تکالیف

/takAlif/

مترادف تکالیف: وظایف، وظیفه ها، تکلیف ها، مشق ها، تمرینات، تمرین ها، بایدها و نبایدها، مشقات، سختی ها، مشقت ها

لغت نامه دهخدا

تکالیف. [ ت َ ]( ع اِ ) ج ِ تکلیف. تکلیف ها و دشواریها و سختی ها و ناهمواریها و آزمایشها. || رسوم. || باج و خراج. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تکلیف شود.

فرهنگ فارسی

کارهای سخت، رنجهاومشقتها، سختی ها، جمع تکلفه
( اسم ) ۱ - جمع تکلفه : کارهای سخت مشقتها . ۲ - جمع تکلیف .

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ تکلفه ، کارهای سخت ، مشقت ها.

فرهنگ عمید

= تکلیف

پیشنهاد کاربران

وظیفه ها ومشکلات خودت را به دیگران نسپرید وشانه خالی نکنید:
از نفقه واجبه ومهریه فرار نکنید
از صحنه تصادف نگریزید
اشتباه خودت را بگردن بگیرید
مدیریت را به منشی واگذارنکنید
. . .
این یکی دیگر از معانی اصیل ( مبین ) این آیه:
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ.
به پارسی : خویش کاری ها یا خویشتن کاری ها
تکلیف
انتظارات
assignment
Homework
Workbook
کار در خانه ، تکلیف در خانه