برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1718 100 1
شبکه مترجمین ایران

خورشید

/xorSid/

مترادف خورشید: آفتاب، خور، روز، شمس، شید، مهر، هور

متضاد خورشید: قمر، ماه

معنی اسم خورشید

اسم: خورشید
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: xoršid) (در نجوم) کُره ی سوزان، درخشان، (به مجاز) نور این کره، آفتاب - کره سوزان، درخشان، و گازی ای که زمین و سایر سیاره های منظومه شمسی حول آن می گردند و نور، گرما، و انرژی منظومه شمسی از آن است، آفتاب، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر خراد از سرداران ‏خسروپرویز پادشاه ساسانی

معنی خورشید در لغت نامه دهخدا

خورشید. [ خوَرْ / خُرْ ] (اِ) (از: خور+ شید) خور. مهر. هور. شمس. شارق. بیضاء. شید. (مهذب الاسماء).روز. غزاله. (یادداشت بخط مؤلف ). ستاره ای که جاذبه ٔ گرانشی آن اجرام منظومه ٔ شمسی را بر مداراتشان نگاه میدارد. نزدیکترین ثوابت است به زمین و با وجود عظمت نسبی آن نسبت به اجرام منظومه ٔ شمسی در مقام مقایسه با سایر ستارگان ستاره ٔ زرد کوتوله ای بیش نیست ، که در شاخه ای مارپیچی نزدیک حاشیه ٔ خارجی کهکشان جا دارد. برای ساکنین زمین خورشید از مهمترین ستارگان است ، اشعه ٔ آن منبع حرارت ، نور، مواد غذائی ، سوخت و قدرت است. در طی حرکت ظاهری روزانه ٔ خود در آسمان به رشد گیاهان کمک میکند، زمین را گرم میسازد، آب را از منابع مختلف تبدیل به بخار میکند، در تولید بادها سهیم است و اعمال بسیار دیگر نیز انجام می دهد که جملگی آنها برای وجود انسان اهمیت حیاتی دارد. ابعاد و فواصل : فاصله ٔ متوسط خورشید از زمین 149490000 کیلومتراست (فاصله ٔ خورشید را از زمین میتوان بوسیله ٔ اختلاف منظر خورشید یا به وسیله ٔ سومین قانون از قوانین کپلر تعیین کرد). قطر متوسط خورشید 1390400 کیلومتر حدود 109/1 برابر قطر زمین است و حجمش 1300000 برابر حجم زمین میباشد. جرم خورشید را میتوان بوسیله ٔ جاذبه ٔ گرانشی آن بر زمین حساب کرد و آن 133*1/982 گرم یا قریب 1027*2 تن میباشد (331950 برابر جرم زمین )، از روی جرم و حجم خورشید میتوان جرم مخصوص آنرا حساب کرد و آن 1/4 برابر جرم مخصوص زمین یا 1/4 برابر جرم مخصوص آب است. جاذبه ٔ گرانشی خورشید بر سطح رخشانکره مساوی 27/6 برابر جاذبه ٔ گرانشی بر سطح زمین میباشد و بدین حساب شخصی که بر کره ٔ زمین 50 کیلوگرم وزن داشته باشد بر خورشید قریب 1/4 تن وزن خواهد داشت.
حرکات خورشید: خورشید دارای حرکات ظاهری (= حرکت یومی و حرکت سالیانه ) و حرکات واقعی است ، خورشید در حرکت یومی (حرکت ظاهری کره ٔ آسمان ) شرکت دارد. در نیمکره ٔ ما، از مشرق طلوع میکند، در طرف جنوب از نصف النهار محل میگذرد (عبور عَلْیاء) و در مغرب غروب میکند، عبور آن از نصف النهار ظهر حقیقی را مشخص میسازد (شبانروز)، خورشید حرکت (ظاهری ) سالیانه ای بدور زمین نیز دارد، که هر روز آنرا قریب یک درجه از مغرب بطرف مشرق میبرد، در این ...

معنی خورشید به فارسی

خورشید
در آیین زردشتی یکی از ایزدان موکل بروز یازدهم هر ماه شمسی ( خورشید خور روز ) است .
(اسم) ۱ - آفتاب . ۲ - هر ستار. ثابتی که مرکز یکی از منظومه های شمسی باشد . ۳ - نوعی اسب .
دهی از دهستان قره طقان بخش بهشهر شهرستان ساری واقع در شمال نکا .
دهی است جزئ دهستان حومه زرند بخش زرند شهرستان ساوه واقع در ۳ هزار گزی راه عمومی .
[ گویش مازنی ] /Khorshid aabaad/ روستایی از هچکز رستاق نوشهر
درخشان تابان
تابان درخشان
( صفت ) آنکه خورشید را عبادت کند آفتاب پرست .
گروهی که خورشید را می پرستند میترا پرست .
آفتاب پرستی .
پرستش خورشید
پوشنده و پنهان کننده خورشید پنهان کننده چیز بسیار گرانبها و بزرگ چون خورشید .
آفتاب طلعت خوبروی
درخشان تابنده
بلند رتبه آنکه جاه و مقام خورشید دارد .
آنکه خورشید چتر و علامت اوست کنایه از عالی رتبه .
خوبروی جمیل
خورشید چهره خوبروی و جمیل ...

معنی خورشید در فرهنگ معین

خورشید
(خُ) [ په . ] (اِ.) ۱ - ستاره ای که سیارات منظومة شمسی به گرد آن می چرخند. ۲ - هر ستاره ای که مرکز یکی از منظومه ها باشد.
(یِ ش ِ خُ) (اِمر.) هفدهمین لحن از الحان باربدی .

معنی خورشید در فرهنگ فارسی عمید

خورشید
۱. (نجوم) کره ای سوزان و گازی که زمین و سیارات دیگر منظومۀ شمسی دور آن می گردند و از آن کسب نور و حرارت می کنند.
۲. [مجاز] آفتاب.

خورشید در دانشنامه اسلامی

خورشید
خورشید به معنای آفتاب است. از آن در بابهای طهارت، صلات و نکاح سخن رفته است.
خورشید از مطهرات است که با شرایطی اشیای نجس شده زیر را پاک می کند: زمین و اشیای غیر منقول، چون ساختمان و چیزهایی که در آن به کار رفته، مانند درو پنجره و حتی میخی که به دیوار کوبیده شده است.سنگ، خاک، گل و مانند آن که بر روی زمین است حکم زمین را دارد و با برداشتن از روی زمین حکم سایر منقولات را پیدا می کند. درختان و گیاهان قبل از چیدن نیز همین حکم را دارند.ثبوت حکم نسبت به میوه بر درخت محل بحث است. از منقولات، حصیر و بوریا نیز بنابر مشهور ملحق به زمین اند. خورشید، اشیای یاد شده را که به بول یا- بنابر مشهور- هر نجاست مایع یا جامد دیگری که عین آن زائل شده و رطوبتش باقی مانده، نجس شده باشد، پاک می کند.
مستمسک العروة، ج۲، ص۷۵-۸۶.    
 ۱. ↑ مستمسک العروة، ج۲، ص۷۵-۸۶.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۳، ص۵۲۷-۵۲۹.    
...
یکی از مصادیق آیات آفاقی، خورشید است.در این مقاله آیات مرتبط با آیه بودن خورشید معرفی می شوند.
گردش منظّم و دقیق خورشید، از آیات الهی:۱. و ءایة لهم الیل ...• و الشمس تجرى لمستقرّ لها ...• لا الشمس ینبغى لها أن تدرک القمر ... و کلّ فى فلک یسبحون.
یس/سوره۳۶، آیه۳۷.    
طلوع خورشید از شرق، آیه خدا:... قال إبرهیم فإنّ اللَّه یأتى بالشمس من المشرق فأت بها من المغرب ....
قره/سوره۲، آیه۲۵۸.    
خورشید، پدیده اى به وجود آمده با قدرت خدا:۱. و هو الذى خلق الیل و النهار و الشمس ....
أنبیا/سوره۲۱، آیه۳۳.    
...
«خورشید بی غروب نهج البلاغه» برگردان فارسی نهج البلاغه سید رضی، توسط عبدال ...


خورشید در دانشنامه ویکی پدیا

خورشید
خورشید (نام های ادبی یا قدیمی: خور، هور، مهر، روز) یکی از ستارگان کهکشان راه شیری و تنها ستارهٔ سامانهٔ خورشیدی است که در مرکز آن جای دارد. خورشید یک کُرهٔ کامل است که از پلاسمای داغ ساخته شده است و در میانهٔ آن میدان مغناطیسی برقرار است. این ستاره که قطری نزدیک به ۱٬۳۹۲٬۰۰۰ کیلومتر دارد سرچشمهٔ اصلی نور، انرژی، گرما و زندگی بر روی زمین است. خورشید نخستین جسم در سامانهٔ خورشیدی بر پایهٔ جرم و حجم می باشد. قطر خورشید نزدیک به ۱۰۹ برابر قطر زمین و جرم آن ۳۳۰ هزار برابر جرم زمین برابر با ۲‎×۱۰۳۰ کیلوگرم است. این مقدار ۹۹٫۸۶٪ کل جرم سامانهٔ خورشیدی است.
انفجار نهایی یک ستارهٔ سنگین را ابرنواختر می نامند ولی خورشید هیچ گاه چنین انفجاری را تجربه نخواهد کرد زیرا کمترین جرم مورد نیاز برای رخداد یک ابرنواختر، هشت برابر جرم خورشید است. از نظر شیمیایی سه-چهارم جرم خورشید را هیدروژن و باقی ماندهٔ آن را بیشتر هلیم می سازد. پس از هیدروژن و هلیم، عنصرهای سنگین از سازندگان دیگر خورشید عبارتند از: اکسیژن، کربن، نئون و آهن و… این عنصرها، سازندهٔ ۱٫۶۹٪ از جرم خورشید اند که این مقدار خود ۵٬۶۲۸ برابر جرم زمین است.
خورشید در رده بندی ستارگان بر پایهٔ رده بندی طیفی، در دستهٔ G27 جای دارد و به صورت غیررسمی با نام کوتولهٔ زرد از آن یاد می شود چون پرتوهای پیدای آن در طیف زرد-سبز شدیدتر است. هر چند که رنگ آن از سطح زمین، سفید باید دیده شود ولی وجود پراکندگی نور آبی در جو سبب زرد دیده شدن آن است (پراکندگی رایلی). همچنین در برچسب رده بندی طیفی، G2، گفته شده که دمای سطح خورشید نزدیک به ۵۷۷۸ کلوین (۵۵۰۵ سانتیگراد) است و در V گفته شده است که خورشید مانند بیشتر ستارگان، یک ستارهٔ رشتهٔ اصلی است و در نتیجه انرژی خود را از راه همجوشی هسته ای هسته ی هیدروژن به هلیم فراهم می کند و در هر ثانیه، در هستهٔ خود، ۶۲۰ میلیون تُن هیدروژن را دچار همجوشی می کند. در دوره ای کیهان شناسان می گفتند که خورشید نسبت به دیگر ستارگان، ستاره ای کوچک و ناچیز است ولی امروزه بر این باور اند که خورشید از ۸۵٪ ستارگان کهکشان راه شیری درخشان تر است. چون بیشتر آن ها کوتوله های سرخ اند. بزرگی قدر مطلق خورشید ۴٫۸۳+ است البته چون خورشید نزدیک ترین ستاره به زمین است، به همین دلیل ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خورشید در دانشنامه آزاد پارسی

خورشید (Sun)
ستارۀ مرکزی منظومۀ خورشیدی. سنش حدود ۵ میلیارد سال است و ۱۰میلیارد سال عمر برای آن پیش بینی می کنند و قطر آن۱.۴میلیون کیلومتر، دمای سطحی اش در نورسپهر، حدود ۵,۸۰۰ درجۀ کلوین (۵,۵۳۰ درجۀ سانتی گراد) و دمای مرکزش ۱۵میلیون درجۀ کلوین (حدود ۱۵میلیون درجۀ سانتی گراد) است. حدود ۷۰ درصدش از هیدروژن، ۳۰ درصدش از هلیوم، و کمتر از ۱ درصدش از عناصر دیگر تشکیل شده است. انرژی خورشید از واکنش های گداختِ هسته ایِ تبدیل هیدروژن به هلیوم تأمین می شود و مقدار بسیار زیادی نور و حرارت تولید می کند که موجب ادامۀ حیات در زمین است. خورشید در پایان عمرش، بر اثر انبساط، به غول سرخی به ابعاد مدار مریخ تبدیل می شود. سپس، بر اثر انقباض به کوتولۀ سفید بدل خواهد شد. خورشید حدود ۱۴۹میلیون کیلومتر از زمین فاصله دارد و نزدیک ترین ستاره به زمین است. حدود هفت دقیقه طول می کشد تا نور و حرارت خورشید به زمین برسد. چرخش خورشید در نزدیکی استوا هر ۲۵ روز یک بار، و در قطب ها قدری کُندتر است. چرخش آن را می توان با مشاهدۀ عبور لک های تیرۀ خورشید (نواحی سردتری با دمای حدود ۳,۶۰۰ درجۀ کلوین/۳,۳۰۰ درجۀ سانتی گراد) روی قرص آن دنبال کرد. گاهی در نزدیکی لک های خورشید فوران های درخشانی موسوم به شراره دیده می شود. بر فراز نورسپهر خورشید (سطح ظاهری آن که نور و حرارت گسیل می کند) لایه ای از گاز رقیق، معروف به فام سپهر، قرار دارد که فقط با وسایل مخصوص یا هنگام گرفت (کسوف) مشاهده می شود. برجستگی هایی با نام زبانه از فام سپهر به سوی خرمن خورشید (هاله ای از گاز رقیق و داغ که خورشید را احاطه می کند) گسترده می شود. گاز جوشان از خرمن به طرف منظومۀ خورشیدی جریان می یابد و باد خورشیدی را پدید می آورد. فعالیت های خورشید، از جمله لک های خورشیدی، شراره ها، و زبانه ها، طی چرخۀ خورشیدی که طی یازده سال به حداکثر خود می رسد و ظاهراً به میدان مغناطیسی مربوط است، اوج می گیرند و فروکش می کنند. دیواره ای از اتم های گرم هیدروژن با دمای ۲۰ تا ۴۰هزار درجۀ کلوین (۱۹,۷۰۰ تا ۳۹,۷۰۰ درجۀ سانتی گراد) در مسیر حرکت خورشید در فضا ایجاد می شود. این دیواره، که در ۱۹۹۵ کشف شد، در ۲,۲۴۰میلیون کیلومتری خورشید قرار دارد و وجود آن را نظریه پردازان پیش بینی کرده بودند. در ۱۹۹۵، اخترشناسان امریکایی وجود آب در خورشید را گزارش ...

نقل قول های خورشید

خورشید (نام های ادبی یا قدیمی: خور، هور، مهر، روز) یکی از ستارگان کهکشان راه شیری و تنها ستارهٔ سامانهٔ خورشیدی است که در مرکز آن جای دارد.
• «خورشید در پشت ابرها نیز میدرخشد.» ، بدون منبع -> کارل فریدریش ویلهلم

خورشید در جدول کلمات

خورشید
لیو, هور
خورشید جزیره
هور
خورشید عالم تاب
هور
کسوف
الهه خورشید در نزد مصریان قدیم
امون
خدای خورشید مصریان باستان
رع
خدای خورشید نزد مصریان قدیم
امون
رب النوع خورشید مصریان
رع
گلــی دایره ای شــکل و بزرگ | که روزها به طرف خورشــید متمایل می شود
گل افتابگردان
مدت زمانی که زمین نسبت به یک ستاره ثابت یک دور در مسیرش به دور خورشید می چرخد
سال نجومی

معنی خورشید به انگلیسی

earth (اسم)
زمین ، خاک ، خورشید ، کره زمین ، سطح زمین ، دنیای فانی ، سکنه زمین
venus (اسم)
زن زیبا ، خورشید ، ناهید ، ستاره زهره ، الهه عشق و زیبایی
jupiter (اسم)
مشتری ، خورشید
sun (اسم)
خورشید ، خاور ، افتاب ، خرشید
daystar (اسم)
خورشید ، ستاره بامداد
phoebus (اسم)
خورشید
sol (اسم)
خورشید
saturn (اسم)
خورشید ، زحل ، خدای بذر کاری
pluto (اسم)
خورشید ، خدای عالم اسفل ، ستاره پلوتو
uranus (اسم)
خورشید ، ستاره اورانوس

معنی کلمه خورشید به عربی

خورشید
شمس
نور الشمس
شروق الشمس
هليوم
خيط رقيق
نور الشمس

خورشید را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خورشید
معنی هایی که گرم و انرژی‌ بخش مثل خود خورشید باشه (هورـ مهرـ خورـ شید...)
من مهر ماهی هستم (هورـ مهر)
خورشید
آفتاب
رامین
شمس
حسین فلاح
در اوستا به کوروش، کوئیریس ، در زبان سنسکریت کوروهkuruh بوده است؛
کوروش، کورُش، کوروس، کورُس، سیروس، سایروس،سُروش، خوروش، خُروش،خُروس،خورشید همگی از یک ریشه هستند و یک مفهوم کلی و نهفته ای را در خود دارند و آن معنی ندا دهنده،فریاد ، پیغام ، بانگ و خبر، غریو، غلغله، غوغا، فریاد، نعره، نفیر، هیاهو ،جوشش، افغان، زاری، ضجه می باشد و به همین دلیل است که سروش به معنی آورنده وحی یا همان جبرئیل نامیده می شود. و کوروش نیز به معنای پیامبر است و شاید کوروش هخامنشی یا همان پیامبری که در قرآن از او به ذوالقرنین یاد شده است لقبی بوده که به وی نسبت داده اند. نام خروس هم به خاطر این است که این پرنده خبر و مژده صبح و سحر را می دهد. خروش هم خود به معنی فریاد بلند است و جوشش، هیجان و غلیان احساسات نیز معنی می دهد. کلمه "کوره" نیز بر همین پایه است یعنی جایی که جوشش و خروش و غلیان را به همراه دارد( مانند خورشید).
p.m
جهان افروز
OMID
خورشید : فریاد بلندیست که کسی دل بسته به تاریکی نباشد که عمر تاریکی کوتاه است , روشنایی رو فریاد میزند و خواستار جنب وجوش است و تلاش برای کسب روزیه حلال در پرتو عنایات خالق خود است
خورشید دردانه ایست که خالق تمام جهان را فشرد تا او را یافت
حامدآخانی
هلیو
آران
هلیا
فاطمه قاسمی
هور
پرهام
به معنای گرما و آفتاب
1234
مهر
محمد رحیمی
آف
mikaiel
تک ستاره ی زندگانی
Aghajoon
خورشید در بعضی از اشعار به معنای حقیقت است.
الهه
نور
علیرضا جفایی
شمس. شید
حسین فاطمیان
کلمه یا اسم خورشید ,دراصل کردی میباشد,ترکیب شده از خۆر به معنی آفتاب و شید یا شیدا یعنی عاشق ,پس خورشید به معنای عاشق آفتاب, کسی که عاشق افتاب هست,آفتاب پرست,کردها آتش پرست ونور پرست بودند وبزرگترین نور, آفتاب یا همان (خۆر)میباشد به این خاطر این اسم درمیان کردها وفارسها که در اصل کردهستند زیاد به چشم میخورد,پس خورشید=خۆرشید=خۆرشیدا=شیدای خۆر میباشد ,خواهشمندم اطلاعات درست به جامعه تزریق کنید ,راستگویی بهترین راه انسانی میباشد
مهرداد ساسانی
ملاخورشید ساسانی شخصیتی سرشناس وتاریخی کدخدای روستای دوسیرانکه مدت زیادی بر روستای
دوسیران کدخدایی کردن روحشان شاد ویادشون گرامی🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
علی باقری
در زبان آذری به خورشید ( گؤن ) در زبان های ترکمنی استانبولی و ترکی آذربایجانی گؤنَش (Goonash) در زبان های قیرقیزی و قزاقی کؤن ( koon ) و در زبان مغولی Nar و تاجیکی Oftoʙ ، اویغوری: قۇياش و زبان عربی هم الشمس گفته می شود .
در زبان هندی به خورشید sooraj سوراج گفته می شود که احتمالا با واژه ی سراج عربی به معنی چراغ یا منبع نور هم ریشه باشد . در زبان سندی به خورشید سج و در زبان اردو سورج گفته می شود . البته در زبان فارسی نیز شید به معنی نور و روشنی می باشد .
در اکثر زبان ها دنیا حتی در زبان عربی هم نام خورشید با حرف اس ( S ) آغاز می شود که احتمالا با سراج هندی یا شمس عربی یا شید فارسی (به معنی نور و فروغ) ارتباط دارند .
در زبان های زیر حرف s را در اول نام خورشید ملاحظه فرمائید
انگلیسیSun
اسپانیایی ، پرتغالی ، کاتالان ، گالیسیایی : sol نروژی ایتالیایی کورسی sole فرانسوی soleilلاتین solem
دانمارکی ، سوئدی، ایسلندی Solen روسیSolntse آفریکانسson بلاروسی، اسلوونیاییSonce مقدونی Sonceto
لوگزامبورگیSonn آلمانیSonne اوکراینیSontse جاوه‌ای Srengenge
بوسنیایی ، صربی، کروات Sunce اسپرانتوsuno
پنجابی،بنگالی،کانارا، گجراتی ،مراتی،نپالی، Sūrya ، مالایالامیsūryan
اندونزیایی Matahari مالایی Matahari
هلندی zon یدی zun
خورشید
شیدا، تیدا
علی باقری
خورشید:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " خورشید" می نویسد : (( خورشید در پهلوی در ریخت خورشت xwaršēt بکار می رفته است. این واژه از دو پاره ی :خور/ شید ساخته شده است خور نام دیگر مهر یا آفتاب است این واژه در اوستایی هوَر بوده است، با دو ریخت و " خوَر " و " هُور " به پارسی رسیده است." شید " نیز که ویژگی خور است و به معنی رخشان و تابنده در اوستایی خْشَئته بوده است.خ ساکن پیش از "ش" در دگرگونی واژه سترده می آید؛ از این روی" خْشئته " به شیت و شید دیگر گشته است .نمونه های دیگر خْشَپَه است که شپ و "شب" شده است؛ نیز اَخْش که به ریخت " آتش" در آمده است. نیز پَخْشَگ که به " پشه " دیگرگونی یافته است. نمونه ی دیگر وَخْش است، نام شهری در فرارود( ماوراءالنّهر ) که بافته ای پر آوازه داشته است و به " وش "دیگر گون شده است "شید "را ،چونان ویژگی جم، در جمشید نیز بازمی یابیم. ))
((چو خورشید بر گاه بنمود تاج ؛
زمین شد به کردار تابنده عاج))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 223.)

به خورشید در زبان ترکی گؤن گفته می شود .
گون چیخدی چیخ گون باتی بات . (ضرب المثل ترکی )
ترجمه: چون خورشید در آمد از خانه بیرون بیا چون غروب كرد به خانه برگرد.
شعر:
چون در آمد آفتـاب از خانـه چون مـــردم در آ / بـا غروبش خانه بر گـرد و صفــا ده خـــانه را
شعر : از علی باقری
ایرزاد
خورشید
اوستا : سون
انگلیسی : sun
آلمانی : Sonne
حمیدرضا دادگر_فریمان
لیو،هلیا،آفتاب،مهر،شمس،شید،هور
فریما
خورشید یعنی درخشان ❤❤
قندی
چرا خورشید را در بالا و زمین را در پایین میبینیم ؟ حقیقت این است که جایگاه واقعی و اصلی خورشید در عمیق ترین منطقه منظومه شمسی قرار دارد و با این وجود احساس بینایی ما انسان ها این است که این ستاره بالا قرار دارد و یا روی آسمان هرروز از شرق به سمت غرب حرکت میکند. در اطراف خورشید تعداد 9 گودال عظیم به تعداد سیاره های این منظومه وجود دارند که تو در تو اند و خورشید در عمق آنها قرار دارد. گودال های سیارگان از نزدیک ترین تا دور ترین آنها به تریب وسیع تر و ارتفاع لبه آنها بلند تر میشوند و هر سیاره ای روی لبه گودال ویژه خویش در سطحی بالاتر از سطح خورشید دور آن می چرخد. سوال را دوباره تکرار میکنم: چرا خورشید که در واقع در عمق منظومه قرار گرفته است، به نظر ما انسان ها در بالا قرار دارد ؟ در پاسخ گویی به این سوال یک منجم یا کیهان شناس را در نظر میگیریم که دارای شجاعت بوده و از گودال نمی ترسد. این اَبَر مرد روی کره زمین در لبه گودال زمین ایستاده و خورشید را در عمق نظاره میکند. با تعجب و شگفت در می یابد که شعاع های دید او پاره خط های اند که به شکل مخروط خوابیده روی یک سطح شیبدار قرار گرفته است. آغاز یا ابتدای این مخروط ریشه در چشمان سر وی دارد و بخشی مرکزی قاعده آن به سطح خورشید خیره گشته است. با خود می اندیشد که برای سهولت در بررسی بهتر است این مخروط رایک پاره خط در نظر بگیرد و این کار را هم میکند. در حین خیال پردازی یک دفعه یک جرقه در اندیشه اش ایجاد میشود که متعاقب آن خودرا یک وزنه سنگین می پندارد که به یک سر این پاره خط آویزان شده و آنرا به همراه خود به سمت مرکز میدان جاذبه زمین می کشاند و انتهای آن چون دور و سبک است و به خورشید چسبیده است و آن هم به علت دور بودن سبک است، خود به خود بالا رفته و در بالا قرار میگیرد. پس از این کشف و شهود در این آزمایش به این نتیجه میرسد که شعاع دید او چیزی نیست غیر از انعکاس نور خورشید در چشمان سر او و انتهای این شعاع نوری بر اثر جاذبه زمین پایین می آید و نه اینکه خم شود. و سر دیگر آن به همراه خورشید بطور ظاهری بالا میرود و نه اینکه بر اثر جاذبه خورشید خم گردد. برای روشن شدن موضوع، این منجم یک الاکلنگ را در حیاط یک مهد کودک را در نظر میگیرد که به جای زمین و خورشید، یک منجم روی یکی از کفه های آن و یک کیهان شناس روی کفه دیگر نشسته و با هم مشغول بازی آفتاب مهتاب اند. پس از زمزمه فلک در گوش دل وی و رساندن اورا به روشنایی به این فکر می افتد که ببیند سنگینی او تا چه اندازه سر سبک را میتواند بالا ببرد؟ در پاسخ گویی به سوال خویش، به خود میگوید که من در مرکز زمین که مرکز میدان جاذبه است، سنگین ترین وزن خودم را خواهم داشت و در خیال خودرا روی مرکز زمین قرار میدهد و به خورشید مینگرد. با کمال تعجب و شگفت و در تائید تئوری خود، متوجه میشود که خورشید بطور عمودی روی سرش قرار گرفته است. پس از بیرون آمدن از قهر جهنمی زمین و ایستادن روی سطح آن، همین خیال را برای همه ستارگان روی آسمان به کار می بندد و علت بالا بودن ظاهری آنها را کشف میکند. ستارگانی که شب ها روی آسمان میبینیم همگی روی یک سطح مدور قرار ندارند و از لحاظ عمق و ارتفاع با هم خیلی فاصله دارند، اما تعداد زیادی از آنها با خورشید خودمان در یک سطح قرار دارند. با این وجود ما همه آنها را بالا می بینیم و خود و زمین را پایین. در مورد کره ماه تصویر حقیقی است به این معنا که ماه واقعا نسبت به زمین بالا قرار دارد، اما بیش از حد مُجاز بالا قرار دارد. زیرا سطح مدار ماه نسبت به سطح مدار زمین چند درجه بیشتر خمیده نیست. اما به دلیل بالا چون ابتدای شعاع دید به مرکز جاذبه زمین نزدیکتر است و وزن منجم به آن آویزان گردیده و سنگینی میکند، انتهای آن که به ماه چسبیده است، سبکتر بوده و متعاقب آن ماه مقدار زیادی بالاتر از مقام و منزلت و رتبه و جایگاه واقعی خویش، منجم را ورانداز میکند. شاید با زبان بی زبانی میخواهد به مشاهده گر انسانی القاء نماید که در نظام خلقت از مقام و منزلت والاتری برخودار است، تا اینکه مقام اورا میپندارند. ماه نه تنها مهتاب یا چراغ خواب شب است، بلکه وظیفه اصلی او علاوه بر ایجاد جذر و مد پایدار و ثابت نگه داشتن محور زمین است و الا بدون ماه، کره زمین روی مدار خود به دور خورشید، معلق میزد و متعاقب آن حیات روی کره زمین طوری آنرا تجربه میکنیم ایجاد نمی شد یا اینکه حد اکثر لق و لوق میشد.
یک سوال از خدمت خوانندگان گرامی :
طوریکه اطلاع داریم هم اکنون سوخت خورشید گاز هیدروژن می باشد و از جوش خوردن چهار اتم هیدروژن یک اتم هلیوم ایجاد میشود. اما از طرفی دیگر میدانیم که هسته اتم هلیوم از دو عدد پروتون و دوتا نوترون و در مدار آن دو الکترون قرار دارند. در صورتی که چهار اتم هیدروژن هرکدام دارای یک پروتون در هسته و یک الکترون در مدار هستند که روی هم چهار پروتون و چهار الکترون در دست رس داریم . نتیجه میگیریم که دو اتم هیدروژن بر اثر فشار خنثی میگردند و هرکدام به یک نوترون تبدیل میشوند که با دو اتم باقی مانده و خنثی نشده هسته یک اتم هلیوم را میسازند. سوال این است که چیزی باعث میشود، ازاین چهار اتم هیدروژن که در یک شرایط مساوی دمایی و فشاری قرار دارند، درست دو تا از آنها خنثی شود و دو تا دست نخورده باقی بمانند؟
اگر پاسخ داده شود که هرکدام از آن چهار اتم یک فرشته مسول همراه خود دارند که دو تا از آنها وظیفه نگهداری و پایداری و دو تای دیگر وظیفه خنثا سازی را به عهده دارند. آنگاه منجم شجاع و جسور ما از شنیدن چنین پاسخی شگفت زده و حیران خواهد گشت و انتظار پاسخ علمی از ما را خواهد داشت و نه افسانه سازی دینی.
علی باقری
‬خورشيد به عبري :‫השמש ( ha shemesh)
خورشيد به عربي :الشمس ( al shams )


آرش محمدی
خورشید کلمه‌ای ترکی است که از دو بخش تشکیل شده :
۱- خور : از ریشه ak و فعل akmak که در ارتباط نور و آتش به معنی درخشیدن ، ساتع شدن میباشد که از آن مشتق akar یا akur یا akır به معنی تابنده ، تابان بدست آمده که اشکال مختلفی از آن مانند آگر ، آیر، گر ، کر ،هور ، خور ، خوور (khovar)و... شکل گرفته که "خور" یکی از این اشکال است
۲-شید: که از ریشه اخش که از فعل ترکی akmak و از مشتق akış(آکئش) که در ارتباط با نور و آتش به معنی ساتع شدن ، درخشش ، تابش و.. میباشد که به صورت " اخش" درآمده و از آن ریشه اخشیدن و اخشید به دست آمده که با خلاصه شدن و حذف به اشید و سپس" شید" تبدیل شده است
اخش در ترکیب کلمه آذرخش(که آذر نیز خود یک کلمه ترکی است مراجعه به کلمه آتش) نیز به کار رفته و از این کلمه نیز اشکال بسیاری بدست آمده مانند :
آترخش (ذ به ت تبدیل شده)
آتخش (حرف ر حذف شده)
آتش (حرف ر و خ حذف شده)
تش(حرف آ و ر و خ حذف شده)
آرخش (ت یا ذ حذف شده)
رخش (آ و ت حذف شده) که از آن رخشیدن به دست می آید
ترخش یا درخش (آ حذف شده ) که از آن فعل درخشیدن به دست آمده است
آرش (حرف ت و خ حذف شده)
که همگی سرمنشا ترکی داشته و از زبان ترکی ساختار گرفته اند
ولی همان طور که در هر زبانی بعد از پذیرش کلمات بیگانه در طول زمان بر اساس عللی چون آسان سازی تلفظ و یا انتقال و برداشت سماعی یا شنیداری ناقص و عامیانه تلفظ کلمات و یا عدم آگاهی از ساختار کلمات و نحوه تولید و ساخت آن ها این کلمات را دستخوش تغییراتی و حذفیاتی غیرزبانشناختی کرده و به اشکالی گوناگون در می آورند زبان فارسی نیز از امر مستثنا نیست
میرحسین سیاوشی خیابانی
چراغ زمانه/چراغ زمان. [ چ َ / چ ِ غ ِ زَ ن َ / ن ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خورشید و آفتاب. چراغ روز. چراغ جهان :
همه شب همی راند خود با گروه
چو خورشید تابان درآمد ز کوه
چراغ زمانه زمین تازه کرد
در و دشت بر دیگر اندازه کرد.
فردوسی.


میرحسین سیاوشی خیابانی
شاه ستارگان. [ هَِ س ِ رَ / رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است : شاه ستارگان به افق مغرب خرامید. (کلیله و دمنه ).
میرحسین سیاوشی خیابانی
- خشت زر ؛ خشتی که از طلاست. کنایه از آفتاب است :
دیوار مشرق را نگر خشت زر آمد قرص خور
چون دست تست آن خشت زر زر بی تقاضا ریخته.
خاقانی.
- خشت زرین ؛ خشتی که از طلاست. کنایه از خورشید است :
نقب در دیوار مشرق برد صبح
خشت زرین زان میان آمد برون.
خاقانی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خورشید   • فواید خورشید   • نام دیگر خورشید   • خورشید چیست   • عمر خورشید   • خورشید شعر   • خورشید خانم   • نقاشی خورشید   • مفهوم خورشید   • تعریف خورشید   • معرفی خورشید   • خورشید یعنی چی   • خورشید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خورشید

کلمه : خورشید
اشتباه تایپی : o,vadn
آوا : xorSid
نقش : اسم
عکس خورشید : در گوگل

آیا معنی خورشید مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )