برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1395 100 1

رقیب

/raqib/

مترادف رقیب: حریف، مدعی، معارض، هماورد، هم چشم، موکل، مراقب، نگهبان

برابر پارسی: همآورد، هماورد، همچشم، همرزم

معنی رقیب در لغت نامه دهخدا

رقیب. [ رَ ] (ع ص ، اِ) نگهبان. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از صراح اللغة) (السامی فی الاسامی ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (از لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). نگاهبان. (دهار) (ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص 53). حافظ. حارس.(از اقرب الموارد). نگاهبان برهر چیزی. نگاهبان. ج ،رُقَباء. (مهذب الاسماء). حافظ و نگهبان باشد. (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). حارس. (یادداشت مؤلف ). پاسبان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (دهار). مراقب : هو رقیب نفسه ؛ یعنی انتقاد می کند از اعمال خود و راهی برای انتقاد مردم باقی نمی گذارد. (از اقرب الموارد) :
تو غافل و سپهر کشنده رقیب تو
فرزانه خفته و سگ دیوانه پاسبان.
خاقانی.
خامه ٔ مارپیکرش باد رقیب گنج دین
مهره ٔ زهره در سرش درد و دوای ایزدی.
خاقانی.
فتنه از من چه نویسد که مرا دانش و دین
دو رقیبند که فتان شدنم نگذارند.
خاقانی.
اگر دشمنی ترک تازی کند
رقیب حرم چاره سازی کند.
نظامی.
بفرمود شه تا رقیبان بار
کنند آن فروبسته را رستگار.
نظامی.
به فرمان پذیری رقیبان شاه
بجای آوریدند فرمان شاه.
نظامی.
رقیبان به فرمان شه تاختند
شبان را بخواندن سرافراختند.
نظامی.
نیزه ها گم گشت جمله وآن قضیب
بر سر آب ایستاده چون رقیب.
مولوی.
رقیبان مهمانسرای خلیل
به عزت نشاندند پیر ذلیل.
سعدی (بوستان ).
رقیبان خبر یافتندش ز درد
دگر باره گفتندش اینجا مگرد.
سعدی (بوستان ).
- رقیبان دست ؛ نگهبانان صدر و مسند. (ناظم الاطباء).
- رقیبان راز ؛ عارفان و اصحاب مشاهده که نگهبانان اسرار و رازند. (ناظم الاطباء). عارفان و اصحاب مشاهده. (انجمن آرا) (آنندراج ) (برهان ). عارفان و اصحاب مشاهده ٔ غیب. (شرفنامه ٔ منیری ).
- || نگهدارندگان راز. (شرفنامه ٔ منیری ). نگهدارندگان اسرار. (فرهنگ فارسی معین ) (آنندراج ) (برهان ) :
خویشان که رقیب راز بودن ...

معنی رقیب به فارسی

رقیب
نگهبان، پاسبان ، نگاهدارنده، مواظب، منتظر
( صفت ) ۱ - مواظب مراقب . ۲ - نگاهبان پاسبان . ۳ - موکل . یا رقیب دست چپ فرشته موکل بر اعمال بد شخص . یا رقیب دست راست فرشته موکل براعمال نیک شخص . یا رقیبان راز ( تصوف ) ۱ - نگه دارندگان اسرار . ۲ - عارفان اصحاب مشاهده . یا رقیبان هفت بام سبعه سیاره . ۴ - چون دو شخص عاشق یک تن یا یک چیز باشند هر یک را رقیب دیگری نامند جمع رقبائ .
[competitive exclusion principle] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] قانونی کلی که برطبق آن هرگاه دو گونه بر سر منابع یکسان رقابت کنند، یکی از آنها نهایتاً باید رفتار یا عادات غذایی خود را با دیگری تطبیق دهد یا به ناحیۀ دیگری مهاجرت کند، در غیر این صورت از بین می رود
حریف ماهر رقیب چالاک
[competitive release] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] فرایندی که در آن یک گونه در فقدان رقیب پویشگاه خود را گسترش می دهد
[competitor scenarios] [آینده پژوهی و آینده نگری] فرانامه هایی برای شناسایی و آزمودن راهبردهای باورپذیری که بدیل و رقیب یکدیگرند
[competetive crop] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] گیاهی که بر سر عامل خاصی با گیاه دیگر رقابت کند
کنایه است از حق سبحانه تعالی

معنی رقیب در فرهنگ معین

رقیب
(رَ قِ) [ ع . ] (ص .)۱ - نگهبان ، پاسبان . ۲ - مراقب ، مواظب . ۳ - در فارسی : رقابت کننده .

معنی رقیب در فرهنگ فارسی عمید

رقیب
۱. آن که می خواهد از کسی پیشی گیرد، آن که با کسی رقابت می کند.
۲. [جمع: رقیبان] هریک از دو نفری که به یک نفر عشق می روزند.
۳. [قدیمی] نگهبان، پاسبان، محافظ.

رقیب در دانشنامه اسلامی

رقیب
معنی رَقِيبٌ: هميشه مراقب و محافظ
ریشه کلمه:
رقب‌ (۲۴ بار)
این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
رقیب اسم خدا است؛ به این معنا که از آفریده های خود غافل نمی شود و نگهبانی است که چیزی از او پنهان نمی گردد.
این اسم سه بار به عنوان صفت خدا در قرآن ذکر شده است:
«رقیب» در قرآن پنج بار آمده و در سه مورد وصف خدا قرار گرفته است، چنان که می فرماید:(...فَلَمّا تَوفَّیْتَنی کُنت أَنْتَ الرَّقیبَ علَیهم)(مائده/117) «آن گاه که مرا اخذ کردی، تو خود مراقب آنان (بنی اسرائیل) بودی». و باز می فرماید:(إِنَّ اللّهَکانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً)(نساء/1) «خدا مراقب شما است».
و در آیه دیگر خدا را مراقب همه چیز معرفی کرده، می فرماید:(...وَ کانَ اللّهُ عَلی کُلّ شَیء رَقِیباً) (احزاب/52) «خداوند مراقب همه چیز است».
ابن فارس در تعیین معنای ریشه ای این لفظ می گوید: این واژه یک معنا بیش ندارد و تمام معانی صورتهای مختلف این معنا هستند، هرگاه موجودی مشرف بر چیزی باشد و آن را تحت نظر بگیرد، از این جهت به آن نگهبان و «رقیب» و به نقطه بلند «مرقب» می گویند; در حالی که راغب ریشه آن را «رقبه» به معنی گردن می گیرد و می گوید:«رقبه» نام عضو معروف (گردن) است واگر به نگهبان «رقیب» می گویند حفظ گردن کنایه از حفظ خود انسان است.
در هر حال، رقیب و شهید به یک معنا است و اگر هم تفاوتی داشته باشند، بسیار ناچیز است; از این جهت حضرت مسیح هر دو واژه را به کار برده، می گوید:
(...وَ کنتُ عَلَیْهِمْ شَهیداً ما دمتُ فِیهِمْ فلمّا توَفَّیْتَنی کُنت أَنتَ الرَّقیبَ علیهم...). (مائدة/117)
رقیب و عتید دو فرشته ای هستند که بنابر تعابیر قرآن، وظیفه ثبت و ضبط اعمال افراد انسان را برعهده دارند. از رقیب و عتید به کرام الکاتبین و حافظین نیز تعبیر شده است.
«رقیب»؛ به معنای مراقب و «عتید»؛ به معنای کسی است که مهیّای انجام کار است.
طباطبایی، سیدمحمدحس ...

رقیب در دانشنامه ویکی پدیا

رقیب
رقیب ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
رقیب (فیلم)
رقیب (فیلم ۲۰۰۰)
رقیب فیلمی به کارگردانی اسماعیل پورسعید و نویسندگی احمد نجیب زاده محصول سال ۱۳۵۴ است.
منوچهر وثوق
شورانگیز طباطبایی
بهمن مفید
علی اکبر مهدوی فر
روح اله مفیدی
شهناز
فرید فرهادپور
ارن ترود
مرشدی
فاضل
علی دهقان
حسین صفاریان
علی آزاد
مهدی
اکبر اصفهانی
پروین ملکوتی
پروین سلیمانی
علی و جلیل رحمت طلب والدین خود را در حادثه ای از دست می دهند و تنها می مانند...
رقیب (به انگلیسی: The Contender) نام فیلم درامی است که در سال ۲۰۰۰ به کارگردانی راد لوری ساخته شد. این فیلم موفق شد در دو رشتهٔ بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازیِ جوآن آلن و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازیِ جف بریجز نامزد جایزه اسکار شود.
۱۳ اکتبر ۲۰۰۰ (۲۰۰۰-10-۱۳)
رقیب (فیلم) فیلمی به کارگردانی اسماعیل پورسعید و نویسندگی احمد نجیب زاده ساختهٔ سال ۱۳۵۴ است.
رقیب پیشتاز (به انگلیسی: The Front Runner) فیلم درام آمریکایی به کارگردانی جیسون رایتمن بر اساس کتابی از مت بای است که در نوامبر ۲۰۱۸ منتشر شد.
هلن استبروک
آرون لید گیلبرت
جیسون رایتمن
ای رقیب Hey Guard / Ey Reqîb که اکنون آن را «ای دشمن» ترجمه می کنند، سرود رسمی حکومت اقلیم کردستان عراق است.
Kurdistan Regional Government Kurdistan Regional Government, KRG
عصرنو- «ای رقیب» ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

رقیب در جدول کلمات

رقیب
حریف
رقیب تام
جری
رقیب خانمها
هوو
رقیب مجنون
ابن سینا
رقیب همیشگی زر
سیم
رقیب و حریف
هماورد
رقیب کارتونی تام
جری

معنی رقیب به انگلیسی

adversary (اسم)
مدعی ، دشمن ، مخالف ، رقیب ، حریف ، خصم ، عدو ، هم اورد ، ضد ، مبارز
antagonist (اسم)
دشمن ، مخالف ، رقیب ، خصم ، عدو ، هم اورد ، ضد
rival (اسم)
رقیب ، حریف ، هم چشمی ، سبقت گیر ، هم چشمی کننده
competitor (اسم)
رقیب ، حریف ، هم اورد ، هم کار ، سبقت جو
corrival (اسم)
رقیب ، هم اورد

معنی کلمه رقیب به عربی

رقیب
خصم , منافس
غير قابل للتقليد

رقیب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرمحمد
هماورد
علی دوستی نوگورانی
هماور
Reza
در اشعار حافظ به معنی نگهبان و محافظ امده است
مهنا
نگهبان هماورد حریف
شهریار آریابد
در پهلوی " همال " نسک فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
علی
مراقب محافظ نگهبان
علی
competing theories
نظریه های رقیب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رقیب عشقی   • اهنگ رقیب   • رقیب من   • معنی رغیب   • معنی رقیب و حریف   • شعر رقیب   • رغيب   • رقیب به انگلیسی   • مفهوم رقیب   • تعریف رقیب   • معرفی رقیب   • رقیب چیست   • رقیب یعنی چی   • رقیب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رقیب
کلمه : رقیب
اشتباه تایپی : vrdf
آوا : raqib
نقش : اسم
عکس رقیب : در گوگل

آیا معنی رقیب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )