برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1462 100 1

طبیعت

/tabi'at/

مترادف طبیعت: آفرینش، اصل، حالت، خاصه، خلق، خلقت، خمیره، خوی، ذات، سرشت، طبع، عادت، غریزه، فطرت، مزاج، منش، نهاد، جهان، عالم، دنیا، روزگار، دهر

برابر پارسی: سرشت، نهاد، خوی، خیم، زیستگاه، کیاناد، نیاد

معنی طبیعت در لغت نامه دهخدا

طبیعت.[ طَ ع َ ] (ع اِ) طبیعة. سرشت که مردم بر آن آفریده شده. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نهاد. آب و گِل. خوی.گوهر. (بحر الجواهر). سلیقه. فطرت. خلقت. طبع. ذات.طینت. جبلت. ضمیرة. غریزة. سجیة. جدیرة. خلیقة. اخذ. خلق. قریحه. عریکة. شیمة. شریة. تقن. توز. توس. سوس. بکلة. خشیبة. طِراز: لیس هذا من طرازک ؛ نیست این از طبیعت تو. (منتهی الارب ). قلیب. کیان :
چو کنعان را طبیعت بی هنر بود
پیمبرزادگی قدرش نیفزود.
سعدی.
|| عنصر. طبایع اربعه : چهار عنصر خاک و آب و باد و آتش. || طبیعت پنجم نزد قدماء. طبیعت استحالت ناپذیر، و آن جوهر افلاک است ، مقابل چهار طبیعت دیگر که خاک و آب و باد و آتش باشد. || مزاج : مزاج البدن ؛ آنچه اندام بدان سرشته شده از طبایع. (منتهی الارب ). ج ، طبائع، طبایع :
چو کم خوردن طبیعت شد کسی را
چو سختی پیشش آید سهل گیرد.
سعدی.
کنون بسختی و آسانیش بباید ساخت
که در طبیعت زنبور نوش باشد و نیش.
سعدی.
هر که با بدان نشیند، اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند، بطریقت ایشان متهم گردد. سعدی (گلستان ).
تا بخواهد طبیعتت میخور
چون نخواهد دگر نشاید خورد.
ابن یمین.
- امثال :
طبیعت دزد است ؛ یعنی اوضاع و اطوار همنشینان زود فراگیرد، کسی را که صحبت زود در او اثر کند، گویند: طبیعت دزدی دارد :
تا آنکه تو صاحب طبیعت شده ای
این حرف مثل شد که طبیعت دزداست.
سعید اشرف (از آنندراج ).
کژدم از خبث طبیعت بزند سنگ به نیش.
سعدی.
|| و در عرف علمای رسوم (تعریفات ) طبیعت یکی از قوای نفس کلی است ودر اجسام طبیعی سفلی ساریست و اجرام فاعل صور آن است که بر طبیعت سفلی منطبع میشوند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). عبارت از قوه ٔ ساریه در اجسام است که بدان جسم به کمال طبیعی خود می رسد. (از تعریفات جرجانی ). || (اصطلاح فلسفه ) قوه ٔ مدبره همه چیزهاست در عالم طبیعی که عبارت است از زیر فلک قمر تا مرکز زمین. (مفاتیح العلوم ص 58). مبداء حرکت قوا که در او شعور باشد. طبیعت در اصطلاح علما بر معانی گوناگون اطلاق ...

معنی طبیعت به فارسی

طبیعت
سرشت، نهاد، سجیه، سرشتی که مردم بر آن آفریده شده، مزاج، فطرت، طبایع جمع
( اسم ) ۱ - سرشتی که مردم بر آن آفریده شده نهاد فطرت . ۲ - خلق خوی . ۳ - هر یک از چهار عنصر آخشیج . ۴ - وضع اختصاصی و مزاجی یک فرد مزاج جمع : طبائع ( طبایع ) . ۵ - قوه مدبره همه اشیائ در عالم طبیعی که عبارتست از زیر فلک قمر تا زمین . ۶ - قوه ایست ساری در اجسام که افاده تخلیق و تکامل منظومه شمسی">تشکیل می کند . ۷ - حقیقتی الهی که فعاله همه صور است یا طبیعت اولی . عقول اول . یا طبیعت پنجم . طبیعت استحالت ناپذیر و آن جوهر افلاک است مقابل چهر طبیعت دیگر که عناصر اربعه باشد . یا طبیعت خامسه . طبیعت پنجم . یا طبیعت ساریه . قوای نفس کلیه ما فوق که ساری در اجسام مادون و محاط است . یا طبیعت کلی . حافظ اقسام جسم کلی که مساوی بامثال افلاطونی است . یا طبیعت مطلق . کلی را هر گاه من حیث هو و بدون لحاظ اطلاق ماخوذ شود مطلق الطبیعیه نامند و به این اعتبار به تحقق فردی از افراد محقق می شود و بانتفائ فردی نیز منتفی شود . این نوع کلی موضوع نیز ضفیه مهمله است و هر گاه به آن لحاظ اطلاق شود نه با آن نحو که اطلاق قید آن باشد بلکه بدان نحو که اطلاق عنوان لحاظ آن باشد این نوع کلی را طبیعت مطلقه نامند و به تحقیق یک فرد محقق می شود و لیکن بانتفائ یک فرد منتفی نمی شود و این نوع کلی موضوع قضیه کلیه است . ۸ - بر چهار معنی اطلاق شود : الف - مزاج خاص ب - هیئت ترکیبی ج - قوه مدبره د - حرکت نفس . ۹ - آن چه عینیت داشته باشد و در خارج از ذهن متحقق باشد نقاشان و مجسمه سازان پیرو مکتب های کلاسیک ر آلیسم امپرسیونیسم و به خصوص ناتورالیسم هر یک طبیعت را به نحوی مجسم می سازند مدل کار مجسمه سازان و نقاشان مزبور . یا طبیعت بی جان . موضوعی که جان نداشته باشد طبیعت مرده . یا طبیعت جاندار . موضوعی که زنده ودر حال حیات باشد از انسان و حیوان و درخت . یا طبیعت مرده . طبیعت بی جان .
[still-life/ still life, nature morte (fr.)] [هنرهای تجسمی] 1. مجموعه ای از اشیای بی حرکت مانند ظرف و لباس و گل 2. اثر هنری خلق شده از مجموعۀ اشیای بی حرکت
طبیعت درمانگر ...

معنی طبیعت در فرهنگ معین

طبیعت
(طَ عَ) [ ع . طبیعة ] (اِ.) ۱ - سرشت ، خوی . ۲ - آن بخش از جهان که ساخته دست آدمی نیست .

معنی طبیعت در فرهنگ فارسی عمید

طبیعت
۱. قسمتی از جهان که ساختۀ دست بشر نیست، مانند گیاهان، جانوران، جنگل، دریا، کوه، و بیابان.
۲. جهان هستی.
٣. قضاوقدر، روزگار.
٤. فطرت، سرشت، نهاد: طبیعت انسان میل به کمال است.
٥. [قدیمی] هریک از عناصر چهارگانه (آب، باد، خاک، و آتش).
٦. [قدیمی] غریزه.
۱. آن که طبیعت را بشناسد.
۲. [قدیمی] طبیب، پزشک: امید عافیت آنگه بُوَد موافق عقل / که نبض را به طبیعت شناس بنمایی (سعدی: ۱۸۵).

طبیعت در دانشنامه اسلامی

طبیعت
قرآن کریم همواره از طبیعت و شناخت آن سخن می گوید و ابعاد گوناگون طبیعت در قرآن آمده است از جمله: آسمان، زمین، خورشید، ماه، ستارگان، از ابرهای باران زا و ابرهای غیر باران زا، ریزش فراوان آب از آسمان، رویش گیاهان، زیبایی های نور، جلوه های گوناگون رنگ و وزش باد.
راستی چه وقتی دیدن طبیعت مفهوم دیگری پیدا می کند و زیبایی وجذابی دیگر را فراهم می سازد؟ در صورتی که بدانیم در سراپرده طبیعت، دستی تدبیر می کند و برای این نعمت ها درجهت آسایش و رفاه انسان در کار است. قرآن کریم در آیات بسیاری از تسخیر طبیعت برای انسان توسط خدا خبر می دهد مانند سوره ابراهیم، سوره نحل، سوره حج و سوره لقمان. همچنین از رام کردن تمام آسمانها و زمین برای انسان خبر می دهد. مسئله مهم در شناخت طبیعت اما مهم این است که بدانیم طبیعت چه اهمیتی دارد و چه زیبایی هایی می آفریند و چگونه می توان از آن به گونه ای نیکو استفاده کرد و مهم تر این که بدانیم همه این نعمت ها نشانه خدا و با تدبیر خدا هستند و هدفی برای آفرینش آن ها وجود دارد و ما انسانها ناسپاسی نعمت نکنیم و به ستم از آن استفاده ننماییم. به همین دلیل، در برخی آیات قرآن آمده است که سفر کنید و در زمین بگردید و بنگرید چگونه خداوند آفرینش را آغاز کرده؛ سپس باز او جهان دیگری را پدید می آورد. خداست که بر هرچیز تواناست. تأثیر طبیعت در سلامت انسان و در روایات رسیده است که «سافروا تصحوا» سفر کنید تا سالم باشید، زیرا گشت و گذار در طبیعت، دیدن منظره های زیبا و آشنایی با آداب و رسوم ملت ها، گذشته ا زآنکه خداشناسی ما را تقویت می کند و به شگفتیهای آفرینش خدا آشنا می سازد و فایده های بی شمار مادی و معنوی برای ما ارمغان می آورد، آدمی را از افسردگی می رهاند و به سلامتی جسم و روان ما کمک می کند. اکنون برای این که ابعاد گوناگون طبیعت در قرآن را نشان داده باشیم به آیات چند که در وصف طبیعت آمده، اشاره می کنیم: طبیعت در قرآن ← اهمیت طبیعت در قرآن کریم بیش از ۷۵۰ آیه اشاره به ظواهر طبیعت می کند ابعاد گوناگون جلوه ها و زیبایی های آن را یادآور می شود. در اغلب این آیات، ما را توصیه به مطالعه کتاب طبیعت و پند آموزی آن می کند. بی گمان، هدف این آیات، طرح علوم طبیعی و بیان قوانین آن نیست، هر چند به نکاتی اشاره دارد که پس از قرن ...


طبیعت در دانشنامه ویکی پدیا

طبیعت
طبیعت، به معنای گستردهٔ کلمه، معادل جهان یا عالم طبیعی، فیزیکی و مادی است. طبیعت در حالت کلی، به پدیدهٔ جهان فیزیکی و همچنین زندگی اشاره دارد؛ و همچنین قلمرو آن از ذرات زیراتمی تا خود گیتی گسترده است.
اگرچه واژهٔ طبیعت امروزه در معناهای مختلفی به کار می رود، اغلب به مفهوم زمین شناسی و حیات وحش اشاره دارد. طبیعت به حوزهٔ کلی انواع متنوع گیاهان و حیوانات زنده و گاهی اوقات نیز به فرآیندهای مرتبط با اشیای بی جان بازمی گردد. دگرگونی های طبیعی، مانند تغییر در آب وهوا و زمین شناسی و همچنین ماده و انرژی که تمام این چیزها و پدیده ها را تشکیل داده است. این اغلب به معنای محیط زیست یا طبیعت وحش، حیوانات وحشی، صخره ها، جنگل ها، سواحل، و به طور کلی چیزهایی که به طور قابل ملاحظه ای با مداخلات انسانی تغییر چندانی نکرده اند، یا با وجود این مداخلات به کار خود ادامه داده اند است. این موضوع نسبتاً قدیمی اشیای طبیعی که هنوز امروزه یافت می شود، به تفاوتی بین اشیای طبیعی و مصنوعی با موجودات مصنوعی که ادراک از آن به مفهوم چیزهایی که توسط خودآگاهی یا ذهن انسان وارد وجود شده اند، اشاره دارد. براساس این زمینهٔ ویژه، واژهٔ «طبیعی» باید از «غیرطبیعی»، «فرا طبیعی» یا «دست ساخته» متمایز گردد. آنچه که انسان، در پدیدآوردن آن، دخالت نداشته باشد را طبیعت گویند. طبیعت، محصول دیالکتیک ذهنی انسان و جهان ابژه ها است. انسان، پیش از زندگی در شهرها، در طبیعت می زیسته است. دگرگونی از ویژگی های طبیعت است. ایرانی ها به طبیعت بکر علاقه زیادی دارند، در همین راستا یک روز را به نام روز طبیعت (سیزده به در) نام گذاری کرده اند و در آن روز به طبیعت گردی می پردازند.
پژوهش و بررسی مفهوم «طبیعت» بخش بسیار بزرگی از دانش بشر را تشکیل می دهد؛ هرچند که بشر خود پاره ای از طبیعت است، «فعالیت های بشری» اغلب به عنوان یک گروه جداگانه از دیگر پدیده های طبیعی مورد بررسی و گفتگو قرار می گیرند.
طبیعت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تاریخ طبیعی
عدد طبیعی
لگاریتم طبیعی
منابع طبیعی
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

طبیعت در دانشنامه آزاد پارسی

طبیعت (nature)
دنیای زنده، شامل گیاهان، جانوران، قارچ ها، همۀ موجودات ذره بینی، و خصوصیات شکل گرفتۀ طبیعی، مانند کوهستان ها و رودخانه ها. از نظر تاریخی، طبیعت معانی چندگانه ای داشته است که بنابه قرارداد به دو مورد محدود شده اند. ۱. طبیعت به جوهر یا کیفیت ذاتی یک چیز اطلاق می شود. از آن جمله است طبیعت انسانی، یعنی خصوصیاتی همگانی که در همۀ مردم مشترک اند. ۲. طبیعت به دنیای مادی و پدیده هایی اطلاق می شود که مستقل از انسان ها عمل می کنند. این تعریف از طبیعت غالباً در مقابل تعاریف ساختگی و قراردادی، یعنی تغییر و تبدیل ترتیب طبیعی اشیا به دست انسان، قرار می گیرد. این که طبیعت برتر یا فروتر از استفاده های انسان از آن و تغییر در آن است، همواره محل بحث بوده است. بسیاری اعتقاد دارند که زمانی انسان ها و طبیعت بخشی از یک کل همساز بوده اند. مسیحیان این دوره را با زندگی آدم و حوا پیش از هبوط می شناسند. بنا به نظر فیلسوف فرانسوی، ژان ژاک روسو، و نیز رومانتسیت ها، هنوز هم حالتی خاص از طبیعت را می توان در رفتار جانوران و کودکان مشاهده کرد. فیلسوف یونان باستان، دیوگنس، و متفکر امریکایی قرن ۱۹، هنری تورو، سعی کردند تا دنیای انسان را کنار گذاشته و به حالتی طبیعی تر برگردند. ایده های مشابهی نیز در جنبش های بوم شناختی به چشم می خورد که در مقابل نابودی طبیعت جبهه می گیرند. پیش تر دیدگاه های طبیعت گرا دربرابر دیدگاه های ماورای طبیعی قرار می گرفت؛ دنیای مادی، که نهایتاً بر پایۀ قوانین پیش بینی پذیر جریان دارد، در مقابل دنیای ماورای طبیعی، آرمانی، و روحی. در اروپای قرون وسطا، وجه تمایز دیگری بین دنیای انفعالی خلق شده و نیروی فیزیکی فعال قائل شدند. چنین نیرویی غالباً تشخص می یافت. از آن جمله اند خدایان یونان باستان، مثل الهه خرمن، خدای زمین، و بعدها، مادر طبیعت. رمانتیست ها مفهوم وجود خلاق را پذیرفته و به آن احترام می گذاشتند. این امر در شعرهای وردزورث به چشم می خورد.

نقل قول های طبیعت

طبیعت
• «آن جاکه طبیعت توقف می کند، هنر آغاز می شود.» -> ویل دورانت
• «آن که انتظار دارد هر چهار فصل سال بهار باشد، نه خود را می شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.» -> ولتر
• «آیا حضور مستمر این – به ظاهر – غم غربت روستا در شعر یک شاعر، نشانه طبیعی بودن و حقیقی بودن حضور او - در مقایسه با حضور ژورنالیستی بسیاران دیگر، حتا از معاریف - در عرصه ادبیات مدرن ایران نیست؟» -> منوچهر آتشی
• «احساس و خیال را، آسمان صاف، ابرهای طوفانی و تاریکی جنگل ها، روشنی قله ها و زندگانی، یک طبیعت ساده به من داده است.» -> نیما یوشیج
• «اشخاص شجاع و باجرأت بیش از همه کس میتوانند جوانمردی و فتوت داشته، بلکه اصولأ طبیعت آنها اینطور سرشته شده است.» -> ساموئل اسمایلز
• «این ها که گفتید به خوی ما نمی خواند. ما آزاد زندگی کرده ایم، طبیعت همیشه دم دستمان بوده. در کوه و کمرش که اسب رانده ایم، در دشتش که اطراق کرده ایم، زیر آسمانش که چادر زده ایم. نمی شود ما را در خانه زندانی کرد.» -> سیمین دانشور، سووشون
• «این قانون طبیعت است که ما را به یاری رساندن به یکدیگر فرا می خواند.» -> ژان دو لافونتن
• «برای تحقق آرزوی تو، خواه امیر باشی خواه گدا، در برابر طبیعت فرق نمی کند و برای همه یک بها معین شده است و آن فداکاری و از خودگذشتگی است.» -> ماردن
• «برای داشتن فناوری ای پیروز، واقعیت باید بر روابط عمومی تقدّم یابد. چرا که طبیعت را نمی توان فریب داد.» -> ریچارد فاینمن، گزارش کمیسیون راجرز دربارهٔ حادثهٔ فضاپیمای چلنجر. پیوست E
• «بسیاری فرآیندهای فکری و فلسفی و هنری، مثل فرآیندهای سیاسی، در کشور ما، عمدتا ژورنالیستی و وارداتی است؛ نه مخلوق و محصول حرکت طبیعی و رشد جامعه و تحول فردی در رابطه با تحول جمعی.» -> منوچهر آتشی
• «به قدری من شیفته نثرنویسی سادهٔ قدما هستم که از مرگ می ترسم. برای اینکه از خواندن آنها محروم می شوم. زیرا زیباترین چیزهاست که در طبیعت، من مفتون آن هستم.» -> نیما یوشیج
• «به وسیله عادت، طبیعت دومی به وجود می آید.» -> سیسرو
• «به هرطرف که اراده متمایل گردد، طبیعت نیز بدان سمت میگردد.» -> ساموئل اسمایلز
• «چیزی که ...

ارتباط محتوایی با طبیعت

طبیعت در جدول کلمات

طبیعت
کیان, کیانا, ناتور
طبیعت چیزی
ماهیت
ناتورالیسم
طبیعت و اصل هر چیز
کیانا
اشک طبیعت بر گونه گل
شبنم
این کشور رتبه 175را در جهان به لحاظ فرهنگ و طبیعت دارد
سنگاپور
چیزهایی که در طبیعت بصورت جامد و مایع و گاز یافت می شود
مواد
حقیقت و طبیعت چیزی
ماهیت
خوراک این جانور در طبیعت گردو | فندق و بلوط است
سنجاب
دانشی که به مطالعه طبیعت و بررسی تنوع زیستی زمین بمنظور حفاظت از اکوسیستم ها | زیستگاه ها و گونه های زیستی میپردازد
زیست شناسی بقا

معنی طبیعت به انگلیسی

nature (اسم)
نهاد ، خوی ، طبع ، روح ، خیم ، سیرت ، نوع ، گونه ، خاصیت ، سرشت ، طبیعت ، خو ، فطرت ، افرینش ، مشرب ، خمیره ، ذات ، ماهیت ، گوهر ، غریزه ، منش
character (اسم)
نهاد ، خوی ، طبع ، شخصیت ، دخشه ، خط ، خیم ، سیرت ، رقم ، خاصیت ، سرشت ، طبیعت ، صفات ممتازه ، خط تصویری ، خو ، مونه ، هر نوع حروف نوشتنی و چاپی
disposition (اسم)
ساز ، وضع ، تمایل ، خواست ، حالت ، خیم ، مزاج ، سرشت ، طبیعت ، خو ، مشرب
temper (اسم)
خوی ، طبع ، خشم ، حالت ، خیم ، مزاج ، سرشت ، طبیعت ، خو ، قلق
temperament (اسم)
خوی ، خونگرمی ، حالت ، خیم ، مزاج ، سرشت ، طبیعت ، خو ، فطرت

معنی کلمه طبیعت به عربی

طبیعت
ابحر , طبيعة , مزاج , ميل
طبيعية

طبیعت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

طاها
(= منش، خوی) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
مانوش (سنسکریت: مانوشَ)
سَمسان (سنسکریت: سَمستْهانَ)
تَتوا (سنسکریت)
آیناز
این واژه تازى (اربى) ست و برابرهاى پارسى آن چنینند: دوم در معناى ذات و اخلاق و فطرت : جَنَم Janam (پارسى: طبیعت ، سرشت ، توانایى ، شایستگى) ، بْرِه Breh (پهلوى: طبیعت ، خوى ، اخلاق و ...) ، خوى Xuy ، منش Manesh ، چیهْرْ Chihr (پهلوى: طبع ، طبیعت ، ذات
، سرشت ، خوى) ، خیم Xim (پهلوى: ذات ، طبیعت ، فطرت ، سرشت) ، سرشت Seresht ، نهاد-نیهات Nahad-Nihat ، سمسان Samsan (سانسکریت: سَمستْهانَ : طبیعت ، خوى ، ذات ، طینت) ، تَتْوا Tatva (سانسکریت: طبیعت ، منش ، خوى) ، چیهْرَک Chihrak (پهلوى: طبع ، طبیعت ، ذات ، سرشت)
، گُهر-گُهره Gohar-Gohareh (پهلوى: اصل ، ذات ، طبیعت ، طبع ، سرشت) ، خُک Xok (پهلوى: اخلاق ، طبیعت ، ذات ، منش) ، مِنُک Menok (پهلوى: فطرت ، طبیعت ، ذات)
مبینا
این واژه تازى (اربى) ست و برابرهاى پارسى آن چنینند: نخست در معناى هستى ، آفرینش و بخش هاى بکر گیتى : اَپرهام Aparham (پهلوى: ١- طبیعت ، ٢- فرشته ى تدبیرکننده عالم، ٣- ابراهیم ، ٤- پیر و بزرگ همه ) ، آپژه Apzheh (پهلوى: طبیعت ، هستى) ، بْرِه Breh (پهلوى:
طبیعت و ...) ، سیروشت Sirusht (کردى: طبیعت ، هستى ، فطرت) ، گِتاه Getah (پهلوى: هستى ، طبیعت ، زندگى ، دنیا) ، آخْوْ Axv (پهلوى : طبیعت ، هستى ، عالم) ، مانوژا Manuzha (سانسکریت: مانوشَ : طبیعت ، هستى ، ذات، فطرت) ، پراکتى Perakti (سانسکریت: طبیعت ، هستى)
، واسْتو Vasto (سانسکریت : طبیعت)
مبین
آپژه ، جُنَم ، آخشیگ
زینب
(= آن بخش از جهان که ساخته ی دست مردم نیست؛ مانند رود، کوه...) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
لانوژا (سنسکریت: مانوشَ)
پِراکْتی (سنسکریت: پراکرْتی)
واسْتو (سنسکریت)
امیررضا
ابرهام -طبیعت یک کلمه عربی بوده که وارد زبان پارسی شده است.معادل فارسی آن {ابرهام} میباشد.
آنچه که انسان، در پدید آوردن آن، دخالت نداشته باشد را طبیعت گویند. طبیعت، محصول دیالکتیک ذهنی انسان و جهان ابژه ها است. انسان، پیش از زندگی در شهرها، در طبیعت می زیسته است. دگرگونی از ویژگی های طبیعت است.
گرایش به طبیعت در فلسفه [ویرایش]
گرایش بشر به دگرگونی در طبیعت، سبب ایجاد دیدگاهی در فلسفه، به نام طبیعت گرایی شد. از فیلسوفانی که دیدگاه خود را بر اساس تغییر پذیری طبیعت قرار داده اند، می توان از دنیس دیدرو و مارکی دوساد نام برد.
منبع
Nature-Speak: Signs, Omens and Messages in Nature by Ted Andrews - Dragonhawk Publishing - U.S.A- ۲۰۰۳
[نهفتن]
ن • ب • و
عناصر طبیعت
گیتی
فضا • زمان • ماده (فیزیک) • انرژی
زمین
علوم زمین • آینده زمین • تاریخ زمین شناسی زمین • زمین شناسی • تاریخ زمین • زمین ساخت بشقابی • ساختار زمین
آب وهوا
جو زمین • اقلیم • هواشناسی
زیست بوم
بوم شناسی • اکوسیستم • Wilderness
زندگی
زیست شناسی • یوکاریوت (گیاه/گیاگان, جانوران/زیاگان, قارچ, آغازیان) • Evolutionary history of life • سازماندهی زیستی • اندامگان • پیدایش حیات • پروکاریوت (باستانیان, باکتری) • ویروس (زیستی)
از ویکی پدیا
همچنیNature, in the broadest sense, is equivalent to the natural world, physical world, or material world. "Nature" refers to the phenomena of the physical world, and also to life in general. It ranges in scale from the subatomic to the cosmic.
The word nature is derived from the Latin word natura, or "essential qualities, innate disposition", and in ancient times, literally meant "birth".[1] Natura was a Latin translation of the Greek word physis (φύσις), which originally related to the intrinsic characteristics that plants, animals, and other features of the world develop of their own accord.[2][3] The concept of nature as a whole, the physical universe, is one of several expansions of the original notion; it began with certain core applications of the word φύσις by pre-Socratic philosophers, and has steadily gained currency ever since. This usage was confirmed during the advent of modern scientific method in the last several centuries.[4][5]
Within the various uses of the word today, "nature" often refers to geology and wildlife. Nature may refer to the general realm of various types of living plants and animals, and in some cases to the processes associated with inanimate objects – the way that particular types of things exist and change of their own accord, such as the weather and geology of the Earth, and the matter and energy of which all these things are composed. It is often taken to mean the "natural environment" or wilderness–wild animals, rocks, forest, beaches, and in general those things that have not been substantially altered by human intervention, or which persist despite human intervention. For example, manufactured objects and human interaction generally are not considered part of nature, unless qualified as, for example, "human nature" or "the whole of nature". This more traditional concept of natural things which can still be found today implies a distinction between the natural and the artificial, with the artificial being understood as that which has been brought into being by a human consciousness or a human mind. Depending on the particular context, the term "natural" might also be distinguished from the unnatural, the supernatural, or synthetic.
Contents [hide]
1 Earth
1.1 Geology
1.1.1 Geological evolution
1.2 Historical perspective
2 Atmosphere, climate, and weather
3 Water on Earth
3.1 Oceans
3.2 Lakes
3.2.1 Ponds
3.3 Rivers
3.4 Streams
4 Ecosystems
4.1 Wilderness
5 Life
5.1 Evolution
5.2 Microbes
5.3 Plants and animals
6 Human interrelationship
6.1 Aesthetics and beauty
7 Matter and energy
8 Beyond Earth
9 See also
10 Notes and references
11 External links
[edit]Earth
Main articles: Earth and Earth science
View of the Earth, taken in 1972 by the Apollo 17 astronaut crew. This image is the only photograph of its kind to date, showing a fully sunlit hemisphere of the Earth.
Earth (or, "the earth") is the only planet presently known to support life, and its natural features are the subject of many fields of scientific research. Within the solar system, it is third closest to the sun; it is the largest terrestrial planet and the fifth largest overall. Its most prominent climatic features are its two large polar regions, two relatively narrow temperate zones, and a wide equatorial tropical to subtropical region.[6] Precipitation varies widely with location, from several metres of water per year to less than a millimetre. 71 percent of the Earth's surface is covered by salt-water oceans. The remainder consists of continents and islands, with most of the inhabited land in the Northern Hemisphere.
Earth has evolved through geological and biolo ...
پارسا
(= ماهیت؛ ویژگی ساختاری چیزی) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
سرشت، آتمَن، نیایا، سَتوا (سنسکریت) تَسات (سنسکریت: تَساتا)
علی دوستی نوگورانی
کیان
shirin
netur

Nature, in the broadest sense, is the natural, physical, or material world or universe. "Nature" can refer to the phenomena of the physical world, and also to life in general. The study of nature is a large, if not the only, part of science. Although humans are part of nature, human activity is often understood as a separate category from other natural phenomena.

The word nature is derived from the Latin word natura, or "essential qualities, innate disposition", and in ancient times, literally meant "birth".[1] Natura is a Latin translation of the Greek word physis (φύσις), which originally related to the intrinsic characteristics that plants, animals, and other features of the world develop of their own accord.[2][3] The concept of nature as a whole, the physical universe, is one of several expansions of the original notion; it began with certain core applications of the word φύσις by pre-Socratic philosophers, and has steadily gained currency ever since. This usage continued during the advent of modern scientific method in the last several centuries.[4][5]

Within the various uses of the word today, "nature" often refers to geology and wildlife. Nature can refer to the general realm of living plants and animals, and in some cases to the processes associated with inanimate objects–the way that particular types of things exist and change of their own accord, such as the weather and geology of the Earth. It is often taken to mean the "natural environment" or wilderness–wild animals, rocks, forest, and in general those things that have not been substantially altered by human intervention, or which persist despite human intervention. For example, manufactured objects and human interaction generally are not considered part of nature, unless qualified as, for example, "human nature" or "the whole of nature". This more traditional concept of natural things which can still be found today implies a distinction between the natural and the artificial, with the artificial being understood as that which has been brought into being by a human consciousness or a human mind. Depending on the particular context, the term "natural" might also be distinguished from the unnatural or the supernatural.
رضاآپادانا
نهاد
ناتور
نیازعلی شمس
درونمایه
نیازعلی شمس
نهادواره،نهادینگی،سرشتواره،سرشتوارینگی
نیما
سرشت
اشکان
این واژه عربی مثل بیشتر واژه های عربی در زبان فارسی بی معنی است و در معنی های گوناگونی هم بکار می رود به معنی نرمال و nature که می توان از واژه بهنجار و آفرینش یا گیتی بهر برد
مثلن آفرینش جاندار یا بی جان ناگفته نماند که کردها ( کسانی که واژه های ایرانی بسیاری را برای ما پاس داشتند ) واژه سرشت را بکار می برند
اشکان
شاید واژه طبیعت و واژههای هم خانواده آن نه سامی که آرایی باشند بر پایه دلیل های زیر:
کاربرد واژه daba در لتونیایی که زبانی نیا هند و اروپایی است
در انگلیسی ها واژه ای همانند طبیعت داریم :
temper
و چه بسا که واژه طب هم هم ریشه با این واژه گان باشد و هند و اروپایی باشد نه سامی
اشکان
واژه تپیئت که عرب آنرا طبیعت مینویسد ساخته شده از واژه فنلاندی tapa (ستانده از زبانهای منطقه بالتیک) به معنای خوی طبع رسم رفتار شیوه قانون way mode manner style habit rule و پسوند آریایی ایئت که در لغت سنسکریت نویئت (نو ایئت) नव्यता navyata به معنای نوینگی-fashion و در واژه ایرانی خوبیت نیز دیده میشود. تپ را در لاتویا و لیتوانی daba میخوانند و در معنای طبیعت حالت خو nature character disposition به کار میبرند که tava در استونی و taba و dabā و dabiski (به معنای naturally طبیعی) در منطقه بالتیک شکلهای دیگر آن هستند. بدینسان روشن میشود که لغت طبع→tapa به معنای خوی همریشه نیست با لغت طبع→tip به معنای چاپ-مطبوعات و واژگان عربی طبیع و طبیعی (طبیع ی) و مطبوع (دلخواه-دلپسند-طبع‌پسند-طبع‌خواه) و طبایع جعلی هستند.
نیک
۱. طبیعت (جهان، گیتی)
۲. طبیعت (سرسبزی،باغ و گلشن، دشت و دمن)
۳. طبیعت (نهاد،سرشت، خو، منش)
مازیار ایرانی
گتاه و گیتی و گیتا
پریسا
Nation یا به پارسی نَهِش Nahesh (ع: مِلَّت)
هم ریشه با Nature یا به پارسی نَهاد Nahaad (ع: طَبیعَت)
هر دو از ریشه پروا-هندو-اروپایی *gene- که در پارسی معنی زادَن Zaadan و زیستَن Zistan دارند.
اگر پسوند صفت‌ساز انگلیسی و پارسی -ال بگیرند میشوند (همچون در گُودال، پوشال، گِردال، چَنگال و...)
نَشنال یا نَهِشال (National, Naheshaal) (ع: مِلّی)
نَچرال یا نَهادال (Natural, Nahaadaal) (ع: طَبیعی)
و پیشوند اینتِر- یا اَندَر- به معنی (مینو، meaning) در میان به نشنال بیفزاییم میشود اینتِرنَشنال، اَندَرنَهِشال (International, Andarnaheshaal) (ع: بِین‌ُالمِلَّلی)
محمد صادق
طبیعت جایی میباشد که در آن هرگز یا بسیار به ندرت در آن اشکال زاویه دار خواهیم دید
هم در زمین بدین صورت هست هم در آسمان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طبیعت چیست   • تحقیق در مورد طبیعت   • انشا طبیعت   • طبیعت ایران   • عکس طبیعت hd   • متن طبیعت   • طبیعت بهار   • تحقیق طبیعت   • معنی طبیعت   • مفهوم طبیعت   • تعریف طبیعت   • معرفی طبیعت   • طبیعت یعنی چی   • طبیعت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طبیعت
کلمه : طبیعت
اشتباه تایپی : xfduj
آوا : tabi'at
نقش : اسم
عکس طبیعت : در گوگل

آیا معنی طبیعت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران