برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1574 100 1
شبکه مترجمین ایران

صفا

/safA/

مترادف صفا: پاکی، پاکیزکی، طهارت، طهر، قدس، نظافت، خلوص، صفوت، آشتی، صلح، طراوت، لطافت، نزهت

متضاد صفا: تیرگی، کدورت

برابر پارسی: یکرنگی، شاداب، خرمی

معنی اسم صفا

اسم: صفا
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: safā) (عربی) داشتن رفتار و کرداری همراه با دوستی و صمیمیت، یکرنگی، خلوص و صمیمیت، (در اعلام) نام جایی در مکه در دامنه ی کوه ابوقبیس که حاجیان سعی خود را در آنجا تکمیل می کنند، (در عرفان) پاکی در برابر کدورت را می گویند در اصطلاح یعنی پاکی طبع از زنگار کدورت و دوری از مذمومات - یکرنگی، خلوص، صمیمیت، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی، نام کوهی در مکه

معنی صفا در لغت نامه دهخدا

صفا. [ص َ ] (ع مص ) روشنی. (منتهی الارب ). صافی شدن. (مصادرزوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). پاک و بی غش و بی کدورت شدن. (غیاث اللغات ). || (اِمص ) پاکیزگی. (دهار). پاکی. مقابل کدورت ، مقابل تیرگی :
دیدی اندر صفای خود کونین
شد دلت فارغ از جحیم و نعیم.
ناصرخسرو.
ولیکن تو آن می شمر پارسا
که باطن چو ظاهر ورا باصفاست.
ناصرخسرو.
با صفای دل چه اندیشی ز حس و طبع و نفس
یار در غار است با تو غار گو پرمار باش.
سنائی.
در این نزدیکی آبگیری دانم که آبش بصفا زدوده تر از گریه ٔ عاشق است... (کلیله و دمنه ). صفای آب آن چون آئینه بی شک تعیین صورتها نمودی. (کلیله و دمنه ).
روح القدس آن صفا کزو دید
از مریم پاک جان ندیده ست.
خاقانی.
کرم جستن از عهد خاقانیا بس
کزین تیره مشرب صفائی نیابی.
خاقانی.
فروغ فکر و صفای ضمیرم از غم بود
چو غم بمرد، بمرد آن همه فروغ و صفا.
خاقانی.
عکس یک جامش دو گیتی مینماید کز صفاش
آب خضر و آینه جان سکندر ساختند.
خاقانی.
ای خسروی که خاطر تو آن صفا گرفت
کز وی نمونه ای است به هر کشور آینه.
خاقانی.
داد صفاهان ز ابتدام کدورت
گرچه صفا باشد ابتدای صفاهان.
خاقانی.
دل چو صافی شد حقیقت را شناسا میشود
از صفاآئینه منظور نظرها میشود.
ظهیرفاریابی.
و خمر کلمات او برراوق نقد و ارشاد پدر صفا یافته. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی نسخه ٔ خطی ص 255).
تأمل در آئینه ٔ دل کنی
صفائی بتدریج حاصل کنی.
سعدی.
به یک خرد، مپسند بر وی جفا
بزرگان چه گفتند خذ ما صفا.
سعدی.
اگر صفای وقت عزیزت را از صحبت اغیار کدورتی باشد اختیار باقی است... (گلستان ).
چو هر ساعت از تو به جائی رود دل
بتنهائی اندر صفائی نبینی.
سعدی (گلستان ).
|| خلوص. یکرنگی. صمیمیت. اخلاص. مودت. (مخصوصاً در اصطلاح عرفا) :
ز صف ّ تف ...

معنی صفا به فارسی

صفا
لواسانی ( میرزا ) علی محمد دانشمند و شاعر ایرانی دوره اواخر ناصر الدین شاه قاجار( قر. ۱۳ ه.). وی برادر کهتر میرزا محمد جعفر حکیم الهی و پسر میرزا حسنعلی است و خاندان و بفضل و کمال مشهور و نزد سلاطین افشاریه و قاجاریه بعزت موصوف بوده اند. صفا در آغاز شباب بتحصیل کمالات کوشیده و علاوه بر کسب علوم در حسن خط استاد مسلم رمان خویش بود . او مدتها در تهران و کرمان اقامت گزید و بکسب معرفت پرداخت .
۱ - ( مصدر ) صافی شدن پاک و بی غش و بی کدورت شدن . ۲ - ( اسم ) پاکیزگی مقابل کدورت تیرگی . یا از صفائ افتادن . بی رونق شدن . یا صفائ ذهن . استعداد نفس آدمی برای استخراج امر مطلوب . ۳ - خلوص یکرنگی صمیمیت . ۴ - تمییزی نظافت . ۵ - طراوت . ۶ - آشتی صلح . ۷ - تفرج تماشا . ۸ - ( اسم ) یکی از گوشه های شور .
لقب شمعون است که پطرس تفسیر فرموده و آن کلمه یونانی است بمعنی سنگ
ده کوچکی از دهستان دو آب بخش اردل شهرستان شهرکرد
آراینده صف
۱ - ایجاد صفا کردن . ۲ - با مقدم خود صاحبخانه و مجلسیان را شاد کردن : صفا آوردید .
( صفت ) آنکه یا آنچه از صفا سرشته و پرورده باشند .
( صفت ) آنکه یا آنچه از صفا سرشته و پرورده باشند .
دهی است از دهستان گوی آغاج بخش شاهین دژ شهرستان مراغه در ۳۱ کیلومتری جنوب شرقی شاهین دژ و ۸/۵ کیلو متری جنوب راه ارابه رو شاهین دژ به تکاب کوهستانی و معتدل ۷٠۵ تن سکنه آب از چشمه محصول غلات بادام جبوبات کرچک شغل مردم زراعت و گله داری صنعت دستی جاجیم بافی است .
( صفت ) آنکه یا آنچه دارای صفا و طراوت است طری .
...

معنی صفا در فرهنگ معین

(صَ . دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) ۱ - طراوت دادن . ۲ - تراشیدن موی صورت .
( ~ . تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - پاک و بی غش بودن . ۲ - زنده دل بودن .
(صَ. زَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) خوش باد گفتن .
(صَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - آشتی کردن . ۲ - عیش و عشرت کردن .

معنی صفا در فرهنگ فارسی عمید

صفا
۱. صمیمیت، یکرنگی.
۲. پاک، روشن، و خالص شدن.
۳. [عامیانه] تفریح.
٤. خوشی و خرمی.
٥. (اسم) (موسیقی) گوشه ای در دستگاه شور.
٦. [قدیمی] پاکی، پاکیزگی.
٧. [قدیمی] روشنی.
* صفا دادن: (مصدر متعدی)
۱. زدودن چیزی و به آن جلا و رونق دادن.
۲. پاک و پاکیزه کردن.
* صفا داشتن: (مصدر لازم)
۱. باصفا بودن.
۲. دارای لطف و طراوت بودن.
۳. ضمیر پاک داشتن.
* صفا کردن: (مصدر لازم)
۱. شادی و خوشی کردن.
۲. [قدیمی] صلح کردن، آشتی کردن، سازش کردن: بیار باده و آماده ساز مجلس عیش / که شیخ صومعه با نفس خود صفا کرده ست (عرفی: ۲۱۹).
۱. بی طراوت.
۲. کدر.
۳. بی اخلاص: تشنه بر خاک گرم مردن به / کآب سقایِ بی صفا خوردن (سعدی۲: ۷۰۷).

صفا در دانشنامه اسلامی

صفا
(به فتح اول)، صفا، صفوان، و صفواء، هر سه به معنای تخته سنگ پهن و صاف است.
در آیه شریفه آمده است: «إِنَّ الصَّفا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِاللَّهِ...» و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «از آن آغاز کنید که خداوند بدان آغاز کرده است». بنابراین، در سعی حج و عمره، آغاز کردن سعی از صفا و ختم نمودن آن به مروه واجب گردید. صفا تپه ای سنگلاخی است که آغاز مسعی از جنوب است و سعی از محل آن شروع می شود.
در گذشته، صفا چسبیده به کوه ابوقبیس بود اما در دوره حکومت سعودی به هنگام توسعه حرم جدید، بین این دو کوه آبراهه ای برای سیل شکافته شد. برای این کار کوه را تراشیدند و بدین ترتیب، آب از میان مسجد و کوه جریان می یابد.
صفا
معنی صَفّاً: صف - صفي وصف نشدني ( اگر مفعولٌ فیه واقع شده باشد)
معنی صَفْوَانٍ: سنگ صاف و سخت ( هم معنی با کلمه صفا)
معنی مَرْوَةَ: نام كوهي بوده در نزديكي كعبه كه يكي از اعمال حج ، هفت مرتبه طي كردن مسافت بين محل اين كوه و كوه صفا است با نام سعي صفا و مروه (فاصله اين دو كوه حدود ۴۲۰ متر است کلمه صفا در لغت به معناي سنگ سخت و صاف است ، و کلمه ي مروه نيز به معناي سنگ سخت است . ا...
معنی مُقَصِّرِينَ: کوتاه کنندگان - آنان که عمل تقصیر را انجام می دهند ( یکی از اعمال حج که کوتاه کردن ناخن بعد از سعی صفا و مروه می باشد و با این عمل از احرام خارج می شوند)
معنی غِلْمَانٌ: غلامان -جوانان - نوجوانان- پسربچه ها - خدمتکاران (غلمان نيز مانند حور از مخلوقات بهشتيند ، که از شدت زيبايي و صفا و حسن مانند لؤلؤاي هستند که از ترس دستبرد اجانب در گنجينهاش جاي ميدهند )
معنی لْيَطَّوَّفُواْ: باید که طواف کنند(در اصل "لِيَطَّوَّفُواْ "(صيغه امر غائب بوده )كه با اضافه شدن واو براي سهولت لام ساكن شده است. معناي طواف کردن ، دور چيزي گردش کردن است ، که از يک نقطه نسبت به آن چيز شروع شود و به همان نقطه برگردد لذا معناي طواف در عبارت "وَلْيَطَّ...
معنی مَّعِينٍ: آب جاري بر روي زمين (در عبارت"وَءَاوَيْنَاهُمَا إِلَیٰ رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ:هر دو را به سرزميني بلند که جايي ه ...


صفا در جدول کلمات

صفا
روشنی ,پاکی , رونق , پاکیزگی
حیاط خانه ها را صفا می بخشد
باغچه
یار صفا در مناسک حج
مروه

معنی کلمه صفا به عربی

صفا
ابداع , صدق

صفا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سازور
صفا به معنی پاکی است 😘
اسما
سلام
صفا در عربي نام دخترانه است و سفاح نام پسرانه است
چون در تلفظ مشابه يكديگر هستند مردم اشتباه ميكنند
تشكر
صفا
پاكيزگي
صفا
دختر های زیادی بانام صفا هستند پس نمی توان گفت نام پراست.
مجتبی
خوش گذرانی
عرفان پایدار
تاجایی ک مامیدونیم وشنیدیم صفااسم پسره و صبااسم دختره
Sara
صفا اسم پسر، وفا اسم دختر، کلا دخترا دیگه همه اسمای بامعنی رو میخوان از آن خودشون کنن انگاااار.
صفا
اسم صفا یعنی دلپذیر این اسم رو مادر این حقیر ۶۰ سال پیش بر من نهادن امیدوارم که باطن ما دلپذیر باشد. ارادتمند شما صفا
صفا
واژه صفا اسم دخترونه و تا حالا نشنیدیم که نام پسر باشه و واقعا اسم باشکوهی .
صفا
اسم دخترونه است
مریم
صفا به معنی پاکی و نامی دخترانه است نه پسرانه
صفا
صفا اسم دخترونه
صفا
اسم پسرونه است
میلاد بهادر
رونق
زهرا
با معرفت، صمیمی
البرزا.
شفّاف، صاف، زلال.
صفا
صفا اسم دخترانه است ولی بعضی پسراهم اسمشون صفا هست
مرضیه
صفا : /safā/ صفا (عربي) 1- داشتن رفتار و كرداري همراه با دوستي و صميميت، يكرنگي، خلوص و صميميت؛ 2- (اَعلام) نام جايي در مكه در دامنه‌ي كوه ابوقبيس كه حاجيان سعي خود را در آنجا تكميل مي‌كنند؛ 3- (در عرفان) پاكي در برابر كدورت را مي گويند در اصطلاح يعني پاكي طبع از زنگار كدورت و دوري از مذمومات. اسم صفا مورد تایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری دختر است .
مروا
نام کوه کم ارتفاع درضلع شرقی مسجد الحرام-حضرت هاجر(همسر حضرت ابراهیم(ع))برای یافتن آب برای کودکش حضرت اسماعیل(ع)بین این کوه وکوه مَروا(مروه)دویده است-وحضرت آدم بالای این کوه وحضرت حوا بالای کوه مَروه ایستاده بودند
Ali
صفا پسرانه است وریشه اسم عربی است
صفا
صفا و صبا هر دو دخترانه اند
نيان
معني صفا(صميميت)(پاكي)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی صفا   • صفا اسم دختر یا پسر   • صفا در جدول   • صفا سیتی   • اسم صفا   • مرکز آموزش علمی کاربردی صفا ساوه، مرکزی   • دانشگاه علمی کاربردی صفا   • دانشگاه جامع علمی کاربردی ساوه   • مفهوم صفا   • تعریف صفا   • معرفی صفا   • صفا چیست   • صفا یعنی چی   • صفا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صفا

کلمه : صفا
اشتباه تایپی : wth
آوا : safA
نقش : اسم
عکس صفا : در گوگل

آیا معنی صفا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )