برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1405 100 1

سنگ

/sang/

مترادف سنگ: جماد، حجر، صخره، لهنه، سنجه، وزنه، جسم رسوبی در کلیه مثانه، واحد جریان آب، معیار، محک، سفت، سخت، انعطاف ناپذیر، بی رحم، قسی

معنی سنگ در لغت نامه دهخدا

سنگ. [ س َ ] (اِ) سنگ در پهلوی به معنی ارزش و قیمت آمده «تاوادیا هَ. 164» . معروف است و به عربی حجر خوانند. (از برهان ). حجر. صخره. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). هر یک از توده های بزرگ و سخت معدنی و طبیعی که دارای ساختمانی صلب و املاح و عناصر معدنی یا آتشفشانی و یا رسوبی که جزو ساختمان پوسته ٔ جامد زمین محسوبند. در ساختمان سنگها اکثر بقایای موجودات زنده ٔ اعصار قدیمه شرکت میکنند. با توجه بتعریف فوق در وهله ٔ اول تمام تشکیلات صلب پوسته ٔ جامد زمین فقط جزو سنگها بحساب می آیند، درحالی که از لحاظ زمین شناسی تشکیلات نفتی و روغنها و قیرها که جزو ساختمان پوسته ٔ جامدند نیز جزو سنگها محسوب میشوند. سنگها توده های اصلی کانیها را بوجود می آورند. حجر. (از فرهنگ فارسی معین ). حجر و جسمی صلب و سخت که از زمین استخراج میکنند و ماده ای که کوههای صلب را تشکیل میدهد. (از ناظم الاطباء) :
فروبارم خون از مژه چنان
که آغشته کنم سنگ را ز خون.
حکاک.
تا کی کند او خوارم تا کی زند او سنگم
فرسوده شوم آخر گر آهن و گر سنگم.
ابوشکور.
بباران سنگ و بباران تیر
بدادند سرها به نیرنگ شیر.
فردوسی.
ز سنگ و ز گچ بود بنیاد کار
چنین کرد تا باشد آن پایدار.
فردوسی.
زمینی زراغن بسختی چو سنگ
نه آرامگاه و نه آب و گیا.
بهرامی.
بانگ او کوه بلرزاند چون شیهه ٔ شیر
سم او سنگ بدرّاند چون نیش گراز.
منوچهری.
چون بوی که از مشک جدا گشت و زر از سنگ
بیقدر شود مشک و شود مشک مزور.
ناصرخسرو.
تواند سنگ را هرگز بریدن
اگر از سنگ بیرون ناید آهن.
ناصرخسرو.
گر تو سنگی بلای سخت کشی
ور نه ای سنگ بشکن و بگداز.
مسعودسعد.
چو سنگ را نتواند گزید بوسه دهد
کسی که باشد دعوی نمای معنی یاب.
سوزنی.
آبگینه زسنگ می زاید
لیک سنگ آبگینه می شکند.
خاقانی.
در دل سنگ کثیف جواهر و معادن و فلزات بی ...

معنی سنگ به فارسی

سنگ
نوزدهیمن سلسله از پادشاهان چینی (شمالی و جنوبی ) که از ۹۶٠ تا ۱۲۸٠ م.حکومت کرده اند.عده شاهان آن ۱۸ تن است. التان خانیان از اقوام چورچه ( منچوری ) خروج کرده چین شمالی را از چنگ سونگها بیرون آوردند و فقط چین جنوبی بدست آنان ماند . سپس سلسله التان خانیان در عهد اگتای قا آن منقرض گردید و سلسله سونگ هم در عهد قوبیلای قا آن بکلی منقرض شد .
( اسم ) هر یک از توده های بزرگ و سخت معدنی و طبیعی که دارای ساختمان صلب و املاح و عناصر معدنی یا آتشفشانی و یا رسوبی که جزو ساختمان پوسته جامد زمین محسوبند . در ساختمان سنگها اکثر بقایای موجودات زنده اعصار قدیمه شرکت میکنند . با توجه به تعریف فوق در وهله اول تمام تشکیلات صلب پوسته جامد زمین فقط جزو سنگها به حساب میایند در حالیکه از لحاظ زمین شناسی تشکیلات نفتی و روغنها و قیرها که جزو ساختمان پوسته جامدند نیز جزو سنگها محسوب میشوند . سنگها توده های اصلی کانیها را به وجود میاورند حجر . یا سنگ آتش . سنگ چخماق را گویند که بر اثر اصطکاک و ضربات تکه هایش به یکدیگر تولید جرقه میکند . این سنگ ترکیبش عبارت از سیلیس خالص بی شکل میباشد . سختیش نسبتا زیاد است و شیشه را خط میاندازد و بسته به عناصر فرعی که در آنست دارای رنگهای مختلف میباشد سنگ آتش زنه چخماق سنگ چخماق حجرالاصم حجرالنار حجرالزناد . یا سنگ آسمانی . سنگی که از آسمان بر زمین فرود آید . از مطالعاتی که بر وریی ساختمان این نوع سنگها به عمل آمده ترکیب اصلی آنها کاملا شبیه سنگهای معدنی زمین است و در اکثر آنها املاح و اکسیدهای آهن فراوان است حجرسماوی حجرالصواعق حجاره الجو حجربقران حجر بقرانی . یا سنگ آتش . نوعی سنگ سخت سیاه قهوه یی یا خرمایی که از اصطکاک آن با آهن جرقه ای تولید میشود حجرالنار سنگ چخماق . یا سنگ آتش زنه . سنگ آتش . یا سنگ آسیا . یکی از سنگهای سیلیسی شیمیایی که مخلوط با مواد آهکی است . آب باران قسمتهای آهکی این سنگ را حل میکند و بالنتیجه در آن حفراتی پدید می آورد . رنگ آن سفید مایل به زرد است و غالبا دارای لکه های اکسید آهن است سنگ ساختمان حجرالرحی . یا سنگ آفتاب . گونه ای الیگوکلاز است که جزو فلدسپاتهای سدیم دار و کلسیم دار است . گلی رنگ یا مایل به سبز و یا زرد است . جلایش شیشه یی است و چون دارای ذرات بسیار ریز طلا است ...

معنی سنگ در فرهنگ معین

سنگ
(سَ) [ په . ] ۱ - (ص .) وقار، اعتبار. ۲ - (ق ) آهستگی ، آرامش . ۳ - نام عمومی مواد کانی است که به طور طبیعی به یکدیگر چسبیده و متراکم شده است و در نتیجه تودة نسبتاً سفتی را به وجود آورده است . ۴ - وزنه ای جهت سنجش سنگینی . ۵ - دو قطعه سنگ به ابعاد کوچک
( ~ . اَ تَ) (مص ل .) کنایه از: اشکال تراشی ، مانع پیشرفت کار کسی شدن .
( ~ . بَ تِ) (ص مف .) = سنگ - بست : ۱ - محوطه ای که با دیوار سنگی احاطه کرده باشند، سنگچین . ۲ - استوار، محکم .
( ~ . پُ) (اِمر.) لاک پشت .
( ~ .) (ص مف .) پخته و برشته شده بر روی سنگ .
( ~ . تَ) ۱ - (ص فا.) کسی که کارش کندن ، تراشیدن ، صیقلی کردن و شکل دادن سنگ هاست . ۲ - (اِمر.) صورت فلکی کوچکی در آسمان نیم کرة جنوبی .
( ~ .) (اِمر.) طرح زینتی که با مهره ، منجوق ، پولک و سنگ های درخشان بر روی لباس دوخته می شود.
(سَ گِ زَ) (اِمر.) نک محک .
(سَ گِ س )(اِمر.) سنگ سرمه ، که سُرمة سپاهان معروف بوده و برای درمان و شفای چشم از آن استفاده می کردند.
( ~ صَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) ۱ - سنگ اساتیری که غم های مردم را می شنید و غم خوار آنان بود (اصولاً سنگ به صبوری و تحمل مَثَل است ). ۲ - مجازاً دوست شکیبا و دلسوز که به درد دل شخص گوش دهد.
(سَ نْ . فَ) [ فا - ع . ] (ص مر.) زمی ...

معنی سنگ در فرهنگ فارسی عمید

سنگ
۱. (زمین شناسی) مادۀ سفت وسخت که جزء ساختمان پوستۀ جامد زمین است و اغلب دارای مواد و عناصر معدنی است.
۲. قطعۀ سنگ یا فلز به مقدار معین که با آن چیزی را در ترازو وزن کنند، سنگ ترازو، سنجه.
۳. [قدیمی] مقیاسی برای اندازه گیری آب جاری، معادل حجم آبی که در ثانیه از قنات یا رودخانه جاری شود و مقدار آن مختلف است.
۴. (پزشکی) جسم سخت و سفت به صورت شن و سنگ ریزه که از رسوب مواد مختلف در بعضی از اعضای بدن مانند کلیه و مثانه و کیسه صفرا تشکیل می شود.
۵. وزن.
۶. [قدیمی، مجاز] قدر.
۷. وقار: مردی گزید راد و خردمند و پیش بین / بارای و با کفایت و باسنگ و باوقار (فرخی: ۱۹۱).
* سنگ آتش: (زمین شناسی) نوعی سنگ سخت به رنگ سیاه یا قهوه ای که از اصطکاک آن با آهن جرقه تولید می شود و پیش از اختراع کبریت به وسیلۀ آن آتش می افروختند، سنگ آتش زنه، سنگ چخماق.
* سنگ آذرین: (زمین شناسی) سنگی که از سرد شدن و انجماد مواد مذاب درون زمین تشکیل می شود، سنگ آتشفشانی، احجار آذرین.
* سنگ آس: (زمین شناسی) [قدیمی] = آس۱
* سنگ آسمانی: (نجوم) سنگی که از آسمان به زمین فرود آید، قطعه ای از سنگ که از فضای خارج جو به زمین سقوط کند.
* سنگ آسیا: (زمین شناسی) = آس۱
* سنگ آهک: سنگی سفید که از آن آهک تهیه می کنند، آن را در کوره های مخصوص تا ۹۵۰ درجۀ سانتی گراد حرارت می دهند تا آهک به دست آید، کربنات کلسیم.
* سنگ پا: (زمین شناسی) نوعی سنگ سوراخ سوراخ بسیار سخت است که در حمام چرک پا را با آن پاک می کنند، سنگ خاز، سنگ سودا.
* سنگ پادزهر: [قدیمی] نوعی سنگ که از کیسۀ صفرای بز کوهی یا گاو کوهی به دست می آوردند و آن را به طور خوراکی یا مالیدنی در مداوای سَم خوردگی و معالجۀ سم حشرات گزنده به کار می بردند، زهرمهره، حجرالسم، حجرالتیس.
* سنگ جهنم: (شیمی) [منسوخ] = نیترات دارژان
* سنگ چاپ: (زمین شناسی) نوعی سنگ آهکی به رنگ خاکستری یا زرد که از دانه های ریز تشکیل شده، به خوبی جلا و صیقل می پذیرد، چربی را جذب می کند و در چاپخانه های سنگی برای چاپ کردن اوراق به کار می رود.
* سنگ خارا: (زمین شناسی) = خارا
* سنگ خاز: (زمین شناسی) [قدیمی] = * سنگ پا
* سنگ زر: [قدیمی] = محک
* سنگ سلیمانی: ‹سنگ سلیمانیه› (زمین شناسی) ...

سنگ در دانشنامه اسلامی

سنگ
سنگ جسمی است طبیعی و سخت که در مواردی به عنوان وزنه برای ترازو به کار می رود.
از سنگ به معنای نخست در بابهای طهارت، صلات، اطعمه و اشربه، احیاء موات و حدود سخن گفته اند.
← سنگ در باب طهارت
از سنگ به معنای دوم در باب تجارت و ضمان سخن گفته اند.
← سنگ در باب تجارت
...



سنگ در دانشنامه ویکی پدیا

سنگ
سنگ به مواد جامدی از پوسته زمین اطلاق می شود که از یک یا چند کانی که با یکدیگر پیوند یافته اند، تشکیل شده است. در زمین شناسی سنگ تجمعی طبیعی و جامد از مواد معدنی یا شبه معدنی است. لایه خارجی جامد زمین (سنگ کره) از سنگ تشکیل شده است. صخره ها سه گونه هستند:آذرین، رسوبی و دگرگون شده. دانش شناختن سنگ ها را سنگ شناسی می گویند. عنصر اصلی تشکیل دهنده تمامی سنگ ها سیلیس است.
کربنات ها
سولفات ها
اکسیدها
سیلیکات ها
مهمترین تفاوت خاک و سنگ اختلاف در میزان فشردگی و چسبندگی آن ها به یکدیگر است. از دیدگاه زمین شناسی، سنگ به موادی از پوسته زمین اطلاق می شود که از یک یا چند کانی که با یکدیگر پیوند یافته اند، درست شده است. در مقابل خاک توده ای از ذرات با دانه های منفصل یا دارای پیوند سست است که بر اثر هوازدگی سنگ ها و به طور برجا تشکیل شده است. لیکن در مهندسی و کارهای ساختمانی قابلیت حفاری مصالح زمین شناسی به عنوان شاخصی در طبقه بندی آن ها به دو گروه سنگ و خاک مورد استفاده قرار می گیرد.
دو فرایند کوه زایی و کوه سایی در زمین موجب پدید آمدن محصولات سنگی می شود.
فشارهای کره مذاب درون زمین را که به پوسته جامد سطح آن وارد می شود را می توان عامل فرایند کوه زایی و خشکی زایی نامید.
عکس سنگ
سنگ به موادی از پوستهٔ زمین اطلاق می شود که از پیوند یک یا چند کانی تشکیل یافته است.
سنگ (یکا)
سنگ (فیلم ۲۰۱۰)
سنگ (زرند)
سنگ (سربیشه)
سنگ همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره بدارد:
سنگ (زرند)، روستایی از توابع بخش یزدان آباد شهرستان زرند در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان سیریز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۱۵ نفر (۹۷خانوار) بوده است.
س ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سنگ در دانشنامه آزاد پارسی

سنگ (rock)
تکه ای جامد از زمین یا هر تودۀ معدنی دیگر در منظومۀ شمسی. سنگ ها از کانی ها یا موادی با منشأ آلی تشکیل شده اند. سه نوع اصلی سنگ ها عبارت اند از سنگ های آذرین، رسوبی، و دگرگونی. سنگ ها از ترکیب یا انبوهۀ کانی ها تشکیل شده اند. خواص سنگ به اجزای تشکیل دهندۀ آن بستگی دارد. هر نهشته از کانی های ارزشمند اقتصادی به کانسار موسوم است. سنگ ها درنتیجۀ هوازدگی به اجزای بسیار کوچک تجزیه می شوند و براثر ترکیب آن ها با مواد حاصل از گیاهان و جانوران خاک به وجود می آید. در زمین شناسی، گاهی به مواد تحکیم نیافته، مانند ماسه، گل، رس، و زغال سنگ نارس (تورپ)، نیز سنگ می گویند. سنگ های آذرین براثر سردشدن و تحکیم ماگما ایجاد می شوند. مواد سنگی مذاب از درون بخش تحتانی پوستۀ زمین یا گوشته سرچشمه می گیرند. در آن جا، دمای مواد به ۱۰۰۰ درجۀ سانتی گراد می رسد. این سنگ ها ممکن است روی سطح زمین یا در زیر آن ایجاد شوند و معمولاً بافت بلورین دارند. بلورهای درشت در سنگ هایی مانند گرانیت فراوان ترند که براثر سرد شدن تدریجی مواد مذاب درون پوستۀ زمین حاصل می شوند. بلورهای ریزدانه در سنگ هایی مانند بازالت شکل می گیرند که حاصل سرد شدن سریع تر مواد مذاب روی سطح زمین اند. سنگ های آذرین، مانند گرانیت، به علت ترکیب اسیدی شان به خصوص دربرابر باران های اسیدی آسیب پذیرند. سنگ های رسوبی براثر فشردگی ذرات نهشته شده با آب، باد یا یخ تشکیل می شوند. این سنگ ها ممکن است حاصل فرسایش سنگ های قدیمی تر، نهشته شدن مواد آلی یا ته نشست های شیمیایی باشند. مثلاً، ماسه سنگ از ذرات ماسه، و سنگ آهک از بقایای آهکی موجودات دریایی تشکیل شده اند و گچ ته نشستِ حاصل از تبخیر آب دریاست. سنگ های رسوبی عموماً در لایه ها یا چینه هایی مجزا نهشته می شوند و حاوی فسیل های بسیارند. سنگ های دگرگونی براثر اِعمال فشار یا دمای زیاد بر سنگ های رسوبی یا آذرین قبلی پدید می آیند. این دما و فشار موجب تغییر ترکیب شیمیایی، ساختار، و بافت سنگ ها می شود. مثلاً، سنگ مرمر براثر اعمال حرارت و فشار از سنگ آهک حاصل می شود، در حالی که گرانیت براثر دگرگونی به سنگی دانه درشت و برگ وار (ورقه ای)، با نام گنیس، تبدیل می شود.
مطالعۀ سنگ ها. مطالعۀ پوستۀ زمین و ترکیب آن در حوزۀ علومِ به هم پیوسته ای قرار دارد که در مجموع به زمین شناسی ...

نقل قول های سنگ

سنگ به مواد جامدی از پوسته زمین اطلاق می شود که از یک یا چند کانی که با یکدیگر پیوند یافته اند، تشکیل شده است.
• «کلوخ انداز را پاداش سنگ است.» نظامی
• «گر سنگ همه لعل بدخشان بودی/پس قیمت لعل و سنگ یکسان بودی.» گلستان سعدی، باب هشتم در آداب صحبت
• «قلبی داشته باش که هرگز سختی سنگ را به خود نگیرد و احساسی داشته باش که هرگز آزاردهنده نباشد.» چارلز دیکنز
• «تو که در بار خود آبگینه داری// چرا بر بار مردم می زنی سنگ؟
• «کسی که بار شیشه دارد به دیوانه سنگ نمی اندازد.»
• «سنگ به در بسته میخوره.»
• «سنگ بزرگ علامت نزدنه.»
• «سنگ بنداز بغلت واشه.»
• «سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه.»
• «سنگ روی سنگ بند نمی شه.»
• «سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه.»
• «سنگ مفت، گنجشک مفت.»
• «سنگی را که نتوان برداشت باید بوسید و گذاشت.»
• «تخم مرغ از رقصیدن با سنگ خودداری می کند.»

ارتباط محتوایی با سنگ

سنگ در جدول کلمات

سنگ
حجر
سنگ آتش زنه
خیاب, چخماق
سنگ آسمانی
شهاب
سنگ آسیا
رحی
سنگ آسیاب
اس
سنگ ا نداز
رامی
سنگ اسیاب
اس
سنگ انداختن
رامی, رمی
سنگ انداختن یا تیر انداختن
رمایت
سنگ اندازی
رجم

معنی سنگ به انگلیسی

stone (اسم)
هسته ، سنگ ، سنگ میوه
rock (اسم)
جنبش ، تخته سنگ ، سنگ ، صخره ، تکان ، تخته سنگ یا صخره ، سنگ خاره
boulder (اسم)
تخته سنگ ، سنگ ، گرداله
calculus (اسم)
سنگ ، حساب جامعه و فاضله ، سنگ مثانه ، حساب دیفزانسیل و انتگرال ، جامع و فاضل ، حصات
flagstone (اسم)
سنگ ، سنگ فرش

معنی کلمه سنگ به عربی

سنگ
بلاطة , حجارة , صخرة
نيزک
کرة نارية
منجنيق
کلس
جزع
حجر الاساس
سلحفاة
سجل الحسابات
صوان
صوان
صخرة
خام
مطحنة
معدن
وضع حجر الأساس
عتبة الباب
حجر الاساس
جواهري
حوض

سنگ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
در زبان کردی به سنگ ( Kevir) گفته می شود
علی باقری
سنگ :
مرا خواست کآرد به کاری بچنگ
دو دست اندر آورد چون سنگ تنگ
دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: 《سنگ با همین ریخت ، در پهلوی ، به کار می رفته است؛ این واژه در اوستایی، اَسَنگ بوده است و ستاک در آن " اَس" است که در" آس" پارسی به معنی سنگ و در " آسمان " که معنای ریشه ای آن سنگ مانند ، به یادگار مانده است. 》
نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴،ص ۲۴۹.
در بیت زیر سنگ در معنی شکوه و وقار به کار رفته است .
((زمانه ندادش زمانی درنگ
شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ))
همان ص 252.)
علی باقری
سنگ در کفش داشتن: کنایه از در تنگنا قرار گرفتن و مضطرب و مشوّش بودن.
((کله آنگه نهی که در فتدت
سنگ در کفش و کیک در شلوار))
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۳۷۱.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع سنگ زینتی   • تحقیق در مورد انواع سنگ ها   • انواع سنگ ساختمانی   • کاربرد سنگ   • عکس انواع سنگ ها   • سنگ چیست   • سنگ آذرین   • معنی سنگ   • مفهوم سنگ   • تعریف سنگ   • معرفی سنگ   • سنگ یعنی چی   • سنگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سنگ
کلمه : سنگ
اشتباه تایپی : sk'
آوا : sang
نقش : اسم
عکس سنگ : در گوگل

آیا معنی سنگ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )