برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1576 100 1
شبکه مترجمین ایران

سختی

/saxti/

مترادف سختی: آزار، اشکال، بلا، تعب، تعسر، تندی، تنگی، ثقل، خشونت، دشواری، رنج، زجر، زحمت، سختی، شدت، صعوبت، صلابت، ضراء، عذاب، عسرت، عنت، غلظت، فشار، گرفتاری، محکمی، محنت، مرارت، مشقت، مصیبت ، فقر، تنگ دستی

متضاد سختی: آسانی، سستی

معنی سختی در لغت نامه دهخدا

سختی. [ س َ ] (حامص ) مقابل سستی. (آنندراج ) :
زمین زراغن بسختی چو سنگ
نه آرامگاه و نه آب و گیا.
بهرامی.
در نرمی و سختی نصیحت باز نگیرم از او در هیچ جای. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 316).
همچو سنگ است تیرش از سختی
دم او همچو دم ّ فلماخن.
نجیبی.
گروگان خوهی سرخ و مرغول رومه
بسختی چو خاره به تیزی چو خاده.
سوزنی.
|| طاقت. توان : اول کسی که خر را بر مادیان جهانید تا استر زاد او [ فریدون ] بود و گفت بچه ٔ این هر دو مرکب باشد از سختی خر و سبکی اسب. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 37). || ضعف. ناتوانی :
تا شود جسم فربهی لاغر
لاغری مرده باشد از سختی.
سعدی.
|| بلا. مصیبت :
نبینی که سختی بغایت رسید
مشقت به حد نهایت رسید.
سعدی.
|| مشقت.(ربنجنی ). رنج. محنت. دشواری. درد و رنج. صعوبت :
بلرزید برزین ز سختی سوار
یکی تیر دیگر بزد نامدار.
فردوسی.
کشیدی سپه رابمازندران
نگر تا چه سختی رسید اندر آن.
فردوسی.
کنون جای سختی و جای بلاست
نشستنگه تیزچنگ اژدهاست.
فردوسی.
ز جستن مرارنج و سختی است بهر
انوشه کسی کو بمیرد بزهر.
فردوسی.
از تو همه دردسر و از تو همه سختی
از تو همه رنج دل و از تو همه تیمار.
فرخی.
یک هفته زمان باید لا، بلکه دو سه هفته
تا دور توان کردن زو سختی و دشواری.
منوچهری.
گاه آن است که از محنت و سختی برهند
جای آن است که امروز کنم من طوبی.
منوچهری.
مبارکا خدایی که احکام او در سختی و نرمی تهمت پذیر نیست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 309). و حال آنکه هر بلایی دفع شده بود و هر سختی جلاء وطن کرده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 312).
پیر شُدَت بر غم و سختی و رنج
بر طمع راحت شخص جوان.
ناصرخسرو (دیوان چ کتابخانه ٔ تهران ص 317).
بترس سخت ز سختی چو کار آسان شد
که چرخ زود کند سخت کار آسان را.ناصرخسرو. ...

معنی سختی به فارسی

سختی
۱ - محکمی استواری سفتی مقابل سستی نرمی . ۲ - دشواری اشکال مقابل آسانی سهولت . ۳ - درشتی صلابت. ۴ - بخل خست . ۵ - سنگدلی بیرحمی . ۶ - زحمت شفقت . ۷ - محنت رنج . ۸ - فقر تهیدستی . ۹ - آسیب بلا آفت . یا سختی دیوار دهر . ۱ - حوادث روزگار . ۲ - آفتاب .
سختو
[hardness] [علوم و فنّاوری غذا] خاصیت مادۀ غذایی ای که بافت آن محکم و سفت است
[water hardness] [مهندسی محیط زیست و انرژی] ویژگی ناشی از وجود املاح محلول فلزات دو یا چندظرفیتی، به ویژه کلسیم و منیزیم، در آب
[ گویش مازنی ] /saKhti bomaan/ دشوار آمدن - سخت پنداشتن
[hardenability] [مهندسی مواد و متالورژی] مشخصۀ اصلی فولاد در مراحل عملیات حرارتی که به موجب آن در هر شرایطی ساختار اوستنیت (austenite) آن تحت عملیات تندسرمایی به مارتنزیت (mertensite) تبدیل و درنتیجه سخت می شود
دهی است از دهستان حومه بخش سلدوز شهرستان رضائیه واقع در دوازده هزار گزی جنوب خاوی نقده و ۶ هزار گزی جنوب شوسه نقده بمهاباد .
[permanent hardness] [مهندسی محیط زیست و انرژی] سختی آب ناشی از وجود املاح سولفات و کلرور و نیترات که با جوشاندن از بین نمی رود
[شیمی] ← نرم سازی آب
[precipitation softening] [خوردگی] فرایندی برای کاهش یا زدودن سختی آب و خاصیت قلیایی و سیلیس و دیگر آلاینده های آب با استفاده از آهک و سود آهک یا آهک و سدیم آلومینات که ترکیبات نامحلول تشکیل می دهند و این ترکیبات ازطریق رسوب گذاری یا صافش از آب جدا می شوند متـ . نرم سازی ته ...
...

معنی سختی در فرهنگ معین

سختی
(سَ)(حامص .)۱ - پایداری . ۲ - مشکل ، دشواری . ۳ - بخل . ۴ - بی رحمی . ۵ - زحمت . ۶ - گرفتاری ،رنج . ۷ - تهیدستی .۸ - آسیب ، بلا.
( ~.) (حامص .) استقامت در مشقات .

معنی سختی در فرهنگ فارسی عمید

سختی
۱. رنج، زحمت.
۲. محکمی.
۳. دشواری.
۴. [قدیمی، مجاز] فقر، تنگ دستی.
۵. وجود نمک های قلیایی خاکی در آب.
* سختی کشیدن: (مصدر لازم)
۱. رنج بردن، زحمت کشیدن.
۲. تحمل فقر و تنگ دستی کردن.
۱. کسی که رنج و زحمت بسیار دیده.
۲. کسی که در فقر و تنگ دستی به سر برده.

سختی در دانشنامه اسلامی

یکی از عواملی که سبب نافرمانی از فرمان خداوند میشود سختی آوارگی است.
سختی تحمل دوری از خانه و کاشانه، سبب تمرد اکثریت مردم از فرمان الهی شده بود.ولو انا کتبنا علیهم ان اقتلوا انفسکم او اخرجوا من دیـرکم ما فعلوه الا قلیل منهم...
بنابر آیات قرآن، کفر و گناه سبب سختی جان دادن است.
۱. سختی احتضار ستمگران: ... ولو تری اذ الظـلمون فی غمرت الموت والملـئکه باسطوا ایدیهم اخرجوا انفسکم الیوم تجزون عذاب الهون... ۲. کفر و گناه کافران، سبب سختی جان دادن آنان: ولو تری اذ یتوفی الذین کفروا الملـئکه یضربون وجوههم وادبـرهم وذوقوا عذاب الحریق ذلک بما قدمت ایدیکم... ۳. سختی جان دادن، برای محتضر:الف) ... فاذا جاء الخوف رایتهم ینظرون الیک تدور اعینهم کالذی یغشی علیه من الموت.... . ب) ... رایت الذین فی قلوبهم مرض ینظرون الیک نظر المغشی علیه من الموت... ج) کلا اذا بلغت التراقی وقیل من راق وظن انه الفراق والتفت الساق بالساق. ۴. هراسان بودن گمراهان، از سختی جان دادن: قل ان ضللت فانما اضل علی نفسی... ولو تری اذ فزعوا فلا فوت واخذوا من مکان قریب. ۵. ضربه های تازیانه فرشتگان قبض روح، بر مرتد محتضر: ان الذین ارتدوا علی ادبـرهم من بعد ما تبین لهم الهدی... فکیف اذا توفتهم الملـئکه یضربون وجوههم وادبـرهم.
تبعید محارب و کسی که مفسد فی الارض است مجازات سختی برای او می باشد.
دور شدن از سرزمین مورد علاقه، کیفری سخت و طاقت فرسا می باشد:انما جزؤا الذین یحاربون الله ورسوله ویسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا... او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا...کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می برند،) فقط این است که اعدام ... و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست ... . ناگفته پیدا است ...


سختی در دانشنامه ویکی پدیا

سختی
سختی (به انگلیسی: Hardness) یکی از معیارهای مقاومت مواد جامد در برابر موم سانی است.
سختی ویکرز
سختی برینل
سختی راکول
سختی نوپ
سختی موس
سختی لیب
سختی معادل واژه Hardness در زبان انگلیسی است و با سختی stiffness در زبان انگلیسی تفاوت دارد.
Hardness به معنای سختی شیمیایی یک ماده است و عاملی شیمیایی می باشد که ناشی از ترکیب بندی و فرمول شیمایی ماده و از خواص و ذات یک ماده می باشد . اما stiffness به معنای سختی فیزیکی است و در مورد یک ماده به کار نمی رود و مربوط به یک جسم یا المان یا ماژول است. و با شکل سطح مقطع و طول جسم و دیگر پارامترهای فیزیکی و همچنین مدول یانگ در ارتباط است. (برای مشاهده سفتی اجسام، صفحه سفتی
را ببینید)
عکس سختی
سختی (عربی مصری: الفتوة) یک فیلم به کارگردانی صلاح ابوسیف است که در سال ۱۹۵۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به فرید شوقی اشاره کرد.
۱۹۵۷ (۱۹۵۷)
سختی برینل (به انگلیسی: Brinell hardness) یکی از معیارهای سختی است که بر اساس مقاومت مواد در برابر فروروندهٔ کروی شکل از جنس فولاد یا کاربید تنگستن سختی آن ها را تعیین می کند.
این روش در سال ۱۹۰۰ توسط مهندس سوئدی یوهان آگوست برینل پیشنهاد شد. سختی مواد در این روش به صورت زیر محاسبه می شود:
که در آن P میزان نیروی اعمالی به فرورونده ‏(kgF)‏، D قطر فرورونده (mm) و d قطر فرورفته در نمونه (mm) است. روش تبدیل واحد برینل به راکول سی (که برای تعیین سختی متداول تر است) به روش زیر است: 1 راکول سی = 10 برینل
روش استاندارد این سختی سنجی در استانداردهای ‏EN ISO 6506-1‏ ، ‏EN ISO 6506-2‏ ، ‏EN ISO 6506-3‏ و ‏ASTM E10‏ آمده است.
سختی راکول (به انگلیسی: Rockwell Hardness) یکی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سختی در دانشنامه آزاد پارسی

سختی (hardness)
مقاومت مواد در برابر ایجاد فرورفتگی ناشی از خراشیدگی، سایش، فرسودگی، و سوراخ شدگی. با فرآیندهای عملیات حرارتی می توان سختی فلزات را افزایش داد. فریدریش موس۱، کانی شناس آلمانی ـ اتریشی قرن ۱۹، براساس سختی کانی های معیّن، از تالک نرم با سختی موس تا الماس بسیار سخت با سختی ۱۰، مقیاسی برای اندازه گیری سختی ابداع کرد که با نام خود او نامیده شد. سختی را غالباً با آزمون سختی برینلاندازه گیری می کنند. نیز ← آب_سخت

سختی در جدول کلمات

سختی
حرج, عذاب, وبال
سختی ها و مصائب
شداید
سختی و تکلیف داشتن
تکلف
سختی و مصیبت
مشقت
سختی | عذاب
وبال
سختی تمثیلی که به شوخی یا سرزنش به کسی گفته شود
متلک
سختی ها
شداید
سختی و استواری
صلابت
سختی و تعب
رنج
سختی و صلابت
شدت

معنی سختی به انگلیسی

resistance (اسم)
ایستادگی ، سختی ، مخالفت ، استحکام ، پایداری ، مقاومت ، معارضه ، عایق مقاومت
hardship (اسم)
ذلت ، سختی ، مشقت ، محنت
privation (اسم)
فقدان ، سختی ، محرومیت ، محروم سازی ، تعلیق مقام
rigor (اسم)
تندی ، سختی ، خشونت ، سخت گیری ، ظلم ، دقت زیاد
intensity (اسم)
قوت ، شدت ، سختی ، سیری ، کثرت ، نیرومندی
calamity (اسم)
سانحه ، سختی ، فلاکت ، بدبختی ، مصیبت ، بلاء ، فاجعه ، بیچارگی
distress (اسم)
درد ، سختی ، پریشانی ، غم ، محنت ، اندوه ، تنگدستی ، سار
severity (اسم)
دقت ، شدت ، سختی ، خشکی ، خشونت ، سخت گیری ، عنف
violence (اسم)
تندی ، شدت ، سختی ، ستیز ، بی حرمتی ، جبر ، خشونت ، چیرگی ، فشار ، ستم ، زور ، بیدادگری ، اشتلم
tenacity (اسم)
چسبندگی ، سختی ، سفتی ، سر سختی ، اصرار
adversity (اسم)
سختی ، فلاکت ، بدبختی ، مشقت ، ادبار و مصیبت ، روزبد
hardness (اسم)
شدت ، سختی ، اشکال ، سفتی ، دشواری
difficulty (اسم)
سختی ، مشقت ، محظور ، اشکال ، عقده ، مشکل ، مضیقه ، دشواری ، زحمت ، گرفتگیری ، مخمصه
trouble (اسم)
سختی ، ازار ، قید ، زحمت ، مزاحمت ، خارش
discomfort (اسم)
سختی ، رنج ، ناراحتی ، زحمت
rigidity (اسم)
سختی ، سخت گیری ، استحکام ، سفتی ، عدم تراضی
inclemency (اسم)
شدت ، سختی ، بی رحمی ، بی اعتدالی ، فقدان ملایمت ، سنگدلی
solidity (اسم)
دوام ، سختی ، استحکام ، استواری ، ضخامت ، سفتی ، محکمی ، جمود
intension (اسم)
شدت ، سختی ، سیری ، کثرت ، نیرومندی
obstruction (اسم)
جلو گیری ، سختی ، انسداد ، سده ، گرفتگی
complication (اسم)
سختی ، پیچیدگی ، بغرنجی
problem (اسم)
سختی ، چیستان ، مشکل ، موضوع ، مسئله
cumber (اسم)
سختی ، چیز وحشتناک
implacability (اسم)
سختی ، نرم نشدنی ، ارام نشدنی ، تسکین ناپذیری ، کینه توزی
inexorability (اسم)
سختی ، سنگدلی
inflexibility (اسم)
سختی ، کج نشدگی ، انحناء ناپذیری
rigorism (اسم)
سختی

معنی کلمه سختی به عربی

سختی
اصرار , تاکيد , تقشف , صعوبة , صوان , عنف , قسوة , کثافة , ماء آسن , مدة , وسام

سختی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

م
زمختی
هاشم زندی
صعوبت
مهدی شهیدی
دشواری
دشواری
دشواری
سیما
زمختی
محمدرضا
دشواری
محمد رسول
صعوبت
سامان-جوکر
تنگی
علی باقری
سختی (Hardness) : [ اصطلاح آب و فاضلاب ] بطور کلی سختی را بر دو نوع سختی موقت و سختی کل تعریف می کنند. سختی کل مربوط به کل املاح کاتیون های دو ظرفیتی است. در حالیکه سختی موقت مربوط به کربنات و بیکربنات های کلسیم و منیزیم است چون در مجاورت حرارت ایجاد رسوب می کنند به سختی موقت نامیده می شوند.
علی باقری
سختی (Hardness) :[صنعت قند]مواد حل شده در یک محلول (آب) مانند نمکهای کلسیم و منیزیم.
Sandi
Vekhamat =وخامت
الناز
دشواری
علی باقری
سختی (Difficulty) :[ اصطلاح ارز دیجیتال] استخراج یک ارز دیجیتال میزان کار لازم جهت تایید یک بلاک برای اتصال آن به بلاک‌چین است. میزان سختی استخراج با توان پردازشی ماینرهای یک شبکه‌ ماینرهای ارز دیجیتال رابطه مستقیم دارد.
Mana
رنج و بیهودگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سختی در جدول   • سختی سازه   • هم معنی سختی   • واحد سختی   • سختی زندگی   • جدول سختی مواد   • سختی فلزات   • مفهوم سختی   • تعریف سختی   • معرفی سختی   • سختی چیست   • سختی یعنی چی   • سختی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سختی

کلمه : سختی
اشتباه تایپی : sojd
آوا : saxti
نقش : اسم
عکس سختی : در گوگل

آیا معنی سختی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )