برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

شمع

/Sam'/

مترادف شمع: چراغ، شماره، شماله، قندیل، موم، جرقه زا

برابر پارسی: سپندار، شماله

معنی شمع در لغت نامه دهخدا

شمع. [ ش َ ] (ع مص ) بازی و مزاح کردن. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). بازی کردن. (از تاج المصادر بیهقی ) (دهار). || پریشان و متفرق شدن چیزی. || ترک دادن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

شمع. [ ش َم ْ / ش َ م َ ] (ع اِ) موم شمع (و آن مولد است ). (منتهی الارب ). موم عسل که از آن برای روشنایی استفاده کنند. (از اقرب الموارد). موم. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از غیاث ) (دهار) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). ابومونس. (از منتهی الارب ) (دهار). بومونس. (یادداشت مؤلف ). شما. عسو. (از منتهی الارب ). به فارسی موم نامند، زرد و سرخ او را به تکرار گداختن و در آب سرد ریختن و آویختن در ماهتاب سفید میکنند و استعمال طبی دارد. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). او را به رومی فاروس ، فیرین و فیرونا هم گویند و به هندی بکن و به فارسی موم گویند و بهترین نوع موم آن است که رنگ او به سرخی مایل باشد و نیک چرب بود و بوی عسل از او به مشام آید. (از صیدنه ٔ ابوریحان بیرونی ). || آنچه برای روشنی سوزند.(منتهی الارب ). آنچه برای روشنایی سوزند و گفته اند شمع (به تحریک ) کلام عرب است و شمع (به سکون ) از لغات مولده می باشد. (آنندراج ) (از غیاث ) (ناظم الاطباء).
|| شماله. آن چیز که از موم و یا پیه ساخته برای روشنایی می سوزانند. (ناظم الاطباء). در فارسی به سکون میم مستعمل است بمعنی چیزی که از موم یا از پیه ساخته روشن می کنند و این مجاز است از قبیل تسمیةالشی ٔ باسم مادته و آن را به فارسی شماله گویند. (غیاث ) (آنندراج ) (بهار عجم ). آتشین جولان ، مهر فروغ ، شب افروز، گدازیافته ، جان سوز، نیم سوز، ماتم زده از صفات ؛ و انگشت ، دست ، قلم ، کلک ، علم ، الف ، مصرع ، خوشه ، شاخسار، عروس ، از تشبیهات اوست. (آنندراج ). وسیله ٔ روشنایی از پیه گداخته به قطر انگشتی و بیشتر و کم و بیش به درازی دو انگشت و فتیله ای در میان. چیزی از پیه گداخته به قطر انگشتی کرده که روشنایی را سوزند. قسم عادی آن را شمع پیهی و قسم اعلای آنرا شمع کافوری نامند و امروزه برای سوزاندن در مساجد و تکایا از مواد کم بها سازندش. با افروختن و روشن کردن ، کشتن ، مردن ، خاموش کردن ، خاموش شدن و زدن مستعمل است. (یادداشت مؤلف ) :
گر چراغی ز پیش ما بر ...

معنی شمع به فارسی

شمع
( اسم ) ۱ - موم . ۲ - آلتی که از موم یا پیه سازند و در میان آن فتیله ای قرار دهند و آن را بر افروزند تا روشنایی دهد شماله . ۳ - چراغ قندیل . ۴ - آلتی است که در انتهای سیلندر در موتور اتومبیل نصب میشود . برق موتور که با حرکت متناوب دلکو به سر شمعها می رسد طوری تنظیم شده که به هنگام فشردگی بخار بنزین در انتهای سیلندر جرقه ای از انتهای شمع ساطع شده باعث انفجار بنزین و حرکت موتور می گردد . ۵ - تیری که برای جلو گیری از ریزش دیوار پشت آن نصب کنند شمعک . یا شمع آسمان . آفتاب . یا شمع آسمان . آفتاب . یا شمع الهی . ۱ - قر آن مجید . ۲ - دین اسلام. ۳ - آفتاب شمس . ۴ - ماه قمر . یا شمع جمع . آن که رونق بخش محفل انس است . یا شمع زرین لگن . آفتاب . یا شمع سحر . عمود صبح صبح کاذب ( صبح صبحی ) آفتاب . یا شمع عارض . صورتی که مانند شمع روشن و فروزانست . یا شمع عالمتاب . آفتاب . یا شمع فلک . ۱ - آفتاب ۲ - ماه . ۳ - هر یک از ستارگان . یا شمع مجلس ( محفل ) شمع جمع . یا شمع مزعفر . آفتاب . یا شمع هدی . پیغامبر اسلام (ص) . یا شمع یهودی وش . شراب لعلی می سرخ .
بازی و مزاح کردن یا ترک دادن چیزی را
[candela] [فیزیک] واحد شدت نور در دستگاه بین المللی یکاها (SI)، برابر با 1/60 شدت نور گسیل شده از یک سانتی متر مربع تابشگر جسم سیاه، که در دمای ذوب پلاتین کار می کند
[shore] [علوم نظامی] الوارهای قابل حمل برای مهار صدمات واردشده به کشتی یا کمک به بر پا نگه داشتن آن در حوض خشک
فرو بردن و فروختن شمعهایی در تن کسی
شمع روشن کردن شمع روشن کردن
بر افراخته شده مانند شمع یا از اسمائ محبوب است .
شمع روشن کردن سوزاندن شمع روشنایی را
شمع افروختن یا شمع بفروختن
...

معنی شمع در فرهنگ معین

شمع
(شَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - موم . ۲ - آلتی که از موم یا پیه سازند و در میان آن فتیله ای قرار دهند و آن را برفروزند تا روشنایی دهد. ۳ - آلتی در انتهای سیلندر و روی سرسیلندر که روی موتور اتومبیل نصب می شود.

معنی شمع در فرهنگ فارسی عمید

شمع
۱. موم، ماده ای که از مخلوط پیه، آهک و اسید سولفوریک می سازند و میان آن برای روشن کردن فتیله قرار می دهند.
۲. وسیله ای است در موتور اتومبیل که در سرسیلندر قرار دارد و به وسیلۀ آن جرقه به داخل سیلندر زده می شود و گاز منفجر می گردد.

شمع در دانشنامه اسلامی

شمع الیقین و آیینه دین، نوشته حسن بن عبدالرزاق لاهیجی، کتابی است با موضوع کلامی که در یک جلد به نگارش درآمده است و توسط جعفر پژوم تصحیح و تحقیق آن صورت گرفته است.
این کتاب یکی از پرمایه‎ترین کتاب‎های کلامی فارسی است که در آن مسائل اعتقادی و کلامی با نثری دلپذیر در پنج باب تنظیم شده است که هر باب آن مربوط به یکی از اصول پنج‎گانه عقاید شیعه امامیه (توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد) است.
کتاب، متشکل است از: پیشگفتار مصحح، مقدمه آیت‎الله سبحانی، مقدمه مؤلف و متن اصلی شامل یک مقدمه و پنج باب که هر باب از فصل‎های متعدد تشکیل شده که در هرکدام از آنها مطالب مرتبط با آن و آیات و روایات مربوطه ارائه گردیده است.
مصحح در پیشگفتار، در مورد کتاب و کاری که وی بر روی آن انجام داده، توضیح کوتاهی ارائه نموده است، از جمله اینکه: چاپ کنونی این کتاب، بر مبنای دو نسخه خطی و چاپ سنگی 1303ق، صورت گرفته و مصحح سعی کرده است تا شیوه املای کلمات به رسم خط امروزی با اعراب‎گذاری بعضی واژه‎های نامأنوس، مطالب را برای خواننده آسان نماید.
آیت‎الله سبحانی در مقدمه خود، ضمن تحسین از تصحیح و چاپ منقح چنین اثری، به شرح احوال و آثار مصنف اشاره کرده و به توضیح درباره شجره طیبه خاندان مصنف پرداخته است.
در مقدمه کتاب، امورى که در خلال بعضى از مطالب متن به آنها احتیاج است، توضیح داده شده است؛ اموری همچون:



شمع در دانشنامه ویکی پدیا

شمع
از شَمع یا سپندار برای منبع نور و بعضی اوقات برای تولید گرما استفاده می شود و شامل یک ریسمان یا یک فتیلهٔ جاسازی شده و یک تودهٔ جامد از سوخت (معمولاً موم) است. امروزه اکثر شمع ها از پارافین ساخته می شوند.
در مسیحیت، از شمع معمول هم به منظور عبادت و هم برای دکوراسیون و تزئین استفاده می شود.
در یهودیت، جمعه شب ها یک جفت شمع را پیش از برگزاری جشن شبات روشن می کنند.
تقریباً در همهٔ خانه های هندو، لامپ ها روزانه و گاهی در مقابلِ یک محراب روشن هستند. در برخی از خانه ها لامپ یا شمع در زمان طلوع، و در برخی خانه های دیگر، دو بار در روز (زمان طلوع و غروب) روشن می شوند.
شمع ها بخش سنتی تشریفات بوداگرایی هستند.
قبل از ظهور برق، شمع و چراغ های نفتی برای روشنایی استفاده می شدند. اما امروزه از شمع برای روشنایی اضطراری در هنگام قطع برق یا برای ایجاد یک محیط رمانتیک و در مراسم مذهبی نیز استفاده می شود (به عنوان مثال در رسوم ازدواج ایرانی، آینه و شمعدان یک عضو جدانشدنی سفرهٔ عقد و مراسم های بعد از آن بوده و بعدتر در خانه ای که زن و شوهر با هم در آن زندگی می کنند، به عنوان نشانه ای از عهدی که با هم بسته اند و معمولاً در جایی از دکوراسیون خانه که جلب توجه کند، تا زمان دوام عهدشان، با توجهی ویژه نگهداری می شود. (کارکرد نوستالژیک شمع)
شمع معطر در رایحه درمانی مورد استفاده قرار می گیرد.
شمع مومی را برای اولین بار فنیقی ها ساختند. در قرن هجدهم شمع از روغن نهنگ ساخته می شد و چون روشنایی این شمع، که معروف به شمع کافوری بود، خوب و ثابت بود، بعداً «بالِن» به عنوان واحد روشنایی انتخاب شد. در سال ۱۸۲۳ شمع های گچی و پارافینی نیز به بازار آمد. سازندگان این دو شمع، دو مخترع فرانسوی به نام سیمونَن (Simonin) و مانژو (Manjot) بودند.
عکس شمع
منظور از شمع ممکن است یکی از معانی زیر باشد:
شمع (شیء): شیءای که با سوختن خود نور و گرما تولید می کند
شمع (یکا): واحدی برای اندازه گیری شدت نور
شمع (خودرو): ابزاری برای انتقال جرقه های متنا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شمع در دانشنامه آزاد پارسی

شِمَع (Shema)
در یهودیت، دعایی از تورات در تصدیق رابطۀ خاص یهود با خدا، که مؤمنان یهود هر بامداد و هر شامگاه می خوانند و با این جمله در زبان عبری آغاز می شود: بشنو ای اسرائیل (شمع اسرائیل)، خداوند خالق ما خدای یگانه است.

نقل قول های شمع

از شَمع به عنوان یک منبع نور و بعضی اوقات برای تولید گرما استفاده می شود و شامل یک ریسمان یا یک فتیله جاسازی شده و یک توده جامد از سوخت معمولاً موم یا پارافین است. قبل از ظهور برق، شمع برای روشنایی استفاده می شد.
• «هزاران شمع را می توان با یک شمع روشن کرد، و با این کار زندگی شمع کوتاهتر نخواهد شد. شادی هرگز با تقسیم کردن کمتر نمی شود.» بودا (ساتا نیپاتا Sutta Nipata)
• «به نظر من به جای تحسین یک میلیون لامپ بهتر است یک شمع روشن کنی.» استیون هارپر – نیویورک تایمز ۲۴ ژانویه ۲۰۰۶
• «او ترجیح می داد به جای نفرین به تاریکی شمعی روشن کند.» آدلای استیونسن در مرگ النور روزولت گفته است. نیویورک تایمز ۸ نوامبر 1۹۶۲

شمع در جدول کلمات

شمع فروش
شماع
ماده شمع سازی
پارافین
همراه شمع وگل
پروانه
یار محفل شمع و گل
پروانه

معنی شمع به انگلیسی

prop (اسم)
پشتیبان ، تیر ، نگهدار ، پایه ، شمع ، تکیه ، پشتی صندلی وغیره
stanchion (اسم)
تیر ، نگهدار ، حائل ، پایه ، شمع ، سایبان یا چادر جلو مغازه
candle (اسم)
شمع
spark plug (اسم)
شمع

معنی کلمه شمع به عربی

شمع
دعامة , شمعة
دعامة
ثريا , شمعدان
شمعة
شمع
ضوء الشموع
شمعة

شمع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی قناد
به انگلیسی:candle
یک منبع نور که انرژی شیمیایی را به نورانی و گرمایی تبدیل میکند که از پارافین تولید میشود و کاربرد های مذهبی در دین مسیحیت دارد و در مراسم عقد هم جزو اجزای جدا نشدنی است
شمع معطر هم کارکرد درمانی دارد و اولین سازندگان آن فنیقیانند
فر کیانی
در زبان اوستایی واژه *skambǝn به مانای شمع کوبیدن ستون پایه pillar piling است که در زبانهای گروه PIE به شکل * skambh به مانای to prop up آمده است. sk صدای ش میدهد مانند schedule که سکیجول و شیجول خوانده میشود.

*پیرس(منبع):
Indo-European etymology: Compiled by Sergei Nikolayev on the basis of A. Walde and J. Pokorny's dictionary
رعنا
شمع‌های دست‌ساز رعنا
علی دوستی نوگورانی
موم
علی باقری
شمع(Shore) [اصطلاح دریانوردی] :تيرهاي قابل حمل چوبي كه در هنگام ساخت كشتي و يا كنترل صدمات بعنوان تقويت و پشتيبان در پشت ديوارها و يا زير سقفها قرار داده مي شوند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شمع فانتزی   • شمع در جدول   • شمع تزیینی   • فروش شمع   • شعر شمع   • شمع خودرو   • معنی شمع   • شمع تولد   • مفهوم شمع   • تعریف شمع   • معرفی شمع   • شمع چیست   • شمع یعنی چی   • شمع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شمع

کلمه : شمع
اشتباه تایپی : alu
آوا : Sam'
نقش : اسم
عکس شمع : در گوگل

آیا معنی شمع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )