برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1426 100 1

شجاع

/SojA'/

مترادف شجاع: باجرئت، بهادر، بی باک، پهلوان، تهمتن، جسور، جنگاور، جنگجو، جنگی، دلاور، دلیر، رشید، شیردل، مبارز، نترس، نیو

متضاد شجاع: جبون

برابر پارسی: دلیر، پردل، دلاور، شیردل، گُرد

معنی شجاع در لغت نامه دهخدا

شجاع. [ ش َ / ش ِ/ ش ُ ] (ع ص ) دلیر و پردل در شداید و مخاوف. ج ، شِجعان و شَجعان و شِجاع و شُجَعاء و شَجعة یا شِجعة یاشُجعَة و شَجَعَة. (منتهی الارب ). ولی دو کلمه ٔ آخر اسم جمع باشند. (از اقرب الموارد) : با این کفایت دلیر و شجاع و با زهره. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 282). وی [سیمجور] مردی داهی و گربز بود نه شجاع وبادل. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 264). شجاع و عادل و نیکوسیرتی دل قوی دار. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 196).
از این شیر طالع بلرزم چو خوشه
که از شیر لرزد دل هر شجاعی.
خاقانی.
تا روز چهارم که شجاعان شجاع آسای بدان تندکوه با رفعت و شکوه برآمدند. (جهانگشای جوینی ).

شجاع. [ ش ُ ] (اِخ ) یکی از صور جنوبی فلک که به شکل ماری باریک و پیچان تخییل شده است دارای شصت کوکب یکی از قدر دوم و سه از قدر سوم و دوازده از قدر چهارم و ستاره ٔ فرد نیز در این صورت است و این صورت رابه فارسی مار یا مار فلک گوئیم. (یادداشت مؤلف ). ابوریحان در صورتهای جنوبی فلک پانزده صورت برشمرد که صورت هفتم آن را شجاع ؛ ای مار باریک دراز نامیده است. (التفهیم ص 94). نام صورت هشتم از صور چهارگانه ٔ فلکی جنوبی و آن را «حیه » نیز گویند. (مفاتیح العلوم خوارزمی ) . نام ستاره ای است جنوبی که در زیر ستاره های غراب ، باطیه ، عذراء، اسد و سرطان قرار دارد و به صورت اژدهای پیچیده است و درخشنده ترین آن ستاره ای است که بر روی شکل گردن اژدهاست و آن ستاره ای مزدوج است و فقط با تلسکوپ دیده شود.(از الموسوعة العربیة المیسرة ص 1076) :
الا که تا برین فلک بود روان
شجاع او وحیة الحوای او.
منوچهری.

شجاع. [ ش َ / ش ُ ] (ع اِ) مار. مار نر. نوعی از مار کوچک. ج ، شَجعان یا شِجعان. (منتهی الارب ). مار. (اقرب الموارد). نوعی از مار. (ناظم الاطباء). || مار شکم. (منتهی الارب ). بیماری (یرقان ) که در شکم باشد. (از اقرب الموارد).
- شجاع الجوع ؛ کرم شکم. (مهذب الاسماء). دیدان و کرمی که در روده ها بهم میرسد. (ناظم الاطباء).

شجاع. [ ش ُ ] (اِخ ) ابن اسلم بن محمدبن شجاع مکنی به ابوکامل. ریاضی دان مصری که از فضلای عصر خود به شمار میرود. رجوع به کشف الظنون و تاریخ الحکما ...

معنی شجاع به فارسی

شجاع
شاه شجاع مظفری.ابوافوارس جلال الدین بن محمد مبارز الدین دومین از پادشاهان آل مظفر ( جل. ۷۵۹ ه.ق ./ ۱۳۵۷ م .- ف. ۷۸۶ ه.ق ./ ۱۳۸۴ م .) . پس از کور شدن امیر مبارز پسر ارشدش شاه شجاع زمام امور را بدست گرفت .وی حکومت ابرقو و عراق عجم را ببرادر خود شاه محمود و کرمان را ببرادر دیگر سلطان عماد الدین احمد وا گذاشت و خواجه قوام الدین محمد صاحب عیار را بوزارت منصوب کرد. شاه شجاع شاه یحیی بن شاه مظفر بن مبارز را (که توجه امیر مبارز بدو موجب تنفر فرزندان مبارز از وی گردیده بود ) دستگیر کرده او را در قلعه قهندز شیراز محبوس کرد .یحیی کوتوال را بفریفت و در آن حصار تحصن اختیار کرد و شاه شجاع با وجود لشکر کشی و جنگ نتوانست بر برادر زاده خود دست یابد. عاقبت باین شرط صلح کردند که شاه یحیی از قلعه نزول کند و بجانب یزد رود و در آنجا از طرف عم خود حاکم باشد و قلعه قهندزرا بتصرف شساه شجاع دهد . یحیی عهد کرده بمخالفت شاه پرداخت تا آنجا که شاه شجاع عاقبت با خواجه قوام الدین صاحب عیار وزیر و لشکری فراوان از شیراز بقصد یزد حرکت کرد و خود در ابرقو بماند و خواجه را بمحاصره یزد فرستاد.وزیر شهر را در حصار گرفت و چون کار بر مردم و شاه یحیی تنگ شد یحیی نامه هایی پیش عم خود بابرقو فرستاد و معذرت خواست. شاه او را بخشید و خواجه را باز خواند و بشیر از برگشت درین موقع بسعایت ساعیان شاه شجاع قوام الدین را بکشت ( ۷۶۴ ه.ق .) و وزارت را بکمال الدین رشیدی داد . در همین سال شاه محمود که از طرف برادر حکومت ابرقو و اصفهان را داشت سر از اطاعت شاه پیچید و بخیال تصرف عراق افتاد. شاه محمود به یزد تاخت و نام شاه شجاع را از خطبه انداخت و آنجا را تصرف کرد. شاه شجاع به اصفهان لشکر کشید و جنگ شروع شد .محمود در اصفهان حصاری شد تا جمعی از سپاهان محمود غفله بر سر اتباع شاه سلطان ( خواهر زاده امیر مبارز ) تاختند و ایشانرا منهزم ساختند و شاه سلطان را بخدمت شاه محمود بردند . محمود او را که عامل میل کشیدن چشم امیر مبارز بود بهمان عقوبت گرفتار کرد . عاقبت شاه شجاع با برادر صلح کرد و قرار شد که محمود کماکان حاکم اصفهان باشد و بنام شاه شجاع خطبه بخواند . محمود پذیرفت ولی قبلا با شاه شجاع صفایی نداشت و میخواست او را بیچاره کند و ملک پدر را بتصرف در آورد بهمین جهت با سلطان اویس ج ...

معنی شجاع در فرهنگ معین

شجاع
(شُ) [ ع . ] (ص .) دلیر.
(شُ) (اِ.) از صورت های فلکی جنوبی .

معنی شجاع در فرهنگ فارسی عمید

شجاع
دلیر، دلاور، پردل.

شجاع در دانشنامه اسلامی

شجاع، مادر متوکل، است. او خدمات شایانی در راه حج انجام داده است.
به سال ۲۳۷ق. دوازده هزار درهم برای هموار سازی وادی مکه هزینه کرد. به سال ۳۰۲ق. مقتدر عباسی همراه مادرش شَغَب، دستور تعمیر سقاخانه جوخی در مکه و چاه های پشت آن را داد و آن را وقف کرد. شغَب به سال ۳۱۰ق. دستور داد همه ستون های کعبه با روکش طلا تزیین شود. همچنین به سال ۳۱۵ق. برکه هایی را در سرزمین عرفه تعمیر و بازسازی کرد.
ابن ثَلْجی ، ابوعبدالله محمدبن شجاع (۱۸۱-۲۶۶ق /۷۹۷- ۸۸۰م )، فقیه و محدث حنفی در بغداد می باشد.
علت اشتهارش به ثلجی انتساب وی به جدش «ثلج » است.
سمعانی ، عبدالکریم ، الانساب ، ج۳، ص۱۴۴، به کوشش عبدالرحمان معلمی یمانی ، حیدرآباد، ۱۳۸۳ق /۱۹۶۳م.
او فقه را نزد حسن بن زیاد لؤلؤی آموخت و از پیشوایان فقهی زمان خود شد
ابن تغری بردی ، النجوم ، ج۳، ص۴۲.    
از میان کسانی که از ابن ثلجی نقل حدیث کرده اند می توان از یعقوب بن شیبه و نوه اش محمد بن احمد، عبدالوهاب بن ابی حیه، عبدالله بن احمد بن ثابت بزاز نام برد.
خطیب بغدادی ، احمد، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۰۵، قاهره ، ۱۳۴۹ق /۱۹۳۰م.
...



شجاع در دانشنامه ویکی پدیا

شجاع
شجاع به یکی از موارد زیر اشاره دارد:
بدون ترس
شجاع (کرمانشاه)، روستایی از توابع بخش فیروزآباد شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه
شجاع (جلفا)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جلفا استان آذربایجان شرقی
شجاع (آلبوم جنیفر لوپز)
شجاع (فیلم ۱۹۹۷)، فیلمی به کارگردانی و با بازی جانی دپ
شجاع (فیلم ۲۰۰۷)، فیلمی به کارگردانی نیل جردن
شجاع (فیلم ۲۰۱۱) فیلمی به کارگردانی آلکس کندریک
شجاع (فیلم ۲۰۱۲)، فیلم پویانمایی و سه بعدی محصول پیکسار
شجاع آلبومی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا جنیفر لوپز است که در ۴ اکتبر ۲۰۰۷ (۲۰۰۷-10-۰۴) منتشر شد.
شجاع به یکی از موارد زیر اشاره دارد:
بدون ترس
شجاع (کرمانشاه)، روستایی از توابع بخش فیروزآباد شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه
شجاع (جلفا)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جلفا استان آذربایجان شرقی
شجاع (آلبوم جنیفر لوپز)
شجاع (فیلم ۱۹۹۷)، فیلمی به کارگردانی و با بازی جانی دپ
شجاع (فیلم ۲۰۰۷)، فیلمی به کارگردانی نیل جردن
شجاع (فیلم ۲۰۱۱) فیلمی به کارگردانی آلکس کندریک
شجاع (فیلم ۲۰۱۲)، فیلم پویانمایی و سه بعدی محصول پیکسار
مختصات: ۳۸°۵۴′۱″ شمالی ۴۵°۳۸′۴۵″ شرقی / ۳۸٫۹۰۰۲۸°شمالی ۴۵٫۶۴۵۸۳°شرقی / 38.90028; 45.64583شجاع یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان شجاع بخش مرکزی شهرستان جلفا واقع شده است.
شجاع (فیل ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شجاع در دانشنامه آزاد پارسی

شجاع (Hydra)
(یا: مارباریک) در اخترشناسی، بزرگ ترین صورت فلکی که بیش از یک چهارم آسمان، بین سرطان و میزان، و در نیمکرۀ جنوبی آسمان از این سو به آن سو پیچ وتاب می خورد. شجاع به صورت مار چند سری نمایان می شود که جاثی آن را کشته است. این صورت برخلاف اندازه ای که دارد چشمگیر نیست؛ درخشان ترین ستارۀ آن فَردالشّجاع و از قدر دوم است. شجاع را گاهی اوقات با رود نیل یا رود اردن همانند می گیرند، اما معمولاً ماری را نشان می دهد که روی زمین کشیده شده است و جامی (صورت فلکی دهانه) را بر پشت و کلاغ نشسته ای (صورت فلکی کلاغ) را روی دُم خود حمل می کند.

ارتباط محتوایی با شجاع

شجاع در جدول کلمات

شجاع
نترس
شجاع | دلیر
شیردل
شجاع | قهرمان
دلاور
شجاع | نترس
دلیر
شجاع و جسور
دلاور
شجاع و جنگجو
دلاور
شجاع و دلاور
تهم
شجاع و دلیر
بی باک
شجاع و مبارز
جنگجو
شجاع و نترس
دلیر

معنی شجاع به انگلیسی

brave (صفت)
بی پروا ، دلیر ، سرزنده ، خیره ، متهور ، بی باک ، عالی ، غیور ، بامروت ، خیره سر ، سرانداز ، سلحشور ، شجاع ، دلاور ، نترس ، تهم ، مرد ، با جرات
courageous (صفت)
دلیر ، شجاع ، با جرات ، مردانه
gallant (صفت)
دلیر ، عالی ، شجاع ، دلاور ، متعارف وخوش زبان درپیش زنان
stark (صفت)
سفت ، کامل ، حساس ، شاق ، خشن ، رک ، قوی ، شجاع ، زبر ، پاک ، خشک وسرد
intrepid (صفت)
دلیر ، خود سر ، متهور ، بی باک ، سرانداز ، شجاع ، با جرات ، بی ترس
valorous (صفت)
دلیر ، با ارزش ، شجاع ، دلاور
valiant (صفت)
شجاع ، دلاور ، مرد ، دلیرانه ، نیرومند ، تهمتن ، بهادر
manful (صفت)
دلیر ، شجاع ، مردانه ، مصمم ، مردوار
valiantly (قید)
شجاع ، دلیرانه ، بهادر ، دلاورانه

معنی کلمه شجاع به عربی

شجاع
شجاع

شجاع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ژاله
دريا دل
عارف
دریا دل
امیر
نترس و دلیر
واحد رسولی
قهرمان دلیر
شهاب
بی پروا
حنانه
نترس
Sandy
شجاع بودن = سر نترس دل شکن
شجاعووو
ب نظرم همش یه شجاع داریم اونم عای خلیل زادس😍😐😂
ینی چی هی میگین دلیر و شیردل:/
تازه خیلیم مهربونه بچم:/
محمدامین
brave
مهدی
شجاع در اصل عربی بوده و معنی آن بی باک است
مردم که آنرا شُجاع تلفظ می کنند اشتباه است و اصل آن شَجاع است چون این کلمه عربی است و در عربی وزن فُعال وجود ندارد و فُعّال جمع مکسر است و رهبر معظم نیز در بیانات شَجاع می گویند نه شُجاع
حمیدرضا دادگر_فریمان
باجرات، بهادر، بی باک، پهلوان، تهمتن، جسور، جنگاور، جنگجو، جنگی، دلاور، دلیر، رشید، شیردل، مبارز، نترس، نیو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شجاع در جدول   • معنی واژه شجاع   • شجاع معنی   • انیمیشن شجاع 2   • معني شجاع   • کارتون شجاع   • انسان شجاع   • دلیر فیلم   • معنی شجاع   • مفهوم شجاع   • تعریف شجاع   • معرفی شجاع   • شجاع چیست   • شجاع یعنی چی   • شجاع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شجاع
کلمه : شجاع
اشتباه تایپی : a[hu
آوا : SojA'
نقش : صفت
عکس شجاع : در گوگل

آیا معنی شجاع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )