برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1436 100 1

ستار

/sattAr/

مترادف ستار: پوشاننده، رازپوش، عیب پوش

متضاد ستار: افشاگر

معنی اسم ستار

اسم: ستار
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: sattār) (عربی) آن که چیزی را پوشیده و در پرده می دارد، پوشنده، از نام های خداوند - پوشننده، از نامهای خداوند، نام یکی از رهبران دوره انقلاب مشروطیت که به سردار ملی ملقب گردید

معنی ستار در لغت نامه دهخدا

ستار. [ س َ / س ِ ] (اِ) مخفف ستاره باشد که بعربی کوکب خوانند. (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ). || خیمه ای که بجهت منع مگس و پشه زنند و آن را در این زمان پشه دان گویند. (برهان ). پشه بند.

ستار. [ س ِ ](اِ مرکب ) در زبان کنونی نیز سه تار (آلت موسیقی که دارای سه یا چهار سیم است ). رجوع شود به ستاره. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ساز طنبور را هم میگویند. (برهان ). نام سازی است و ستاره گویندش و نیز سه تار. (آنندراج ) (شرفنامه ).

ستار. [ س ِ ] (ع اِ) پرده. (منتهی الارب ). ج ، سُتُر. (اقرب الموارد).

ستار. [ س َت ْ تا ] (ع ص ) بسیارپوشنده. (منتهی الارب ). پرده پوش و پرده دار. (دهار). پوشنده ٔ گناه و پرده دار. (مهذب الاسماء) :
برفت سایه ٔ درویش و سترپوش غریب
بپوش بارخدایا بعفو ستارش.
سعدی.

ستار. [س َت ْ تا ] (اِخ ) نامی است از نامهای باریتعالی. (منتهی الارب ). نامی از نامهای باریتعالی ، لوطیان و مقامران نظر به افعال ذمیمه ٔ خود خدای تعالی را بیشتر به این اسم یاد میکنند. (غیاث ) (آنندراج ). من صفات اﷲ ومنه یسمون عبد الستار. (اقرب الموارد) :
بستاری که ستر اوست پیشم
که تا من زنده ام بر مهر خویشم.
نظامی.
فعلهایی که ز ما دیدی و نپسندیدی
بخداوندی خود پرده بپوش ای ستار.
سعدی.

ستار. [ س ِ ] (اِخ ) کوهی است در عالیه در دیار بنی سلیم روبروی صفینه. (معجم البلدان ).

ستار. [ س ِ ] (اِخ ) کوههای کوچک سیاهی که منقاد است بنی ابی بکربن کلاب را. (از معجم البلدان ).

ستار. [ س ِ ] (اِخ ) کوهی است سیاه بین ضیقه و حورا که بین آن و بین ینبع سه روز فاصله است. (از معجم البلدان ).

ستار. [ س ِ ] (اِخ ) ناحیه ای است به بحرین شامل بیش از یکصد دِه که متعلق به بنی امروءالقیس بن زید مناة است. (معجم البلدان ).

ستار. [ س ِ] (اِخ ) کوهی است به أجَأه. (از معجم البلدان ).

ستار. [ س ِ ] (اِخ ) پشته هااند بالای انصاب حرم بدانجهت که سترده اند میان حرم و میان حل. (منتهی الارب ). رجوع به معجم البلدان و المرصع ص 56 شود.

ست ...

معنی ستار به فارسی

ستار
ستر، پرده، پوشش، سترجمع، بسیارپوشاننده، پوشاننده عیب ها، صفات خداوند
( اسم ) ستر پوشش جمع ستر .
یوم الستار جنگی میان بکر بن وائل و بنی تمیم بوده است و در آن قیس بن عاصم قناده بن سلمه الحنفی را که فارس بکر بود کشتند
[ گویش مازنی ] /setaar/ آتش پر شعله
نام دیگری از استراباد است
۱ - پوشنده عیبها ۲ - صفتی است از صفات خدای تعالی : یا کریم العفو ستار العیوب انتقام از ما مکش اندر ذنوب . ( مثنوی )
( صفت ) آنکه سه تار نوازد .
[ گویش مازنی ] /sataar baalaa/ روستایی از دهستان بیرون بشم چالوس
دهی است جزئ دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در ۴۴ هزار گزی شمال باختری مرکز بخش و ۱۹ هزار گزی شوسه تبریز بمیانه
پرده در

معنی ستار در فرهنگ معین

ستار
(سَ تّ) [ ع . ] (ص .) بسیار پوشاننده . ،~ العیوب الف - پوشانندة عیب ها. ب - صفتی از صفت های خدا.
(س ) [ ع . ] (اِ.) پوشش .

معنی ستار در فرهنگ فارسی عمید

ستار
بسیار پوشاننده.
= سه تار
= ستاره١
ستر، پرده، پوشش.

ستار در دانشنامه اسلامی

این صفحه مدخلی از اثر آفرینان است
شاعر، متخلص به ستار/ سیار. در عهد شاه جهان به هند رفت و مدتی در بنگاله زیست و در هندوستان به خدمت اعتقادخان برادر آصف خان رسید. از اوست:
                      

ستار در دانشنامه ویکی پدیا

ستار
عبدالحسن ستّارپور مشهور به ستّار (زادهٔ ۱۳۲۸ در تهران)، خوانندهٔ سرشناس موسیقی پاپ و سنتی ایرانی است.
۱ همسفر ۱۳۵۰
۲ دلتنگی ۱۳۵۳
۳ شام آخر ۱۳۵۴
۴ شازده خانوم ۱۳۵۵
۵ صدای بارون ۱۳۵۶
۶ عید شما مبارک (مشترک با ناصر چشم آذر و مهستی) ۱۳۵۹
۷ مستی ۱۳۶۱
۸ رقیب ۱۳۶۱
۹ بانی ۱۳۶۳
۱۰ شب عشق (مشترک با هایده و مهستی و ابی) ۱۳۶۴
۱۱ بی عشق هرگز ۱۳۶۵
۱۲ گل پونه ۱۳۶۷
۱۳ قدم رنجه ۱۳۶۹
۱۴ ضیافت (مشترک با مهستی و عاصف) ۱۳۷۰
۱۵ تک خال (شناسنامه) ۱۳۷۰
۱۶ ایران ایران ۱۳۷۱
۱۷ سکه طلا (مشترک با شهرام صولتی و شهره) ۱۳۷۱
۱۸ نمی زارم بری (مشترک با شهرام صولتی و شهره) ۱۳۷۲
۱۹ فصل پنجم ۱۳۷۲
۲۰ دو پرنده ۱۳۷۴
۲۱ گل گندم (مشترک با مهستی) ۱۳۷۴
۲۲ ارمغان (مشترک با دلارام) ۱۳۷۵
۲۳ حکایت ۳ من و غروب و جاده (مشترک با مسعود فردمنش) ۱۳۷۵
۲۴ کوچه ۱۳۷۸
۲۵ گلایه ۱۳۸۰
۲۶ ستاره بازی ۱۳۸۱
۲۷ گل های غربت (مشترک با گلپا) ۱۳۸۲
۲۸ گل بانو ۱۳۸۵
۲۹ دوستان (مشترک با شیلا، سعید محمدی و مرتضی) ۱۳۸۸
۳۰ چهل سال خاطره ۱۳۹۱
وبگاه ستار
ستار با نام اصلی عبدالحسن ستارپور در ۲۸ آبان ماه ۱۳۲۸ در تهران متولد شد. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در شهباز تهران گذراند. ستار تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند و کارشناسی را در رشتهٔ اقتصاد بین المللی از مدرسه عالی بازرگانی که در حال حاضر معروف به دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی است، گرفت. او به زمینه های مختلف هنری و ورزشی به خصوص فوتبال علاقه مند بود و در تیم های فوتبال بازی می کرد. حتی بعدها در جوانی و میان سالی نیز علاقه مند و پیگیر فوتبال بوده و کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان نیز گردید.
استعداد ستار و مهارت او در موسیقی سنتی و پاپ ایرانی به او کمک کرد تا به یکی از محبوب ترین چهره های موسیقی ایران تبدبل شود. محبوبیت ستار در سن ۲۲ سالگی با خواندن ترانهٔ خانه به دوش که بر اساس سریال خانه به دوش (مراد برقی) به کارگردانی و بازیگری پرویز کاردان بود آغاز گشت. بعدها ستار ترانه های بسیاری از برنامه های رادیویی و تلویزیونی را خواند و جزء خوانندگان خانوادهٔ سلطنتی ایران گشت. ستار، گوگوش، هایده و مهستی از جمله نخستین خوانندگا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های ستار

ستّار (۱۹۴۹) خوانندهٔ ایرانی.
• «موزیک ایرانی در غربت بسیار مشکل شده است، بخاطر اینکه ۳۵ سال است که مردم از ایران بیرون آمده اند و همه با ما خاطره داشتند، جوان هایی که اینجا درس خواندند، زبان فارسی به آن صورت حرف نمی زنند، کسانی که در ایران و در این حکومت می خوانند، اکثرشان صدایشان روضه خوانی است و صدایی است که با روضه خوانی عجین شده است. ۸۰ میلیون در ایران زندگی می کنند و حتماً صداهای خوبی هم است ولی متأسفانه سیاست در این است که کسانی بخوانند که بیشتر صدایشان به روضه خوانی شبیه باشند، تا هنرمندانی که به دل اکثریت مردم بنشیند.»
• «به عقیده من آدم باید به پیشکسوت خود احترام بگذارد، عده ای اینجا آمدند حیا را خوردند و آبرو را بردند و به هیچ صراطی هم مستقیم نیستند.»
• «این حکومت خاطرات خوب مردم را از بین برده است و نمی خواهد که آن خاطرات خوب برگردد.»

ارتباط محتوایی با ستار

ستار در جدول کلمات

علم ستار ه شناسی
هییت

ستار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ستار
پوشاننده عیب ها
رویا
پوشاننده عیب
صالحه
بی نظر. دوست داشتنی و پرمعنی
عبدالستار
پوشانده از چشم بقیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• همسر ستار   • ستار آلبوم‌ها   • ستار آهنگها   • ستار 40 years of memories   • ستار آخرین تلاش   • ستار شب عشق   • ستار گلبانو   • ستار hamsafar   • معنی ستار   • مفهوم ستار   • تعریف ستار   • معرفی ستار   • ستار چیست   • ستار یعنی چی   • ستار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ستار
کلمه : ستار
اشتباه تایپی : sjhv
آوا : sattAr
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس ستار : در گوگل

آیا معنی ستار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )