برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1436 100 1

سنبل

/sanbal/

مترادف سنبل: خوشه، نوعی گل

معنی اسم سنبل

اسم: سنبل
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: sonbol) (در گیاهی) گلِ خوشه ای بلند، به هم فشرده و معطر به رنگهای قرمز، آبی، سفید و زرد، گیاه همین گل، (در قدیم) (به مجاز) گیسو، زلف - گل خوشه ای بلند، به هم فشرده، و معطر به رنگهای قرمز، آبی، سفید، و زرد

معنی سنبل در لغت نامه دهخدا

سنبل. [ سُم ْ ب ُ ] (ع اِ)خوشه (جو، گندم و مانند آن ). ج ، سنابل. (منتهی الارب ) (فرهنگ فارسی معین ) (از ناظم الاطباء) :
گل سرخش چو عارض خوبان
سنبلش همچو زلف محبوبان.
سعدی.
|| گیاهی است از تیره ٔ سوسنی ها جزو تک لپه ای ها با جام و کاسه ٔ رنگین و دارای گلهای بنفش خوشه ای است و چون زود گل میدهد و گلش زیبا و خوشرنگ و خوش بو است مورد توجه است و جزو گیاهان زینتی است و پیاز آنرا در گلدانها میکارند. بهترین نوع آن سنبل هندی است. زمبل. ذومبول. ارسیل. عرصیل. عیلان عزام. وقتطوس. اواقنثوس. (فرهنگ فارسی معین ) :
بوید بسحرگاهان از شوق بناگاهان
چون نکهت دلخواهان بوی سمن و سنبل.
منوچهری.
هم زهردار چو شاخ سنبل
گر نیشکری گزیده خواهم.
خاقانی.
خار که هم صحبتی گل کند
غالیه در دامن سنبل کند.
نظامی.
دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده. (گلستان ).
- سنبل الطیب . رجوع به همین کلمه شود.
- سنبل ایرانی ؛ گونه ای سنبل که گلهایش سفیدرنگند و بعنوان زینت نیز کشت میشود. گل سنبل ایرانی. سنبل بری. قسطل الارض. (فرهنگ فارسی معین ).
- سنبل بری ؛ لاله ٔ وحشی. (فرهنگ فارسی معین ).
- سنبل جبلی ؛ یکی از گونه های سنبل الطیب است که برای ریشه ٔ آن اثر مدر و اشتهاآور و معرق ذکر کرده اند. سنبل کوهی. (فرهنگ فارسی معین ).
- سنبل ختایی ؛ گل فرشته. (فرهنگ فارسی معین ).
- سنبل رومی ؛ سنبل الطیب. (فرهنگ فارسی معین ): دو است : هندی و رومی ، هندی را سنبل الطیب و سنبل عصافر گویند و رومی را ناردین گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- سنبل زرد ؛ گیاهی است از تیره ٔ صلیبیان که بعنوان گیاه زمینی در باغها نیز کشت میشود آلوسن الیسون. از دانه ٔ این گیاه که شبیه دانه ٔ قدومه است در طب استفاده می شود بهمان نام الیسون مشهور است. (فرهنگ فارسی معین ).
- سنبل کوهی ؛ سنبل جبلی. (فرهنگ فارسی معین ).
- سنبل هندی ؛ گیاهی است از تیره ٔ گندمیان که ریشه های افشانش در تداوی همانند ریشه ٔ سنبل الطیب مورد استع ...

معنی سنبل به فارسی

سنبل
( اسم ) گیاهی است از تیره سوسنیها جزو تک لپه ییها با جام و کاسه رنگین و دارای گلهای بنفش خوشه یی است و چون زود گل می دهد و گلش زیبا و خوشرنگ و خوش بو است مورد توجه است و جزو گیاهان مرغوب زینتی است و پیاز آنرا در گلدانها میکارند بهترین نوع آن سنبل هلندی است زمبل زومبول ارسیل عرصیل عیسلان خزام اوقنوطوس اواقنثوس . یا سنبل ایرانی . گونه ای سنبل که گلهایش سفید رنگ است و به عنوان زینت نیز کشت میشود گل سنبل ایرانی سنبل بری قسطل الارض یا سنبل بری . ۱ - لاله وحشی . ۲ - سنبل ایرانی . یا سنبل تر . ۱ - خط جوانان . ۲ - زلف خوبان . یا سنبل جبلی . از گونه های سنبل الطیب است که برای ریشه آن اثر مدر و اشتها آور و معرق ذکر کرده اند سنبل کوهی . یا سنبل ختایی . گل فرشته . یا سنبل رومی . سنبل الطیب . یا سنبل زرد . گیاهی است از تیره صلیبیان که به عنوان گیاه زمینی در باغها نیز کشت میشود آلوسن الیسون . توضیح از دانه این گیاه که شبیه دانه قدومه است در طب استفاده میشود و به همان نام الیسون مشهور است . یا سنبل کوهی . سنبل جبلی . یا سنبل هندی . گیاهی است از تیره گندمیان که ریشه های افشانش در تداوی همانند ریشه سنبل الطیب مورد استعمال دارد ناردین هندی عجر مکی حب العصافیر .
[Hyacinthus] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از سنبلیانِ پیازدار با گل های رنگی که در شرق مدیترانه به صورت خودرو می رویند و تا ایران و ترکمنستان گسترش دارند
دهی است جزو دهستان رودبار بخش معلم کلایه شهرستان قزوین .
( اسم ) گیاهی است از تیره بداغ ها که پایاو علفی است و ارتفاعش بالغ بریک متر میشود و در نواحی مرطوب جنگلها مخصوصا اطراف جویها و گودالهای غالب نقاط اروپا و آسیا ( ازجمله ایران ) میروید . ریشه اش معطر و ساقه اش راست و برگهایش متقابل و مرکب از هفت تا ۱۲ قطعه است . گلهای آن معطر و سفید رنگند و گل آذینش دیهیم است . قسمت مورد استفاده این گیاه ریشه های افشان آنست که دم کرده اش در ناراحتیهای قلبی مورد استفاده فراوان واقع میشود . ریشه و ساقه های زیرین این گیاه شامل اسانس و اسید والرینیک و ا ...

معنی سنبل در فرهنگ معین

سنبل
(سَ بَ) (اِ.) (عا.) کار سرسری ، سطحی .
(سُ بُ) [ ع . ] (اِ.) خوشه .
(سُ بُ) (اِ.) = زمبل . زمبول : گیاهی است از تیرة سوسنی ها دارای برگ های دراز و گل های خوشه ای به رنگ بنفش . پیاز آن را در گلدان می کارند.
(سُ بُ لُ طّ) (اِمر.) گیاهی است علفی ، پایا و خودرو، ریشه اش معطر و ساقه اش راست و برگ هایش متقابل . ریشه و ساقه های زیرین این گیاه دارای اسانس اسید والرینیک و اسید مالیک و مواد قندی است که در طب کاربرد فراوان دارد.

معنی سنبل در فرهنگ فارسی عمید

سنبل
کار سرسری و سردستی.
* سنبل کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه] کاری را سرسری انجام دادن و از سر وا کردن.
۱. (زیست شناسی) خوشۀ جو یا گندم، خوشه.
۲. (زیست شناسی) گیاهی از تیرۀ سوسنی ها با برگ های دراز و گل های خوشه ای به رنگ بنفش.
۳. [مجاز] زلف معشوق.
* سنبل ختایی: (زیست شناسی) گیاهی پایا از تیرۀ چتریان و معطر که عرق ریشه و دانه های آن در عطرسازی و تهیۀ شیرینی و شربت به کار می رود.
* سنبل رومی: (زیست شناسی) گیاهی بیابانی با برگ های دراز خوش بو، گل های ریز و ریشه و ساقۀ سخت که در طب به کار می رود و خواص آن شبیه سنبل الطیب است، ناردین، نردین.
گیاهی علفی، خودرو با ساقۀ راست، برگ های متقابل دندانه دار و گل های سفید معطر که بلندیش تا یک متر می رسد و ریشۀ آن دارای اسانس، اسید والرینیک، اسیدمالیک، و مواد قندی است که در طب به کار می رود. ضد تشنج، آرامبخش و جهت کاهش ادرار بیماران مبتلا به مرض قند مفید است که به صورت پودر، قرص، دم کرده یا شربت به کار می رود، علف گربه.
= سیسنبر

سنبل در دانشنامه اسلامی

سنبل
معنی سَنَابِلَ: خوشه هاي گندم (جمع سنبل وسنبل در اصل به معناي پوشاندن است ، و اگر خوشه گندم را سنبل ناميدهاند ، به اين جهت بوده است که سنبل ، دانههاي گندم را در غلافهائي که دارد ميپوشاند )
معنی سُنبُلَاتٍ: خوشه هاي گندم (جمع سنبله وسنبل در اصل به معناي پوشاندن است ، و اگر خوشه گندم را سنبل ناميدهاند ، به اين جهت بوده است که سنبل ، دانههاي گندم را در غلافهائي که دارد ميپوشاند )
معنی سُنبُلَةٍ: خوشه گندم (سنبله وسنبل در اصل به معناي پوشاندن است ، و اگر خوشه گندم را سنبل ناميدهاند ، به اين جهت بوده است که سنبل ، دانههاي گندم را در غلافهائي که دارد ميپوشاند )
تکرار در قرآن: ۵(بار)
خوشه. . جمع آن سنابل و سنبلات است مثل . سنبله برای مفرد و سنبل برای مطلق است.

سنبل در دانشنامه ویکی پدیا

سنبل
Hyacinthus orientalisHyacinthus litwinowiiHyacinthus transcaspicus
Hyacinthus orientalis، متداول ترین گونه
Hyacinthus litwinowii
Hyacinthus transcaspicus
سُنبُل نام سرده ای از گل ها است که به تیرهٔ Hyacinthaceae تعلق دارد. این سرده در گذشته جزو تیرهٔ سوسنیان محسوب می شد. خاستگاه سنبل، شرق دریای مدیترانه، ایران، ترکمنستان و آفریقای جنوبی است.
گل های سنبل خوش بو و جنبهٔ زینتی داند. دورهٔ گلدهی آن ها در اوایل بهار است. گل ها می توانند به رنگ های سفید، صورتی، بنفش، قرمز، نارنجی، زرد یا آبی باشند.
سنبل ها شامل ۳ گونهٔ مختلف می شوند:
عکس سنبل
سنبل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سنبل (خلیل آباد)
سنبل (کرمان)
سنبل (خلیل آباد)، روستایی از توابع بخش ششطراز شهرستان خلیل آباد در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان کویر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵ نفر (۵خانوار) بوده است.
سنبل (نام علمی: Hyacinthus orientalis) نام یک گونه از سرده سنبل است.
سنبل (کرمان)، روستایی از توابع بخش راین شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان راین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
سنبل آباد ممکن است به یک ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سنبل در دانشنامه آزاد پارسی

سُنْبُل (hyacinth)
سُنْبُل
سُنْبُل
سُنْبُل
گروهی از گیاهان دارای غدۀ زیرزمینی، از خانواده سوسنیان. این گیاهان بومی مناطق شرقی مدیترانه و افریقایـند. سنبل ایرانی، Hyacinthus orientalis، خوشۀ گلی استوانه ای شکل، معطر، بزرگ، و سفیدرنگ یا صورتی یا آبی دارد. گیاهان دیگری با نام سنبل باتلاقی (گل شپش، شپشه) از جنس Pedicularis، و خانواده گل میمون(Scrophulariaceae) نیز یافت می شوند که نُه گونۀ علفی غالباً رطوبت پسند و دایم از آن ها در ایران مشاهده می شوند. این گیاهان نیمه انگلی اند و برگ هایشان دارای تقسیمات شانه ای عمیق است.

ارتباط محتوایی با سنبل

سنبل در جدول کلمات

سنبل الطیب
والریان, علف گربه, الک
سنبل الطیب و گیاه دارویی
والرین
سنبل رومی
ناردین
سنبل کوهی
فو
نوع سنبل طیب کوهی
فو
نوعی سنبل طیب کوهی
فو

معنی سنبل به انگلیسی

hyacinth (اسم)
سنبل ، گل سنبل ، سنبل ایرانی ، یاقوت
jacinth (اسم)
سنبل ، سنگ یمانی ، یاقوت زعفرانی

معنی کلمه سنبل به عربی

سنبل
سنبل
سنبل
تحسس
لافندر
سنبل

سنبل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sonbol
سنبل به معنای خوشه گندم می‌باشد که در سوره یوسف چندین بار مورد استفاده قرار گرفته است
میثم ۵۸
آب رود
خدای من
خاستگاه سنبل در شرق مدیترانه،ایران،ترکمنسان و افریقای جنوبی است.
خدای من
جنبه زینتی هم داره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خواص سنبل   • عمر گل سنبل   • قیمت گل سنبل   • سنبل گندم   • قیمت پیاز سنبل   • گل سنبل آبی   • زمان کاشت سنبل   • گل سنبل کریستالی   • معنی سنبل   • مفهوم سنبل   • تعریف سنبل   • معرفی سنبل   • سنبل چیست   • سنبل یعنی چی   • سنبل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سنبل
کلمه : سنبل
اشتباه تایپی : skfg
آوا : sanbal
نقش : اسم
عکس سنبل : در گوگل

آیا معنی سنبل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )