برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

روغن

/rowqan/

مترادف روغن: پیه، چربی، دهن، زیت، مرهم

معنی روغن در لغت نامه دهخدا

روغن. [ رَ / رُو غ َ ] (اِ) هر ماده ٔ دسم و چربی که در حرارت متعارفی میعان داشته باشد خواه حیوانی بود مانند روغن گوسپند و گاو وجز آن و یا نباتی مانند روغن بادام و زیتون و کرچک و جزء آن. دهن. (ناظم الاطباء). آنرا از دوغ گوسفند وگاو و امثال آن می گیرند و وجه تسمیه ٔ آن روان شده ٔ غن است و غن سنگ عصاری باشد. (از برهان ). موادی که از دوغ گاو و گاومیش و گوسفند گیرند. (لغت محلی شوشتر). دهن. (آنندراج ) (انجمن آرا). سمن. مسکه که بگدازند. کره ٔ آب کرده. اذواب. اذوابه. (یادداشت مؤلف ). علامت شادی و خوشحالی است و نه فقط در ایام قدیم از برای تقدیس و تدهین کاهنان و پادشاهان در کار بود بلکه از برای تدهین سر و ریش و تمام بدن در تمام ایام زندگانی مستعمل بود. (از قاموس کتاب مقدس ) :
شتروار ارزن بدین هم شمار
همان دنبه و مشک و روغن هزار.
فردوسی.
همچون رطب اندام و چو روغنش سراپای
همچون شبه زلفان و چو پیلسته ش آلست.
عسجدی.
چون مرد شوربخت شد و روزکور
خشکی و دردسر کند از روغنش.
ناصرخسرو.
اگر چون ترب بی روغن شده ستی
به خیره ترب در هاون میفکن.
ناصرخسرو.
زین خسان خیر چه جویی چو همی بینی
که به ترب اندر هرگز نبود روغن.
ناصرخسرو.
وز خس و ز خار به بیگاه و گاه
روغن و پنیر کن و دوغ و ماست.
ناصرخسرو.
روغنی گر شد فدای گل بکل
خواه روغن بوی کن خواهی تو گل.
مولوی.
گفت ای کل با کلان آمیختی
تو مگر از شیشه روغن ریختی.
مولوی.
صحن کاچی چو پر ازروغن و دوشاب بود
نرساند به گلو لقمه ٔ آن هیچ آزار.
بسحاق اطعمه.
کشید عشق گلاب سرشک از گل چشم
بدان طریق که روغن برآوری از شیر.
ثابت (از آنندراج ).
- روغن به آب شستن ؛ معمول اطباست که روغن را به آب شسته بر عضو مالند لیکن از خوردنش منع کرده اند که سمیت می آورد. (از آنندراج ) :
ز دست چرب غناپیشگان مشو مسموم
که شسته اند به صد آب روغن خود را.خان آرزو ...

معنی روغن به فارسی

روغن
ماده چرب ازکره یادنبه یاپیه گاووگوسفند
( اسم ) ۱ - مادهای چرب که از شیر دنبه یا پیه گاو و گوسفند یا از حبوب نباتی : ( بادام کرچک آفتاب گردان زیتون پنبه دانه و غیره ) گیرند دهن . یا روغن بابونه روغنی که از بابونه استخراج شود. یا روغن بادام روغنی که از مغز بادام گرفته شود . یا روغن بزرک روغن دانه های کتان که در نقاشی بکار رود . یا روغن بلسان روغنی که از بلسان گرفته شود . ( برای امتحان آن در قدیم [[ گندنا ]] را بکار میبردند ) روغن مصری . یا روغن پنبه تخم روغنی که پنبه دانه گیرند . یا روغن تخم روغنی که از دانه های گیاهان مختلف گرفته شود مانند روغن پنبه دانه و روغن کنجد . یا روغن چراغ . ۱ - روغن منداب . ۲ - روغنی که از انساج و پیه های حیوانی گیرند . معمولا این روغن را بنام پیه خوانند . ۲ - روغنی که از جوشاندن و تصفیه کره بدست آید و بنام روغن زرد به بازار عرضه کنند . یا روغن خاکستری روغنی است مرکب از یک جزو جیوه و چهار جزو پیه گوسفند و آن را برای تحلیل اورام غده در روسری پوست مالند . یا روغن خشخاش روغنی که از دانه های خشخاش گیرند و خوراکی است . یا روغن خوش روغن کنجد . یا روغن زبان ۱ - نرم گفتار چاپلوس . ۲ - فریبنده . یا روغن زیتون روغنی که از میوه درخت زیتون گیرند و خوراکی است . یا روغن شاهدانه روغنی که از دانه های شاهدانه بدست می آید و مصرف صنعتی دارد . یا روغن کرچک روغنی که دانه های کرچک به دست می آید . یا روغن کنجد روغنی که از دانه های کنجد به دست آید و مصرف خوراکی دارد . یا روغن کوکنار روغن خشخاش . یا روغن گردو روغنی که از مغز دانه گردو گیرند هم خوراکی است و هم مصرف صنعتی دارد یا روغن ماشین مادهای روغنی شکل که از محصولات نفت طبیعی است و برای چرب کردن ماشینها بکاررود و آن اقسام مختلف دارد که برخی جامدتر و پارهای مایعترند . یا روغن ماهی روغنی که از جگر ماهی [[ مورو]] استخراج میگردد و برای تقویت بدن و مداوای برخی امراض بکاررود . یا روغن مصری روغن بلسان . یا روغن مغز ۱ - عقل . ۲ - تدبیر . یا روغن منداب روغنی که از دانه های گیاه منداب گیرند و مصرف صنعتی دارد . یا روغن نارگیل . روغنی که از دورن بر میوه نارگیل گیرند و جزو روغنهای خوراکی است . یا روغن نباتی روغنی که از دانه های گیاهان مختلف استخراج ...

معنی روغن در فرهنگ معین

روغن
(رُ غَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - ماده ای چرب که از شیر، دنبه یا پیه گاو و گوسفند یا از گیاهان روغنی می گیرند. ۲ - مایع چربی که از سه گروه اساسی تشکیل می شود: روغن چرب ثابت ، روغن کانی و روغن اسانس . ، ~ ریخته را نذر امامزاده کردن مال از دست رفته را به کسی بخ
(رُ غَ) (حامص .) ۱ - نوعی اشکال فنی در موتور که باعث سوختن روغن همراه با سوخت موتور می شود. ۲ - (عا.) کنایه از: بی رمق شدن .

معنی روغن در فرهنگ فارسی عمید

روغن
۱. ماده ای چرب و غیرمحلول در آب که انواع مختلف گیاهی، حیوانی، و صنعتی دارد.
۲. [قدیمی] ماده ای که از پیه به دست می آوردند و برای مشتعل کردن چراغ به کار می بردند، روغن چراغ.
* روغن حیوانی: روغنی که از کره، دنبه، و پیه گاو و گوسفند تهیه می شود.
* روغن خاکستری: روغنی مرکب از یک جزء جیوه و چهار جزء پیه گوسفند که برای تحلیل ورم غده بر روی پوست می مالند.
* روغن زرد: روغنی که از جوشاندن و صاف کردن کرۀ گاو یا گوسفند تهیه شود.
* روغن زیتون: روغنی که از میوۀ زیتون می گیرند و از جهت تغذیه و مصارف دارویی اهمیت بسیار دارد. از نظر طبی به عنوان ملین و برای رفع یبوست و در قولنج های کلیوی به کار می رود، برای کارگرانی که با سرب و فراورده های آن سروکار دارند نیز نافع است.
* روغن کرچک: روغنی که از دانه های گیاه کرچک یا بیدانجیر گرفته می شود و در طب به عنوان مسهل به کار می رود.
* روغن ماشین: مادۀ روغنی که از نفت گرفته می شود و در ماشین ها به کار می رود.
* روغن ماهی: روغنی که از جگر ماهی مورو گرفته می شود و دارای ویتامین های a و d است و آن را برای تقویت بدن و معالجۀ بعضی از بیماری ها می خورند، روغن کبد ماهی.
سوختن روغن، سوختن قسمتی از روغن در موتور اتومبیل در اثر معیوب شدن رینگ یا پیستون.
مالیدن یا داخل کردن روغن مخصوص ماشین میان چرخ، دنده ها، و میله های ماشین برای روان شدن و جلوگیری از اصطکاک و ساییدگی آن ها.

روغن در دانشنامه اسلامی

روغن
روغن ماده ای چرب است و از احکام آن در بابهای طهارت، حج، تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند.

روغن مادّه‏ای چرب، برگرفته از پیه‏های حیوانی یا دانه‏های گیاهی می باشد.

احکام روغن در فقه
← احکام روغن در طهارت
۱. ↑ جواهر الکلام ج۶، ص۱۴۷.    
...



روغن در دانشنامه ویکی پدیا

روغن
روغَن دسته ای از مایعات است که اغلب با آب مخلوط نمی شوند و به دلیل آن که چگالی آن ها کمتر از آب است، روی آب شناور می مانند. اصولاً روغن به چربی اطلاق می شود که در دمای اتاق معمولاً به حالت مایع می باشد بجز روغن نباتی و روغن حیوانی. روغن ها هم همچون چربی ها متشکل از تری گلیسرید، مونوگلیسرید و مقداری هم دی گلیسرید می باشند. از آنجا که روغن حاوی مقدار زیادی چربی اشباع نشده است، در دمای اتاق مایع می باشد. روغن ها انواع مختلف دارند. می توانند صنعتی بوده یا تنها برای مصارف خوراکی و پخت وپز مورد استفاده قرار گیرند. در این بخش به توضیح در مورد روغن های خوراکی که معمولاً برای پختن غذاها مورد استفاده قرار می گیرند، می پردازیم.
روغن چرب حاصله از فشار دادن دانه ها
اسانس حاصل از سنگ زنی دانه ها و ترکیب کردن آن ها با آب و استخراج و در نتیجه تولید یک روغن فرار توسط عملیات تقطیر.
روغن ساخته شده توسط تزریق عصاره دانه خردل به یکی از روغن های گیاهی مثل روغن سویا
روغن های خوراکی را معمولاً از چربی های نباتی یا حیوانی به دست می آورند. چربی های نباتی در دمای اتاق مایعند. این نوع روغن ها را اغلب از گیاهان، مغز میوه، دانه گیاه و… تهیه می کنند. البته اغلب چربی های حیوانی در دمای اتاق به حالت جامدند و بنابراین نمی توان آن ها را جزو روغن به حساب آورد. اما برخی جانوران از جمله ماهی، وال و برخی از حیواناتی که در آب و هوای سرد زندگی می کنند، چربی بدنشان به حالت روغن مایع می باشد.
معمولاً از روغن برای سرخ کردن و پختن غذا استفاده می شود. گاهی به منظور نگهداری از مواد غذایی هم به آن ها روغن می زنند.
روغن گردو از گردوی انگلیسی (همچنین گردوی فارسی) استخراج می شود. هر ۱۰۰ گرم روغن گردو حدود ۳/۶۳ گرم اسید چرب غیر اشباع ۸/۲۲ گرم چربی غیر اشباع۱/۹ گرم چربی اشباع تولید می کند. این روغن کلسترول ندارد. این روغن حدود دارای ۲/۲۲٪ اسید چرب اشباع اولئیک اسید اسید چرب امگا ۶ ۴/۱۰٪ آلفا لینولنیک اسید که نیاز بدن به اسید چرب امگا۳ را تأمین می کند. دیگر اسیدهای چرب غیر اشباع ضروری برای بدن انسان است.
عکس روغن
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

روغن در دانشنامه آزاد پارسی

روغن (oil)
ماده ای قابل اشتعال، از آب سبک تر و معمولاً غیر محلول در آب که عموماً در دمای متعارفی حالت مایع دارد و در الکل و اتر حل می شود. روغن ها عمدتاً متشکل از کربن و هیدروژن هستند و ممکن است مانند چربی ها و موم ها جامد یا مایع باشند. نفت خام از بقایای گیاهان و جانوران شکل گرفته است. جانوران و گیاهانی که در زیر گل و لای نزدیک کف دریا مدفون شدند، طی میلیون ها سال براثر گرمای درونی زمین و فشار صخره های پوشاننده شان به آهستگی به هیدروکربن تبدیل شده اند. سه دستۀ اصلی روغن ها عبارت اند از روغن های اصلی یا روغن های فرّار یا روغن های اسانسی حاصل از گیاهان؛ روغن های غیرفرّار یا روغن های ثابت یا روغن های چرب حاصل از جانوران و گیاهان؛ و روغن های معدنی که عمدتاً از تصفیۀ نفت خام به دست می آیند. روغن های اسانسی مایعات فرّاری اند که بوی منبع گیاهی خود را حفظ می کنند و برای ساخت عطرها، طعم دهی، پزشکی، و عطردرمانی مصرف می شوند. روغن های غیرفرّار آمیزه ای از لیپیدهای دارای درجات غلظت متفاوت اند که در جانوران، مثلاً روغن های ماهی، و گیاهان، مثلاً در مغزها و دانه ها، یافت می شوند. از آن ها به منزلۀ غذا و نرم کننده، و نیز برای ساخت صابون، رنگ، و روغن جلا استفاده می کنند. روغن های معدنی آمیزه ای از هیدروکربن های مرکب اند و در سوخت ها و نرم کننده ها به کار می روند. از گیاهانی که به مناسبت روغن اصلی خود معروف اند می توان گیاهان تیره های هویج، زنجبیل، خلنج، غار، نعناع، مورْد، زیتون، ثعلب، گل سرخ، و سداب را نام برد.

روغن در جدول کلمات

روغن
زیت,دهن
روغن ترمز
واسکازین
روغن ترمز خودرو
واسکازین
روغن جلا
ورنی
روغن زیتون
زیت
روغن صنعتی
گریس
روغن فروش
دها ,دهان
روغن مار
صل
روغن مالی
تدهین
روغن مو
ژل

معنی روغن به انگلیسی

butter (اسم)
کره ، روغن ، روغن زرد ، کره مالیدن روی
unction (اسم)
نرمی ، روغن مالی ، تدهین ، مرهم ، روغن ، چرب زبانی ، مرهم گذاری ، حظ ، لینت ، پربرکتی ، تلذذ
ointment (اسم)
مرهم ، روغن ، پماد
grease (اسم)
چاپلوسی ، روغن ، مداهنه ، چربی ، گریس ، روغن اتومبیل
unguent (اسم)
مرهم ، خمیر ، روغن
oil (اسم)
مرهم ، روغن ، چربی ، نفت ، مواد نفتی ، رنگ روغنی ، نقاشی با رنگ روغنی
lubricant (اسم)
روغن ، چرب کننده
ghee (اسم)
روغن ، کره اب کرده

معنی کلمه روغن به عربی

روغن
دهن , زبد , زيت التشحيم , مرهم , نفط
دهن
دهني
مغلاة
قدر
دهن , زيت
نفط
زبد
نفط
مرهم
ادهن
مرهم
نفط

روغن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا محمدی
زَیت _جمع=زُیوت
علی باقری
روغن: گِند به معنای تکه گوشت یا دنبه کوچک و دایره شکل می باشد چنانکه در لری به عدس بخاطر شکل مدورش گِندی گفت اند و روغن نیز تحریف رو گِند به معنای مایعی که در اثر حرارت دادن از روی گند یا دنبه می گیرند.
نسیم نقدی
دهن، سمن، په، زیت، چربی، مرهم، پیه
کوروش
روغن از دو بخش تشکیل شده است بخش اول رو به معنی روان شده جاری شده است و بخش دو در اصل غنگ است و غنگ دسته چوبی و محور چوبی آسیاب است . پس روغن به معنی مایعی است که از چوب آسیاب روان میشود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• روغن های خوراکی   • انواع روغن های گیاهی   • معنی روغن   • نام دیگر روغن   • روغن ماشین   • روغن گیاهی   • انواع روغن صنعتی   • روغن و چربی در جدول   • مفهوم روغن   • تعریف روغن   • معرفی روغن   • روغن چیست   • روغن یعنی چی   • روغن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی روغن

کلمه : روغن
اشتباه تایپی : v,yk
آوا : rowqan
نقش : اسم
عکس روغن : در گوگل

آیا معنی روغن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )