برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1402 100 1

سنان

/sanAn/

مترادف سنان: سرنیزه، نبراس، نیزه

برابر پارسی: سرنیزه، نیزه

معنی سنان در لغت نامه دهخدا

سنان. [ س ِ ] (ع اِ) سرنیزه.(آنندراج ). نیزه. (غیاث ) (منتهی الارب ) :
همی بستد سنان من روانها همچو بویحیی
همی برشدکمیت من بتاری همچو کراتن.
فرقدی.
همی سر آرد بار آن سنان نیزه ٔ او
هرآینه که همه خون خورد سر آرد بار.
دقیقی.
بگرز و به تیغ و سنان دراز
همی کشت از ایشان یل سرفراز.
فردوسی.
زمین سر بسر گفتی از جوشن است
ستاره ز نوک سنان روشن است.
فردوسی.
سنانهای نیزه بهم برشکست
یلان سوی شمشیر بردند دست.
فردوسی.
چون عدو نزدیک شد بر رمح شه گردد سنان
چون عدو از دور شد بر تیر شه پیکان بود.
عنصری.
آن پیشرو پیشروان همه عالم
چون پیشرو نیزه ٔ خطی که سنانست.
منوچهری.
شاه حبش چون تو بود گر کند
شمشیر از صبح و سنان از شهاب.
ناصرخسرو.
سنان تست قدر گر مجسم است قدر
حسام تست قضا گر مصورست قضا.
مسعودسعد.
رستم فضل را ز هند هنر
هم سنان هم رماج بفرستد.
خاقانی.
آنجا که سنان باشد با کافر مژگانش
خوشتر ز شکر دانم بر سینه سنان خوردن.
خاقانی.
سمندش گرچه با هر کس بزین است
سنان دور با شش آهنین است.
نظامی.
خصم نفست گرم عشوه دهد
بر سر خصم سنان خواهم زد.
عطار.
دیده ٔ تنگ دشمنان خدای
به سنان اجل سپوخته به.
سعدی.
|| تیزی هر چیز. (آنندراج ) (منتهی الارب ) :
اگر تنم به زبان موی میکند به ثناش
بجای موی سنان بر مسام او زیبد.
خاقانی.
|| سرهر چیز. (آنندراج ) :
درخشیدن تیغهای بنفش
با براندرآمد سنان درفش.
فردوسی.
گویی شرری که جست از انگشت
هندو بهوا سنان برانداخت.
خاقانی.
سنان در سنگ رفت و دسته درخاک
چنین گویند خاکی بود نمناک.
نظامی.
|| فسان که تیغ بر آن تیز کنند. (غیاث ). فسا ...

معنی سنان به فارسی

سنان
سرنیزه، ق عه آهن نوک تیزکه برسرچوبدستی نصب کنند
( اسم ) ۱ - سر نیزه . ۲ - تیزی هر چیز جمع : اسنه .
ابن فتح حرانی او را در صناعه حساب و اعداد تقدم بود .
نیزه عبور دهنده . سنان زننده آنچنان که کاری باشد .
عمل سنان گزار
سنان کشیده . سنان دراز
مهندس و ریاضی دان و طبیب که در بغداد متولد شد
انصاریه ... از زنان صحابی بوده
در بلاد روم است و عبدالله بن عبدالملک مروان آنرا فتح کرد
ربیعه بن سنان بن عمرو بن عوف ابن ماکولا گفته است : او صحبت حضرت رسول را درک کرد .
قلعه ایست در مغرب جبال صنهاجه مضاف الی بنی سنان قبیله ایست که ممکن است از طایفه بربر باشد
دهی از دهستان لیراوی شهرستان بوشهر
( اسم ) مژگان معشوق

معنی سنان در فرهنگ معین

سنان
(س ) [ ع . ] (اِ.) سرنیزه .

معنی سنان در فرهنگ فارسی عمید

سنان
قطعۀ آهن نوک تیز که بر سر چوب دستی یا نیزه نصب کنند، سرنیزه.

سنان در دانشنامه ویکی پدیا

سنان
سنان (به اسپانیایی: Senan, Tarragona) یک شهرستان در اسپانیا است که در کاتالونیا واقع شده است.
فهرست شهرهای اسپانیا
سنان ۱۱٫۷ کیلومترمربع مساحت و ۵۵ نفر جمعیت دارد و ۶۵۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
عکس سنان
سنان (فسا)، روستایی از توابع بخش شیبکوه شهرستان فسا در استان فارس ایران است.
این روستا در بخش شیبکوه قرار دارد و براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۸۵۴ نفر (۴۲۹خانوار) بوده است.
سنان آکوش (انگلیسی: Sinan Akkuş؛ زادهٔ ۱۷ دسامبر ۱۹۷۰) هنرپیشه، تهیه کننده فیلم، فیلم نامه نویس، و بازیگر سینما اهل آلمان است. او در سال ۲۰۰۰ با بازی در فیلمی وارد عرصه بازیگری شد.
سنان انطون (متولد ۱۹۶۷ در بغداد) شاعر، رمان نویس و دانشور عراقیِ مسیحی است.
وبگاه رسمی
سنان انطون در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم ها
سنان لیسانس خود را از دانشگاه بغداد در رشته ادبیات انگلیسی دریافت کرد و در سال ۱۹۹۱ به آمریکا مهاجرت کرد. در سال ۱۹۹۵ کارشناسی ارشد در رشته ادبیات عرب را از دانشگاه جرج تاون دریافت کرد و در ۲۰۰۶ دکترای خود را از دانشگاه هاروارد گرفت.
سنان اوغان (به ترکی استانبولی: Sinan Oğan) زاده ۱۹۶۷ در ایغدیر، سیاست مدار – نماینده مردم ایغدیر در مجلس ترکیه و از آذربایجانی های ترکیه می باشد.
سَنان بن أنَس نخعی کسی است که در حادثه کربلا حضور داشت و جنایات زیادی مرتکب شد. خیلی از ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سنان در جدول کلمات

معنی سنان به انگلیسی

spear (اسم)
خشت ، پیکان ، نیزه ، سنان ، نیزه ای ، سخمه ، نیزه دار
gad (اسم)
دیلم ، سیخ ، گوه ، نیزه ، سیخک ، سنان ، شلاق سیخی ، ترابخدا ، جاد فرزند یعقوب و زلفه

معنی کلمه سنان به عربی

سنان
رمح

سنان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملیکا
رشیدالدین سنان معروف به شیخ الجبل یا پیر کوه، از رهبران اسماعیلیان در سوریه بود. در جوانی به الموت رفت و فنون حشاشیون را فراگرفت. در ۱۱۶۲ (میلادی)، به سوریه رفت و قلعه اش را در مصیاف با کمک فداییان دیگر ساخت. وی در روند جنگ های صلیبی دخالت داشت. بر اساس وقایع تاریخی مثل اتفاقاتی که در حین حمله صلاح الدین ایوبی به مصیاف افتاد و دست نوشته های خودش، او قدرت هایی خدادادی و نیز توانایی غیب گویی داشته است.
او از شخصیت های بازی کیش یک آدم کش است.
مهدی مومنی
سرنیزه،سرتیر،پیکان
غفار رنجبر
سنان اولین روستای بخش شیبکوه از شهرستان فسا استان فارس هست.
پشت تنگه خمار روستا آثار نیزه سازی عهد باستان هست و گمان میرود سنان برگرفته از نام قدیم نیزه بوده است.
سعید
سرنیزه
ناشناس
خنجر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سنان بن انس نخعی   • سنان بن أنس النخعي   • بازیگر نقش سنان بن انس   • روستای سنان   • معنی سنان   • سنان ابن انس در مختارنامه   • نان سنان   • سنان دهخدا   • مفهوم سنان   • تعریف سنان   • معرفی سنان   • سنان چیست   • سنان یعنی چی   • سنان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سنان
کلمه : سنان
اشتباه تایپی : skhk
آوا : sanAn
نقش : اسم
عکس سنان : در گوگل

آیا معنی سنان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )