برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

خضر

/xezr/

مترادف خضر: الیاس، پیر

معنی اسم خضر

اسم: خضر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: xezr) (در اعلام) در نزد مسلمانان پیامبری است که آب حیات نوشید و مرشد موسی بود، (در تصوف) خضر مقامی ممتاز دارد و راهنمای سالکان است - نام یکی از پیامبران که طبق روایات چون به آب حیات دست یافت و از آن نوشید، عمرجاویدان پیدا کرد

معنی خضر در لغت نامه دهخدا

خضر. [ خ ِ ] (اِخ ) نام پیغمبری که صاحب موسی علیه السلام بود و نام اصلی آنرا تالیا گفته اند و پارسیان ایلیا یوهن می گویند. قال فی المعیار: خضر (بالکسر) صاحب موسی علیه السلام سمی لانه کان لایجلس علی خشبة یابسة و لا ارض بیضاء الا اخضرت و کان اسمه تالیا. او را خضارن نیز می گویند. (ناظم الاطباء). لقب پیغمبر که «ارمیا» نام داشت و در نبوت او اختلاف است ، نزد بعضی نبی است و نزد بعضی ولی. (از غیاث اللغات ). نام پیغامبری که خداوند تعالی موسی علیه السلام را به تعلم در نزد او فرستاد و موسی بر کرده های او انکار آورد. خضر حکمت اعمال خود بدو نمود و از او جدایی جست و خضر تا قیامت زنده باشد و مسافران خشکی را یاری دهد، چنانکه الیاس مسافران دریا را و معروفست که خضر آب حیوان را خورده و همیشه زنده می باشد. (یادداشت بخط مؤلف ). معروفست که اسکندر ذوالقرنین قصد این آب کرد، ولی موفق بخوردن آن نشد اما خضر بر آن آب دست یافت و طبق قول شهنامه ، اسکندر بقصد آب حیوان حرکت کرده در ظلمات گم شد و خضر که رای زن او در این سفر بود به آب حیات دست یافت و از آن آب بخورد و تن بشست و زندگانی جاویدان یافت :
در حریم کعبه جان محرمان الیاس دار
علم خضر و چشمه ٔ ماهی بریان دیده اند.
خاقانی.
تا بر سر تو چشمه ٔ خضر است سایبان.
خاقانی.
بودم در این که خضر درآمد ز راه و گفت
عید است و نورهان شده ملک سکندرش.
خاقانی.
ثابت این راه مقیمی بود
همسفر خضر کلیمی بود.
نظامی.
بصحرائی شدند از صحن ایوان
بسرسبزی چو خضر از آب حیوان.
نظامی.
گرت باید ای دل که تا آبروی
میان بزرگانت باقی بود
چو خضر پیمبر که کشتی شکست
وزو دست جبار ظالم ببست.
سعدی.
چگویم آن خط سبز و دهان شیرینت
بجز خضر نتوان گفت و چشمه ٔ حیوان.
سعدی.
خضری چو کلک سعدی همه روز در سیاحت
نه عجب که آب حیوان بدرآید از سیاهی.
سعدی.
مخور نان اگر حاتمت نان دهد
مخواه آب اگر خضر ساقی بود.
ابن یمین.
مگر خضر ...

معنی خضر به فارسی

خضر
نزد مسلمانان نام یکی از انبیاست که موسی را ارشاد کرده و نزد صوفیان نیز مقامی ممتاز دارد . محققان غربی در تشخیص هویت او اختلاف دارند . بعضی گویند دو شخصیت (( ایلیا )) ی نبی و (( جرجیس )) قدیس بصورت خضر در آمده . بموجب روایات اسلامی وی یکی از جاویدانانست .
۱ - ( صفت ) سبز . ۲ - شاخ. درخت . ۳ - زراعت . ۴ - جای بسیار سبز .
بن هبه الله بن ابی همام طائی شاعری بغدادی از شاعران بود و امیرالمومنین الراشد بالله بن المستر شد بالله را مدح کرد و نیز بر مجلس امیران دیگر عرب حاضر شد و بدیهه شعر سرود .
دهی است از دهستان تکاب بخش ریوش شهرستان کاشمر واقع در بیست و دو هزار گزی شمال باختری ریوش سر راه مالرو عمومی ریوش بسنقری .
کنایه از آسمان پیما بر فلک رونده
خضرائ دمن خضرائ الدمن
او خضرخان بن طفغاج خان ابراهیم بن نصر ارسلان معروف با یلک بن علی بن موسی است که بعد از وفات برادرش شمس الملک نصر بن ابراهیم در سنه ۴۷۷ ه . ق . بجای او بر تخت سلطنت ماورائ النهر بنشست و بعد از اندک مدتی وفات یافت .
نام یکی از وزرای سلطان محمد ثالث و سلطان احمد اول عثمانی است در قرن یازدهم ه. ق .
دهی است از دهستان کلرود پی بخش مرکزی شهرستان نوشهر . واقع در ده هزار گزی باختر المده و سه هزار گزی جنوب نوشهر المده . این ده در دشت واقع است با آب و هوای معتدل .
دهی است جزئ دهستان اوریاد بخش ماه نشان شهرستان زنجان واقع در ۵۱ هزار گزی شمال باختری ماه نشان و ۲۸ هزار گزی راه مالرو عمومی .
نام ...

معنی خضر در فرهنگ معین

خضر
(خَ ضَ) [ ع . ] (مص ل .) سبز شدن ، به رنگ برگ درخت درآمدن .
(خَ ض ) [ ع . ] ۱ - (ص .) سبز. ۲ - (اِ.) شاخة درخت . ۳ - زراعت . ۴ - جای بسیار سبز.
(بِ خِ) [ فا - ع . ] (اِمر.) ۱ - آب حیات بخش . ۲ - معرفت حقیقی که خاصة انبیاء و اولیاست .
( ~ خِ)(اِمر.) آب حیات ، آب زندگانی .

معنی خضر در فرهنگ فارسی عمید

خضر
سبزه، گیاه.
سبز.

خضر در دانشنامه اسلامی

خضر
معنی خُضْرٍ: سبزها (جمع أخضر)
تکرار در قرآن: ۸(بار)
سبز بودن آیا ندیدی که خدا از آسمان آب می‏باراند و زمین سبز می‏شود. خضر (بر وزن کتف) به معنی الخضر و سبز است و مراد از آن در آیه کشت است یعنی: از آن آب زرع رویاندیم و از زرع دانه‏های روی هم سوار شده بیرون آوردیم. خضر (بر وزن قفل) جمع اخضر است مثل و مثل و مثل . * خدائیکه از درخت سبز برای شما آتشی پدید آورد که از آن می‏افروزید. نا گفته نماند: در هر درخت سبز آتش نهفته است بطوریکه اگر دو چوب‏تر به هم سائیده شوند می‏سوزند و آتش می‏گیرند. آتش سوزی جنگلها که در «عصر» خواهد آمد بواسطه به هم سائیده شدن درختان جنگلی در اثر گردبادهاست. ولی چون الف و لام «الشجر» در آیه شریفه برای عهد ذهنی است لذا از آن درخت معلومی در نظر است. نقل کرده‏اند: درخت مرخ (بر وزن فلس) و درخت عفار (بر وزن مدار)دو درخت اند که با سائیدن به یکدیگر آتش می‏گیرند و مشتعل می‏گردند. و از کلمه «فَاِذا اَنْتُم مِنْهُ تُوقِدونَ» روشن می‏شود که عربها با سائیدن آن دو به یکدیگر می‏افروخته‏اند. لذا باید گفت مراد از«الشجر» همان دو درخت است. در آیه شریفه از این مطلب، تقویت معاد در نظر است یعنی: خدائی که از درخت سبز وتر آتش سوزان خارج می‏کند، می‏تواند از استخوان پوسیده آدم زنده بیرون آورد. در قاموس می‏گوید: مرخ درختی است که زود مشتعل می‏شود و عفار درختی است که باآن آتش می‏افروزند.
خضر ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • حضرت خضر، به کسر خاء و سکون ضاء یکی از اولیاء و پیامبران الهی و معاصر حضرت موسی• خضر بن نصر اربلی، مفسر و فقیه شافعی قرن پنجم و ششم • خضر بن محمد حبلرودی، ملقب به نجم الدین، متکلم و فقیه شیعیِ قرن نهم• خضر پاشا، بارباروس، خیرالدین (خضر) پاشا (۸۷۰ـ۹۵۳)، دریاسالار مشهور ناوگانِ عثمانی• خضرخان، حاکم دهلی از جانب تیمور گورکان و همچنین بنیان گذار سلسله سیدیها در هند• خضر (سبزیجات)، به فتح خاء و کسر ضاء همان سبزیجات
...
...


خضر در دانشنامه ویکی پدیا

خضر
خِضر بر اساس برخی روایات اسلامی، از پیامبران و بر اساس برخی دیگر از روایات.، بنده صالحی بود. بسیاری از مفسرین همراه موسی و یوشع بن نون را در داستانی که در سوره کهف آمده است؛ خضر می دانند. از معجزاتش این بود که روی هر زمین خشکی می نشست، زمین سبز و خرم می گشت و دلیل نامش، خضر (سبز) نیز همین است. زندگی خضر، از قبل از زمان موسی تا زمان حاضر، و ادامهٔ زندگیش تا آخر الزمان، مورد اتّفاق مسلمانان - است. مجموعهٔ روایات، مؤیّد آن است که خضر، طولانی ترین عُمر را در میان فرزند آدم دارد.
گفته اند خضر از اولاد سام بن نوح و پسرخالهٔ ذوالقرنین بود. در وجه تسمیه خضر نوشته اند که هر کجا می نشست سبز می شد. با این حال بنا به برداشتی نیز، دو نفر با نام خضر وجود داشته اند، خضر اکبر که از اولاد سام بن نوح بوده و خضر ثانی که از انبیای بنی اسرائیل بود و مصاحب موسی بوده است. او یکی از چهار مادر هستی در اشعار فردوسی است که با لقب مشک خوانده شده است:
یک بررسی دقیق تر متون مختلف نشان می دهد که نسخ بعدی داستان های ذالقرنین به قرآن وابسته اند به طوری که از طریق مفسران اولیهٔ مسلمان فهمیده می شود. عناصر کلیدی داستان های بعدی مانند وجه تسمیهٔ «ذوالقرنین» که نسبت داده شده به کورش هخامنشی مدیون منابع آن ها در تفاسیر است.
خضر از شاهزادگان بود و پدرش مال و نعمت بسیار داشت. اما خضر دوستدار حکمت بود و به راه پیغمبری می رفت، و تا در خانوادهٔ خود بود، به راهنمایی گمشدگان و دستگیری بینوایان می پرداخت و چون به پیغمبری رسید به راهنمایی قوم ذوالقرنین فرمان یافت. ذوالقرنین جهانداری آگاه بود و خضر را گرامی داشت و خداپرستی وی را ستایش می کرد و در کارها با وی مشورت می کرد و کار دین و شریعت مردم را به او محول می ساخت.
عکس خضر
خضر التونی (عربی: خضر التوني‎؛ ۱۵ دسامبر ۱۹۱۶ – ۲۵ سپتامبر ۱۹۵۶(1956-09-25)) وزنه بردار اهل مصر بود.
شیخ الع ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خضر در دانشنامه آزاد پارسی

خِضْر
پیامبر معاصر موسی (ع)، و در اعتقادات عامه، شخصیتی با عمری جاودانه. سرگذشتش با افسانه ها درآمیخته است. در منابع نام او تالی بن ملکان است و با شش واسطه به حضرت نوح نسب می برد. در افسانه ها آمده است که با لشکری از منطقه ای می گذشت و برای آوردن آب از لشکر جدا شد و در جست وجوی آب به درون غاری رفت و در قلمرو ظلمات چشمه ای یافت، که چشمۀ حیات بود، و از آب چشمه نوشید و عمری جاودان یافت و بعد از آن هرگز آن چشمه را نیافتند. در برخی روایات نیز آمده که او را خضر می نامیدند چون هرجا قدم می گذاشت گیاه می رویید و سرسبز می شد. برخی او را فقط ولیّ خدا و برخی دیگر پیامبر دانسته و به نازل شدن حکم بر او در آیات مربوط به داستان موسی و خضر استناد کرده اند. نیز در روایات آمده است که او از دنیا نرفته و همچنان در حال حیات است. نام او در قرآن نیامده اما مفسران او را همان «عبد صالح» می دانند که داستان سفرش با موسی (ع) در قرآن نقل شده است (کهف، ۶۰ـ۸۲). خضر در عرفان اسلامی و در ادبیات رمزی همچون حیّ بن یقظان نیز مقام والایی دارد. ابن عربی از دیدارهای متعدد خود با خضر سخن می گوید و مدعی است که خرقۀ خود را بلاواسطه از او گرفته است. در عرفان اسلامی خضر کنایه از بسط است (← قبض_و_بسط). در ادبیات عرفانی فارسی نیز از او به عنوان پیر و مرشد و انسان کامل یاد شده که به علم لدنّی دست یافته است.

خضر در جدول کلمات

سریال جدید شبکه دو ساخته سید جلال دهقانی اشکذری با بازی عباس غزالی | محمد کاسبی | هستی مهدوی فر | سیما خضر آبادی و••• که قسمت اول آن دیشب روی آنتن رفت
حانیه
سریالی ساخته جلال دهقانی اشکذری با بازی جعفر دهقان | عباس غزالی | هستی مهدوی فر و سیما خضر آبادی که پارسال پخش شد
حانیه

خضر را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دیدن حضرت خضر   • قبر حضرت خضر   • حاجت گرفتن از حضرت خضر   • حضرت خضر زنده است   • عکس حضرت خضر   • چگونه حضرت خضر را ببینم   • معجزات حضرت خضر   • عکس واقعی حضرت خضر   • معنی خضر   • مفهوم خضر   • تعریف خضر   • معرفی خضر   • خضر چیست   • خضر یعنی چی   • خضر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خضر

کلمه : خضر
اشتباه تایپی : oqv
آوا : xezr
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس خضر : در گوگل

آیا معنی خضر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )