برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1432 100 1

خوردن


مترادف خوردن: اکل، بلعیدن، تغذیه کردن، تناول کردن، صرف کردن، میل کردن، جویدن، آشامیدن، نوش کردن، نوشیدن، تحلیل بردن، برباد دادن، تلف کردن، نابود کردن، هدر دادن، بالا کشیدن، سوء استفاده کردن، واپس ندادن، سائیده شدن، فرسوده شدن، اصا

معنی خوردن در لغت نامه دهخدا

خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص ) از گلو فرودادن و بلعیدن غذا و طعام و جز آن. (ناظم الاطباء). اوباریدن. بلع کردن. اکل. تناول. جاویدن چیزی جامد. (یادداشت مؤلف ). جویدن. خائیدن. (ناظم الاطباء) :
تلخی و شیرینیش آمیخته ست
کس نخورد نوش و شکر بآپیون.
رودکی.
از زمی برجستمی تا چاشدان
خوردمی هرچ اندر او بودی ز نان.
رودکی.
اشتر گرسنه کسیمه خورد
کی شکوهد ز خار چیره خورد.
رودکی.
گفتم که ارمنی است مگر خواجه بوالعمید
کو نان گندمین نخورد جز که سنگله.
بوذر.
زنان را از آن نام ناید بلند
که پیوسته در خوردن و خفتنند.
فردوسی.
بگفت این و پس خوان بیاراستند
بخوردند نان را و برخاستند.
فردوسی.
خداوند مهری بسیمرغ داد
نکرد او بخوردن از آن بچه یاد.
فردوسی.
چو از خوردن خوان بپرداختند
می و رود و رامشگران ساختند.
فردوسی.
دویدند دو دیو و از ما دو مرد
ربودند و بردند و کشتند و خورد.
اسدی (گرشاسبنامه ).
همه دشت از آن مرغ بد گرد کرد
فکندند بسیار و کشتند و خورد.
اسدی (گرشاسبنامه ).
بر سر منبر سخن گویند مر اوباش را
از بهشت و خوردن و حوران همی زینسان کنند.
ناصرخسرو.
بر تو این خوردن و این رفتن و این خفتن و خاست
نیک بنگر که که افکند وز این کار چه خواست.
ناصرخسرو.
بنگر که چه کرده ای به حاصل
زین خوردن شور و تلخ و شیرین.
ناصرخسرو.
ابلیس آنرا بدان داشت تا انگور را شیره کرد و بخورد. (قصص الانبیاء).
خوردن برای زیستن و ذکر کردن است
تو معتقد که زیستن ازبهر خوردنست.
سعدی.
نه لایق بود پیش اهل کرم
که آسایش خویش تنها خورم.
سعدی (بوستان ).
چو موش آنکه نان و پنیرش خوری
بدامش درافتی و تیرش خوری.
سعدی (بوستان ).
نه سختی رسید از ضعیفی بمور
نه شیران بسرپنجه خوردند و زور.سعدی (بوستان ). ...

معنی خوردن به فارسی

خوردن
( مصدر ) ( خورد خورد خواهد خورد بخور خورنده خورا خوران خورده خورش خورشت ).۱ - فرو دادن غذا از گلو و بلعیدن آن اکل : غذا خوردن نان خوردن . ۲ - آشامیدن نوشیدن : آب خوردن خونخوار . ۳ - بهره مند شدن از نعمت های جهان . ۴ - تلف کردن بر باد دادن . ۵ - تصرف کردن مال و پول مردم و بمصرف رسانیدن آن باز ندادن پول و مال دیگری . ۴ - سپری کردن ( سال و ماه ) . ۷- کتک خوردن مقابل زدن .
بخوردن مشغول شدن جرم
[emotional eating] [تغذیه، روان شناسی] خوردن با هدف سرکوب کردن یا تسکین احساسات منفی از قبیل اضطراب و خشم و دلهره و اندوه
عشرت کردن خوش خوردن
( مصدر ) آب نوشیدن آشامیدن آب . یا در یک آب خوردن . در یک لحظه در مدتی بسیار کوتاه. یا مثل آب خوردن . بسیار سهل خیلی آسان .
حسرت بردن
تلهیف
( مصدر ) ۱ - در معرض شعاع آفتاب قرار گرفتن . ۲ - سیاه شدن بجهت ماندن در آفتاب . ۳ - رنج کشیدن .
( مصدر ) افسوس خوردن دریغ خوردن .
کنایه از ضبط کردن گریه
حسرت خوردن شکایت کردن
فریب خوردن
خوراکهای گوناگون خوردن . غذم
...

معنی خوردن در فرهنگ معین

خوردن
(خُ دَ) [ په . ] ۱ - (مص م .)فرو بردن غذا از گلو. ۲ - نوشیدن . ۳ - (عا.) سوء استفادة مالی به هنگام تصدی شغلی . ۴ - شکست خوردن ، مغلوب شدن . ۵ - مناسب بودن ، جور بودن . ۶ - ساییدن (فنی ). ۷ - (مص ل .) تصادف کردن . ۸ - اصابت کردن . ۹ - مقارن شدن ، همزمان ش
( ~ خُ نَ. خُ دَ) (مص ل .) کنایه از: به زندان افتادن .
(خُ دَ)(مص ل .)۱ - آب نوشیدن ، آشامیدن آب . ۲ - (کن .) سرچشمه گرفتن ، ناشی شدن . ۳ - هزینه برداشتن ، خرج برداشتن .
(اِ. خُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) (عا.) فریب خوردن .
( ~. خُ دَ) (مص ل .) پریشان شدن ، مضطرب شدن .
( ~. خُ دَ) (مص ل .) ۱ - برخورد کردن . ۲ - انحلال یک حزب یا گروه ... ۳ - بد - حال شدن .
(خُ دَ) (مص ل .) تلوتلو خوردن در راه رفتن ، به چپ و راست مایل شدن .
(دَ) (مص ل .) ۱ - در تاب نشستن و در هوا به جلو و عقب رفتن . ۲ - پیچ و خم پیدا کردن .
(تَ رَ. خُ دَ) (مص ل .) (عا.) شکاف برداشتن .
(خُ دَ) (مص ل .) یکه خوردن ، تعجب کردن .
(جِ. خُ دَ) (مص ل .) (عا.) پاره شدن .
( ~. خُ دَ) (مص ل .) ۱ - رنج کشیدن . ۲ - غصه خوردن .
...

معنی خوردن در فرهنگ فارسی عمید

خوردن
۱. فروبردن غذا از گلو، چیزی در دهان گذاشتن و فرودادن.
۲. [مجاز] به ناروا تصرف کردن: با کلک پولم را خورد.
۳. [عامیانه، مجاز] جلوگیری از بروز حالتی مانند گریه یا خنده: گریه اش را خورد.
۴. (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] هماهنگ و منطبق بودن: اخلاقش به من نمی خورد.
۵. (مصدر لازم) اصابت کردن: تیر به هدف خورد.
۶. (مصدر لازم) [عامیانه] کتک خوردن.
۷. (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] برخورد کردن، مواجه شدن: زود برو که به باران نخوری.
۸. [مجاز] فرسودن: نم، آهن را خورده بود.
۹. نوشیدن.
۱۰. [مجاز] ساییدن.

خوردن در دانشنامه اسلامی

خوردن
یکی از موضوعاتی که در فقه از احکام آن صحبت شده ، خوردن می باشد.
خوردن ، جویدن و فروبردن مواد غذایی از راه دهان و بلعیدن آن و نوشیدن . به ناروا تصرف کردن مال کسی را اکل به باطل می گویند.
کاربرد خوردن در فقه
از احکام خوردن به معنای اوّل در بابهای طهارت، صلات، صوم، حج، تجارت، نکاح و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
حکم فقهی خوردن
انسان همچون دیگر جانداران برای ادامه حیات خود نیاز به خوردن دارد و از آنجا که حفظ جان از واجبات است، خوردن در حدّ حفظ جان واجب است. و افزون بر آن، مباح خواهد بود؛ چنان که خوردن از روی سیر ی و نیز تا مرز پر شدن معده کراهت دارد و با داشتن زیانِ درخور اعتنا حرام است. خوردن به نیت کسب توانایی در به جا آوردن تکالیف و وظایف بندگی مستحب است. خوردن از سفره ای که بر آن شراب نوشیده شود، حرام می باشد.
← خوردن در حال تخلی
...
در قرآن کریم سفارش به خوردن انار شده است و آن را از جمله میوه های بهشتی شمرده است که خوردنش مستحب است.
خوردن میوه انار، امری روا و مباح است و توصیه زیادی در روایات ما شده است که این روایات از متن قرآن گرفته شده است. ...والرمان متشـبها وغیر متشـبه کلوا من ثمره اذا اثمر...(...و انار شبیه به یکدیگر و غیر شبیه پدید آورد از میوه آن چون ثمر داد بخورید...)
تفسیر مرتبط
جناب فیض کاشانی در تفسیر (کلوا من ثمره) فرموده است: «کلوا من ثمره: من ثمر کل واحد من ذلک. اذا اثمر: وان لم یدرک ولم یینع بعد، وقیل: فائدته رخصة المالک فی الاکل منه قبل اداء حق الله.» علامه طباطبایی هم در تفسیر این فراز از آیه فرموده اند: «امری که در اینجا است امر وجوبی نیست، بلکه تنها اباحه را می رساند، چون از اینکه قبلا مسأله خلقت جنات معروشات و نخل و زرع و غیر آن را خاطر نشان ساخته بود به دست می آید که امر به خوردن از میوه های آنها امر در مورد توهم منع است و معلوم است در چنین موردی صیغه امر تنها اباحه را می رساند نه وجوب را. در حقیقت تقدیر کلام این است که : (خداوند آن کسی است که جنات و نخل و زرع را آفرید و به شما دستور داد تا از میوه های آنها بخورید ...

خوردن در دانشنامه ویکی پدیا

خوردن
خوردن به عمل جویدن و بلعیدن غذا می گویند. همه جانداران برای ادامه حیات نیازمند خوردن هستند. خوردن یک فعالیت روزانه حیاتی است و در صورت اختلال در این فعالیت ممکن است بدن دچار بیماری های گوناگون شود.
عکس خوردن
خوردن رائول (انگلیسی: Eating Raoul) فیلمی در ژانر کمدی ترسناک به کارگردانی پال بارتل است که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد.
۲۴ مارس ۱۹۸۲ (۱۹۸۲-03-۲۴)
یک زوج بی حوصله لس آنجلسی، راهی عجیب و خطرناک برای تأمین هزینه های افتتاح یک رستوران پیدا می کنند...
روانشناسان شناختی پیوسته کوشیده اند تا خطاهای شناختی افراد مبتلا به اختلالات خوردن را شناسایی کنند. در سال های اخیر، با پی بردن به نقش خلق منفی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در بروز این اختلال، تحقیقات زیادی در حوزه هیجان و تنظیم هیجانی در حوزه اختلالات خوردن صورت گرفت. محققین بر این باورند که افراد مبتلا به اختلالات خوردن در تنظیم هیجانات خود با مشکلاتی روبرو هستازم ند و مهارت های لازم برای مقابله با هیجانات منفی را ندارند و خوردن راهکاری است که به وسیله آن می توانند برای مدتی هر چند کوتاه از این احساسات ناخوشایند فاصله بگیرند
تنظیم هیجانی ریشه در مطالعه دفاع های روان شناختی، استرس و مکانسیم های مقابله، نظریه دلبستگی و نظریه هیجان دارد. تنظیم هیجانی به عنوان یک سازه مستقل نخستین بار در پژوهش های رشد کودک و پس از آن در مطالعات بزرگسالی وارد شد. برمبنای رویکرد کارکردگرایی، هیجانات از آن جهت که غالباً پاسخی سازگارانه ای به مشکلات و موقعیات هستند، تکامل یافته اند. نظریه های هیجانی بر اهمیت هیجانات در بروز پاسخ های حرکتی، فیزیولوژیکی و رفتاری، تسهیل سازی فرایند تصمیم گیری، تقویت حافظه و تعاملات بین فردی تأکید دارند، با این وجود هیجانات همان طور که می توانند کمک کننده باشند و سبب تسهیل فراینها گردد، می توانند آسیب رسان نیز باشند. هیجانات زمانی که ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خوردن در دانشنامه آزاد پارسی

خوردن (ingestion)
(یا: فروبری) فرآیند ورود غذا به دهان. شیوۀ گرفتن غذا تفاوت دارد، ولی ممکن است شامل گاز زدن، مکیدن یا تصفیه (پالیدن) باشد. بسیاری از موجودات تک یاخته ای ناحیه ای در غشای یاخته ای خود دارند که به مثابۀ دهان عمل می کند. در این موارد، موهای ریز (مژک ها) در اطراف دهان ذرات غذا را گرد می آورند و برای فروبری آماده می کنند.

نقل قول های خوردن

خوردن به عمل جویدن و بلعیدن غذا می گویند.
• «فرزندم ، هر طور دلت می خواهد بخور ، امّا آن طور که مردم می پسندند بپوش.» از «لطائف الظرفاء من طبقات الفضلاء » نوشته ابومنصور عبدالملک ثعالبی ، به اهتمام قاسم السامرائی ، چاپ لیدن ، ۱۹۷۸ ، بارگذاری شده در ویکی نبشتۀ عربی -> ابوعمرو بن علاء

ارتباط محتوایی با خوردن

خوردن در جدول کلمات

خوردن
اکل
خوردن اندکی غذا برای رفع گرسنگی
ته بندی
خوردن در زبان عرب
اکل
خوردن روغن هسته انگور | روغن زیتون | سبزی ها و میوه ها | نقش تعیین کننده ای در آن دارند
تنظیم کلسترول خون
حسرت خوردن | افسوس
حیف
دونآ ن غذا خوردن خیلی سختا ست
دندان
سیر خوردن ستور
تاوین
شکست خوردن در جنگ
هزیمت
شکیبایی است و به فرموده حضرت امیرالمؤمنین (ع) با فرو خوردن خشم به دست می آید
بردباری
شیرازی اش خوردن دارد
فالوده

معنی خوردن به انگلیسی

fit (فعل)
شایسته بودن ، مجهز کردن ، تطبیق کردن ، متناسب کردن ، خوردن ، اندازه بودن برازندگی ، زیبنده بودن بر ، مناسب بودن برای ، سوار یا جفت کردن ، صلاحیت دار کردن ، گنجاندن یا گنجیدن
gnaw (فعل)
ساییدن ، تحلیل رفتن ، گاز گرفتن ، کندن ، خاییدن ، خوردن ، مانند موش جویدن
feed (فعل)
جلو بردن ، طعمه کردن ، خوراک دادن ، پروردن ، سیر کردن ، خوردن ، خوراندن ، قورت دادن ، غذا دادن ، چراندن ، تغذیه کردن ، خواربار تامین کردن
strike (فعل)
زدن ، ضرب زدن ، ضربت زدن ، ضربه زدن ، خوردن ، خطور کردن ، اعتصاب کردن ، خوردن به ، بخاطر خطور کردن ، سکه ضرب کردن
hit (فعل)
زدن ، خوردن ، خوردن به ، اصابت کردن، به هدف زدن
match (فعل)
وصلت دادن ، تطبیق کردن ، خوردن ، خواستگاری کردن ، جور بودن با ، بهم امدن
eat (فعل)
تحلیل رفتن ، غذا خوردن ، مصرف کردن ، خوردن
grub (فعل)
جان کندن ، جستجو کردن ، خوراک دادن ، خوردن ، قلع کردن ، زمین کندن ، از کتاب استخراج کردن ، از ریشه کندن یا دراوردن
drink (فعل)
نوشیدن ، اشامیدن ، خوردن ، نوشانیدن ، اسقاء کردن
corrode (فعل)
سو زاندن ، زنگ زدن ، خوردن ، پوسیدن
hurtle (فعل)
انداختن ، مصادف شدن ، خوردن ، تصادف کردن ، پیچ دادن ، پرت کردن
devour (فعل)
خوردن ، بلعیدن ، حریصانه خوردن
erode (فعل)
ساییدن ، فاسد کردن ، خوردن ، ساییده شدن ، فرساییدن
take a meal (فعل)
خوردن

معنی کلمه خوردن به عربی

خوردن
اغلق , تآکل , تاخم , جرة , ضربة , عينة , کل , له , وارد , يرقة
ضربة
حلمة
تشمس
اسف
اقضم
وادي
مذاق
حضن
جواب , ضربة , فائدة
وميض
صوت
اصطدم , خطا , دقة
تخمة , وادي
التواء , حلقة , مفتاح
جزع
تحول
رثاء
بکرة , ترنح
تلوتلو خور ...

خوردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ترنم
تناول
مهنا
خرد شدن
خودرو
علی باقری
خوردن:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " خوردن" می نویسد : (( خوردن در پهلوی در ریخت خورتن xwartan بکار می رفته است . خوارتن یا خواریتن xwārītan در این زبان در معنی نوشیدن به کار می رفته است و در واژه‌هایی چون" میخواره "و "میخوار" بازمانده است.))
((پدید آید آنگاه، باریک و زرد،
چو پشت ِ کسی کو غم ِعشق خوَرْد.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 204 )
حمیدرضا دادگر_فریمان
اکل، بلعیدن، تغذیه کردن، تناول کردن، صرف کردن، میل کردن، جویدن، آشامیدن، نوش کردن، نوشیدن، تحلیل بردن، برباد دادن، تلف کردن، نابود کردن، هدر دادن، بالا کشیدن، سوء استفاده کردن، واپس ندادن، سائیده شدن، فرسوده شدن، اصا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خوردن مني چه فوايدي دارد   • خوردن آلات مرد توسط زن   • خوردن واژن زن توسط مرد   • حکم خوردن آب زن   • خوردن شیر زن توسط شوهرش   • خوردن لب   • معنی خوردن   • خوردن مني ضرر دارد   • مفهوم خوردن   • تعریف خوردن   • معرفی خوردن   • خوردن چیست   • خوردن یعنی چی   • خوردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خوردن
کلمه : خوردن
اشتباه تایپی : o,vnk
عکس خوردن : در گوگل

آیا معنی خوردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )