر جاهلیت
اوس
بتی در عصر جاهلیت
لات , منات, هبل

معنی عصر به انگلیسی

afternoon (اسم)
عصر
age (اسم)
عصر ، سن ، عمر ، پیری ، دوره ، سن بلوغ ، عهد
era (اسم)
عصر ، دوره ، عهد ، دوران ، تاریخ ، عصرتاریخی ، اغاز تاریخ
evening (اسم)
عصر ، شام ، شب ، سرشب ، غروب
time (اسم)
عصر ، عهد ، فرصت ، ساعت ، روزگار ، زمان ، مرتبه ، مدت ، هنگام ، وقت ، موقع ، گاه ، زمانه ، حین ، ایام
period (اسم)
حد ، کمال ، نقطه ، عصر ، دوره ، گردش ، نوبت ، ایست ، فرجه ، پایان ، منتها درجه ، روزگار ، زمان ، مرحله ، مدت ، وقت ، طمی ، موقع ، مدتی ، گاه ، نتیجه غایی ، قاعده زنان ، جمله کامل ، نقطه پایان جمله ، دوران مربوط به دوره بخصوصی
epoch (اسم)
عصر ، دوره ، عهد ، زمان ، مبدا تاریخ ، حادثه تاریخی ، اغاز فصل جدید ، عصرتاریخی

معنی کلمه عصر به عربی

عصر
عصر , عهد , فترة
فترة عدم استقرار
توزيع

عصر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسوار
پسین
شهریار آریابد
عصر : در اوستا " رپیتوین " آمده و به معنای پسینگاه می باشد.
اشکان
واژه آریایی عصر (در اصل اسر asr) به مانای پایان روز است که در سنسکریت به صورت usR उसृ به مانای breakday روزشکن آمده است. واژه ایواره (ایو=خاموش واره=روز) نیز همتای واژه عصر است که امروزه در گویش لوری و کوردی به کار میرود و به مانای سپری شدن روز است که در آن:

hvR ह्वृ =off واژه آف انگلیسی به مانای خاموش گویشی دیگر از این کلمه است.

वार vAra = day, turn of a day, turn

پسوند واره در واژه ایواره به مانای روز است همانتور که شنواره در سنسکریت به جای شنبه روز به کار میرود ولی واره در واژه گهواره (گردش گاه/جا) به مانای turn یا گردش است.

پریسیما
روز : day : ساعت ۶ روز : am 6
بامدادان : dawn
سپیده‌دم، پگاه، خورخیز، برآمد : sunrise
پیشین : morning
نیم‌روز : midday, noon : ساعت ۱۲ روز : pm 12

شب : night : ساعت ۶ شب : pm 6
پسین : evening, afternoon
گرگ‌میش : dusk
هوراُفت، فرورفت، ایوار : sunset
نیم‌شب : midnight : ساعت ۱۲ شب : am 12
نادر
عصر به ترکی: آخشام، ایکیندی ( آخشام از ایکیندی دیرتر است.)
سهیل نظری
عصر کنونی پارسیش میشه دوره کنونی،

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عصر خودرو   • نواندیش   • فردا نیوز   • تابناك   • اعتدال   • شفاف   • پارسینه   • فرارو   • معنی عصر   • مفهوم عصر   • تعریف عصر   • معرفی عصر   • عصر چیست   • عصر یعنی چی   • عصر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عصر
کلمه : عصر
اشتباه تایپی : uwv
آوا : 'asr
نقش : قید
عکس عصر : در گوگل

آیا معنی عصر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )